دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چیستی نفس

No image
چیستی نفس

كلمات كليدي : جوهر، صورت نوعیه، جنس، فصل، صورت نوعیه، کمال اول، کمال ثانی، جسم طبیعی، جسم صناعی

نویسنده : هادي موسوي

"نفس" در اصل لغت بر خروج نسیم دلالت می‌کند و تنفس نیز به همین معنا می‌باشد. واژه نَفس در کتابهای لغت، بیشتر به معنی ذات و حقیقت شی آمده است ، "قتل فلان نفسه" یعنی ذات و حقیقت خودش را هلاک کرد.[1]

در مورد نفس در تاریخ دو گونه تعریف یافت میشود؛ تعریفی که به نفس از منظر علاقه‌اش به جسم می‌نگرد و تعریف دیگر از حیث اینکه جوهری مستقل و قائم به ذات است، در صورت اول نفس صورت جوهری برای جسم آلی است و بالتبع این دو جوهر(نفس وجسم)، صورت و هیولا برای جوهر مرکبی‌اند که همان موجود زنده است و در حالت دوم هر کدام از نفس و جسم جوهر مستقلی هستند.[2] اما در کلام صدر المتألهین می‌یابیم که نفس به جز معنای تعلقی اش به جسم، معنای دیگری نمی‌تواند داشته باشد[3] و تعریف ما ناظر به همین حالت است.

حیات در مراحل گوناگونش آثار متفاوتی دارد که اولین مرتبه آن تغذیه، رشد، و تولید مثل است در مرتبه بعد حس و حرکت هم به این آثار اضافه می‌شود و در مرتبه آخر این علم و ادراک است که به آثار زندگی ملحق می‌شود؛ هر یک از این مراتب، مخصوص به نوع خاصی از انواع موجودات زنده است. هر نوعی دارای صورت نوعیه‌ای است که آن را از دیگر انواع متمایز می‌سازد به این صورت نوعیه، «صورت کمالیه» هم می‌گویند؛ این صورت کمالیه وقتی به ماده افاضه می‌شود موجودی پدید می‌آید که که دارای آثار مذکور و مخصوص به خود است یعنی آثاری که در هر نوعی با دیگری متفاوت است و مرحله بالاتر واجد کمالات مرحله پایین‌تر است و نه بالعکس. این صورت کمالی را «نفس» می‌گویند که پایین‌ترین درجه آن نفس گیاهی سپس نفس حیوانی و در مرتبه آخر نفس ناطقه است.[4]

حکمای اسلامی تعریفی از نفس آورده‌اند که تقریبا همگی در آن اتفاق نظر دارند گرچه الفاظ ایشان در بیان مقصود گوناگون است. آن تعریف اینگونه است: "نفس کمال اول برای جسم طبیعی آلی است ".[5]

در تعریف فوق اصطلاحاتی به کار برده شده که برای واضح شدن معنای نفس آنها را با توضیح بیشتری ارائه می کنیم:

1- کمال اول

بطور کلی کمال عبارت است از آنچه که شی را بالفعل می کند و این کمال دو نوع است:

الف :کمال اول

آن چیزی که نوع را بالفعل می‌کند به این صورت که با اضافه شدن این کمال به جنس (که امری کلی ومبهم است ) نوع شکل می‌گیرد و در عباراتی دیگر به آن منوِّع، صورت نوعیه و فصل هم می‌گویند. از آن رو بر این کمال عنوان "کمال اول" صدق می‌کند که بر نوع مقدم است (زیرا فصل است و فصل رتبتاً بر نوع مقدم است).

ب:کمال ثانی

کمالی است که به دنبال نوع می‌آید وآن همان آثار حیات است که به دنبال نوع می‌آید و مثالهایی از آن را در اول این نوشته ذکر کردیم، این کمال را از آن رو کمال ثانی می‌گویند که در پی کمال اول می آید و نوع را در صفاتش کمال می بخشد مانند برندگی برای شمشیر و قدرت برای انسان.[6]

2- جسم طبیعی

هدف از این قید خارج نمودن جسم صناعی از تعریف است، فرق بین جسم طبیعی و صناعی در این است که جسم صناعی دارای صورت طبیعی که وحدت بخش اجزای آن باشد نیست بلکه بواسطه عامل خارجی واجد صورت و شکل شده است، مثلاً گفته می‌شود: "صندلی یکی از اجسام است" و حال آنکه ما ماهیتی حقیقی و صورتی طبیعی به نام "صندلی" نداریم بلکه آنچه صندلی نامیده می شود همان چوب است که بوسیله نجار شکل و صورت خاصی گرفته است.[7] بنابراین صندلی یک جسم صناعی است که نمی‌توان گفت دارای نفس است.

3- آلی

اجسام طبیعی دو گونه‌اند، گروهی کمالات ثانیه‌اشان بوسیله آلات و قوا از آنها صادر می‌شود مانند؛ گیاهان، حیوانات و انسانها و گروهی دیگر بدون واسطه قوا و آلات کمالات ثانیه از آنها سر می زند مانند؛ صورتهای عنصری (آب، خاک، هوا وآتش) و صورتهای معدنی (یاقوت ،طلاو...) این گروه دوم که بدون واسطه، کمالات ثانیه از آنها صادر می‌شود دارای نفس نیستند[8]. پس منظور از قید آلی این است که جسم طبیعی مرکب از آلات یا اعضاء باشد.[9]

در نتیجه جسمی دارای نفس است که اولا ً طبیعی باشد نه صناعی و ثانیاً آثار و افعالی که از او صادر می‌شود بواسطه آلات و اعضایی که دارد از او صادر شود.

مقاله

نویسنده هادي موسوي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

رذایل اخلاقی

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.

پر بازدیدترین ها

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
Powered by TayaCMS