ایمان به معاد
قرآن کتاب انسانسازى و تربیت است و در این مسیر قسمت مهمى از مسایل تربیتى را از طریق ایمان به معاد و توجه به حساب و قیامت، تعقیب نموده است.
قرآن حدود 1400 بار از مسالهى معاد و خصوصیات آن سخن به میان آورده است. و بیش از یک ششم قرآن، انسانها را به معاد و یاد روز رستاخیز دعوت مىنماید.
ایمان به معاد یعنى ایمان به یک زندگى ابدى که همه چیز آن از روى حساب است. ایمان به معاد یعنى ایمان به دریافت کیفر و پاداش اعمالى که ما در دنیا انجام دادهایم. یعنى هیچکدام از نیکىها و بدىهاى ما نابود و فانى نمىشود، بلکه انسان در گرو اعمال خود است. چنین عقیدهاى نقش عمیقى در پرورش روح انسان دارد.
در اینجا به عنوان نمونه به ذکر چند آیه مىپردازیم:
قرآن کتاب انسانسازى و تربیت است و در این مسیر قسمت مهمى از مسایل تربیتى را از طریق ایمان به معاد و توجه به حساب و قیامت، تعقیب نموده است.قرآن حدود 1400 بار از مسالهى معاد و خصوصیات آن سخن به میان آورده است. و بیش از یک ششم قرآن، انسانها را به معاد و یاد روز رستاخیز دعوت مىنماید.ایمان به معاد یعنى ایمان به یک زندگى ابدى که همه چیز آن از روى حساب است. ایمان به معاد یعنى ایمان به دریافت کیفر و پاداش اعمالى که ما در دنیا انجام دادهایم. یعنى هیچکدام از نیکىها و بدىهاى ما نابود و فانى نمىشود، بلکه انسان در گرو اعمال خود است. چنین عقیدهاى نقش عمیقى در پرورش روح انسان دارد.در اینجا به عنوان نمونه به ذکر چند آیه مىپردازیم:
«یوم تجد کل نفس ماعملت من خیر محضراً و ما عملت من سوء»
«روز قیامت روزى است که هر کس آنچه را از کار نیک یا بد انجام داده حاضر مىبیند.»
«خشعاً ابصارهم یخرجون من الاجداث کانهم جراد منتشر»
«انسانها از قبرها بیرون مىآیند، در حالى که چشمهایشان (از وحشت) خاشع و به زیر افتاده است و همچون ملخهاى پراکنده (بىهدف) به هر سو مىدوند.»
«یوم یَفِرّ المَرءُ مِن أخیه و اُمّه و أبِیه و صاحِبَته وَ بَنیه لِکلّ امرءٍ مِنهم یَومَئذٍ شأنٌ یُغنِیه»
«در آن روز انسان از برادر خود فرار مىکند و (نیز) از پدر و مادرش، و از زن و فرزندانش مىگریزد و هر کس در وضعى قرار دارد که او را به خود مشغول کرده است.»
این آیات چند نمونه از صدها آیات قرآن درباره روز قیامت است. روزى که ندامتگاه گنهکاران است. روزى که راه برگشت و راه فرار در آن نیست، روزى که همه اعمال مردم در کارنامههایشان ثبت است.
مهم این است که ما معاد را فراموش نکنیم و همواره به یاد آن باشیم، گرچه ایمان و یقین قطعى به آن نداشته باشیم، بلکه ظن و گمان به آن داشته باشیم، براى تربیت کافى است. چنانکه مىخوانیم:
«ألا یَظنّ اُولئک انّهم مَبعُوثون لِیَوم عَظیم یَومَ یَقومُ النّاس لِربّ العالَمین»
«آیا این کم فروشان گمان نمىکنند که در روز بزرگى برانگیخته خواهند شد، روزى که همه مردم در پیشگاه پروردگار برانگیخته خواهند شد.»
پیشوایان و معاد
پیامبران و امامان و اولیاء خدا همواره به یاد معاد بودند آغاز دعوتشان از مبدا و معاد شروع مىشد و لحظهاى از فکر معاد غافل نبودند. اگر غذاى داغ و یا آفتابِ گرم را مىدیدند به یاد روز قیامت مىافتادند، و در پرتگاهها، یاد معاد آنها را از ارتکاب گناه باز مىداشت.
هنگامى که عقیل برادر على علیه السلام از آن حضرت تقاضاى کمک اضافى از بیت المال کرد، حضرت علیه السلام آهن تفتیده و سوزانى را نزدیک دست برادرش عقیل برد، وقتى فریاد عقیل برخاست على علیه السلام به او فرمود:
تو از شعله آتش کوچکى که بسان بازیچه در دست انسانى است فریاد مىکشى و فرار مىکنى، اما برادرت را به سوى آتشى مىکشانى که شعله قهر و غضب پروردگار آن را افروخته است!
و در سخنى مىفرماید:
«واتّقوا ناراً حرّها شدید و قَعرها بعید و حُلیتها حَدید و شرابها صدید»
«بپرهیزید از آتشى که حرارتش شدید، و ژرفاى آن زیاد و زیور آن غل و زنجیر آهنین و نوشیدنى آن آب جوشان مىباشد.»