دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دنیا دار مفرّ است، نه مقرّ

No image
دنیا دار مفرّ است، نه مقرّ

آیت ا... جوادی آملی:

آیت‌ا... جوادی آملی در یکی از جلسات دروس اخلاق خود می‌گوید: صفت ویژه مخلَصین این است که به فکر خانه خود هستند. ما مسافر هستیم و مسافر در مسافرخانه غریب است. این دنیا مسافرخانه است، نه خانه و دار ما. در متنی در خبرگزاری مهر آمده است: توجه و ارتقای فضائل اخلاقی و دوری از رذائل اخلاقی در مسیر سیر الی الله از دغدغه های همیشگی افراد با ایمان بوده و هست تا در پرتو آن بتوانند قله های معنویات و در نتیجه قرب به خداوند را كسب نمایند. این مهم بلاشک با توصیه ها و رهنمودهای اساتید و بزرگانی همچون استاد اخلاق حوزه علمیه و مرجع عالی قدر جهان تشیع علامه جوادی آملی دست یافتنی خواهد بود.وی در سلسله جلسات درس اخلاق خود پیوسته تشنه کامان این راه را با تمسک به آیات کتاب الهی و روایات حضرات معصومین(علیهم‌السلام) سیراب می نمایند. وی یکی از مهمترین عطایای الهی نسبت به بندگان خود را اخلاص معرفی کرده و اظهار داشت: اخلاص از عطایای ویژه الهی است. وقتی خدای سبحان به یک کشور و به یک ملت توفیق خلوص عطا کرده است، آن را حفظ می‌ کند. کارهایی هست که خدای سبحان آنها را به خود اسناد می ‌دهد، اگر کار را مستقیما به خود اسناد داد، قهرا این کار از گزندِ بیگانه مصون است.آیت‌ا... جوادی آملی اظهارداشت: خداوند درباره عده‌ ای می‌ فرماید: إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ چنانکه درباره ابراهیم و اسحاق و یعقوب فرمود: ما اینها را مخلَص قرار دادیم؛ بخشی که مربوط به کارهای آنها بود، با توفیق، خود آنها جزء مخلصین بودند؛ اما آن قله؟ خلوص، برای مخلَص است که احدی نسبت به اینها طمع نمی‌ کند، نه شیاطین انس و نه شیاطین جن؛ زیرا هم شیاطین انس و هم شیاطین جن، تحت اغوای ابلیس هستند که ابلیس اظهار عجز کرد و گفت، من به حرم امن مخلَصین راه ندارم، نه اینکه نسبت به آنها ارادت داشته باشم بلکه نمی‌ توانم آنها را فریب دهم؛ زیرا آنها چیزهایی را می‌ خواهند که من بدلی آن را نمی‌‌توانم، جعل کنم، من یک سلسله ابزاری دارم که اینها روی این پا گذاشتند، من چطور اینها را جذب کنم؟ اینکه اظهار عجز کرد، گفت: إِلاَّ عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصین ابزار من مشخص است؛ لَأُمَنِّینَّهُمْ، لَأُضِلَّنَّهُمْ، لَأُغْوِینَّهُمْ ولَآمُرَنَّهُمْ هست، اینها کارهای من است اما آنها همه این کارها را زیر پای خود گذاشتند، روی قله ‌ای هستند که اینها به آن دسترسی ندارند، چیزهایی را می‌ طلبند که من نمی ‌توانم، بدلی آن را جعل کنم؛ لذا توان اغوای «مخلَصین» را ندارم. این حکیم متأله در پاسخ به این مطلب که چگونه برخی به این مقام رفیع نائل می گردند، گفت: ذات اقدس الهی یک عده را به عنوان مخلَص معرفی کرده و فرمود: وَ اذْکُرْ عِبادَنا إِبْراهیمَ وَ إِسْحاقَ وَ یعْقُوبَ أُولِی الْأَیدی وَ الْأَبْصارِ. إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَهٍ. چرا شما اینها را مخلَص کردی؟ سؤال: لم أخلصتهم. جواب: بخالصه. سؤال: «ما تلک الخالصه؟» جواب: ذِکْرَی الدَّارِ. این چند جمله، چند سؤال و جواب را در درون خود نهادینه کرده است، از خدا سؤال کنید، چرا ابراهیم و اسحاق و یعقوب را برگزیدی؟ فرمود: اینها یک صفت ویژه‌ای دارند که دیگران ندارند. سؤال: آن صفت ویژه چیست؟ جواب: اینها به فکر خانه خود هستند و همین کسی که مقصدی دارد، خانه‌ای دارد، باید به فکر خانه باشد؛ ما که مسافر هستیم و مسافر در مسافرخانه غریب است. این دنیا مسافرخانه است، نه خانه و دار ما؛ لذا اینجا دار مفرّ است، نه مقرّ. فرمود: هر کسی بالأخره خانه‌‌ای دارد، خانه؟ انسان جایی است که انسان رفت، آن‌جا وطن می ‌گزیند و متوطن می‌ شود، آرام می‌ شود که به آن «دارالقرار» می‌ گویند و آن قیامت است و بهشت. فرمود: اینکه من ابراهیم و اسحاق و یعقوب(ع) را برگزیدم، برای اینکه اینها به فکر خانه خود هستند. إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ. چرا؟ بِخالِصَهٍ، ما تلک الخالصه؟ ذِکْرَی الدَّارِ. اینها به فکر خانه خود هستند، دار آنها کجاست؟ بهشت است، اینها به فکر آنجا هستند و چیزی مانع آنها نیست، اینها برکت خلوص است.

شايد فردایی برای جبران نباشد

دنيا، جايگاه آمال و آرزوهاست. آرزوهاي دور و دراز، افزون بر آنكه نشانه خام انديشي انسان است، فكر وي را از توجه به واقعيت‌هاي زندگي باز مي‌دارد و او را در راه رسيدن به اين آرزوها به لغزش‌هاي فراوان دچار مي‌كند. انسان عاقل و خردمند همواره مراقب است تا با تصوير كردن اميدهاي دست نيافتني يا آرزوهايي كه براي رسيدن به آنها سرمايه عمرش به هدر مي‌رود، خود را از سعادت ابدي محروم نسازد و از مسئوليت اصلي اش باز نماند؛ زيرا ممكن است، فردايي براي جبران كار نباشد؛ از اين رو هيچگاه عمر خويش را در پي آرزوهاي كاذب و نادرست صرف نمي‌كند؛ زيرا اگر اين آرزوها تحقق هم بيابد، بسيار محدود و زودگذر است و با فرا رسيدن مرگ، بساط همه آنها برچيده خواهد شد. از اين روست كه انسان آگاه بايد از مدت عمر كوتاه خويش در فراهم آوردن زاد و توشه آخرت بهره ببرد تا در سراي آخرت، به آسايش و نيكبختي حقيقي برسد. امام علي (ع) در اين مورد فرموده است: « آگاه باشيد! هم‌اكنون در روزگار آرزوهاييد كه مرگ را در پي دارد. پس هر كس در ايام آرزوها، پيش از فرا رسيدن مرگ، عمل نيكو انجام دهد، بهره مند خواهد شد و مرگ به او زياني نمي‌رساند و آن كس كه در روزهاي آرزوها، پيش از فرا رسيدن مرگ كوتاهي كند، زيانكار و مرگ او زيانبار است. همان‌گونه كه به هنگام ترس و ناراحتي براي خدا عمل مي‌كنيد، در روزگار خوشي و كاميابي نيز عمل كنيد. آگاه باشيد! به كوچ كردن فرمان داده شديد و براي جمع‌آوري توشه آخرت راهنمايي گشتيد. همانا وحشتناك‌ترين چيزي كه بر شما مي‌ترسم، هواپرستي و آرزوهاي دراز است. پس از اين دنيا توشه بگيريد تا فردا خود را با آن حفظ كنيد». (1) گرفتاري‌هاي گوناگوني كه از سوي خداوند براي مومنان تدبير و تقدير مي‌شود، راننده‌اي است كه انسان را در مسير سير الي‌الله حركت داده و پيش مي‌راند تا به اوج درجات عبوديت برساند. با توجه به غايت و هدفي كه حق تعالي براي هستي و حيات انسان بيان فرموده است‌، آشكار مي‌شود كه همه‌ تدبيرات و تقديرات الهي براي تامين اين هدف والا و غايت بلند پايه است. براي تحقق آزمايش الهي، همواره بايد خوشي‌ها، لذات، ناخوشي‌ها و آلامي باشند تا وسيله آزمايش آدمي گردند. انسان‌ها موظفند از بعضي خوشي‌ها چشم بپوشند و بر پاره‌اي ناخوشي‌ها صبر و شكيبايي ورزند و به اين ترتيب آزموده مي‌شوند. پس خوشي‌ها و لذات و نيز ناخوشي‌ها و آلام در زندگي دنيوي يك اصل‌اند كه در متن تدبير الهي لحاظ شده‌اند: «هيچ انساني از اين دنيا شادمان نگشت، مگر اينكه اشكي به دنبالش فرا رسيد و به هيچ احدي با سود و خيرات و شادي‌هاي خود روي نشان نداد. مگر اينكه با ضررهايي كه به او وارد كرد، پشت به او گردانيد (و راه خود ار پيش مي‌گيرد) . اين دنيا باراني اندك از رفاه بر كسي نباريد، مگر اينكه رگباري از ابر بلا و ناگواري‌ها بر او فرو ريخت». (2) انسان عاقل و خردمند همواره مراقب است تا با تصوير كردن اميدهاي دست نيافتني يا آرزوهايي كه براي رسيدن به آنها سرمايه عمرش به هدر مي‌رود، خود را از سعادت ابدي محروم نسازد و از مسئوليت اصلي‌اش بازنماند؛ زيرا ممكن است، فردايي براي جبران كار نباشد بسياري از رنج‌ها زاييده دست بشر است؛ يعني رنج‌هايي وجود دارد كه قابل اجتناب‌اند، ولي انسان‌ها با اختيار خود مقدمات آنها را فراهم مي‌آورند، اما پاره‌اي از رنج‌ها، اقتضاي ذاتي، تكويني و طبيعي اين جهانند؛ مانند پيري. اما بايد توجه داشت كه رنج‌ها و سختي‌ها براي آزمايش انسان‌ها و به تبع آن تكامل و تقويت آنها ظاهر مي‌شوند. رنج‌هاي طبيعي براي همه يكسان و اقتضاي زندگي اين جهاني است.

پی نوشت‌ها:

  1. نهج‌البلاغه، خطبه 28.
  2. همان، خطبه 111.
  3. همان، خطبه 82.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

پر بازدیدترین ها

Powered by TayaCMS