دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ابومعبد خزاعی

No image
ابومعبد خزاعی

كلمات كليدي : ابومعبد خزاعي، اكثم بن جون، پيامبراكرم(ص)، ام معبد، قديد

نویسنده : یدالله حاجی‌زاده

عبدالعزی بن منقذ بن ربیعه خزاعی، مشهور به ابومعبد از جمله صحابیان و روات حدیث[1] رسول خدا(ص) می‌باشد. در خصوص زندگی او مطالب چندانی در منابع ذکر نشده است. در بسیاری از منابع نام او اکثم بن جون[2] ذکر شده است و در برخی ازمنابع هم نام او اکثم بن ابی الجون[3] یا اکثم بن عبد العزی[4] آمده است. وی عموی سلیمان بن صرد خزاعی(رهبر توابین) بوده است.[5] همسرش ام‌معبد از زنان مهاجر و مسلمان[6] زنی دلیر و با فضیلت و بخشنده بود. پیامبر اکرم(ص) و همراهان ایشان به هنگام هجرت به مدینه در منزلگاه قدید[7] مهمان ام‌معبد شدند[8] به نظر می‌رسد، همین امر زمینه اسلام آوردن او و شوهرش؛ ابومعبد شده است. در منابع آمده است: «پیامبر خدا به قصد هجرت به مدینه، از مکّه خارج شد. ابوبکر و غلامش(عامر بن فُهَیره) و راهنمای آن دو (عبداللّه بن اریقط لیثى) بر در خیمه امّ‌معبد خُزاعى، گذر کردند. او زنى بود که جلوى خیمه مى‌نشست و به دیگران آب و غذا مى‌داد. از او پرسیدند که آیا گوشت و خرما دارد تا از وى بخرند؛ ام‌معبد به خاطر قحطی و خشک سالی از این که نمی‌توانست از ایشان پذیرایی کند عذرخواهی کرد.[9] در همین زمان چشم پیامبر(ص) به گوسفند لاغری افتاد که در کنار خیمه بود در اثر دعای پیامبر(ص) پستان گوسفند پُر از شیر شد. پیامبر(ص) ظرفى طلبید. آن گاه، شیر فراوانى از آن دوشید همگی از آن شیر خوردند و سیر شدند.[10]

سپس ظرف را پر از شیر کرد و نزد ام‌معبد گذاشت و به طرف مدینه حرکت کردند. وقتی ابومعبد به خیمه برگشت از همسرش در خصوص آن ظرف شیر سوال کرد. ام‌معبد به مبارکی قدوم مهمان خویش اشاره کرد و ماجرا را بیان کرد. ابو‌معبد گفت: به خدا قسم این مرد همان پیامبر قریش است که او را تعقیب می‌کنند. سپس از ام‌معبد خواست تا شمایل رسول خدا(ص) را توصیف کند... ابو‌معبد گفت اگر او را دیده بودم از او می‌خواستم تا مرا به همراهی خویش مفتخر سازد. اکنون هم تا بتوانم به هر وسیله‌ای که باشد این کار را خواهم کرد.[11]

به نظر می‌رسد ابو‌معبد و همسرش پس از این ماجرا به مدینه مهاجرت کرده باشند. در نقلی آمده است که پیامبر اکرم(ص) به ابومعبد فرمود: من دجال را دیدم او شبیه‌ترین مردم به اکثم بن ابی‌الجون بود. اکثم گفت: آیا این امر به من ضرر می‌زند فرمود خیر چون تو مومنی و او کافر.[12] این نقل و همچنین هجرت و اسلام همسرش[13] گفتار سابق را تایید می‌کند. و در نقلی دیگر شبیه نقل سابق آمده است، پیامبر اکرم(ص) فرمود: «من در آتش عمرو بن لحی را دیدم ... او اولین کسی بود که دین ابراهیم(ع) را تغییر داد ... و بت نصب کرد شبیه‌ترین افراد به او اکثم بن ابی‌الجون می‌باشد، اکثم گفت آیا این امر به من ضرری می‌زند؟ حضرت فرمود خیر تو مسلمانی و او کافر بود.»[14] ابن عبدالبر قائل است حدیث اول(شباهت اکثم به دجال) صحیح نیست.[15] شیخ طوسی ابو معبد را از اصحاب رسول خدا ذکر کرده است.[16]

منابع ابومعبد را به عنوان یکی از راویان نیز ذکر کرده‌اند و معتقدند روایت مشهور مهمانی شدن رسول خدا(ص) نزد ام‌معبد را او ذکر کرده است.[17] از جمله فرزندان او می‌توان به معبد، نصر، و دختری به نام خلدیه اشاره کرد.[18]

مقاله

نویسنده یدالله حاجی‌زاده

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

گوشه نشینی

گوشه نشینی

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‌فرماید که: هر که عزلت و گوشه‌گیرى اختیار کرد، متحصّن شد به حصار عافیت، و خود را به حفظ و حراست الهى کشید. چرا که معنى عزلت، انقطاع از خلق است و رو آوردن به حقّ، و معلوم است که هر که چنین است، بلا شک متمسّک و متشبّث است به لطف الهى، و در حصار عافیت او است.
No image

حیله های شیطان برای فریب جوان

.... از این مخلوقات میان تهی، پوچ وهیچ، باکی نداشته باش وچشم امیدی هرگز به آنها مبند،که چشم داشتن به غیر او شرک است وباک از غیر او "جلّ وعلا" کفر.

پر بازدیدترین ها

معاشرت با اهل دنیا

معاشرت با اهل دنیا

آقا محمد بید‌آبادی فرزند آقا محمد رفیع است. پدرش اصالتاً از مازندران بوده که به اصفهان کوچ کرده است و در محلّۀ بیدآباد ساکن و به بید‌آبادی مشهور گردیده است.
گوشه نشینی

گوشه نشینی

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‌فرماید که: هر که عزلت و گوشه‌گیرى اختیار کرد، متحصّن شد به حصار عافیت، و خود را به حفظ و حراست الهى کشید. چرا که معنى عزلت، انقطاع از خلق است و رو آوردن به حقّ، و معلوم است که هر که چنین است، بلا شک متمسّک و متشبّث است به لطف الهى، و در حصار عافیت او است.
Powered by TayaCMS