دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اخلاق شایسته

No image
اخلاق شایسته

اخلاق شایسته

یکى از نوه هاى پسرى ایشان نقل کرده است:

«این جانب خیلى به آیت الله آملى نزدیک بودم با این که در قم مشغول تحصیل بودم، ولى مرتّب به خدمت ایشان شرفیاب مى شدم و علاقه وافرى به ایشان داشتم. معظّم له نیز همه نوه هایشان را دوست مى داشتند و مورد تفقّد و مهربانى قرار مى دادند و هیچ سراغ نداریم که ایشان کوچک ترین برخوردى ]ناپسند[ با کسى داشته باشد. بسیار بزرگوار بودند و من با خود فکر مى کردم که ]وقتى[ ایشان رحلت کنند، من چه خواهم کرد و چگونه این مصیبت بزرگ را تحمّل خواهم نمود؟! دیدار با ایشان غم و غصه را از دل ها مى زدود و هر وقت برایم ناراحتى پیش مى آمد، خدمتش مى رسیدم.»([41])

ایشان در محیط خانواده، سخت گیر و ترش رو نبوده است و علاقه خاصّى به فرزندان و نوه ها، خصوصاً نوه هاى سیّد خود، داشته است. در امور منزل مداخله نمى کردند و بیش تر وقتشان به نوشتن کتاب و مطالعه، سپرى و یا ملاقات حضورى داشته و در اوقات فراغت به عبادت مشغول بودند. با همسایگان و اهل محل، بسیار مهربان و خوش برخورد بودند. از جمله نصیحت هاى ایشان این بوده است که: «نماز اوّل وقت را ترک نکنید و خوش اخلاق باشید و از مال حرام بپرهیزید.»([42])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

گوشه نشینی

گوشه نشینی

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‌فرماید که: هر که عزلت و گوشه‌گیرى اختیار کرد، متحصّن شد به حصار عافیت، و خود را به حفظ و حراست الهى کشید. چرا که معنى عزلت، انقطاع از خلق است و رو آوردن به حقّ، و معلوم است که هر که چنین است، بلا شک متمسّک و متشبّث است به لطف الهى، و در حصار عافیت او است.
No image

حیله های شیطان برای فریب جوان

.... از این مخلوقات میان تهی، پوچ وهیچ، باکی نداشته باش وچشم امیدی هرگز به آنها مبند،که چشم داشتن به غیر او شرک است وباک از غیر او "جلّ وعلا" کفر.

پر بازدیدترین ها

معاشرت با اهل دنیا

معاشرت با اهل دنیا

آقا محمد بید‌آبادی فرزند آقا محمد رفیع است. پدرش اصالتاً از مازندران بوده که به اصفهان کوچ کرده است و در محلّۀ بیدآباد ساکن و به بید‌آبادی مشهور گردیده است.
گوشه نشینی

گوشه نشینی

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‌فرماید که: هر که عزلت و گوشه‌گیرى اختیار کرد، متحصّن شد به حصار عافیت، و خود را به حفظ و حراست الهى کشید. چرا که معنى عزلت، انقطاع از خلق است و رو آوردن به حقّ، و معلوم است که هر که چنین است، بلا شک متمسّک و متشبّث است به لطف الهى، و در حصار عافیت او است.
Powered by TayaCMS