دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خواسته شاه

No image
خواسته شاه

خواسته شاه

1250هـ .ق. براى فقیه برجسته سپاهان سالى دشوار شمرده مى شد. شاه، که نقشه هاى خویش در از میان بردن نفوذ مرجعیت را ناکام یافته بود، بر آن شد تا سید فقیهان ایران را زیر فشار قرار دهد. بنابراین در سفر به اصفهان نزد سید شتافته، خواستار در اختیار گرفتن بخشى از اموال مرجعیت شد. دانشور گرانقدر کشور مشکلات حوزه و مرجعیت را باز گفت و از اجابت خواسته شاه سرباز زد. شاه، که تصمیمش را گرفته بود، گفتار خویش را تکرار کرد و بر آن پاى فشرد. ولى سید همچنان از پرداخت مبلغ هنگفت درخواستى شاه سرباز زد سرانجام شاه روزى خاص را بر زبان راند و گفت: در روز مقرر مأمورانى براى دریافت گسیل خواهم داشت.

در روز موعود هنگامى که سید وضو مى گرفت و آماده رفتن به مسجد مى شد مأمورانى به خانه اش شتافتند و خواستار پول شدند. مرجع شیعه دست به دعا برداشته، گفت: پروردگارا، فتحعلى را با من چه کار است، خود دفع شرّ او فرما!

سید پس از این دعا به مسجد رفت. مأموران به انتظار نشستند تا فقیه شهر از نماز بازگشت. آنگاه دیگر بار خواسته خویش را بر زبان راندند. عارف روشن روان سپاهان فرمود: آنچه مى خواستید فرستادم، به اردوگاه روید تا دریابید.

مأموران به اردوى شاهى شتافتند و با خبر هلاکت فتحعلى خان روبرو شدند.([43])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

گوشه نشینی

گوشه نشینی

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‌فرماید که: هر که عزلت و گوشه‌گیرى اختیار کرد، متحصّن شد به حصار عافیت، و خود را به حفظ و حراست الهى کشید. چرا که معنى عزلت، انقطاع از خلق است و رو آوردن به حقّ، و معلوم است که هر که چنین است، بلا شک متمسّک و متشبّث است به لطف الهى، و در حصار عافیت او است.
No image

حیله های شیطان برای فریب جوان

.... از این مخلوقات میان تهی، پوچ وهیچ، باکی نداشته باش وچشم امیدی هرگز به آنها مبند،که چشم داشتن به غیر او شرک است وباک از غیر او "جلّ وعلا" کفر.

پر بازدیدترین ها

معاشرت با اهل دنیا

معاشرت با اهل دنیا

آقا محمد بید‌آبادی فرزند آقا محمد رفیع است. پدرش اصالتاً از مازندران بوده که به اصفهان کوچ کرده است و در محلّۀ بیدآباد ساکن و به بید‌آبادی مشهور گردیده است.
گوشه نشینی

گوشه نشینی

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‌فرماید که: هر که عزلت و گوشه‌گیرى اختیار کرد، متحصّن شد به حصار عافیت، و خود را به حفظ و حراست الهى کشید. چرا که معنى عزلت، انقطاع از خلق است و رو آوردن به حقّ، و معلوم است که هر که چنین است، بلا شک متمسّک و متشبّث است به لطف الهى، و در حصار عافیت او است.
Powered by TayaCMS