20 فروردین 1397, 18:50
قال علیٌ(ع):«غَالبُوا أنفسَکُم علی ترکِ العَادات تَغلبُوها و جَاهدُوا أهوَاءَکُم تَملکُوها»(تصنیف غررالحکم و دررالکلم، حدیث4934، ص243)
پیروی از هوای نفس یکی از مسائلی است که در قرآن و روایات بهشدّت مورد نکوهش واقع شده است. هوا، هوس و پیروی از خواهشهای نفسانی اگرچه در چشم هوسرانان لذّتبخش است، ولی ننگ رسواییِ پیروی از هوای نفس، شیرینیِ گناه و پیروی از خواهشهای نفسانی را از بین میبرد. حضرت علی(ع) میفرمایند:
«عارُ الفَضِیحَهِ یُکَدَّرُ حَلاوَةَ اللَّذَّةِ»[1]
ننگ رسوایی، شیرینی لذّت را تیره و تار میسازد.
خداوند در قرآن کریم کسی را که بهدنبال هوای نفس خویش است به سگی تشبیه کرده که در هرحالی دهانش باز است؛ گویا هواپرستان و هوسرانان هیچ گاه از خواهشهای نفسانی و دنیاپرستی خود سیر شدنی نیست. خداوند در قرآن میفرماید:
«وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَی الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَثْ»[2]
و اگر میخواستیم (مقام) او را با این آیات (و علوم و دانشها) بالا میبردیم (امّا اجبار، برخلاف سنّت ما است؛ پس او را بهحال خود رها کردیم) و او به پستی گرایید و از هوای نفس پیروی کرد! مَثَل او همچون سگ (هار) است که اگر به او حمله کنی، دهانش را باز و زبانش را برون میآورد و اگر او را بهحال خود واگذاری، باز همین کار را میکند (گویی چنان تشنه دنیاپرستی است که هرگز سیراب نمیشود!)
چنین شخصی بر اثر شدت هواپرستی و چسبیدن به لذّات جهان مادّه، یک حال عطش نامحدود و پایانناپذیر بهخود گرفته که همواره دنبال دنیاپرستی میرود؛ نه بهخاطر نیاز و احتیاج بلکه بهشکل بیمارگونهای مانند یک سگ هار که بر اثر بیماری هاری حالت عطش کاذب به او دست میدهد و در هیچ حال سیراب نمیشود، این همان حالت دنیاپرستان و هواپرستان دون همّت است، که هر قدر بیندوزند بازهم احساس سیری نمیکنند.[3]
پیروی از هوای نفس، انسان را به سقوط و انحطاط اخلاقی خواهد کشید، انبیای الهی منشأ تمام آلودگیها، علت همه مشکلات، منبع تمام ناپاکیها و مایه همه گناهان و تجاوزهای انسان را آلودگی نفس میدانستند و عقیده داشتند که اعضا و جوارح انسان ابزار نفس او هستند؛ پاکی و ناپاکی آنها وابسته به نفس انسان است، اگر نفس در مملکت وجود انسان، تابع عقل و عقل تابع دستورات الهی باشد، چنین انسانی رستگار خواهد شد؛ ولی اگر انسان بهدنبال هوای نفس خود باشد، به پستترین و ننگینترین اعمال دست خواهد زد و برای ارضای خود، از هیچ عمل شرمآوری چشمپوشی نخواهد کرد.[4]
روزی عدهای از جوانان، سرگرم زورآزمایی و مسابقه وزنهبرداری بودند. سنگ بزرگی آنجا بود که مقیاس قوّت و مردانگی جوانان بهشمار میرفت و هرکس آنرا به اندازه توانایی خود حرکت میداد؛ در این هنگام رسول خدا(ص) رسید و پرسیدند: چه میکنید؟ آنها پاسخ دادند: داریم زورآزمایی میکنیم، میخواهیم ببینیم کدامیک از ما قویتر و زورمندتر است. پیامبر(ص) فرمودند: میخواهید من بهشما بگویم چه کسی از همه قویتر و نیرومندتر است؟ آنها گفتند: البته چه از این بهتر که رسول خدا داور مسابقه باشد و نشان افتخار را او بدهد. آنها همه منتظر و مضطرب بودند که رسول خدا(ص) چه کسی را بهعنوان قهرمان معرفی خواهد کرد؟ بعضی در این فکر بودند که رسول خدا(ص) الآن دست او را خواهد گرفت و بهعنوان قهرمان مسابقه معرّفی خواهد کرد. رسول خدا(ص) فرمودند: از همه قویتر و نیرومندتر کسی است که اگر از چیزی خوشش آمد و مجذوب آن شد، علاقه به آن چیز، او را از مدار حقّ و انسانیّت خارج نسازد و به زشتی آلوده نکند و اگر در موردی عصبانی شد و موجی از خشم در روحش پیدا شد، تسلّط بر خویشتن را حفظ کند و جز حقیقت نگوید و کلمهای دروغ یا دشنام بر زبان نیاورد و اگر صاحب قدرت و نفوذ گشت و موانع از جلویش برداشته شد، زیادتر از مقداری که استحقاق آنرا دارد، دست درازی نکند.[5] پیامبر اکرم(ص) با این درس میخواست به آنها و به دیگران، بفهماند که قدرت و زورآزمایی در بلند کردن یک سنگ نیست؛ بلکه قدرت و زورمندی در پیروی نکردن از هوای نفس و خواهشهای نفسانی است.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان