دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ازدواج؛ عامل عصمت

از نظر قرآن، برخی از کارها موجب می‌شود تا انسان به عصمت(به معنی مصون ماندن از گناه و نه عصمت مصطلح) دست یابد و از هرگونه خطا و گناه در امنیت باشد.
ازدواج؛ عامل عصمت
ازدواج؛ عامل عصمت

ازدواج؛ عامل عصمت

از نظر قرآن، برخی از کارها موجب می‌شود تا انسان به عصمت(به معنی مصون ماندن از گناه و نه عصمت مصطلح) دست یابد و از هرگونه خطا و گناه در امنیت باشد. انسان با ازدواج به امنیت ایمانی وارد می‌شود و از گناه و آتش دوزخ در امان می‌ماند. از همین رو در روایات آمده است که ازدواج حافظ دین انسان است. البته هر چه زودتر ازدواج انجام گیرد، امنیت بیشتری را موجب می‌شود. لذا در روایات گاه سخن از حفظ نصف دین و گاه دیگر حفظ دو سوم با ازدواج مطرح است.

رسول اکرم(صلی الله علیه‌وآله) فرمودند: من تزوج فقد احرز نصف دینه؛ هر کس ازدواج کند نیمی از دینش را باز یافته است. (شیخ حر عاملی، وسائل‌الشیعه، آلالبیت، ج 20، ص 14)

آن حضرت(ص) همچنین درخصوص ازدواج در آغاز جوانی فرمودند: ما من شاب تزوج فی حداثةً سنه الا عج شیطانه یا ویله عصم منی ثلثی دینه؛ هر کس در ابتدای جوانی ازدواج کند شیطان فریاد می‌کند:‌ای وای، دو سوم دین خود را از شر من حفظ کرد.(همان)

از نظر قرآن، نوعی عصمت و روحیه پرهیز از گناه با ازدواج دائم تحقق می‌یابد که حتی با ازدواج موقت به دست نمی‌آید. از این رو خدا از نکاح دائم به‌عنوان عصمت تعبیر کرده و فرموده است: وَلَا تُمْسِکُوا بِعِصَمِ الْکَوَافِرِ؛ پایبند و نگهدارنده زنان کافر نباشید.(ممتحنه، آیه10)

عصام در لغت به معنای پیمان، بند، محافظ و نگه‌دارنده آمده است. شیخ طبرسی در مجمع‌البیان و علامه طباطبایی در المیزان آورده‌اند که «عِصَم» جمع عصمت، در آیه قرآن کنایه از نکاح دائم است؛ زیرا مِعصَم که جمع آن «معاصِم» است به معنای قسمتی از مچ است که زنان، النگو را در آن می‌اندازند. این کار از آنجا که باعث بقا و ماندگاری النگو در دست است و حفظ دائمی آن می‌شود، به عصمت تعبیر شده است.

ازدواج دائم نیز این‌گونه است. بنابراین از نظر قرآن ازدواج دائمی همانند بند و بستی است که موجب حفاظت و نگهداری دائمی شخص و دوری وی از گناه می‌شود؛ زیرا هر یک از همسران از طریق همسر خویش نیازهای جنسی خود را برطرف کرده و از آلودگی و زنا و گناه محافظت می‌شوند.

روزنامه کیهان

تاریخ انتشار: 11 مرداد ماه 1397

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

معرفت نفس طریق معرفت ربّ

معرفت نفس طریق معرفت ربّ

معرفت نفس طریق معرفت ربّ است که از سیّد انبیا و هم از سیّد اوصیا _صلوات اللّه علیهما_ مأثور است:
نعمت بیداری

نعمت بیداری

برادرم! نعمت بیداری، روزی هر بی سر و پا نمی‌شود، و این پیک کوی وفا با هر دلی آشنا نمی‌گردد، و هر مشامی این نسیم صبا را بویا نمی‌شود، و هر زبانی به ذکر آن گویا نمی‌گردد....
اعتقاد به خالق و مخلوق

اعتقاد به خالق و مخلوق

کسی که به خالق و مخلوق متیقن و معتقد باشد، و با انبیا و اوصیا – صلوات اللّه علیهم – جمیعا مرتبط و معتقد باشد، و توسل اعتقادی و عملی به آنها داشته باشد،
تعلیم مجهولات بشرط عمل بمعلومات

تعلیم مجهولات بشرط عمل بمعلومات

آقایانی که طالب مواعظ هستند از ایشان سئوال می‌شود: آیا به مواعظی که تا حال شنیده‌اید عمل کرده‌اید یا نه،
عمل به معلومات

عمل به معلومات

آنچه می‌دانید عمل کنید، و در آنچه نمی‌دانید احتیاط کنید تا روشن شود.

پر بازدیدترین ها

صفات منافق

صفات منافق

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‌فرماید که: منافق گویا با خداى خود یک رو کرده است و راضى شده است به دورى از رحمت وى، چرا که او عملهاى ظاهرى ریائى را به صورت عمل شرعی مى‌کند، و عملهاى شرعی که از خدا و پیغمبر متلقّى شده است و در غایت عزّت و رفعت است، بازیچه انگاشته به طریق استهزا و سخریّه با او سلوک مى‌نماید.
دعای شروع نماز

دعای شروع نماز

ابو حامد غزالی می گوید : «اما دعای شروع نماز که آغاز ان با این جمله است : «وجهت وجهی للذی فطر السموات و الارض حنیفا مسلما»
معاشرت با اهل دنیا

معاشرت با اهل دنیا

آقا محمد بید‌آبادی فرزند آقا محمد رفیع است. پدرش اصالتاً از مازندران بوده که به اصفهان کوچ کرده است و در محلّۀ بیدآباد ساکن و به بید‌آبادی مشهور گردیده است.
اخلاص

اخلاص

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‌فرماید که: اخلاص، جمع کرده است همه فضایل اعمال و مکارم اخلاق را. یعنى: فضیلت هر عمل و کمال هر عمل به اخلاص است، و کلید اخلاص و علامت اخلاص، قبول شدن عمل است و توفیق اخلاص، رضا و خوشنودى پروردگار است.
در آداب سخن گفتن‌

در آداب سخن گفتن‌

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‌فرماید که: گویائى و تکلّم، ظاهر مى‌کند هر چه در باطن متکلّم است از صفا و کدورت، و از علم و جهل. یعنى: از کلام هر کس حال او ظاهر مى‌شود. و اگر صفاى باطن و ربط به مبدأ دارد، کلام او جز ذکر الهى و هدایت مردم و نقل حدیث و نشر مسائل علمى نخواهد بود. و اگر کلام او اکثر لغو و هجو و شعر و خبث است، دلیل قساوت قلب و عدم ربط به مبدأ است. و به همین قیاس است علم و جهل.
Powered by TayaCMS