دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دوستان و هم بحث ها

No image
دوستان و هم بحث ها

دوستان و هم بحث ها

از عوامل مؤثر در پیشرفت آیت الله فاضل لنکرانى علاوه بر استعداد خوب و استادان مناسب، مباحثه ى علمى درس ها بود. وى مى گوید:

«از وقتى که مطوّل می خواندم، هم مباحثه اى براى خود انتخاب کردم که تا پایان دوره سطح و حتى قسمتى از خارج، کلیه دروس را با ایشان، بحث و بررسى مى کردیم. در آن زمان، روزهاى سرد زمستانى صبح زود هنوز آفتاب بالا نیامده، مجبور بودیم بحث هاى خودمان را در ایوان هاى بقعه صحن، در آن شرایط سخت و آزار دهنده دنبال کنیم و غیر از این هم چاره اى نداشتیم».[25]

این هم مباحثه ى او، شهید آیت الله سیّد مصطفى خمینى (1356ش.) بود.

وى در اغلب درس ها، با آیت الله فاضل همدرس بود. آیت الله فاضل لنکرانى از آشنایى خود با شهید سیّد مصطفى خمینى چنین یاد مى کند:

«من و مرحوم حاج آقا مصطفى در دوران دبستان، همکلاسى بودیم و بنابراین، بین ما دوستى بسیار محکمى بر قرار بود. از این جهت نیز من با حضرت امام خمینى ـ رضوان الله علیه ـ آشنا بودم حتى پس از تمام کردن دبستان، و ورود به دوره تحصیلات روحانیت نیز من و حاج آقا مصطفى هم بحث و اغلب همدرس بودیم. حاج آقا مصطفى خمینى (رحمة الله علیه) از این لحاظ جمع حافظه و استعداد بى نظیر بود. آن مرحوم، بین حافظه قوى و استعداد جمع کرده بود انصافاً نابغه اى بود».[26]

«هنگامى که حضرت امام در نجف اشرف بودند، من چند بار به عتبات مشرف شدم، در نجف با حاج آقا مصطفى زیاد رفت و آمد مى کردم... روزى پرسیدم: شنیده ام شما از آقایان دیگر هم شهریه مى گیرید این کار چه ضرورتى دارد مگر شما نیازى دارید؟ ایشان با تبسمى گفتند: پدرم فقط مخارج متوسط زندگى مرا مى پردازد مثل مخارج غذا و اجاره خانه اما من کتاب هم نیاز دارم و براى خریدن آن پولى ندارم براى همین، مجبورم که شهریه مراجع دیگر را هم بپذیرم».[27]

بعد از شهادت آیت الله مصطفى خمینى، آیت الله فاضل با نهایت تأثّر نامه اى سرا پا حزن و اندوه، براى امام فرستاد که آن حضرت در پاسخ وى چنین نوشت:

«امید است که ان شاء الله تعالى موفق به خدمت به حوزه هاى اسلامى باشید و افاضل، از برکات شما بهره مند شوند. ما خواه ناخواه باید این راه را طى کنیم چه بهتر در خدمت به اسلام و مسلمین و خدمت ]به [علم و هدایت، عمر صرف شود و در لایعنى ]پوچ و بى معنا[ هدر نرود... .

روح الله الموسوى الخمینى[28]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

معرفت نفس طریق معرفت ربّ

معرفت نفس طریق معرفت ربّ

معرفت نفس طریق معرفت ربّ است که از سیّد انبیا و هم از سیّد اوصیا _صلوات اللّه علیهما_ مأثور است:
نعمت بیداری

نعمت بیداری

برادرم! نعمت بیداری، روزی هر بی سر و پا نمی‌شود، و این پیک کوی وفا با هر دلی آشنا نمی‌گردد، و هر مشامی این نسیم صبا را بویا نمی‌شود، و هر زبانی به ذکر آن گویا نمی‌گردد....
اعتقاد به خالق و مخلوق

اعتقاد به خالق و مخلوق

کسی که به خالق و مخلوق متیقن و معتقد باشد، و با انبیا و اوصیا – صلوات اللّه علیهم – جمیعا مرتبط و معتقد باشد، و توسل اعتقادی و عملی به آنها داشته باشد،
تعلیم مجهولات بشرط عمل بمعلومات

تعلیم مجهولات بشرط عمل بمعلومات

آقایانی که طالب مواعظ هستند از ایشان سئوال می‌شود: آیا به مواعظی که تا حال شنیده‌اید عمل کرده‌اید یا نه،
عمل به معلومات

عمل به معلومات

آنچه می‌دانید عمل کنید، و در آنچه نمی‌دانید احتیاط کنید تا روشن شود.

پر بازدیدترین ها

صفات منافق

صفات منافق

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‌فرماید که: منافق گویا با خداى خود یک رو کرده است و راضى شده است به دورى از رحمت وى، چرا که او عملهاى ظاهرى ریائى را به صورت عمل شرعی مى‌کند، و عملهاى شرعی که از خدا و پیغمبر متلقّى شده است و در غایت عزّت و رفعت است، بازیچه انگاشته به طریق استهزا و سخریّه با او سلوک مى‌نماید.
دعای شروع نماز

دعای شروع نماز

ابو حامد غزالی می گوید : «اما دعای شروع نماز که آغاز ان با این جمله است : «وجهت وجهی للذی فطر السموات و الارض حنیفا مسلما»
معاشرت با اهل دنیا

معاشرت با اهل دنیا

آقا محمد بید‌آبادی فرزند آقا محمد رفیع است. پدرش اصالتاً از مازندران بوده که به اصفهان کوچ کرده است و در محلّۀ بیدآباد ساکن و به بید‌آبادی مشهور گردیده است.
اخلاص

اخلاص

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‌فرماید که: اخلاص، جمع کرده است همه فضایل اعمال و مکارم اخلاق را. یعنى: فضیلت هر عمل و کمال هر عمل به اخلاص است، و کلید اخلاص و علامت اخلاص، قبول شدن عمل است و توفیق اخلاص، رضا و خوشنودى پروردگار است.
در آداب سخن گفتن‌

در آداب سخن گفتن‌

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‌فرماید که: گویائى و تکلّم، ظاهر مى‌کند هر چه در باطن متکلّم است از صفا و کدورت، و از علم و جهل. یعنى: از کلام هر کس حال او ظاهر مى‌شود. و اگر صفاى باطن و ربط به مبدأ دارد، کلام او جز ذکر الهى و هدایت مردم و نقل حدیث و نشر مسائل علمى نخواهد بود. و اگر کلام او اکثر لغو و هجو و شعر و خبث است، دلیل قساوت قلب و عدم ربط به مبدأ است. و به همین قیاس است علم و جهل.
Powered by TayaCMS