دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

زینب بنت خزیمه

No image
زینب بنت خزیمه

كلمات كليدي : تاريخ، پيامبر(ص)، زينب بنت خزيمه، ام المساكين، طفيل بن حارث

نویسنده : سيد علي اكبر حسيني

زینب دختر خزیمه بن حارث بن عبدالله هلالیه[1] پنجمین همسر از همسران پیامبر اکرم(ص) به لحاظ ترتیب زمانی و از جمله پنج زن قریشی ایشان محسوب می‌شود. از زندگی و احوالات این بانوی گرامی اطلاع چندانی در دست نداریم؛ چرا که گویا کوتاهی عمرش و کمی اقامتش در بیت نبی‌اکرم(ص) موجب شد، که مورخان و نویسندگان کتب سیره در ترجمان زندگی‌اش سکوت کنند و حتی عده‌ای را برآن داشت که از ذکر نامش غفلت کنند. تقریباً عمده اطلاعاتمان از ایشان در انفاق او به یتیمان و بینوایان و همچنین ازدواجش با رسول‌خدا(ص) خلاصه می‌شود.

نسب کامل ایشان

از لحاظ نسب ام‌المؤمنین زینب بنت خزیمه، بین نسب‌شناسان اختلافی در نسب پدری ایشان نیست؛ چرا که تقریباً همه مورخین و علمای علم نسب بر این نکته اتفاق دارند، که نسب کامل ایشان زینب بنت خزیمة بن حارث بن عبدالله بن عمرو بن عبدمناف بن هلال بن عامر بن صعصعه عامری می‌باشد.[2]

اما از جهت نسب مادری بسیاری از مصادر ذکری از نسبش نکرده‌اند. ابن‌عبدالبر از قول ابی‌الحسن جرجانی نسّابه او را خواهر میمونه بنت حارث همسر مکرمه رسول خدا(ص) معرفی کرده سپس می‌افزاید «این مطلب را از کسی غیر از ایشان ندیدم.»[3] ابن حبیب بغدادی نیز برادران و خواهران مادری ایشان را چنین برمی‌شمارد: ام‌الفضل لبابه کبری بنت حارث همسر عباس عموی پیامبر(ص) مادر ابن‌عباس و لبابه صغری همسر ولید بن مغیره، مادر خالد بن ولید و عزة بنت حارث. سپس به ذکر نام خواهران مادری زینب بنت خزیمه پرداخته چنین برمی‌شمارد: میمونه بنت حارث، اسماء بنت عمیس همسر جعفر بن ابیطالب و سلامه(سلمی) بنت عمیس همسر حمزه بن عبدالمطلب. [4]

زینب بنت خزیمه ام‌المساکین

زینب بنت خزیمه را بخاطر عطوفت و مهربانی با مساکین و فقراام‌المساکین( مادر بیچارگان) لقبش دادند[5] او به روزگار جاهلی نیز به همین لقب شهره بوده است.[6] بین مورخان در اینکه زینب قبل از ازدواج با حضرت(ص) همسر کدامین صحابی رسول‌خدا(ص) بود اختلاف است؛ اما بنا به قول مشهور او همسر طفیل بن حارث بن مطلب بن عبدمناف بود اما از طفیل طلاق گرفت و به عقد برادر طفیل، عبیدة بن حارث درآمد.[7] عبیده در غزوه بدر زخمی شد و در سن شصت و چهار سالگی در صفراء جان داد.[8] البته اقوال دیگری نیز در این زمینه وجود دارد که آوردن آنها در اینجا خالی از وجه نیست؛ در برخی از منابع آمده که ام‌المؤمنین زینب در ابتدا به همسری جهم بن عمرو بن حارث پسر عموی عبیده بن حارث درآمد [9] اما گویا کار به جدایی کشیده و آن بانو با عبیده ازدواج کرده است. در برخی از منابع هم زینب همسر عبدالله بن جحش معرفی شده است عبدالله در غزوه احد به شهادت رسید.[10]

ازدواج با رسول‌خدا(ص)

پس از شهادت شوهرش، رسول‌خدا(ص) از او خواستگاری کرد او اختیار کار خویش را به خود حضرت سپرد؛[11] پس پیامبر(ص) گواهانی را فرا خواندند[12] و او را با مهریه دوازده و نیم اوقیه[13] و به نقلی چهارصد درهم نقره به همسری خود در ‌آورد.[14] گفته شده قبیصة بن عمرو هلالی او را به عقد رسول‌خدا(ص) در آورد.[15]

به نقلی دیگر، حضرت ابواسید بن علی بن مالک انصاری را به سوی زنی از بنی‌عامر بن صعصعه فرستاد تا زینب را برایش خواستگاری کند حضرت قبلاً زینب را ندیده بود پس ابواسید زینب را به عقد حضرت درآورد.[16]

این ازدواج بیست روز پس از ازدواج رسول‌خدا(ص) با حفصه بنت عمر بن خطاب[17] در ماه رمضان سال سوم هجری در سی و یکمین ماه هجرت صورت گرفت؛[18] اما ابن‌عبدالبر اندلسی بر این باور است که ازدواج رسول‌خدا(ص) با زینب بنت خزیمه در تاریخی غیر از این صورت گرفته است او وقوع این ازدواج را هفت سال بعد از وفات خدیجه(س) می‌داند.[19]

وفات

درباره وفاتش نیز همچون حوادث دوران حیاتش بین مورخین اختلاف است. عده‌ای وفات ایشان را هشت ماه پس از ازدواج ایشان با رسول‌خدا(ص) و در ربیع‌الثانی سال چهارم هجری دانسته‌اند،[20] برخی دیگر هم براین باورند؛ که ایشان دو یا سه ماه بیشتر نزد پیامبر(ص) نماند.[21]ام‌المؤمنین زینب بنت خزیمه در جوانی در سن سی سالگی در مدینه وفات کرد.[22] پیامبر(ص) خود بر پیکر او نماز گزارد و او در بقیع به خاک سپرد.[23] گذشته از اینکه او و خدیجه(س) تنها زنان پیامبر(ص) بودند که در زمان حیات پیامبر(ص) از دنیا رفتند مورخان او را نخستین کس از همسران رسول‌خدا می‌دانند که در مدینه درگذشته است. پیامبر(ص) از او فرزندی نداشت.[24]

مطلب آخر این‌که زینب بنت خزیمه را می‌توان جزء معدود همسران رسول‌خدا(ص) برشمرد که روایتی از او در کتب راویان و محدثین نقل نشده است.

مقاله

نویسنده سيد علي اكبر حسيني

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

معرفت نفس طریق معرفت ربّ

معرفت نفس طریق معرفت ربّ

معرفت نفس طریق معرفت ربّ است که از سیّد انبیا و هم از سیّد اوصیا _صلوات اللّه علیهما_ مأثور است:
نعمت بیداری

نعمت بیداری

برادرم! نعمت بیداری، روزی هر بی سر و پا نمی‌شود، و این پیک کوی وفا با هر دلی آشنا نمی‌گردد، و هر مشامی این نسیم صبا را بویا نمی‌شود، و هر زبانی به ذکر آن گویا نمی‌گردد....
اعتقاد به خالق و مخلوق

اعتقاد به خالق و مخلوق

کسی که به خالق و مخلوق متیقن و معتقد باشد، و با انبیا و اوصیا – صلوات اللّه علیهم – جمیعا مرتبط و معتقد باشد، و توسل اعتقادی و عملی به آنها داشته باشد،
تعلیم مجهولات بشرط عمل بمعلومات

تعلیم مجهولات بشرط عمل بمعلومات

آقایانی که طالب مواعظ هستند از ایشان سئوال می‌شود: آیا به مواعظی که تا حال شنیده‌اید عمل کرده‌اید یا نه،
عمل به معلومات

عمل به معلومات

آنچه می‌دانید عمل کنید، و در آنچه نمی‌دانید احتیاط کنید تا روشن شود.

پر بازدیدترین ها

صفات منافق

صفات منافق

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‌فرماید که: منافق گویا با خداى خود یک رو کرده است و راضى شده است به دورى از رحمت وى، چرا که او عملهاى ظاهرى ریائى را به صورت عمل شرعی مى‌کند، و عملهاى شرعی که از خدا و پیغمبر متلقّى شده است و در غایت عزّت و رفعت است، بازیچه انگاشته به طریق استهزا و سخریّه با او سلوک مى‌نماید.
دعای شروع نماز

دعای شروع نماز

ابو حامد غزالی می گوید : «اما دعای شروع نماز که آغاز ان با این جمله است : «وجهت وجهی للذی فطر السموات و الارض حنیفا مسلما»
معاشرت با اهل دنیا

معاشرت با اهل دنیا

آقا محمد بید‌آبادی فرزند آقا محمد رفیع است. پدرش اصالتاً از مازندران بوده که به اصفهان کوچ کرده است و در محلّۀ بیدآباد ساکن و به بید‌آبادی مشهور گردیده است.
اخلاص

اخلاص

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‌فرماید که: اخلاص، جمع کرده است همه فضایل اعمال و مکارم اخلاق را. یعنى: فضیلت هر عمل و کمال هر عمل به اخلاص است، و کلید اخلاص و علامت اخلاص، قبول شدن عمل است و توفیق اخلاص، رضا و خوشنودى پروردگار است.
در آداب سخن گفتن‌

در آداب سخن گفتن‌

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‌فرماید که: گویائى و تکلّم، ظاهر مى‌کند هر چه در باطن متکلّم است از صفا و کدورت، و از علم و جهل. یعنى: از کلام هر کس حال او ظاهر مى‌شود. و اگر صفاى باطن و ربط به مبدأ دارد، کلام او جز ذکر الهى و هدایت مردم و نقل حدیث و نشر مسائل علمى نخواهد بود. و اگر کلام او اکثر لغو و هجو و شعر و خبث است، دلیل قساوت قلب و عدم ربط به مبدأ است. و به همین قیاس است علم و جهل.
Powered by TayaCMS