دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سرایدار

یادداشت | سعید احمدی

سرایدار
سرایدار

تازه رسیده بودم تهران. روز، معمولی بود؛ ولی هیچ چیز عادی نبود. از خستگی و بی‌خوابی، حوصله‌ی صحبت با کسی را نداشتم؛ ولی همه مثل من نیستند. این را از رفتار سرایدار ساختمانی فهمیدم که باید ساعت‌هایی را در آن می‌ماندم. کلید را داد دستم. تشکر کردم. پایم را پیچاندم طرف پله که بروم پی کارم. سر راهم ایستاد.

 

بی‌مقدمه، بی‌آنکه حوصله من برایش مهم باشد، راهم را بست و گفت: «چند روزه ساختمون خالی شده، محله خلوت شده، دوسه کوچه اون‌ورتر را دیشب زدن صهیونیست‌های مادر‌به‌خطا. شیشه‌های این‌جا هم ریخت». نگاهش را چرخاند و دستش را برد طرف چارچوب فلزی بی‌شیشه‌ی پاگرد کف مجتمع و گفت: «ببین! خرد و خاکشیر شده بود. خودم جمعش کردم و جاروش زدم». 

 

من که هنوز حال شنیدن حتی یک کلمه از هیچ‌کس را نداشتم، توی دلم گفتم: «خب! به من چه؟». 

 

بعد برای اینکه او را از سر خودم باز کنم و بروم پی کارم، حرف انداختم وسط که تو هم یکی مثل این همه آدم. چرا نرفتی؟ گفت: «آره خو! اما کی باید مواظب این خونه‌ها باشه؟ حقوق اضافه که بهم نمی‌دن؛ ولی فکر کردم من باید باشم تا دل اونام قرص بمونه». گفتم: «پس زن‌وبچه‌ت؟». با لب‌های وارفته و شل گفت: «طفلکی‌ها استرس داشتن زیر این‌همه انفجار؛ فرستادمشون طرفای نیشابور؛ ولی امان از تنهایی!». 

 

یک‌آن جا خوردم. چیزی مثل سوزن خیاطی مرا دوخت سرجایم. همان نگذاشت که بروم پی کارم. فهمیدم کار من در آن لحظه‌ی خستگی و بی‌حوصلگی، نشستن و شنیدن حرف‌های یک سرایدار در یک مجتمع خالی و محله‌ی خلوت است؛ نه چیز دیگر. 

 

ناخواسته گوش شدم برای زبانی که ته آن‌همه حرف، خیلی جدی می‌گفت: «الآن دیگه فقط وقت محکومیت نیست؛ کاش! حکومت‌های منطقه می‌فهمیدن، اسرائیل این‌قدر هار و بی‌ذاته که پستون ننشم گاز می‌گیره». بعد از آن، من و صادق، سبک‌دل و سرحال رفتیم پی کارمان.

 

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

معرفت نفس طریق معرفت ربّ

معرفت نفس طریق معرفت ربّ

معرفت نفس طریق معرفت ربّ است که از سیّد انبیا و هم از سیّد اوصیا _صلوات اللّه علیهما_ مأثور است:
نعمت بیداری

نعمت بیداری

برادرم! نعمت بیداری، روزی هر بی سر و پا نمی‌شود، و این پیک کوی وفا با هر دلی آشنا نمی‌گردد، و هر مشامی این نسیم صبا را بویا نمی‌شود، و هر زبانی به ذکر آن گویا نمی‌گردد....
اعتقاد به خالق و مخلوق

اعتقاد به خالق و مخلوق

کسی که به خالق و مخلوق متیقن و معتقد باشد، و با انبیا و اوصیا – صلوات اللّه علیهم – جمیعا مرتبط و معتقد باشد، و توسل اعتقادی و عملی به آنها داشته باشد،
تعلیم مجهولات بشرط عمل بمعلومات

تعلیم مجهولات بشرط عمل بمعلومات

آقایانی که طالب مواعظ هستند از ایشان سئوال می‌شود: آیا به مواعظی که تا حال شنیده‌اید عمل کرده‌اید یا نه،
عمل به معلومات

عمل به معلومات

آنچه می‌دانید عمل کنید، و در آنچه نمی‌دانید احتیاط کنید تا روشن شود.

پر بازدیدترین ها

دعای شروع نماز

دعای شروع نماز

ابو حامد غزالی می گوید : «اما دعای شروع نماز که آغاز ان با این جمله است : «وجهت وجهی للذی فطر السموات و الارض حنیفا مسلما»
صفات منافق

صفات منافق

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‌فرماید که: منافق گویا با خداى خود یک رو کرده است و راضى شده است به دورى از رحمت وى، چرا که او عملهاى ظاهرى ریائى را به صورت عمل شرعی مى‌کند، و عملهاى شرعی که از خدا و پیغمبر متلقّى شده است و در غایت عزّت و رفعت است، بازیچه انگاشته به طریق استهزا و سخریّه با او سلوک مى‌نماید.
جوشش چشمه‌های حکمت

جوشش چشمه‌های حکمت

به واسطه تقوای الهی و دوری گزیدن از حرام و مشتبه به مرور روح قدس قوت می‌گیرد
اعتقاد به خالق و مخلوق

اعتقاد به خالق و مخلوق

کسی که به خالق و مخلوق متیقن و معتقد باشد، و با انبیا و اوصیا – صلوات اللّه علیهم – جمیعا مرتبط و معتقد باشد، و توسل اعتقادی و عملی به آنها داشته باشد،
ترک نفسانیت

ترک نفسانیت

شبانه روز پنج مرتبه به حضور حق و هر مرتبه دو بار «اهدناالصراط» گویاییم، و حضرت حق صد و بیست و چهار هزار پیغمبر داشته است که شاید در مقابل هر نبی لا اقل ده ولی بوده است، و همه آنها برای هدایت طریق آمده‌اند.
Powered by TayaCMS