دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مفهوم غرب ستیزی

No image
مفهوم غرب ستیزی
مفهوم غرب ستیزی پرسش: بعد از فروپاشی اتحاد شوروی و شکست فرهنگ و الگوی مارکسیست-لنینیستی مهم ترین چالش نظام اسلامی با فرهنگ و تمدن لیبرال-دمکراسی غرب می باشد. سوال اصلی این است که آیا نفی فرهنگ و تمدن غرب یا غرب ستیزی به معنی مخالفت با تمامی ابعاد و زوایای نظری و عملی آن است یا منظور دیگری از آن مد نظر است؟ پاسخ: در بخش نخست پاسخ به این سوال به عنوان مقدمه مطرح شد که مهم ترین چالش نظام اسلامی در حال حاضر بعد از فروپاشی اتحاد شوروی، با فرهنگ و تمدن لیبرال-دمکراسی غرب می باشد. در بخش اصلی عنوان شد که شاخص مبارزه در این رابطه بحث کارآمدی دین در صحنه سیاسی و اجتماعی است چرا که عمود خیمه الگوی حکومتی غربی را بحث ناکارآمدی دین در ابعاد سیاسی و اجتماعی استوار نگهداشته است. بنابر این با چنین رویکردی، غرب ستیزی دو شاخص اصلی دارد 1- تلاش برای کارآمدتر کردن دین و نظام اسلامی در حیات سیاسی و اجتماعی و حکومتی 2- نفی سلطه و زورگویی غربی ها نسبت به تحمیل الگوی حکومتی خود بر دیگران. در تببین بخش اخیر، از سخنان مقام معظم رهبری الهام گرفتیم و مفهوم غرب ستیزی را از دیدگاه معظم له تشریح نمودیم. اینک در بخش پایانی دنباله مطلب را پی می گیریم: نفی سلطه طلبی در فرهنگ غرب ما در مقابل هر فرهنگی که قرارمی گیریم، به طورطبیعی تا آن جایی که می توانیم، باید محسنات آن را بگیریم و چیزهایی که مناسب ما نیست؛ بد و مضر است، و با چیزهایی که به نظر ما خوب است منافات دارد، آن را رد کنیم؛ این اصل کلی است. منتها در زمینه فرهنگ غربی نکته مهمی وجود دارد، که من دلم می خواهد شما جوانان به این نکته توجه کنید. فرهنگ غرب- یعنی فرهنگ اروپاییها - یک عیبی دارد که فرهنگهای دیگر، تا آن جایی که ما می شناسیم، آن عیب را ندارند، آن «سلطه طلبی» است. این، قطعاً دلایل انسانی و جغرافیایی و تاریخی یی دارد. از اولی که اینها در دنیا به یک برتری علمی دست پیدا کردند، سعی کردند همراه با سلطه سیاسی و اقتصادی خودشان- که به شکل استعمار مستقیم در قرن نوزدهم انجامید- فرهنگ خودشان را هم حتماً تحمیل کنند. اینها با فرهنگ ملتها مبارزه کردند؛ این بد است. ملتی می گوید فرهنگ من باید در این کشور جاری بشود! این چیز قابل قبولی نیست؛ هرچند هم خوب باشد، آن ملتی که این فرهنگ بر او دارد تحمیل می شود، این را نمی پسندد. شما یقیناً خوردن نان و ماست را به میل و اشتهای خودتان، ترجیح می دهید به این که چلوکباب را به زور در دهن شما بگذارند و بگویند باید بخوری! وقتی کاری زورکی و تحمیلی شد، وقتی از موضع قدرت انجام گرفت، وقتی متکبرانه و مستکبرانه تحمیل گردید، هر ملتی آن را پس می زند؛ باید هم بزند. مثلاً کروات یک پدیده غربی است . غربیها این را می خواهند، دوست می دارند و با سنتشان هماهنگ است؛ اما اگر شما که اهل فلان کشور دیگر هستید و حالا تصادفاً کت و شلوار را انتخاب کرده اید، چنانچه کراوات نزدید، یک آدم بی ادب محسوب می شوید! چرا؟! این فرهنگ شماست؛ تقصیر من چیست؟ اگر کت و شلوار پوشیدید، باید پاپیون و کراوات را بزنید؛ والا در فلان مجلس رسمی راه ندارید؛ یک آدم بی ادب و غیرمنضبط و بی نزاکت تلقی می شوید! این، آن تحمیل فرهنگ غربی است. زن غربی، یک روشهایی دارد. آنها نسبت به مسئله زن و روش زن و پوشش زن و ارتباطش با مردان و حضورش در جامعه، یک فرهنگی دارند- خوب یا بد، بحثی سر آن نداریم- اما سعی دارند این فرهنگ را به همه ملتهای دنیا تحمیل کنند! در باب فرهنگ غربی، این بد است. من یک وقت مثالی زدم و گفتم شما گاهی خودتان به انتخاب خود غذای مقوی و یا داروی شفابخشی را مصرف می کنید؛ اما یک وقت شما را بی هوش می کنند، یا می خوابانند، دست و پایتان را می گیرند و با آمپول چیزی را به شما تزریق می کنند! سعی شده است از طریق رؤسای کشورها و رژیمهای فاسد، فرهنگ غربی به ملتها تزریق بشود! رژیم فاسد پهلوی- که خدا از اینها به خاطر آنچه که با ملت ایران کردند، نگذرد - از این قبیل بودند. اینها با انواع روشها و شیوه ها سعی کردند فرهنگ غربی را بر کشور ما حاکم کنند. به خاطر این، ملت ایران را تحقیر می کردند؛ فرهنگ ملی را تحقیر می کردند؛ باورهای ملی را تحقیر می کردند. شما ببینید در دوران حکومت پهلوی ها و اندکی قبل از آن در اواخر حکومت قاجارها، که همین حمله غربیها شروع شده بود و در دوران پهلویها به اوج رسیده بود، پرورش یافته های آن دوران، ملت ایران را اصلاً قابل این نمی دانستند که بتواند خودش را اداره کند، بتواند کاری بکند، بتواند چیزی بسازد، چیزی به دنیا ارائه بدهد و یا بر معلومات دنیا اضافه کند. این به خاطر چیست؟ این به خاطر تحقیر فرهنگ ملت، تحقیر هویت ملی و تحمیل فرهنگ بیگانه است. هویت ملی، با «فرهنگ» شکل می گیرد. هویت هر ملتی، فرهنگ اوست؛ این را نبایستی زخمی و جریحه دار کرد. علت مقابله ملت ایران با فرهنگ غربی این است؛ والا بله، فرهنگ غربی محسنات و زیباییهایی هم دارد. البته زشتیهایی هم دارد که آن زشتیها بیخ ریش خودشان! اشکالی ندارد که ما زیباییهای فرهنگ آنها را فرا بگیریم. این که حالا آن زیباییها چیست، می تواند مورد بحث قرار بگیرد.(1) 1- دیدار جمعی از جوانان با مقام معظم رهبری، مورخ 77.11.13
روزنامه رسالت

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

معرفت نفس طریق معرفت ربّ

معرفت نفس طریق معرفت ربّ

معرفت نفس طریق معرفت ربّ است که از سیّد انبیا و هم از سیّد اوصیا _صلوات اللّه علیهما_ مأثور است:
نعمت بیداری

نعمت بیداری

برادرم! نعمت بیداری، روزی هر بی سر و پا نمی‌شود، و این پیک کوی وفا با هر دلی آشنا نمی‌گردد، و هر مشامی این نسیم صبا را بویا نمی‌شود، و هر زبانی به ذکر آن گویا نمی‌گردد....
اعتقاد به خالق و مخلوق

اعتقاد به خالق و مخلوق

کسی که به خالق و مخلوق متیقن و معتقد باشد، و با انبیا و اوصیا – صلوات اللّه علیهم – جمیعا مرتبط و معتقد باشد، و توسل اعتقادی و عملی به آنها داشته باشد،
تعلیم مجهولات بشرط عمل بمعلومات

تعلیم مجهولات بشرط عمل بمعلومات

آقایانی که طالب مواعظ هستند از ایشان سئوال می‌شود: آیا به مواعظی که تا حال شنیده‌اید عمل کرده‌اید یا نه،
عمل به معلومات

عمل به معلومات

آنچه می‌دانید عمل کنید، و در آنچه نمی‌دانید احتیاط کنید تا روشن شود.

پر بازدیدترین ها

دعای شروع نماز

دعای شروع نماز

ابو حامد غزالی می گوید : «اما دعای شروع نماز که آغاز ان با این جمله است : «وجهت وجهی للذی فطر السموات و الارض حنیفا مسلما»
صفات منافق

صفات منافق

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‌فرماید که: منافق گویا با خداى خود یک رو کرده است و راضى شده است به دورى از رحمت وى، چرا که او عملهاى ظاهرى ریائى را به صورت عمل شرعی مى‌کند، و عملهاى شرعی که از خدا و پیغمبر متلقّى شده است و در غایت عزّت و رفعت است، بازیچه انگاشته به طریق استهزا و سخریّه با او سلوک مى‌نماید.
جوشش چشمه‌های حکمت

جوشش چشمه‌های حکمت

به واسطه تقوای الهی و دوری گزیدن از حرام و مشتبه به مرور روح قدس قوت می‌گیرد
اعتقاد به خالق و مخلوق

اعتقاد به خالق و مخلوق

کسی که به خالق و مخلوق متیقن و معتقد باشد، و با انبیا و اوصیا – صلوات اللّه علیهم – جمیعا مرتبط و معتقد باشد، و توسل اعتقادی و عملی به آنها داشته باشد،
ترک نفسانیت

ترک نفسانیت

شبانه روز پنج مرتبه به حضور حق و هر مرتبه دو بار «اهدناالصراط» گویاییم، و حضرت حق صد و بیست و چهار هزار پیغمبر داشته است که شاید در مقابل هر نبی لا اقل ده ولی بوده است، و همه آنها برای هدایت طریق آمده‌اند.
Powered by TayaCMS