دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

همت بزرگ و عدم آسايش تن

مگر اسکندر مي توانست اسکندر باشد و تنش راحتي ببيند! مگر نادر، همان نادر ستمگر، همان نادري که از کله ها مناره مي ساخت، همان نادري که چشم ها را درمي آورد.
همت بزرگ و عدم آسايش تن
همت بزرگ و عدم آسايش تن

برگرفته از: 1- گفتارهای معنوی، شهيد مرتضی مطهری، ص 169.

مگر اسکندر مي توانست اسکندر باشد و تنش راحتي ببيند! مگر نادر، همان نادر ستمگر، همان نادري که از کله ها مناره مي ساخت، همان نادري که چشم ها را درمي آورد. همان نادري که يک جاه طلبي ديوانه و بزرگ بود، مي توانست نادر باشد و تنش آسايش داشته باشد؟ گاهي کفشش، ده روز از پايش به درنمي آمد، اصلاً فرصت نمي کرد کفشش را درآورد. نقل مي کنند که يک شب از همين دهنه زيدر از جلوي يک کاروانسرا عبور مي کرد، زمستان سختي بوده، آن کاروانسرادار گفته بود که نيمه هاي شب بود که يک وقت ديدم در کاروانسرا را محکم مي زنند، تا در را باز کردم يک آدم قوي هيکل سوار بر اسب بسيار قوي هيکلي آمد تو، فوراً گفت غذا چه داري؟ من چيزي غير از تخم مرغ نداشتم. گفت: مقدار زيادي تخم مرغ آماده کن! من برايش آماده کردم، پختم، گفت: نان بياور، براي اسبم هم جو بياور. همه اينها را به او دادم. بعد اسبش را تيمار کرد. دست به دست ها و پاها و تن اسب کشيد. دو ساعتي آنجا بود و يک چرتي هم زد. وقتي خواست برود، دست به جيبش برد و يک مشت اشرفی بيرون آورد، گفت: دامنت را بگير! دامنم را گرفتم، آنها را ريخت در دامنم بعد گفت: الان طولی نمي کشد که يک فوج پشت سر من می آيد، وقتي آمد، بگو: نادر گفت: من فلان جا رفتم فوراً پشت سر من بيايند. مرد کاروانسرادار مي گويد: تا شنيدم «نادر»، دستم تکان خورد، دامن از دستم افتاد. گفت: مي روي بالاي پشت بام مي ايستي، وقتي آمدند، بگو: توقف نکنند، پشت سر من بيايند. خودش در آن دل شب دو ساعت قبل از فوجش حرکت مي کرد، بعد فوج شاه آمدند اينجا، من از بالا که فرياد کردم نادر فرمان داد، اتراق بايد در فلان نقطه باشد، اينها غرغر مي کردند، ولي يک نفر جرأت نکرد که نرود، همه رفتند. خوب آدم اگر بخواهد نادر باشد، ديگر نمي تواند در رختخواب پر قو هم بخوابد. نمي تواند عالي ترين غذاها را بخورد... هر کس در هر رشته اي بخواهد همت بزرگ داشته باشد، روح بزرگ داشته باشد، بالاخره آسايش تن ندارد. (1)

روزنامه كيهان، شماره 21746 به تاريخ 23/7/96، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

معرفت نفس طریق معرفت ربّ

معرفت نفس طریق معرفت ربّ

معرفت نفس طریق معرفت ربّ است که از سیّد انبیا و هم از سیّد اوصیا _صلوات اللّه علیهما_ مأثور است:
نعمت بیداری

نعمت بیداری

برادرم! نعمت بیداری، روزی هر بی سر و پا نمی‌شود، و این پیک کوی وفا با هر دلی آشنا نمی‌گردد، و هر مشامی این نسیم صبا را بویا نمی‌شود، و هر زبانی به ذکر آن گویا نمی‌گردد....
اعتقاد به خالق و مخلوق

اعتقاد به خالق و مخلوق

کسی که به خالق و مخلوق متیقن و معتقد باشد، و با انبیا و اوصیا – صلوات اللّه علیهم – جمیعا مرتبط و معتقد باشد، و توسل اعتقادی و عملی به آنها داشته باشد،
تعلیم مجهولات بشرط عمل بمعلومات

تعلیم مجهولات بشرط عمل بمعلومات

آقایانی که طالب مواعظ هستند از ایشان سئوال می‌شود: آیا به مواعظی که تا حال شنیده‌اید عمل کرده‌اید یا نه،
عمل به معلومات

عمل به معلومات

آنچه می‌دانید عمل کنید، و در آنچه نمی‌دانید احتیاط کنید تا روشن شود.

پر بازدیدترین ها

صفات منافق

صفات منافق

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‌فرماید که: منافق گویا با خداى خود یک رو کرده است و راضى شده است به دورى از رحمت وى، چرا که او عملهاى ظاهرى ریائى را به صورت عمل شرعی مى‌کند، و عملهاى شرعی که از خدا و پیغمبر متلقّى شده است و در غایت عزّت و رفعت است، بازیچه انگاشته به طریق استهزا و سخریّه با او سلوک مى‌نماید.
دعای شروع نماز

دعای شروع نماز

ابو حامد غزالی می گوید : «اما دعای شروع نماز که آغاز ان با این جمله است : «وجهت وجهی للذی فطر السموات و الارض حنیفا مسلما»
احترام به استاد

احترام به استاد

معرفی اجمالی : فقیه و عارف ژرف اندیش، ابن‌ابى‌جمهور احسائى‌در خانواده‌اى پارسا و اهل علم و دانش دیده به جهان گشود. جدّش شیخ ابراهیم و پدرش شیخ على، عالمانى خدا ترس و صاحب نظر بودند .
احتیاج به وعظ نیست

احتیاج به وعظ نیست

گفتم که الف، گفت دگر، گفتم هیچ؛ در خانه اگر کس است یک حرف بس است.
ادب مع الله

ادب مع الله

و بدان که: اعضاء و جوارح تو سرمایه و امانت‌هائى هستند از خداوند (جل جلاله) در نزد تو، تا به وسیله آن‌ها به نفع دنیا و آخرت خود تجارت نمائى.
Powered by TayaCMS