دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آثار مهم توكل در زندگی

No image
آثار مهم توكل در زندگی

توكل يعني همان اعتماد قلبي به خداي متعال و تكيه كردن بر او. توکل، يك باور قلبي است كه انسان او را تنها قدرت برتر در زندگي بداند، اگر همين اعتقاد، با ايمان راسخ و محكم در مسير زندگي عملي شود، اضطراب و سختي‌ها و ساير مشكلات براي انسان معني نخواهد داشت، پس توكل به خدا يك تكيه‌گاه و آرامش قلبي واقعي است كه انسان بهترين مدافع را براي خود انتخاب مي‌كند، البته ناگفته نماند كه توكل صرف و بدون حركت و تلاش در تمام ابعاد زندگي نيكو نيست، بلكه در عين حركت بايد رابطه قلبي محكم نيز باشد، تا يك نتيجه خوب حاصل شود. اين اعتقاد قلبي در عرصه زندگي ثمرات پربركتي را خواهد داشت كه ما به چند نمونه از آن اشاره مي‌كنيم:

توكل، مايه نجات است

امام علي (ع) می‌فرماید: توكل بر خداوند، مايه نجات از هر بدى و محفوظ بودن از هر دشمنى است. در عرصه زندگي امكان لغزش و انحراف براي هر فردي محتمل است، منتها بهترين نيرو و قدرت قلبي كه در شرايط ناگوار و هلاك‌كننده باعث نجات مي‌شود همين توكل به خداست كه انسان با اعتماد به او از خطا و لغزش در امان مي‌ماند[1].

نجات از مشكلات

امام على (ع) می‌فرماید: هر كس به خدا توكل كند، دشوارى‌ها بر او آسان مى شود و اسباب برايش فراهم مى شود. بسياري از مشكلات در زندگي پيش مي‌آيد و هر انساني به فكر چاره مي‌افتد، انساني كه توكل و اعتقاد دروني در او شكل گرفته، با استعانت از خدا مشكلات شديد را به راحتي تحمل كرده و خداوند هم با اسباب خاص و مصلحت برترش، مشكل را براي فرد قابل حل مي‌كند[2].

رزق آسان

رسول گرامی اسلام (ص) می‌فرماید: هر كس به خدا توكل كند، خداوند هزينه او را كفايت مى‌كند و از جايى كه گمان نمى‌برد به او روزى مى‌دهد[3].

رزق و روزي دست خداست، اما كساني كه توكل بالايي دارند رزق آنها با ديگران فرق خواهد كرد و خداي متعال اسباب و راه رسيدن به رزق را در اين افراد سهل مي‌كند.

بی‌نيازی

امام صادق (ع) می‌فرماید: بى‌نيازى و عزت به هر طرف مى‌گردند و چون به جايگاه توكل دست يافتند در آنجا قرار مى‌گيرند[4].

سنت الهي در اين است كه متوكلين انسان‌هاي بي‌نيازي باشند و شرايط زندگي آنها طوري اداره شود كه به كسي محتاج نشوند.

پيروزی

امام محمد باقر (ع) می‌فرماید: هر كس به خدا توكل كند، مغلوب نشود و هر كس به خدا توسل جويد، شكست نخورد. توكل به خدا رمز پيروزي و نجات از شكست و مغلوب شدن در تمام عرصه‌هاي زندگي است، چرا كه انسان با تكيه به قدرت عالم هستي و ايمان به او هيچ ترسي و ضعفي را حس نخواهد كرد، همانطوري كه انبياء چنين بودند[5].

رسيدن به قدرت برتر

امام موسی کاظم (ع) می‌فرماید: هر كه مي‌خواهد كه قويترين مردم باشد بر خدا توكل نمايد. پيامبران انسان‌هايي بودند كه قدرت روحي آنان همتا نداشت، انساني كه اهل توكل است خدا او را ياري مي‌كند و او را قوي‌ترين مردم قرار مي‌دهد[6].

پی‌نوشت‌ها:

1) . بحارالأنوار، ج78، ص79، ح56.

2) . غررالحكم، ج5، ص425، ح 9028.

3) . كنزالعمال، ج3، ص103، ح5693.

4) . كافى، ج2، ص65، ح3.

5). جامع الأخبار، ص 322.

6) . بحار الانوار، ج7، ص143.

كينه‌ها، مانعی بر سر راه تكامل

كينه‌توزي، همان‌گونه كه براي حركت دل به سوي كمال مانع است، از خردورزي و عقلانيت آدم‌ها نيز جلوگيري مي‌كند؛ زيرا كينه‌توزي و حس انتقام جويي، به آدمي اين اجازه را نمي‌دهد كه درباره ديگران درست بينديشد و آنها را دقيق بشناسد. پس شناخت درست و استدلال منطقي و نتيجه‌گيري مطمئن زماني امكان پذير است كه عقل آدمي، از هرگونه محدوديتي آزاد باشد. بديهي است كه كينه‌توزي، انديشه و نتيجه آن را به سمتي نادرست مي‌كشاند و عقل را وا مي‌دارد كه در جهت انتقام گرفتن از ديگران و براي ضربه زدن به آنها حركت كند. حضرت علي(ع) مي‌فرمايد: « كينه، ابزار شرارت و فتنه است». براي رهايي از چنين دل مشغولي‌هايي، بايد با عزم و توان بسيار، براي كينه زدايي و پالايش قلب از اين دشمن خطرناك كوشيد. حضرت علي (ع) در سخني ديگر مي‌فرمايد: « كسي كه كينه را دور بريزد، دل و عقلش آسوده مي‌شود.» در واقع، انسان‌ها در پي زندگي آرام و سرشار از محبت و به دور از شعله‌هاي كينه و نفرت هستند؛ زيرا نيك مي‌دانند كه كينه، شاخ و برگ و ريشه درخت معنويت را مي‌سوزاند. كينه‌توزي افزون بر فرد، اجتماع را نيز به جهنمي از فتنه‌ها، آشوب‌ها و دشمني‌ها تبديل مي‌سازد. پس چه خوب است، از آتش كينه‌توزي دوري و به سفارش رسول رحمت (ص) عمل كنيم كه فرمود: «دنيا كوچك‌تر و بي‌ارزش‌تر و ناچيزتر از آن است كه در آن، از كينه‌ها پيروي شود.» آري، مومن كينه به دل نمي‌گيرد و به فرمايش امام صادق (ع): كينه مؤمن، لحظه‌اي است و چون از برادر ديني خود جدا شود، كينه او را در دل نگه نمي‌دارد، ولي كينه كافر، دائمي است. كينه‌توزي، در جامعه فتنه و آشوب مي‌آفريند و هرگاه بر شمار كينه‌توزان افزوده شود، اين دشمني به بيماري تبديل خواهد شد كه زندگي و پيشرفت جامعه را به‌شدت تهديد مي‌كند. در محيط كار، كينه‌توزي به تحقير شخص مورد كينه مي‌انجامد. بدين‌ترتيب، زمينه بي‌توجهي يا كم توجهي به او را فراهم مي‌سازد و خواسته يا ناخواسته، همدلي و همكاري، از اين محيط رخت بر مي‌بندد و كارها به سامان نمي‌رسد. اينكه انتظار داريم، آدمي هيچگاه به خشم و غضب دچار نشود، بسيار سخت و مشكل است، ولي مي‌توان خشم را گذرا و بي‌كينه كرد. بي‌شك، مومنان و انسان‌هاي درستكار نيز گاهي به خشم و غضب گرفتار مي‌شوند، ولي هرگز خشم و عصبانيت آنها به سرحد گناه و كينه‌توزي نمي‌رسد؛ زيرا خشم آنها از دو حال خارج نيست: يا خشم شان زودگذر است و پس از فروكش كردن خشم، هيچ كينه‌اي در دل آنها باقي نمي‌ماند، يا اينكه اگر كينه‌اي هم در دل شان باقي بماند، از آن بسيار اندوهناك هستند و مي‌كوشند تا ريشه اين صفت زشت را از دل خويش بركنند. شايسته است كه به فرموده امام صادق (ع) نيز دقت كنيم كه می‌فرماید: مومن وقتي در مجلس است [ممكن است] دچار كينه شود، ولي آن گاه كه از مجلس خارج شد، كينه هم از دل او مي‌رود. امام علي (ع) نيز مي‌فرمايد: «تنها كساني عاقل هستند كه كينه‌ها را از دل بيرون كنند».

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.

پر بازدیدترین ها

پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
No image

نبوت در نهج البلاغه

ان شئتَ ثنّيتُ بموسى كليم الله حيث يقول: (ربّ انى لِما أنزلت إلىّ من خير فقير)؛ و اللهِ ما سأله الّا خبزا يأكله، لانه كان ياكل بقلة الارض. اگر بخواهى پيامبر دیگرى را به عنوان الگو نام ببرم او موسى عليه السلام است، آن گاه كه فرمود: (پروردگارا! من به آنچه از خير و نيكى برايم نازل کنى نيازمندم) به خدا سوگند، حضرت موسى عليه السلام به جز نانى كه بخورد از خدا نخواست، زيرا او گياهان زمين مى خورد.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

از آنجا که نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اسوه حسنه و الگوی مناسب برای همه انسانها در همه اعصار است، باید در پی شناخت آن شخصیت عالی مقام و سیره آن فرستاده الهی باشیم. با توجه به اینکه نزدیک ترین انسانها به نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و آگاه ترین انسانها به شخصیت آن پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، امام علی(علیه السلام) است، بهترین راه برای شناخت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) مراجعه به سخنان گهربار امام علی(علیه السلام) می باشد.
Powered by TayaCMS