دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آزادی به کدام معنا؟!

No image
آزادی به کدام معنا؟!

كلمات كليدي : آزادي، اصالت، علم، جهل، مصالح، حكومت

نویسنده : گفتاری از رحیم پور ازغدی

اگر ملاک تنها اصالت آزادی باشد یعنی هیچ کدام از ارزش‌های دیگر اهمیت ندارند و با هم برابرند، علم و جهل با هم برابرند. شما نمی‌توانید مزاحم جهل من شوید چون به آزادی من تجاوز کرد ه‌اید! ابراهیم در این منطق ضد آزادی است که با تبر بت‌های مشرکین را می‌شکند!

معنویت مجرد، هدف انقلاب اسلامی نیست همان طور که آزادی مطلق هدف ما نیست! اسلام فقط معنویت نیست همان طور که فقط آزادی نیست. چند بعد دارد: اخلاق، اقتصاد، آزادی، عدالت و معنویت. انسان اسلامی یک انسان چند بعدی است و حکومت اسلامی هم باید چند بعدی به جلو حرکت کند. اگر انقلاب ما همه ابعاد اسلامی را نداشته باشد دیگر اسلامی نیست. اگر آزادی یک ارزش اسلامی است باید با همان چهارچوب اسلامی اش در حکومت اسلامی وجود داشته باشد.

همان طور که در همه دنیا آزادی مطلق وجود ندارد، در نظام اسلامی هم آزادی مطلق وجود و معنایی ندارد. تفاوت بین آزادی اسلامی و آزادی اومانیستی در اهداف و مبانی آنهاست. آزادی بیان یعنی یک شهروند بتواند آزادانه حقوق خود را از حکومت مطالبه کند. باید حقوق خود را از حکومت مطالبه کند. باید حق رشد و دستیابی به حقیقت، حق شنیدن مشروع برای یک شهروند وجود داشته باشد. در همه جوامع شرط و شروطی برای آزادی وجود دارد ولی هدف و مبانی آنها فرق می‌کند. اصلا امکان وجود آزادی کامل در یک جامعه نیست. در غرب حد آزادی فرد، آزادی دیگران است.

این یعنی هیچ ارزشی بالاتر از آزادی فرد وجود ندارد حتی مصالح فرد و جامعه. آزادی تبدیل به یک ارزش مطلق می‌شود و بقیه ارزش ها در مراحل بعد وتو می‌شوند. آزادی مطلق فرد یعنی استبداد فرد وقتی می‌گویند فقط حد آزادی من آزادی دیگری است. یعنی مجبوری که حد آزادی تو، آزادی او باشد؛ وگرنه درگیری ایجاد می‌شود. او هم یک مستبد دیگری است مثل تو، [مثل] همه جامعه. شما جامعه‌ای را تصور کنید که همه مشغول مطلق کردن آزادی خود و محدود کردن آزادی دیگران باشند. هر کس زور بیشتری دارد آزادی بیشتری دارد. من کاری می‌کنم که آزای تو بیشتر محدود شود. حد آزادی من افزایش یابد و حد آزادی تو کمتر شود.

آزادی وسیله‌ای در جهت رشد و تکامل و تعالی کرامت انسانی است و مردمسالاری با تعریف ما یعنی توافق اخلاقی انسان‌های آزاد و مسئول، در چهارچوب عدالت با احترام حقیقی به همدیگر. یعنی اگر کسی هم زور داشت اجازه ندارد به حریم دیگران تجاوز کند. در فرهنگ اومانیستی، آزادی وسیله‌ای است در خدمت رضایت نفس و نفسانیت و لذت طلبی. معنی دموکراسی در فرهنگ اومانیستی برآیند آزادی‌های مطلق افراد است زمانی که حریف هم نمی شوند. آزادی فرد به آزادی دیگران و مصالح فرد و جامعه محدود می‌شود. فرد در فرهنگ اسلامی حق ندارد تحقیر شود؛ حق ندارد خودکشی کند و دون کرامت انسانی کاری انجام دهد [و این] از باب تکلیف است نه حقوق! ولی در فرهنگ غربی و در آزادی مطلق فردی چنین اجازه‌ای صادر می‌شود. اگر تنها و برترین ملاک حقوق بشر برای ارضای فرد اصالت آزادی باشد یعنی [دیگر] اخلاق و امنیت و علم و عدالت و زیبایی شناسی و هیچ کدام از [این] ارزش ها دیگر اهمیت ندارند، فقط آزادی مهم است! یعنی همه ارزش‌های دیگر با هم برابر هستند علم و جهل با هم برابرند. کمال و انحطاط برابرند. اما در فرهنگ اسلامی این گونه نیست. در فرهنگ غرب هیچکدام از این ارزش‌ها بر آزادی تقدم ندارد، شما نمی‌توانید مزاحم خواب و جهل من شوید چون به آزادی من تجاوز کرده‌اید. هیچ حقی مهم‌تر از تمایلات من و میل من و نفسانیت من نیست. حتی چیزی به نام کرامت و رشد من. در این منطق ابراهیم ضد آزادی است که با تبر بت‌های مشرکین را می‌شکند ولی در منطق الهی ابراهیم بزرگ ترین آزادی بخش تاریخ است. ابراهیم رها کننده از جهل است.

در منطق ما هیچ چیز از جمله آزادی ابتدا به ساکن خودش مستقلا قابل ارزش‌گذاری نیست، حقوق بشر خودش قابل فهرست شدن نیست. مگر اینکه ما درباره غایت، هدف و نهایت زندگی در عرصه انسان شناسی و هستی شناسی به نتیجه برسیم. به تفاهم برسیم. حقوق، وسیله [ایست] برای رسیدن به چه هدفی؟ اسلام می‌گوید برای رشد و تعالی فرهنگ غربی می‌گوید برای رضایت نفسانی. حق نداری مزاحم همسایه شوی چون همسایه لذت نمی‌برد. مزاحم همدیگر نباشید هر کاری می‌خواهید انجام دهید چون شما کرامت ندارید. در جامعه لیبرالیستی امنیت مهم است نه کرامت. ولی در جایی که کرامت و انسانیت باشد امنیت هم بیشتر وجود دارد. امنیت با زور نمی‌شود امنیت در درجه اول باید منشا آن انسانی باشد. حقوق وظایف ما صرفا با توجه به مسائل دینی نباید تعریف شود. باید به مسائل اخروی هم توجه شود نباید دنیا را فدای آخرت کرد و آخرت را فدای دنیا.

آزادی مطلق یعنی همه عقاید به یک اندازه اجازه ترویج داشته باشند همه عقاید محترم‌اند یعنی چه؟ نژادپرستی، گاوپرستی، مگر اینها عقیده نیستند؟ مگر دخترکشی در جزیره العرب عقیده نبود؟ آزادی عقیده محترم است نژادپرستی و سگ پرستی اینها همه محترم‌اند. بعضی از این عقاید ضد کرامت انسانی‌اند. نمی‌شود به نژادپرستی احترام گذاشت. در فرهنگ اسلامی اینها محکوم‌اند و رد می‌شوند. در یک کشوری حکومت موروثی عقیده است. این عقیده نمی‌شود محترم باشد و اجازه فعالیت داشته باشند. هیچ جای دنیا این طوری نیست! در انگلیس کالج‌های اسلامی به دلیل فعالیت‌های اسلامی تعطیل شدند، در کشورهای اروپایی حجاب را ممنوع می‌کنند. کمونیست‌ها در آمریکا اجازه فعالیت ندارند. همه عقاید مفید نیستند ولی ما کسی را مجبور به یک عقیده نمی‌کنیم. همه عقاید باید آزاد باشند در یک فضای تخصصی به اظهار نظر بپردازند. آزادی ارزشمند است ولی فقط آزادی به تنهایی ارزشمند نیست. معنی «لااکراه فی الدین» [این نیست که] همه عقاید آزاد باشند، یعنی ایمان زورکی نمی‌شود. در سنت اسلامی هم همین جوری بوده است. یک عقیده فاسد مانند یک ویروس است و باید از شیوع آن جلوگیری کرد. آزادی یعنی امکان استفاده از حقوق و حقوق را عدالت مشخص می‌کند. آزادی معقول، اخلاقی و مسئولانه نه هرج و مرج وتوطئه، مراد ما از آزادی انسانیت رها شده است نه حیوانیت رها شده، آزادی عقل نه آزادی نفس. آزادی تنها ارزش نیست برترین ارزش هم نیست آزادی در کنار عدالت اخلاق، منطق و شریعت ارزش دارد نه جدای از آنها. نگاه دین به آزادی الزام آورتر است و پایه‌های آزادی را محکم تر می‌کند. آزادی در تفکر اسلامی، قداست دینی دارد. آزادی را که خداوند به من داده است نمی‌توانید محکوم کنید. آزادی در اسلام یک تکلیف است! نه اینکه شما حق داری آزاد باشی و اگر خواستی از آزادی خود صرف نظر کنی. نه! باید آزاده زندگی کنی و این یک تکلیف الهی است. آزادی یکی از عالی‌ترین ارزش‌های انسانی و جزء معنویات است فوق حیوانیت و فوق حد مادی، انسان شرافتمند آزادی را فدای شکمش نمی‌کند و حاضر نیست از آزادی خود به خاطر منافع اقتصادی و جانی و مالی بگذرد ولی در فرهنگ مادی این جوری نیست. آزادی اسلامی یعنی احترام به کرامت الهی خود کرامت انسان یعنی به خودت احترام بگذار و از کارهای پستی که شایسته شرافت انسانی نیست دوری کن. هیچ کس حق ندارد به ما فرمان بدهد. مگر اینکه کسی فرمان خدا را به ما ابلاغ کند حتی اگر خلاف منافع اقتصادی و مادی تو باشد. سقف کرامت انسان در اومانیسم سقف یک حیوان است. اصلاکرامت انسان با مبانی الهی ثابت می‌شود نه با مبانی اومانیستی.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.

پر بازدیدترین ها

پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت در نهج البلاغه

ان شئتَ ثنّيتُ بموسى كليم الله حيث يقول: (ربّ انى لِما أنزلت إلىّ من خير فقير)؛ و اللهِ ما سأله الّا خبزا يأكله، لانه كان ياكل بقلة الارض. اگر بخواهى پيامبر دیگرى را به عنوان الگو نام ببرم او موسى عليه السلام است، آن گاه كه فرمود: (پروردگارا! من به آنچه از خير و نيكى برايم نازل کنى نيازمندم) به خدا سوگند، حضرت موسى عليه السلام به جز نانى كه بخورد از خدا نخواست، زيرا او گياهان زمين مى خورد.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

از آنجا که نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اسوه حسنه و الگوی مناسب برای همه انسانها در همه اعصار است، باید در پی شناخت آن شخصیت عالی مقام و سیره آن فرستاده الهی باشیم. با توجه به اینکه نزدیک ترین انسانها به نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و آگاه ترین انسانها به شخصیت آن پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، امام علی(علیه السلام) است، بهترین راه برای شناخت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) مراجعه به سخنان گهربار امام علی(علیه السلام) می باشد.
Powered by TayaCMS