دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ادبیات آرمانشهری

No image
ادبیات آرمانشهری

كلمات كليدي : ادبيات آرمانشهري، مدينه ي فاضله، اتوپيا، هيچستان، ناكجاآباد، آرمانشهر، افلاطون، فارابي، تامس مور، ادبيات فارسي

نویسنده : اعظم بابایی

ادبیات آرمانشهری، گونه‌ای از ادبیات است که جامعه‌ی آرمانی را طراحی و ترسیم می‌کند. آرمانشهر معادل اتوپیا در غرب است. واژه‌ی یونانی اتوپیا از دو جزء (او) به معنای "هیچ و نه" و (توپو) به معنای "جا و مکان" ساخته‌ شده و به معنای لامکان، هیچستان و ناکجاآباد است.[1]

آرمانشهر یا ناکجاآباد یا مدینه‌ی فاضله، شهری خیالی است که در آنجا مردم، در رستگاری کامل‌ زندگانی می‌کنند. نخستین متفکری که اندیشه‌ی آرمانی را بر برهان عقلی استوار کرد «افلاطون» (347-427 ق.م) فیلسوف یونانی بود. کتاب جمهور او با بحث درباره‌ی مفهوم عدالت آغاز می‌شود و به شیوه‌ی گفتگو در روندی منطقی در جستجو برای شناخت عدالت راستین، جامعه‌ی آرمانی را طرح می‌افکند. آرمانشهر به معنای امروزیش از واژه‌ی اتوپیا نام کتاب «تامس مور» فیلسوف و نویسنده سده‌ی 15 و 16م انگلستان است.[2]

اندیشه‌ی دیاری و جایی که همه چیز آن نیکو باشد قدمتی به اندازه‌ی عمر بشر دارد. به‌عنوان مثال، در حماسه‌ی سومری گلیگمش مربوط به هزاره‌ی دوم قبل از میلاد، توصیف نوعی بهشت زمینی را می‌یابیم: «در آنجا آوای زاغ به گوش نمی‌رسید، پرنده‌ی مرگ فریاد مرگ سر نمی‌داد، شیر نمی‌درید، کبوتر نمی‌نالید، نه بیوه‌ای بود نه مرضی نه پیری و نه مویه‌ای.»[3]

آثاری که به ترسیم آرمانشهر پرداخته‌اند فراوان است. هر یک از نویسندگان از دیدگاه خود به ترسیم این شهر پرداخته‌اند. گذشته از اتوپیای تامس مور، آثار زیر در ادبیات غرب شهرت دارد: "جمهوری جهانی" از آناکارسیس کلوتس (1794-1753م)، "روزگاران آینده"، "رؤیای والا" از ویکتور هوگو؛ "شهر آفتاب" از توماسو کامپانلا (1639-1568م)، "آتلانتیس نوین" اثر فرانسیس بیکن و... .[4]

آرمانشهر در ادب فارسی

آرمانشهر در ادب فارسی از دیرباز کاربرد داشته است. پشتوانه‌ی فکری و خاستگاه اندیشه‌ای آرمانشهر در ادب فارسی پنج مورد است:

1. اساطیر ایران باستان: که مفهوم آرمانشهر در آنها به صورت جامعه یا کشوری آرمانی و نیز عصر زرّین و بهشت زمینی مطرح شده است. در متن‌های کهن بازمانده از دوران باستان و شاهنامه‌ی فردوسی، روزگار فرمانروایی جمشید، پیش از آن‌که وی مرتکب گناه شود و تباه گردد، عصر زرین جامعه‌ی ایرانی معرفی شده است: بهشتی که جمشید به نام «ورجمکرد» بنا کرد و در آن آدمی، خوشبخت و آسوده از هر رنج و اندوهی زندگی می‌کرد. از دیگر آرمانشهرها در اساطیر ایران باستان که می‌توان به آنها اشاره کرد: شهر «کنگ دژ» که سیاووش پدر کیخسرو بنا کرد؛ یا کاخ کاووس که کاووس‌شاه (دومین شاه از دودمان کیانیان) در البرز کوه بنا کرد.[5]

2. تاریخ ایران باستان: در داستان‌های ملّی و تاریخ ایران، از شاهان آرمانی چون فریدون، کیخسرو، بهرام پنجم، خسرو انوشیروان یاد شده است. از جمله در خاطره‌ی جمعی ایرانیان و نیز در شاهنامه‌ی فردوسی، عصر خسرو انوشیروان عصر زرّین تاریخ ایران است و تدبیر و دادگستری این پادشاه آرمانی در جهان افسانه است.[6]

3. فلسفه‌ی یونان و مدینه‌ی فاضله‌ی فارابی: در میان اندیشمندان ایرانی، ابونصر فارابی، شالوده‌ی اندیشه‌ی آرمانی را ریخت و آنان که در قلمرو فلسفه درباره‌ی بهترین جامعه به بحث پرداختند، پیرو وی بودند. فارابی در اندیشه‌ی سیاسی خود، متأثر از افلاطون بود ، الگوی حکومت را از حکیم یونانی برگرفت و آن‌را با اصول دیانت اسلام به ویژه شیعه تلفیق کرد و بدین‌سان جامعه‌ی آرمانی را طرح افکند که در آن رهبری جامعه به دست حکیمی فرزانه است که توان به سامان آوردن زندگی و تأمین سعادت آدمی را در دنیای آشفته‌ای که با آن روبه‌رو است، دارد. اثر فارابی «اندیشه‌های اهل مدینه‌ی فاضله» نام دارد. بنابراین در سده‌های میانه در ایران و جهان اسلام، عنوان مدینه‌ی فاضله مفهومی بود که شهر آرمانی یا اجتماع کامل و رستگار را به ذهن القا می‌کند.[7]

4. اندیشه‌ی مهدویت شیعی: در تفکرات شیعیان، امید به آینده‌ای درخشان توأم با عدالت اجتماعی همواره وجود داشته است. غنی‌ترین پشتوانه‌ی فکری چنین نظریه‌ای، احادیث و اخباری است که در آن ظهور مهدی(عج) را در آخر زمان بشارت داد‌اه‌ند. شیعیان بر این باورند که تاریخ بشری به رغم فراز و نشیب‌ها، فرجامی خجسته دارد و با ظهور مهدی کار جهان به سامان می‌آید و آدمی به رستگاری دست می‌یابد. تفاوت اساسی نظریه‌ی ظهور مهدی و آرمانشهر در آن است که آرمانشهری، آرمانی شریف است که یا ریشه در اساطیر کهن دارد و یا از تخیل فرهیختگان و تأمل آنان در اوضاع و احوال روزگارشان حاصل می‌شود. اما حکومت مهدی(عج) وعده‌ای مقدر است که بر اخبار و احادیث استوار است و شیعیان آن‌را امری محتوم و متحقق در آینده می‌دانند.[8]

5. الگوهای کهن: در بسیاری از نوشته‌های کهن فارسی از آرمانشهری سخن رفته که با توجه به بسامد بالا و پایداری عناصر آرمانی آن، نمونه‌ی والا یا کهن الگویی است که چه بسا ریشه در اساطیر داشته باشد و یا بازتابی از خاطره‌ی جوامع اولیه‌ای باشد که انسان‌ها در آن از رفاه، برابری و آزادی برخوردار بودند. این آرمانشهر در کتاب‌هایی چون ترجمه‌ی تفسیر طبری، کشف‌الاسرار، اسکندرنامه و اقبال‌نامه (از نظامی گنجه‌ای)، خردنامه (از عبدالرحمن جامی) تصویر و توصیف شده‌اند.[9] در تفسیرهای دیگر از جمله «روض‌الجنان» اثر ابوالفتوح رازی (قرن ششم) نیز تصویری از این آرمانشهر آمده است.[10]

در ادبیات معاصر نیز بعضا به چنین تصاویری از جامعه‌ی آرمانی برمی‌خوریم. «مجمع دیوانگان» اثرِ «عبدالحسین صنعتی‌زاده‌ی کرمانی» (1275-1352ش) نخستین رمان آرمانشهری ادب معاصر فارسی است. در این کتاب گروهی از دیوانگان به رهبری پیر صاحب دل به آینده یعنی 2000 سال بعد سفر می‌کنند که آنجا کشور خرد است و در آن برادری، برابری، دوستی و عشق حرف اول را می‌زند.[11]

در گستره‌ی شعر معاصر نیز چند تن از شاعران هر یک با برداشت ویژه‌ی خود به ترسیم آرمانشهر در شعر خود پرداخته‌اند. به‌عنوان مثال در شعر «گفتگو» از مهدی اخوان ثالث، شعر «کسی که مثل هیچکس نیست» از فروغ فرخزاد؛ پشت دریاها از سهراب سپهری؛ هرکدام به نوعی از اجتماعی حرف می‌زنند که نعمت، آبادانی و برابری جای ظلم و بدی‌ها و بی‌عدالتی‌ها را گرفته است. به عنوان مثال شعر «کسی که مثل هیچکس نیست» فروغ فرخزاد را ببینیم:

من خواب دیده‌ام که کسی می‌آید/ من خواب یک ستاره‌ی قرمز را دیده‌ام/... کسی می‌آید/ کسی دیگر/ کسی بهتر/ کسی که مثل هیچکس نیست/... و سفره را می‌اندازد/ و نان را قسمت می‌کند/ باغ ملی را قسمت می‌کند/ و شربت سیاه‌سرفه را قسمت می‌کند/ و هرچه را که باد کرده باشد قسمت می‌کند/ و سهم ما را هم می‌دهد/ من خواب دیده‌ام....[12]

با رویکردی ویژه می‌توان برخی از مدایح سترگ و تراز اول فارسی را نیز در شمار ادبیات آرمانشهری آورد. در این مدیحه‌ها، شاعر یا مدیحه‌سرا، پادشاهی آرمانی یا سرزمینی خیالی را که زائیده‌ی تخیل خود اوست، تصویر می‌کند و در واقع آنچه را که خود در سر می‌پروراند و در آرزوی تحقق آن است، در قالب مدیحه عرضه می‌دارد. در این مدیحه‌ها، ممدوح شاعر، شاه، وزیر یا امیری نیست که اکنون فرمان می‌راند و سیاست مدن می‌کند، بلکه شاه رعیت‌دوست، بخشنده، دریا دل و دلیر است و از روی عدل حکومت می‌راند، با زیر دستانش رفتار مشفقانه و سخاوتمندانه دارد، ملک او آباد است و دشمنان رعیت تار‌‌و‌مار و پراکنده. چنین شاه، وزیر یا امیری به دین‌ورزی و هنرپروری و علم‌دوستی ممتاز است و در قلمروش گرگ و میش از یک آبشخور آب می‌خورند. ممدوحان تنی درست و عمری دراز دارند و گرفتار بیماری و مرگ نمی‌شوند. فلک مساعد، دولت رفیق و بخت یارشان است. نمونه‌ی چنین مدایحی را می‌توان در دیوان عنصری بلخی، منوچهری دامغانی، انوری، سعدی و بسیاری شاعران دیگر پیدا کرد.[13]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.

پر بازدیدترین ها

پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
No image

نبوت در نهج البلاغه

ان شئتَ ثنّيتُ بموسى كليم الله حيث يقول: (ربّ انى لِما أنزلت إلىّ من خير فقير)؛ و اللهِ ما سأله الّا خبزا يأكله، لانه كان ياكل بقلة الارض. اگر بخواهى پيامبر دیگرى را به عنوان الگو نام ببرم او موسى عليه السلام است، آن گاه كه فرمود: (پروردگارا! من به آنچه از خير و نيكى برايم نازل کنى نيازمندم) به خدا سوگند، حضرت موسى عليه السلام به جز نانى كه بخورد از خدا نخواست، زيرا او گياهان زمين مى خورد.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

از آنجا که نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اسوه حسنه و الگوی مناسب برای همه انسانها در همه اعصار است، باید در پی شناخت آن شخصیت عالی مقام و سیره آن فرستاده الهی باشیم. با توجه به اینکه نزدیک ترین انسانها به نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و آگاه ترین انسانها به شخصیت آن پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، امام علی(علیه السلام) است، بهترین راه برای شناخت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) مراجعه به سخنان گهربار امام علی(علیه السلام) می باشد.
Powered by TayaCMS