دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

استدراج

این روایت از امام حسین ـ صلوات الله ‌علیه ـ نقل شده است که حضرت فرمودند: استدراج از ناحیه خداوند نسبت به بنده‌اش، به این معنا است که خدا «نعمتی» را به سمت بنده می‌فرستد و سرازیر می‌کند و از آن طرف، «شُکر» را از او می‌گیرد.
استدراج
استدراج
آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

روی عن الحسین‌بن‌علی ـ علیهما‌السلام ـ قال: الِاسْتِدْرَاجُ مِنَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ لِعَبْدِهِ أَنْ یُسْبِغَ عَلَیْهِ النِّعَمَ وَ یَسْلُبَهُ الشُّکْر.

این روایت از امام حسین ـ صلوات الله ‌علیه ـ نقل شده است که حضرت فرمودند: استدراج از ناحیه خداوند نسبت به بنده‌اش، به این معنا است که خدا «نعمتی» را به سمت بنده می‌فرستد و سرازیر می‌کند و از آن طرف، «شُکر» را از او می‌گیرد.

 

من در گذشته روایات متعدّدی را در ارتباط با «رابطه میان حوادث و گرفتاری‌ ها با معصیت و گناه» خوانده‌ام که اینجا، جای مطرح کردن آن‌ها نیست، ولی در این روایت بحثی راجع به استدراج داریم که یکی از دلایل گرفتاری ‌های انسان را دربر دارد. امام حسین در این روایت، استدراج را معنا می ‌کنند که گاهی خدا به بنده‌اش نعمت می‌دهد، ولی از آن طرف بنده، شکر نعمت را به جا نمی‌آورد؛ این به خاطر آن است که خداوند حالت شکرگزاری را از بنده سلب کرده است.

 

چرا «استدراج»؟!

اینجا پرسش پیش می‌آید که چرا خدا چنین می‌کند و حال شکر را از بنده‌اش می‌گیرد؟ او که نعمت را به بنده می‌دهد، توفیق شکر را هم به او بدهد! یعنی چه که او نعمت را بدهد ولی توفیق شکر را از او بگیرد؟ چرا خدا توفیق شکر را از بنده‌اش می‌گیرد تا او نتواند شکر نعمت را به ‌جا آورد؟ اصلاً چطور می‌شود که خدا با بنده‌اش چنین می‌کند؟

 

ناشکریِ انواع نعمت‌ها

حالا من خواهم گفت، چگونه می‌شود که استدراج پیش می‌آید. البته بنده اینجا نمی‌توانم زیاد روایت بخوانم و به نقل یک روایت بسنده می‌کنم. در روایتی از امام صادق ـ صلوات‌الله‌علیه ـ آمده است که  گاهی خدا به بنده‌اش نعمتی را می‌دهد، او هم آن نعمت را در راه معصیت خرج می‌کند و با آن گناه می‌کند.

 

منظور از نعمت هم در این روایت فقط پول نیست؛ چشم، گوش، دست، پا و تمام قوای انسانی، نعمت‌هایی است که خدا به انسان داده است. نعمت، فقط پول و اسکناس نیست! چشم‌هایتان را باز کنید و نعمت‌هایی را که خدا داده است، بشناسید! نعمت، متّصله و منفصله دارد که سرتاپای انسان و آن چیزهایی که متعلّق به او است را در بر می‌گیرد؛ این یعنی اینکه «ای انسان! همه وجودت و متعلقات وجودت، نعمت‌ های خداوند است». اگر انسان نعمتی را در راه حرام مصرف کند و گناه کند، خدا به او مهلت می‌دهد تا استغفار کرده و از این گناه‌ها توبه نماید!

 

استدارج راهی به سوی «کفر»

این چیزهایی که من می‌گویم، متن روایت امام صادق است. چون خیلی فرصت ندارم، همه روایت را نمی‌خوانم. آیه قرآن هم این مطالب را دارد و می‌فرماید: « إِنَّما نُمْلی‌ لَهُمْ لِیَزْدادُوا إِثْماً» خدا مهلت می‌دهد تا ببیند آیا تو استغفار می‌کنی یا نه! اگر استغفار کردی مسأله‌ای پیش نمی‌آید، امّا اگر استغفار نکردی، خدا نعمتش را تجدید می‌کند؛ یعنی نعمت را دوباره به تو می‌دهد. اینجا دیگر تو توفیق شکرگزاری نداری و در حقیقت، خدا این توفقی را از تو سلب کرده است. این بی‌حساب نیست که خدا به بنده‌ای از بندگانش نعمت می‌دهد و در عین حال، توفیق شکرگزاری را از او سلب می‌کند.

 

وقتی بنده گناه کرد و به ‌جای عقاب، نعمت‌هایش زیاد شد، کم‌کم با خودش فکر می‌کند که چرا این‌ همه گناه می‌کند ولی هیچ اتّفاقی نمی‌افتد؟! نکند خبری نیست؟! اصلاً شاید حلال و حرامی، نعوذبالله در کار نیست! از اینجاست که انسان به وادی کفر کشیده می‌شود.

 

چرا وضع کفّار خوب است؟!

خود شما هم دارید می‌بینید که کفّار وضع مادّی‌شان خوب است؛ این به خاطر همین مسأله استدراج است. اگر کسی بگوید: کفّار با توجه به اینکه این‌همه گناه و فجور می‌کنند، چرا باز هم وضعشان خوب است؟ جوابش این است که خداوند آن‌ها را مبتلا به استدراج کرده و توفیق شکرگزاری را از آنها گرفته است. این به ضرر آن‌هاست.

 

ریشه گرفتاری‌ های مسلمین

مسلمان‌ها هم از این جهت مانند کفّار هستند که اگر نعمت به آن‌ها برسد و آن را در راه غضب الهی مصرف کنند، خدا برای توبه به آن‌ها مهلت می‌دهد، اگر توبه کردند که هیچ، وگرنه توفیق شکرگزاری از آن‌ها سلب شده و دچار استدراج می‌شوند. گرفتاری‌های ما هم از همین‌جا نشأت می‌گیرد که ما نعمت‌ها را، نعوذبالله در راه گناه صرف می‌کنیم و بعد مبتلا به انواع گرفتاری‌ها می‌شویم تا بیدار شویم و استغفار کنیم. این گرفتاری‌ها نیز، پس‌گردنی‌هایی است که خدا برای باز شدن چشم بنده‌اش می‌زند که بنده بگوید: خدایا غلط کردم که نعمتت را در بیراهه خرج کردم!

 

حال اگر نعمت را در مسیر غضب الهی خرج کردیم و وقتی هم که خدا برای بیدار شدنمان ما را به گرفتاری‌ها مبتلا کرد، باز هم چشم‌هایمان باز نشد و توبه و استغفار نکردیم، اینجا است که دچار استدراج شده و نعوذبالله به وادی کفر کشیده می‌شویم! من صریح می‌گویم تا جای هیچ بحثی باقی نماند.

 

جایگاه و ویژگی ماه شعبان

«استغفار کردن» کمک به «رحمت ‌للعالمین» است!

 

امّا این مباحث را گفتم که یک تذکّر بدهم. ماه، ماه شعبان است. ماه، ماه استغفار است. ماه، ماه پیغمبر اکرم است. ما در روایات داریم که حضرت فرمود: «أَلَا إِنَّ شَعْبَانَ شَهْرِی فَرَحِمَ اللَّهُ مَنْ أَعَانَنِی عَلَى شَهْرِی‌»؛ ماه، ماه من است؛ خداوند کسی را که در این ماه به من کمک کند، رحمت کند! این یعنی چه؟

 

پیغمبر چون رحمت للعالمین است، کارش این است که برای همه ما رحمت باشد و همه ما را مورد رحمت قرار دهد؛ ماه هم، ماه پیغمبر است، حال او می‌خواهد بندگان را شستشو داده و وارد دریای رحمت کند، پس از ما می‌خواهد که ما با استغفار و توبه، به او کمک کنیم تا او ما را شستشو دهد.

 

ماهِ شستشوی نبوی

پس این ماه، ماه شستشو است؛ ماه شستشوی نبوی است. ماهی است که پیغمبر امّتش را از گناهان شستشو می‌دهد و پیش خدا شفاعتشان را می‌کند. بیایید هرچه که، نعوذ بالله، کفران نعمت کردیم و بعد از آن هم استغفار نکردیم، الآن چشمانمان را باز کنیم و استغفار کنیم.

 

تناسب «آداب ماه شعبان» با «خصوصیّات صاحب ماه»

لذا شما ببینید، در اعمالی که به عنوان آداب این ماه وارد شده است، اوّل روزه آمده است، دوم یک استغفار ذکر شده و سوم هم باز استغفار وارد شده است. به مفاتیح‌الجنان مراجعه کنید! برای این ماه دو استغفار ذکر شده است؛ یکی اینکه انسان هر روز هفتاد بار بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ» از خدا استغفار می‌کنم و از او طلب توبه دارم؛ و دیگری اینکه هر روز هفتاد بار بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ الْحَیُّ الْقَیُّومُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» از خدایی که جز او خدایی نیست، مهربان و بخشنده است، زنده و پاینده است، طلب مغفرت می‌کنم و توبه می‌نمایم. اینها به خاطر آن است که این ماه، ماه تطهیر نبوی برای امّت خویش است و پیغمبر می‌خواهد امّتش را تطهیر کند. این کار با استغفار امّت، بر پیغمبر آسان می‌شود.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی

مقاله

نویسنده آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.

پر بازدیدترین ها

سیمای رسول خدا از منظر نهج البلاغه

سیمای رسول خدا از منظر نهج البلاغه

در زمین دو امان و وسیله نجات از عذاب الهی بود که یکی از آنها برداشته شد، دومی را دریابید و به آن چنگ زنید. اما امانی که برداشته شد رسول خدا (ص) بود و امانی که باقی مانده استغفار است. خداوند تعالی می فرماید: خداوند آنها را عذاب نمی کند تا تو در میان آنها هستی و خداوند آنها را عذاب نمی کند در حالی که استغفار می کنند.
شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

از آنجا که نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اسوه حسنه و الگوی مناسب برای همه انسانها در همه اعصار است، باید در پی شناخت آن شخصیت عالی مقام و سیره آن فرستاده الهی باشیم. با توجه به اینکه نزدیک ترین انسانها به نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و آگاه ترین انسانها به شخصیت آن پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، امام علی(علیه السلام) است، بهترین راه برای شناخت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) مراجعه به سخنان گهربار امام علی(علیه السلام) می باشد.
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
Powered by TayaCMS