دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

الست ( عالم ذر )

No image
الست ( عالم ذر )

اَلَسْت‌، اصطلاحى‌ برگرفته‌ از قرآن‌ است‌ که‌ به‌ پیمانى‌ اشاره‌ دارد که‌ خداوند در عالمى‌ به‌ نام‌ «عالم‌ ذرّ» از همه آدمیان‌ گرفته‌ و مضمون‌ و محتوای‌ آن‌ اقرار به‌ ربوبیت‌ خداوند بوده‌ و ناظر ‌ به‌ توحید فطری‌ و ذاتى‌ انسان است ‌.

این تعبیر از آیه ‌زیر گرفته‌ شده‌ است‌:

«وَ اِذْ اَخَذَ رَبُّک‌َ مِن‌ْ بَنى‌ آدَم‌َ مِن‌ْ ظُهورِهِم‌ْ ذُرّیتَهُم‌ْ وَ اَشْهَدَهُم‌ْ عَلى‌ اَنْفُسِهِم‌ْ اَلَسْت‌ُ بِرَبَّکُم‌ْ قالُوا بَلى‌ شَهِدْنا اَن‌ْ تَقُولُوا یوْم‌َ القیامَه اِنّا کُنّا عَن‌ْ هذا غافِلینَ » (اعراف/‌172)

«و زمانی که پروردگارت از صلب فرزندان آدم، ذریه آن‌ها را بر گرفت و آن‌ها را گواه بر خویش ساخت (و فرمود:) آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: آری گواهی می‌دهیم. (چنین کرد مبادا) روز رستاخیز بگویید: ما از این غافل بودیم.»

در متن‌ آیه‌ چند نکته‌ شایان‌ تأمل‌ است‌:

1- خداوند از صلب فرزندان‌ آدم‌ ذریه‌های‌ آنان‌ را برگرفته‌ و همه آنان‌ را که‌ باید تا پایان‌ زمان‌ در جهان‌ پدید آیند، در یک‌ زمان‌ مخاطب‌ قرار داده‌ و در همان‌ زمان‌ از همگى‌ به‌ ربوبیت‌ خود اقرار گرفته‌ است‌.

2- خداوند پس‌ از آنکه‌ افراد انسانى‌ را از پشت‌ یکدیگر گرفته‌ و هر یک‌ را به‌ صورت‌ نفسى‌ مستقل‌ از دیگری‌ جدا کرده‌ از یک‌ یک‌ آنان‌ برخودشان‌ گواهى‌ گرفته‌ است‌ و گواه‌ گرفتن‌ از انسان‌ بر خودش‌ به‌ این‌ معناست‌ که‌ حقیقت‌ او بر خودش‌ معلوم‌ شود و به‌ علمى‌ شهودی‌ دست‌ یابد تا وقتى‌ که‌ در قیامت‌ مورد سؤال‌ واقع‌ شود، بتواند پاسخگوی‌ اعمال‌ خود باشد. برگرفتن‌ ذریات‌ بنى‌ آدم‌ و گواهى‌ گرفتن‌ از آنان‌ در حقیقت‌ بیانگر این‌ معناست‌ که‌ اگر این‌ اقرار گرفته‌ نمى‌شد، افراد انسانى‌ مى‌توانستند در روز قیامت‌ برای‌ شرک‌ ورزیدن‌ به‌ خدا، به‌ حجتهای‌ باطل‌ توسل‌ جویند و عدم‌ آگاهى‌ را عذر و بهانه‌ قرار دهند به‌ عبارت‌ دیگر، معرفت‌ به‌ ربوبیت‌ و توحید ذات‌ الهى‌ در فطرت‌ انسان‌ عجین‌ و ثابت‌ و پایدار و تغییر ناپذیر است‌.

در میان‌ متکلمان‌ و مفسران‌ دو تفسیر کاملاً متضاد در مورد این آیات وجود دارد:

1- جایگاه‌ این‌ پیمان‌ پیش‌ از آفرینش‌ دنیوی‌ انسانها و در عالم‌ «ذر» بوده‌ است‌.

2- این‌ پیمان‌ در همین‌ عالم‌ دنیا و زندگى‌ دنیوی‌ از انسان‌ گرفته‌ شده‌ و مقصود از پیمان‌ همین‌ سنتهای‌ رایج‌ آفرینش‌ است‌.

تفسیر نوع اول در دستگاه‌ عرفانى‌ ابن‌ عربى‌، با عنوان‌ «سرُّ القَدَر» تجلى‌ کرده‌ است‌. ابن‌ عربى‌ مى‌گوید که‌ «سرالقدر» از والاترین‌ دانشهاست‌ و جز کسى‌ که‌ خداوند او را به‌ معرفت‌ کامل‌ مختص‌ کرده‌ باشد، آن‌ را نمى‌داند. بیان‌ این‌ مطلب‌ با توجه‌ به‌ مبانى‌ عرفانى‌ ابن‌ عربى‌ بدین‌ قرار است‌: خداوند به‌ ذات‌، صفات‌ و اسماء خود به‌ توسط ذات‌ خود علم‌ دارد. همچنین‌ خداوند اعیان‌ ثابته‌ را که‌ صورتهای‌ اسمائند، با علم‌ ذاتى‌ خود مى‌شناسد. پس‌ علم‌ خداوند نسبت‌ به‌ اعیان‌ ثابته‌ علمى‌ است‌ که‌ از صور اسماء و ماهیات‌ و استعدادهای‌ آنها به‌ او مى‌رسد. بدین‌ قرار در این‌ شأن‌ از شئون‌ هستى‌، علم‌ خدا از این‌ جهت‌ تابع‌ معلوم‌ است‌ حاصل‌ اینکه‌ اگر «عین‌» یک‌ انسان‌ در حال‌ ثبوتش‌ - یعنى‌ در آن‌ حال‌ که‌ در حضرت‌ علمى‌ خداوند نسبت‌ به‌ وجود عینى‌ و خارجى‌ به‌ عدم‌ متصف‌ بود - مؤمن‌ باشد، آن‌ انسان‌ در وجود خارجى‌ و عینى‌ هم‌ مؤمن‌ خواهد بود و اگر کسى‌ در عالم‌ اعیان‌ ثابته‌ کافر، گناهکار یا منافق‌ بوده‌ باشد، در وجود عینى‌ نیز به‌ همان‌ صفت‌ ظهور مى‌یابد. پس‌ خداوند با افراد انسانى‌ متناسب‌ با آنچه‌ در عالم‌ اعیان‌ ثابته‌ اقتضا و استعداد داشتند، معامله‌ مى‌کند. ابن‌ عربى‌ عهد الست‌ را بر همین‌ معنا منطبق‌ کرده‌ است‌.

از نظر علامه طباطبایی اشکال‌ تفسیر دوم‌ در این‌ است‌ که‌ متن‌ آیه‌ با چنین‌ تفسیری‌ سازگار نیست‌، زیرا آغاز آیه‌: «اِذْ اَخَذَ رَبُّک‌» از بستر زمانى‌ِ گرفتن‌ِ پیمان‌ با «اِذْ» تعبیر کرده‌ است‌ و این‌ واژه‌ ظرف‌ زمانى‌ است‌ که‌ بر زمان‌ ماضى‌ یا زمان‌ محقق‌ الوقوعى‌ دلالت‌ دارد. خطاب‌ آیه‌ متوجه‌ پیامبر و یا - به‌ دلیل‌ «اَن‌ْ تَقولوا یوْم‌َ القیامَه...» - متوجه‌ پیامبر و سایر افراد انسانى‌ است‌. اگر روی‌ سخن‌ این‌ آیه‌ها ما باشیم‌ که‌ آن‌ را مى‌شنویم‌ و اگر خطاب‌ آیات‌، خطابى‌ دنیایى‌ و برای‌ ما اهل‌ دنیا باشد و اگر بستر زمانى‌ِ این‌ خطاب‌ همین‌ زمان‌ تکوین‌ و حیات‌ نوع‌ انسانى‌ در دنیا باشد و باز اگر ظرف‌ زمانى‌ِ رویدادی‌ که‌ در آیه‌ ذکر مى‌شود، عیناً همان‌ ظرف‌ زمانى‌ تکوین‌ و وجود نوع‌ انسانى‌ در دنیا باشد، دیگر در این‌ صورت‌ برای‌ اینکه‌ از ظرف‌ زمانى‌ این‌ رویداد با «اِذْ» تعبیر کنند، وجهى‌ نمى‌ماند، چرا که‌ «اذ» بیانگر این‌ است‌ که‌ زمان‌ آفرینش‌ بر زمان‌ خطاب‌ تقدم‌ دارد. به‌ هر روی‌، آیات‌ مورد بحث‌ در عین‌ اینکه‌ بر داستان‌ آفرینش‌ انسان‌ توسط خداوند، به‌ صورت‌ زاد و ولد و گرفتن‌ یکى‌ از دیگری‌ دلالت‌ دارد، بر این‌ نیز دلالت‌ مى‌کند که‌ این‌ رویداد به‌ گونه‌ای‌ بر جریان‌ مشهود آفرینش‌ تقدم‌ دارد. حاصل‌ این‌ که‌‌ نشأه انسانى‌ مسبوق‌ به‌ نشأه انسانى‌ دیگری‌ است‌ و این‌ دو عیناً یکى‌ هستند با این‌ فرق‌ که‌ در نشأه ملکوت‌، پرده‌ای‌ میان‌ افراد انسانى‌ و پروردگارشان‌ نیست‌ و آنان‌ در آن‌ عالم‌ از راه‌ مشاهده‌، یکتایى‌ خدا را در ربوبیت‌ مى‌بینند. این‌ مشاهده‌ از راه‌ استدلال‌ نیست‌، بلکه‌ در آنجا در مى‌یابند که‌ از خدا جدایى‌ ندارند و بى‌ او نیستند و از این‌ روست‌ که‌ به‌ خدا و هر حقیقت‌ دیگر، اقرار و اعتراف‌ مى‌کنند.

سعیدالدین‌ سعید فرغانى‌ (د 700ق‌) ‌ یکى‌ از پیروان‌ مکتب‌ ابن‌ عربى‌ بر آن‌ است‌ که‌ این‌ پیمان‌ در عالم‌ مثال‌ صورت‌ گرفته‌ است‌ و نفوس‌ جزئى‌ همه انسانها به‌ صورت‌ مثالى‌ تعین‌ یافتند و خطاب‌ الست‌ را شنیدند و این‌ عهد را پذیرفتند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.

پر بازدیدترین ها

سیمای رسول خدا از منظر نهج البلاغه

سیمای رسول خدا از منظر نهج البلاغه

در زمین دو امان و وسیله نجات از عذاب الهی بود که یکی از آنها برداشته شد، دومی را دریابید و به آن چنگ زنید. اما امانی که برداشته شد رسول خدا (ص) بود و امانی که باقی مانده استغفار است. خداوند تعالی می فرماید: خداوند آنها را عذاب نمی کند تا تو در میان آنها هستی و خداوند آنها را عذاب نمی کند در حالی که استغفار می کنند.
شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

از آنجا که نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اسوه حسنه و الگوی مناسب برای همه انسانها در همه اعصار است، باید در پی شناخت آن شخصیت عالی مقام و سیره آن فرستاده الهی باشیم. با توجه به اینکه نزدیک ترین انسانها به نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و آگاه ترین انسانها به شخصیت آن پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، امام علی(علیه السلام) است، بهترین راه برای شناخت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) مراجعه به سخنان گهربار امام علی(علیه السلام) می باشد.
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
Powered by TayaCMS