دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

این دعا مستجاب می شود

No image
این دعا مستجاب می شود

تا به حال در زندگی حالت اضطرار پیدا کرده اید؟!  به چه چیزی و به چه کسی متوسل شده‌اید؟! در شرایط کاملاً اضطراری، شرایطی که همه درها را به ظاهر بر روی خود بسته می بینیم، واقعاً باید چه کرد؟ نمی‌خواهم شعار بدهم، بحث نصیحت کردن هم نیست، یک عمل تجربه شده است ...مهمترین، نزدیک ترین و مؤثرترین راه وصل کردن دل ها با خداست. اگر از سویدای دل با حال اضطرار و انقطاع از غیر، خدا را بخوانیم، غیر ممکن است که گشایشی از جانب خدا ایجاد نشود... خداوند گشایش ایجاد می کند. چنان که قرآن می‌فرماید:«أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَكْشِفُ السُّوءَ ...» (سوره نمل، آیه  62)کیست که درمانده ای را زمانی که او را بخواند، اجابت کند و گرفتاری را بر طرف سازد.« وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَلْیُوْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ» (سوره  بقره آیه  186)و هر گاه بندگان من، از تو درباره من بپرسند، [بگو] من نزدیكم، و دعاى دعاكننده را- به هنگامى كه مرا بخواند- اجابت مى ‏كنم، پس [آنان‏] باید فرمان مرا گردن نهند و به من ایمان آورند، باشد كه راه یابند.«وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ» (سوره  طلاق، آیه 2 و 3) هر کس تقوا و پرهیزگاری پیشه می‌کند (مراعات واجب و حرام الهی در حد علم و در حد قدرت) خداوند برای او گشایش ایجاد می کند و رزق او را از جایی که گمان نمی کند، می دهد. پس اولین و آخرین راه برای بیرون آمدن از سختی ها و اضطرارهای زندگی یک راه بیشتر نیست؛ دعا و اتصال به رازق کل شیء، خدای متعال است. اوست که مسبب الاسباب و سبب‌ساز حقیقی است.

رابطه اضطرار و اجابت دعا

یادمان باشد با توجه به آیه أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَكْشِفُ السُّوءَ، برای اجابت دعا، تحقق دو شرط لازم است:1- انسان به حد اضطرار و درماندگی برسد «امن یجیب المضطر»2- انسان از تمام اسباب مادی ناامید بشود و با تمام وجود، فقط خدا را بخواند «اذا دعاه»در این حالت، انسان ارتباط قوی و محکمی با خدا پیدا کرده و خداوند نیز دعای او را مستجاب و گرفتاری او را برطرف می کند: وَیَكْشِفُ السُّوءَ.نکته مهم در این میان این است که ما حقیقتاً دعا کنیم، با تمام وجود...دعای حقیقی دعایی است که از لفظ خارج می‌شود و به معنا می ‌رسد و حقیقتاً از صمیم دل بر می ‌خیزد و وقتی انسان می ‌تواند چنین دعایی کند که خودش را در نهایت نداری و ناچیزی و فقر بداند.در چنین حالت وقتی آدم در نهایت فقر، نیستی و نداری خودش را در برابر پروردگار عالم که غنی علی ‌الطلاق است، می‌ بیند و می ‌داند، در این حالت خود به خود دعایش حقیقی می شود. عمده مسأله در دعا و استجابت دعا این است که خواست حقیقی در کار باشد. دعا به زبان و لسان قال فقط نباشد. به زبان حال هم باشد؛ اینکه انسان متوجه باشد که در هر جهتی به خدای متعال نیازمند است و این همان حالت اضطرار و مضطر شدن است ...اگر کسی که در حال اضطرار باشد و هیچ سببی را در دور و بر خودش نبیند، در این حالت اضطرار به پروردگار متعال متوسل شود، دعایش مستجاب می‌شود. بنابر این مشکلات و سختی ها، مضطر شدن ها توجیهی نیستند برای اعمال خلاف ما، بلکه این مضطر شدن راهی است برای نزدیک شدن بیشتر به خداوند و استجابت زودتر برای خواسته هایمان.

کنترل زبان

کنترل زبان پایه نخست اصلاح زبان است، و آن به‌معنی مراقبت جدی و شدید برای نگهداری زبان از هرگونه انحراف، و خطاگویی است. هرگاه زبان، رها و لق باشد، بزرگ‌ترین بلا برای انسان خواهد شد، و محصول آن جز فتنه، گناهان بزرگ و انحرافات ویرانگر و خانمان‌برانداز نخواهد بود، و اینکه در روایات اسلامی از سکوت تمجید بسیار شده، این سکوت همان عاملی است که موجب کنترل زبان می‌شود، و به اصطلاح ترمزی در زبان ایجاد می‌کند و چنین سکوتی غیر از تسلیم در برابر ظلم است که مردود می‌باشد و به‌راستی که زبان بی‌ترمز، همچون اتومبیل بدون ترمز است که در پیچ و خم‌های خطیر باعث خطرهای سنگین و غیرقابل جبران خواهد شد. از آنجا که زبان مهم‌ترین وسیله ارتباط انسان‌ها با یکدیگر و اطلاع‌رسانی و مبادله افکار و اندیشه‌ها است، می‌توان آن را فعال‌ترین عضو بدن یاد کرد و همیشه در اختیار انسان است، از این‌رو اگر افسار گسیخته باشد، خطرات آن با خطرات هیچ‌یک از اعضای دیگر قابل قیاس نیست، آفات و گناهان کبیره‌ای که از زبان برمی‌خیزد، بسیار است که می‌توان آن را به‌گفته بعضی به صدها رسانید مانند: تهمت، دروغ، غیبت، سخن‌چینی، گواهی به باطل، خودستایی، اشاعه فحشاء و نشر اکاذیب، بیهوده گفتن، ناسزاگویی، خشونت با زبان، اصرار بی‌جا، تکدی‌گری و چاپلوسی با زبان، مسخره کردن، و آزاررسانی به دیگران با زبان، نکوهش دیگران، کفران نعمت با زبان، تبلیغ باطل و تشویق به گناه، وعده دروغ، بدزبانی، نهی از معروف و امر به منکر با زبان و... محقق و فقیه بزرگ فیض کاشانی در کتاب ارزشمند المحجّه البیضاء، تحت عنوان آفات اللسان (خطرهای زبان) بحث مشروحی نموده و به نقل از غزالی در احیاءالعلوم، بیست نوع از گناهان و آفت‌های زبان را برشمرده، ولی حق این است که آفات زبان بیش از این موارد است و بعضی سی نوع از گناهان زبان را برشمرده‌اند، ولی باید گفت این موارد سی‌گانه قسمت عمده آن است، وگرنه گناهان زبان از ریز و درشت شاید به بیش از صد نوع برسد و بعضی از گناهان نیز به‌طور غیرمستقیم از زبان سرچشمه می‌گیرد و می‌تواند رابطه‌ای با زبان داشته باشد، مانند: ریا، حسادت، تکبّر و... برهمین اساس از رسول خدا(ص) روایت شده فرمود: «انّ اکثر خطایا ابن آدم فی لسانه؛ قطعاً بسیاری از گناهان انسان از ناحیه زبان اوست.» و نیز فرمود: «در روز قیامت بیشترین گرفتارها آنان هستند که بیهوده‌گو بوده و زبان لق و بی‌کنترل داشته‌اند.»

حوصله و تحمل

«سعه‏صدر»، وسعت‏نظر و ظرفيت لازم داشتن، از نمونه‏هاى ديگر«مردم‏دارى‏» است. گاهى افراد، بى‏حوصله‏اند، از جايى و چيزى ناراحتى‏ دارند، يا ضرر و آسيبى ديده‏اند، يا تحت فشار و گرفتارى‏اند،توقعهايشان بالاست، عصبانى مى‏شوند، حرف تند مى‏زنند و ... آن كه صبور باشد و بردبار، مى‏تواند با مردم كنار آيد، آن كه تحمل حرف‌ها، تندي‌ها و بداخلاقي‌ها را در «مكتب صبر»، تمرين‏ و تجربه كرده باشد، مى‏تواند در ارتباط با مردم، به خدمت‏خويش و حضور كريمانه در كنارشان ادامه دهد. خود تحمل و مقاومت، براى‏انسان، هوادار درست مى‏كند. از كوره در نرفتن، بردبارى نشان دادن،خشمگين نشدن، از آثار اين «ظرفيت‏» است. كسى كه از اين ويژگى‏اخلاقى برخوردار باشد، از يارى و حمايت ديگران هم برخوردارخواهد بود. باز بشنويم از كلام اميرالمؤمنين(ع) كه فرمود: «بالحلم تكثر الانصار.». و نيز اين كلام نورانى آن حضرت: «بالاحتمال و الحلم يكون لك الناس انصارا و اعوانا.»  كه هر دو سخن، معناى مشابه دارد، يعنى: در سايه حلم و بردبارى ‏و تحمل است كه ياوران زياد مى‏شوند و مردم، پشتيبان و حامى تو مى‏گردند. اين خصلت، به‌ويژه براى كسانى كه با مردم در تماس و ارتباط بيشترى‏اند و در معرض مراجعات، طرح سؤالها، نيازها، توقعات و مشكلاتند، ضرورى‏تر و از مهمترين صفات شايسته براى مسئولان ‏است.

 

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.

پر بازدیدترین ها

سیمای رسول خدا از منظر نهج البلاغه

سیمای رسول خدا از منظر نهج البلاغه

در زمین دو امان و وسیله نجات از عذاب الهی بود که یکی از آنها برداشته شد، دومی را دریابید و به آن چنگ زنید. اما امانی که برداشته شد رسول خدا (ص) بود و امانی که باقی مانده استغفار است. خداوند تعالی می فرماید: خداوند آنها را عذاب نمی کند تا تو در میان آنها هستی و خداوند آنها را عذاب نمی کند در حالی که استغفار می کنند.
شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

از آنجا که نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اسوه حسنه و الگوی مناسب برای همه انسانها در همه اعصار است، باید در پی شناخت آن شخصیت عالی مقام و سیره آن فرستاده الهی باشیم. با توجه به اینکه نزدیک ترین انسانها به نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و آگاه ترین انسانها به شخصیت آن پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، امام علی(علیه السلام) است، بهترین راه برای شناخت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) مراجعه به سخنان گهربار امام علی(علیه السلام) می باشد.
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
Powered by TayaCMS