دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

با وجدان و بی وجدان

No image
با وجدان و بی وجدان

 

گاهي ما ديگري را متهم مي کنيم که آدمي بي وجدان است و خودمان را با وجدان می‌دانيم. اين اتهام زماني زده مي شود که رفتاري از شخص مي بينيم که با اصول اخلاقي و ارزش‌هاي انساني هماهنگ و مطابق نيست. مثلاً بچه را مي زند و با قساوت حيواني را مي کشد يا اذيت و آزار مي کند يا مانند تکفيري ها با قساوت قلب تمام، خودش را در ميان زن و کودک منفجر مي کند و يا کسي را سر مي برد.

وجدان در لغت به معناي يافتن است. وجدان يک حالت نفساني از حالات نفس است. نفس انساني حالات مختلف و گوناگوني دارد. وقتي انسان چيزي را در خود يافت و يقين پيدا کرد اگر خوب و حق بود بدان گرايش پيدا مي کند و اگر بد و باطل بود از آن گريزان مي شود.

البته وجدان در اصطلاح اخلاقي و روان شناسي رفتاري همان حالت نفساني است که وقتي انسان عمل خوبي انجام داد مسرور مي شود و هر گاه عمل بدي بود از خودش ناراحت و خشمگين شده و ندامت پيدا کرده و ابراز پشيماني مي کند. اين حالت پس از عمل رخ می‌دهد؛ زيرا در هنگام عمل يا پيش از آن گمان مي کند که کارش عقلاني و درست و کمالي است ولي وقتي مي سنجد و قضاوت مي کند درمي يابد که اشتباه کرده است.

احساس گناه و خطا و سرزنش از ويژگي هاي انساني است که وجدان دارد يا وجدانش بيدار است؛ زيرا کارش را نسبت به خودش يا ديگران کمالي نمي يابد و از خودش انتظاري بيش از آن دارد که در عملش نشان داده است.

اما انسان بي وجدان از نظر ما کسي است که خطا و گناه و عمل زشت و ضد ارزشي انجام مي دهد ولي نمي پذيرد که خطا و گناه کرده است بلکه گمان مي کند کارش درست است. از نظر ما اين شخص، ديگر بي وجدان شده يا وجدانش خوابيده است؛ زيرا رفتارش که بيانگر نگرش هاي اوست واژگونه است. اين واژگونگي زماني رخ مي دهد که انسان حالت طبيعي و فطري خود را از دست بدهد. يعني زماني که گناه، قلب او را دگرگون مي کند و مسائل را نادرست درک و دريافت مي کند و گرايش هايش نيز از حالت طبيعي خارج مي شود، چيزهاي ضدارزشي را ارزشي دانسته و باطل را حق مي داند. از نظر يک ناظر بيروني او بي وجدان شده است اما شخص، خودش را طبيعي و با وجدان مي داند؛ زيرا دگرگوني و تغيير فرآيندي را درک نکرده و گمان مي کند که گرايش و نگرش او طبيعي است و ديگران را غيرطبيعي ارزيابي مي کند. به قول معروف ديوانه خود را عاقل و ديگران را ديوانه مي داند.

وجدان،نيروی سرزنشگر

از کارکردهاي وجدان، سرزنشگري در هنگام درک اشتباه و خطا و احساس گناه است. وجدان بيدار وجداني است که مي کوشد در هنگام خلوت خويش به داوري بپردازد و با محاسبه نفس و بررسي عملکرد خود با آرمان و ايده آل، احساس پشيماني کرده و براي جبران آن تلاش کند. اما بي وجدان نه تنها احساس اشتباه و گناه نمي کند بلکه بر عملکرد خود افتخار می‌کند.

قرآن در برخي از آيات به مسئله وجدان در قالب هاي گوناگوني پرداخته است. آيات قرآن به مسئله وجدان به عنوان نفس لوامه، نفس مطمئنه و فطرت و عقل الهامي و مانند آنها اشاره دارد. به هر حال وجدان مرتبه اي از مراتب نفس است که بايد در حال استواء و اعتدال باشد اما اگر آن حالت را از دست دهد به نفس اماره اي تبديل مي شود که به کار بد تشويق کرده و گرايش به آن دارد و هيچ سرزنشي را نمي پذيرد.

   

   

             روزنامه كيهان، شماره 21124 به تاريخ 15/5/94، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.

پر بازدیدترین ها

پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت در نهج البلاغه

ان شئتَ ثنّيتُ بموسى كليم الله حيث يقول: (ربّ انى لِما أنزلت إلىّ من خير فقير)؛ و اللهِ ما سأله الّا خبزا يأكله، لانه كان ياكل بقلة الارض. اگر بخواهى پيامبر دیگرى را به عنوان الگو نام ببرم او موسى عليه السلام است، آن گاه كه فرمود: (پروردگارا! من به آنچه از خير و نيكى برايم نازل کنى نيازمندم) به خدا سوگند، حضرت موسى عليه السلام به جز نانى كه بخورد از خدا نخواست، زيرا او گياهان زمين مى خورد.
Powered by TayaCMS