دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بخل‌ورزی

بخل ورزیدن کانون تمام عیب‌ها، و مهاری است که انسان را به سوی هر بدی می‌کشاند.» (نهج البلاغه، حکمت 378)
بخل‌ورزی
بخل‌ورزی

بخل‌ورزی

قال علی (ع): «البخل‌ جامع‌ لمساوی العیوب، و هو زمام یقاد به إلی کلّ سوء»

بخل‌ آن است که شخص بخیل نتواند دیگرى را به‌حالت نعمت، ثروت و تشخص مادى و معنوى ببیند، تا برسد به آن‌که خود احسان و انفاق و تعلیم و راهنمایى کند.[1] صفت بخل نتیجه محبت دنیا و ثمره آن است و از جمله صفات رذیله است؛[2] اگر فرد بخیل در جای مناسب به کمک افراد ضعیف می‌شتافت، شهر اسلامی از معضل فقر و تبعات آن دور می‌ماند؛ تبعاتی که هر کدام می‌تواند هم فرد و هم اجتماع را نابود کند؛ برای همین است که رسول خدا(ص) فرمود: نزدیک است که فقر به‌ کفر بیانجامد.[3] و به همین جهت است که سنایی می‌گوید:

مالداران توانگر کیسه درویش دل             در جفا درویش را از غم توانگر کرده‌اند

                               سر ز کبر و بخل‌ بر گردون اخضر برده‌اند    نان خود بر سائلان کبریت احمر[4] کرده‌اند[5]

این افراد نه‌تنها خودشان در مسیر ناصحیح قدم بر می‌دارند، بلکه دیگران را نیز تشویق به پیروی از خود می‌نمایند؛ چون همان‌طور که گفتیم این گروه نه ‌تنها بخشنده نیستند، بلکه تحمل دیدن بخشش از دیگران را نیز ندارند. لذا بسیار در روایات وارد شده است که با چند دسته از مردم مشورت نکن، یکی از این دسته‌ها افراد بخیل هستند؛ چون از احسان به دیگران تو را ناتوان و محروم سازد.[6]

بذل و بخشش بر دو قسم است: اول بذل در راه خدا و براى خدا است، دوم بذل روى مقاصد دنیوى. و آن‌چه مورد ستایش است، قسم اول است. و اما قسم دوم: گذشته از این‌که به او سخى نمى‌گویند، عنوان بخل‌ نیز درباره او صدق خواهد کرد؛ زیرا این شخص با این بذل خود را از قرب خدا برکنار کرده، و به‌سوى غضب الهى نزدیک خواهد کرد، و گناه و وبال دیگران را نیز به عهده خود خواهد گرفت. پس درحقیقت خود را از راه صلاح و حق و هدایت منحرف کرده، و سعادت و خیر و خوشى خود را از دست خواهد داد، و بالاترین مرتبه بخل‌ آن است که خلاف صلاح و خیر خود را بخواهد.[7]

خداوند متعال نیز در بیان نفرت خویش از صفت ناپسند بخل این‌ چنین می‌فرماید:

«وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذینَ یَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَیْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَیُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ لِلَّهِ میراثُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبیر؛

 کسانى که بخل مى‌ورزند، و آن‌چه را خدا از فضل خویش به آنان داده، انفاق نمى‌کنند، گمان نکنند این کار به سود آن‌ها است؛ بلکه براى آن‌ها شر است؛ به‌زودى در روز قیامت، آن‌چه را نسبت به آن بخل ورزیدند، همانند طوقى به گردنشان مى‌افکنند. و میراث آسمان‌ها و زمین، از آن خداست؛ و خداوند، از آن‌چه انجام مى‌دهید، آگاه است.»[8] و در جای دیگر امام باقر(ع) می‌فرماید: «کسى که در کمک کردن به برادر مسلمانش بخل‌ ورزد و از اقدام‌ در انجام حاجتش دریغ کند، گرفتار به کمک کسى شود که در آن کمک گناه‌کار (خدا) شود و مزدى هم نبرد.»

عاقبت بخل‌

کسى مى‌گفت: بخیل معذورتر از ظالم است. این کلام به گوش امیرالمؤمنین(ع) رسید و به او فرمود: دروغ گفتى، زیرا ظالم، گاهى توبه مى‌کند، و آمرزش مى‌طلبد، و مالى را که به ستم گرفته، به صاحبش باز مى‌گرداند، ولى شخصی که مبتلا به بخل شدید است، چون صفت بخلش بر عقلش غالب شود، از دادن زکات و صدقه، صله رحم، پذیرایى میهمان و انفاق در راه خداى عزّوجلّ، و دیگر ابواب احسان دورى مى‌کند، و از انجام حسنات خوددارى مى‌کند که در این حالت بهشت بر او حرام است.[9]

بخل منشأ بدی‌ها

 عبداللَّه‌بن عمر از پیامبر خدا(ص) نقل مى‌کند که فرمود: «از بخل بپرهیزید که همانا کسانى که پیش از شما هلاک شدند، از بخل هلاک شدند، بخل آنان را وادار به دروغ کرد و آن‌ها دروغ گفتند و آنان را وادار به ظلم کرد و آنان ظلم کردند و آنان را وادار به قطع رحم کرد و آنان قطع رحم کردند.»[10]

بخل عامل تمایز زن از مرد

البته همین بخل در جایی بار معنایی صحیح به خود می‌گیرد و آن در بیان تفاوت اخلاقی بین زن و مرد است.  حضرت امیر در حدیثی می‌فرماید: «برخى از نیکوترین خلق‌وخوى زنان، زشت‌ترین اخلاق مردان است، مانند، تکبّر، ترس و بخل‌، هرگاه زنى متکبّر باشد، بیگانه را به حریم خود راه نمى‌دهد، و اگر بخیل باشد اموال خود و شوهرش را حفظ مى‌کند و چون ترسان باشد از هر چیزى که به آبروى او زیان رساند، فاصله مى‌گیرد.»[11]

اى جان عزیز از بخل کردن بپرهیز که شخص بخیل در نظرها خوار و ذلیل و بى‌اعتبار است. در مذمّت بخیل همین بس که مردم حتى اولاد او با او دشمن هستند و اهل و عیالش پیوسته چشم به مرگ او نهاده‌اند که در عزایش لباس کهنه بیرون کنند و لباس‌هاى نو به تن کنند؛ چه بزرگان گفته‌اند سیم بخیل از خاک وقتى درآید که وى در خاک رود.[12]

بخیل توانگر بدینار و سیم‌     طلسمیست بالاى گنجى مقیم‌

[1]. منسوب به جعفربن محمد(ع)، امام ششم‌-‌علامه مصطفوى، حسن، مصباح‌الشریعة و مفتاح‌الحقیقة‌/‌ترجمه مصطفوى، 1جلد، انجمن اسلامى حکمت و فلسفه ایران‌-‌تهران، چاپ: اول، 1360ش، ص220.
[2] . نراقی، ملا احمد؛ معراج‌السعاده، قم، انتشارات قائم آل محمد، چاپ هفتم، ص322.
[3] . شیخ حر عاملى محمدبن حسن‌-‌افراسیابى نهاوندى على، جهاد‌النفس وسائل‌الشیعة‌/‌ترجمه افراسیابى، 1جلد، نهاوندى‌-‌قم، چاپ: اول، 1380ش، ص243.
[4] . گوگرد سرخ یا «کبریت احمر» ماده‌اى سخت کمیاب است که هر چیز نادر را بدان قیاس کنند.
[5] . ابن شعبه، حسن‌بن على‌-‌اتابکى، پرویز، رهاورد خرد (ترجمه تحف‌العقول)، 1جلد، نشر و پژوهش فرزان روز‌-‌تهران، چاپ: اول، 1376ش، ص200.
[6] . ابن شعبه، حسن‌بن على‌-‌اتابکى، پرویز، رهاورد خرد (ترجمه تحف‌العقول)، 1جلد، نشر و پژوهش فرزان روز‌-‌تهران، چاپ: اول، 1376ش، ص128.
[7] . منسوب به جعفربن محمد(ع)، امام ششم‌-‌علامه مصطفوى، حسن، مصباح‌الشریعة و مفتاح‌الحقیقة‌/‌ترجمه مصطفوى، 1جلد، انجمن اسلامى حکمت و فلسفه ایران‌-‌تهران، چاپ: اول، 1360ش، ص222.
[8] . آل عمران، آیه 180.
[9] . ابن بابویه، محمدبن على‌-‌صفاخواه، محمدحسین، گلچین صدوق (گزیده من لا یحضره الفقیه)، 2جلد، فیض کاشانى‌-‌تهران، چاپ: اول، 1376ش، ج‌1، ص184.
[10] . ابن بابویه، محمدبن على‌-‌جعفرى، یعقوب، الخصال‌/‌ترجمه جعفرى، 2جلد، نسیم کوثر‌-‌قم، چاپ: اول، 1382ش، ج‌1، ص259.
[11] . شریف‌الرضى، محمدبن حسین‌-‌دشتى، محمد، نهج‌البلاغة‌/‌ترجمه دشتى، 1جلد، مشهور‌-‌ایران، قم، چاپ: اول، 1379ش، ص679.
[12] . کراجکى، محمدبن على‌-‌قمى، عباس، نزهةالنواظر‌/‌ترجمه معدن‌الجواهر، 1جلد، اسلامیه‌-‌تهران، چاپ: اول، بى‌تا، ص120.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.

پر بازدیدترین ها

سیمای رسول خدا از منظر نهج البلاغه

سیمای رسول خدا از منظر نهج البلاغه

در زمین دو امان و وسیله نجات از عذاب الهی بود که یکی از آنها برداشته شد، دومی را دریابید و به آن چنگ زنید. اما امانی که برداشته شد رسول خدا (ص) بود و امانی که باقی مانده استغفار است. خداوند تعالی می فرماید: خداوند آنها را عذاب نمی کند تا تو در میان آنها هستی و خداوند آنها را عذاب نمی کند در حالی که استغفار می کنند.
شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

از آنجا که نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اسوه حسنه و الگوی مناسب برای همه انسانها در همه اعصار است، باید در پی شناخت آن شخصیت عالی مقام و سیره آن فرستاده الهی باشیم. با توجه به اینکه نزدیک ترین انسانها به نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و آگاه ترین انسانها به شخصیت آن پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، امام علی(علیه السلام) است، بهترین راه برای شناخت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) مراجعه به سخنان گهربار امام علی(علیه السلام) می باشد.
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
No image

نبوت در نهج البلاغه

ان شئتَ ثنّيتُ بموسى كليم الله حيث يقول: (ربّ انى لِما أنزلت إلىّ من خير فقير)؛ و اللهِ ما سأله الّا خبزا يأكله، لانه كان ياكل بقلة الارض. اگر بخواهى پيامبر دیگرى را به عنوان الگو نام ببرم او موسى عليه السلام است، آن گاه كه فرمود: (پروردگارا! من به آنچه از خير و نيكى برايم نازل کنى نيازمندم) به خدا سوگند، حضرت موسى عليه السلام به جز نانى كه بخورد از خدا نخواست، زيرا او گياهان زمين مى خورد.
Powered by TayaCMS