دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بر دل ها حکومت داشت

No image
بر دل ها حکومت داشت

در مخالفت با فرقه هاى ضالّه و گروه هاى مخالف، وقار و متانت و نیز احترام دیانت را حفظ مى کرد. در ردّ افکار بهائیان، کتاب استدلالى متقنى تألیف کرد، امّا وقتى مشاهده کرد برخى از افراد حیوانِ نجس العینى را در طبقى نهاده اند و او را به نام یکى از سران این فرقه صدا مى زنند، ممانعت فرمود و افزود: این اعمال علاوه بر این که وقار دینى شما را به تحلیل مى برد، موجب مى شود روى آن ها بر شما باز شود. پیروان ادیان دیگر را به دیده احترام مى نگریست و اجازه نمى داد این اقلیت هاى مذهبى آزار ببینند و عقیده داشت برخوردهاى زیان بار و اسف زایى که برخى از افراد غافل با این افراد مى کنند، به قداست اسلام در انظار دیگران لطمه مى زند، باید با رعایت مقررات اسلامى و در پرتو عطوفت هاى دینى با فرقه هاى مذکور برخورد کرد تا متوجه جاذبه آن شده و با میل درونى به سوى اسلام روى آورند. از این جهت و با توصیه هاى مؤکّد آقا نورالدین، کسى جرأت نمى کرد به افراد مسیحى و یا یهودى توهین کند یا آنان را اذیت نماید. در واقع، آقا نورالدین ... همه امور را در نظر مى گرفت و به همین دلیل، بر دل ها حکومت داشت.([51])

اقتدار معنوى و پایگاه اجتماعى

آیت الله سید نورالدین اراکى آگاهى، معرفت و تقوا را با یکدیگر جمع کرد و در اعمال و رفتار خویش نشان داد.

او مقتضیات زمان و موقعیت اجتماعى ـ سیاسى و شرایط جامعه را در تصمیم گیرى هاى خود در نظر داشت و به این بُعد بسیار اهمّیت مى داد و بر این اندیشه بود که کار خوب باید در فرصت مناسب انجام گیرد و اگر در غیر وقتش صورت پذیرد، نتیجه مطلوب نمى دهد و بار منفى هم به دنبال مى آورد. وى در برخورد با گروه هاى فکرى و افرادى که از لحاظ اندیشه و نگرش ها با او همفکر نبودند، دیدى وسیع، فکرى روشن و بصیرتى ویژه داشت و با دیدى خوش بینانه و صمیمانه، به واقعیت ها مى نگریست و به هنگام بروز اختلاف بین دانشمندان، حُسن نیت و پاکى طینت و وسعت نظر را مدّنظر مى گرفت و به داورى مى پرداخت. این ویژگى موجب مى شد که آن دو گروه مخالف از لحاظ فکرى به هم نزدیک گردند و بر فرض تفاوت در برداشت ها و نگرش ها، وفاق و حُسن ظن را مدّنظر قرار دهند و براساس عقاید موهوم و تفکّرات عبث و نفرت هاى بیجا، هم دیگر را طرد نکنند.([52])

آقا نورالدین به دلیل کمالات معنوى و پیمودن مسیر حق و انس با مردم، پایگاه اجتماعى مهمى در اراک و توابع استان مرکزى به دست آورد و اقشار گوناگون مردم، تکریم وى را وظیفه خود مى دانستند.

مردم از شدت علاقه اى که نسبت به وى داشتند، تا مدت ها بعد از ارتحالش، تصویرش را در خانه هاى خود نگاه مى داشتند و پس از نماز صبح بر آن بوسه مى زدند.([53])

به دلیل همین پایگاه مردمى و مذهبى خاصى که آقا نورالدین داشت، سران دولتى و نظامى وقت درباره اصلاح امور اراک، در تنگناها به او رجوع مى کردند و اگر مى خواستند براى حفظ امنیت و ثبات شهر، مردم را به همکارى فرا بخوانند، از نفس گرم و مؤثر این مجتهد والامقام استمداد مى طلبیدند. در سال 1289، تمامى شهرهاى واقع شده در مسیر کرمانشاه - تهران غارت گردید، امّا چون آقا نورالدین بین مردم و مأمورین ارتباط برقرار کرد تا امنیت اراک را تأمین کنند، این شهر از تعرّض و غارت مصون ماند. سالار الدوله، پسر سوم مظفرالدین شاه که در سال 1315 هـ .ق. به حکمرانى کرمانشاه منصوب شد، در ماجراى مشروطه به حمایت از محمّدعلى شاه برخاست و عدّه اى از طوایف نواحى غربى بدو پیوستند زیرا نوید غارت شهرها را به آنان داده بود. این افراد ضمن تعدّى فراوان به مردم کنگاور، نهاوند و ملایر به غارت آبادى هاى مسیر پرداختند([54]) و راهى اراک شدند. سالار الدوله مردم را تهدید مى نمود که اگر با وى همراهى نکنند، با 6000 نفر پیش قراول، اراک را مورد یورش قرار خواهد داد. بنا به گفته میرزا کریم خان صدیق الممالک ـ که در آن موقع نایب الحکومه اراک بود ـ آقا نورالدین هیأتى از رجال شهر را فرا خواند و از آنان خواست راهى براى جلوگیرى از غارت و یغماى اراک بیابند. در این مجلس مشورتى تصویب گردید که میرزا کریم خان به اتفاق سه نفر دیگر به نزد سالار الدوله برود و از طریق مذاکره با وى، از تهاجم افرادش جلوگیرى کند. سالار الدوله تقاضاى آذوقه و علیق کرد. طبق دستور آقا نورالدین، بار دیگر با حضور افراد سرشناس، جلسه اى تشکیل شد و مقدر گردید با کمک عده اى از افراد خیّر، هزینه تهیه آذوقه و علیق جمع آورى شود. این کار انجام گردید و امکانات لازم تدارک دیده شد و تحویل سالار الدوله داده شد. او هم دستور داد نیروهایش از کنار شهر اراک عبور کنند و به هیچ عنوان داخل شهر نشوند.([55])

سلیمان، از نوکرهاى سابق حاج نایب یوسف خان، که جزو اطرافیان صمصام الملک درآمده بود، هرماه چند نفر با انگیزه اى سیاسى، به خانه کوچک هاشم بیک یورش برد و بعد از ارتکاب اعمال زشت، اموالش را به غارت برد. هاشم به مسجد آقا نورالدین آمد و جریان را به او گفت. آقا نورالدین، کربلایى محمّد زمانى را با عدّه اى مأمور تحقیق نمود و چون صحّت ادعاى هاشم بیک تأیید گردید، به مردم اجازه دادند متجاوزین را مجازات کنند. مردم در اندک مدتى، براى اجراى فرمان آقا نورالدین، از منزل هاشم بیک تا خانه سلیمان (حوالى شهردارى فعلى اراک) صف طویلى تشکیل دادند. غارتگران و اشرار که متوجه ازدحام مردم شدند و احساس خطر کردند، شروع به تیراندازى نمودند که دو نفر از اهالى کشته شد، ولى با تلاش اهالى، تمامى دزدها گرفتار شدند و به هلاکت رسیدند.([56])

شخصى به نام «عرب جارچى» بى شرمانه و با کمال گستاخى، قرآن کریم را آتش زد. مردم به نشانه انزجار از این حرکت توهین آمیز که بوى کفر و ارتداد مى داد، مغازه ها را تعطیل کردند و مسؤولین دولتى را به عکس العمل در مقابل این جنایت فرا مى خوانند که کوشش آنان ثمرى ندارد. لذا به آقا نورالدین متوسل مى شوند. ایشان فرمان مى دهد مسؤولین حکومتى، عرب جارچى را دستگیر کنند و چون آنان عذر آورده و مى گویند گریخته است، آقا قبول نمى کند و مى فرماید: فرار یعنى چه؟! او را باید به نزد من آورید. آنان چنین مى کنند. آقا در گفت و گویى کوتاه او را مورد بازجویى قرار مى دهد و چون اعتراف مى کند با اختیار و بدون فشار و اکراه این کار را کرده است و تیره روزى و شقاوت او به اثبات مى رسد و تلاش هاى آقا نور الدین براى کاهش جرم او و تبرئه وى به طریق شرعى، بى نتیجه مى ماند، دستور اعدام او را مى دهد زیرا وى علاوه بر اهانت به ساحت مقدس کلام وحى، از مذهب تشیع روى برگردانده و به فرقه ضالّه بهائیت روى آورده بود. حضرت آیت الله اراکى در رساله کوچکى که در خصوص تفسیر القرآن و العقل و مؤلّفه نوشته، این جریان را یادآور شده است.([57])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.

پر بازدیدترین ها

سیمای رسول خدا از منظر نهج البلاغه

سیمای رسول خدا از منظر نهج البلاغه

در زمین دو امان و وسیله نجات از عذاب الهی بود که یکی از آنها برداشته شد، دومی را دریابید و به آن چنگ زنید. اما امانی که برداشته شد رسول خدا (ص) بود و امانی که باقی مانده استغفار است. خداوند تعالی می فرماید: خداوند آنها را عذاب نمی کند تا تو در میان آنها هستی و خداوند آنها را عذاب نمی کند در حالی که استغفار می کنند.
شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

از آنجا که نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اسوه حسنه و الگوی مناسب برای همه انسانها در همه اعصار است، باید در پی شناخت آن شخصیت عالی مقام و سیره آن فرستاده الهی باشیم. با توجه به اینکه نزدیک ترین انسانها به نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و آگاه ترین انسانها به شخصیت آن پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، امام علی(علیه السلام) است، بهترین راه برای شناخت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) مراجعه به سخنان گهربار امام علی(علیه السلام) می باشد.
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
Powered by TayaCMS