دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بلای سيل و غرق شدگی، هشدار الهی

No image
بلای سيل و غرق شدگی، هشدار الهی

نويسنده: مجتبی احسانی

خداوند انسان را براي کمالات اختصاصي آفريده است و اين ظرفيت و توان را در وي نهاده تا با همت و سعي خويش به جايي برسد که بيرون از وهم آدمي است. براي آنکه از اين مسير تعالي و کمال بيرون نرود، عقل و وحي را به عنوان راهنمايان بيرون و درون برايش قرار داده است تا در اين مسير کمالي، رنگ خدايي گرفته و خلافت الهي را به عهده گيرد.با اين همه به سبب خواسته هاي نفساني و وسوسه هاي شيطاني، از مسير حق و کمال غافل مي شود و سرگرم امور پست و فرومايه مي گردد. اما خداوند براي اينکه رحمت واسع خويش را بر همگان تمام کند و حجت و برهان را به کمال رساند، به اشکال گوناگون مي کوشد تا غافلان را بيدار کند و به آنها تذکر دهد و راه توبه و بازگشت به مسير اصلي را بشناساند. با اين همه بسياري از مردم، خود را به خواب زده و در جهل مرکب گرفتار مي شوند. اين گونه است که چاره اي جز تنبيه و مجازات خواب زدگان نمي ماند و بلايا و مصيبت هاي به ظاهر طبيعي، در مقام مظهريت منتقم ظاهر مي شود و نيستي و نابودي را براي اين گروه رقم مي زند.

نويسنده در اين مطلب با مراجعه به قرآن، به برخي از بلاياي ظاهراً طبيعي چون سيل و غرق شدگي اشاره و درباره عوامل فوق طبيعي و بروز آن سخن گفته است.

    ***

خشم طبيعت و انتقام ربوبيت

خداوند، آفريدگاري حکيم است. حکمت وي موجب مي شود تا هر آنچه را مي آفريند به هدفي بيافريند که از آن به فلسفه وجودي آفريده هاي هستي ياد مي شود. همين موجب مي شود تا در نقش ربوبيت و پروردگاري ظهور يابد و موجودات و آفريده ها را در مسير هدف و حکمت آفرينش قرار دهد و آن ها را تربيت کند و پرورش دهد تا به هدفي برسند که کمال شايسته و بايسته هر آفريده اي است.

براساس نگرش قرآني به مسايل، هيچ چيز تنها پديده صرف نيست، بلکه آفريده اي است که وجه وجودي و حقاني آن، وجه الله است. از اين رو همه هستي، در مقام آيات الهي ظهور مي يابند و خداوند در قرآن کريم، از همه آفريده ها به عنوان آيات الهي ياد مي کند؛ زيرا به هر آفريده اي که نگاه شود، نشانه اي از وجود الهي در آن ديده مي شود که بدان حقيقت يافته است. بنابراين، آيه بودن، اختصاصي به آيات لفظي کلام الهي ندارد، بلکه مي توان گفت که آيات وجودي غير لفظي و کتبي، در آيه بودن قوي تر و استوارترند.

بر اين اساس کلمات تامات وجودي چون معصومان(ع) در مقام آيه بودن از قرآن برتر مي باشند و حضرت اميرمومنان علي(ع) خود را قرآن ناطق در برابر قرآن صامت برمي شمارد؛ زيرا آن حضرت(ع) همچون ديگر معصومان(ع) تجسم قرآن صامت و بلکه فراتر از آن هستند؛ چرا که قرآن، بخشي از وجود نوري آنان است و ايشان بر قرآن احاطه شاني و وجودي دارند؛ چون که به حکم آيه مباهله و روايات بسيار معتبر، وجود نوري معصومان از يک نور است. بر اين اساس همان حکم پيامبر(ص) که صادر نخست و آيه کامل و تمام وجودي است، بر همه معصومان(ع) بار مي شود که قرآن و آيات کتبي و لفظي يکي از شئون ايشان است.

آنچه از آيات و روايات معتبر به دست مي آيد آن است که همه هستي، آيات الهي هستند و بر اين اساس، همه آنها نشانه اي از خداوند مي باشند، چنانکه همه هستي جنود الهي اند و در نقش سربازان نيز ظاهر مي شوند و به فرمان هاي الهي در نقش پياده نظام و سواره نظام عمل مي کنند.

ظهور اسمای جلالی خداوند

اگر ما جهان را امري جدا از خدا ندانيم که نمي دانيم، همه هستي شاني از شئون الهي و تحت تدبير دم به دم او مي باشد به گونه اي که اگر دمي، عنايت خويش را از آنها بردارد نيست و نابود مي شوند. (حج، آيه 65 و نيز فاطر، آيه 41) فقر ذاتي همه هستي، نياز دائمي به خداوند را براي آنان رقم زده است (فاطر، آيه 15) و هر موجودي در ايجاد و بقاي خويش نيازمند آفريدگار و خداوند است.

همچنين هر موجودي براي دستيابي به کمالات شايسته و بايسته خويش نيازمند ربوبيت و پروردگاري الهي است. پس نمي توان موجودي را يافت که ارتباط دائمي و پيوسته با خداوند نداشته باشد؛ زيرا هر موجودي در هر زماني نيازمند تجلي يکي از اسماي الهي در خود است تا بتواند مسير کمالي خويش را ادامه دهد. اين تجلي اسمايي الهي تنها اختصاص به حوزه اسماي جمالي ندارد بلکه گاه نياز است تا خداوند براي قرار دادن موجودي در مسير کمالي و تقويت و تحکيم آن، در مقام مظهريت اسماي جلالي نيز ظاهر شود و خشم و غضب خويش را آشکار سازد.

خداوند در آيه 31 سوره مدثر مي فرمايد که جز او کسي از شمار سربازان و سپاه خداوند آگاهي ندارد و در آيات 4 و 7 سوره فتح تصريح مي کند که همه هستي جنود و سربازان خداوند هستند؛ زيرا همه هستي شاني از شئون الهي و در خدمت اهداف آفرينش او مي باشند. از اين رو حتي شيطان از جنود الهي است و در محدوده اي که خداوند برايش تعريف کرده است عمل مي کند و نمي تواند فراتر از آن خطوط قرمز حرکت کند و در نقش يک سرباز مطيع مي بايست عمل کند هر چند که به ظاهر در مقام تشريع طغيان مي ورزد ولي در باطن در مقام تکوين همان فلسفه وجودي آفرينش و حکمت و اهداف آن را پي مي گيرد و انجام مي دهد. (سبا، آيه 21)

لشکريان خداوند، تنها آنهايي نيستند که ما مي بينيم؛ زيرا بسياري از سربازان الهي ديده نمي شوند. اين سربازان مي توانند حتي باد و باران و مانند آن باشند که به ظاهر تنها يک پديده طبيعي است، در حالي که بنا بر آيه 9 سوره احزاب و آيات 26 و 40 سوره توبه، اين امور خود از لشکريان خداوند مي باشند که ماموريت دارند تا هر از گاهي وارد شوند و خشم الهي را نشان دهند.

لشکريان پيدا و پنهان خدا، زماني که همگان در غفلت خود به خواب رفته اند، يورش مي آورند و زمان و زمين را بر عصيانگران و مخالفان تنگ مي گيرند و آنان را به اشکال گوناگون مجازات و تنبيه مي کنند. بنابر اين نمي توان در تحليل رخدادهاي به ظاهر طبيعي همانند توفان، سيل، زلزله و مانند آن تنها به عوامل مادي و طبيعي توجه داشت، زيرا بيش از آنچه اينها نقش ايفا مي کنند، عوامل فرامادي چون گناه، توبه، عصيان و اطاعت نقش دارد. از اين رو خداوند در آيه 96 سوره اعراف از ايمان و تقوا به عنوان عامل فراواني نعمت و برکات الهي ياد مي کند و در همين آيه و نيز آيه 124 سوره طه اعراض از ياد و نام خدا و غفلت از او را عامل سختي در زندگي و کمبودها و مشکلات برمي شمارد.

در روايات، برخي از گناهان عامل نزول عذاب و ايجاد جنگ ها و افزايش بيماري ها و ترک زکات عامل خشکسالي و مانند آن معرفي شده است. اين همه بيانگر اين معنا است که عوامل غير مادي چون گناه، دعا، تقوا و ايمان و مانند آن نقش اساسي تري در بروز رخداد هاي طبيعي دارد تا عوامل مادي که دانشمندان علوم هواشناسي و زمين شناسي و مانند آن در جست و جو و تحليل آن مي باشند.

بر اين اساس، قرآن، تحليل صرف رخدادها را جدا از رفتار آدمي، تحليل نادرست مي شمارد و بر عوامل انساني افزون بر عوامل طبيعي در تغييرات و رخدادهاي به ظاهر طبيعي دنيا تاکيد مي ورزد. لذا بسياري از رخدادهاي طبيعي چون خشکسالي، زمين لرزه، توفان و سيل و مانند آن را به عامل انساني نسبت مي دهد و مي فرمايد که بروز فساد در زمين به سبب دستاوردهاي نادرست بشر است. «ظهرالفساد و في البر و البحر بماکسبت ايدي الناس» (روم، 41) در حقيقت خشم الهي در شکل بلاياي طبيعي گاهي خود را نشان مي دهد و انسان نبايد در تحليل رخدادهاي طبيعي از نقش عامل انساني غافل باشد.

ضرورت هوشياری نسبت به فرامين خدا

چنانکه گفته شد يکي از بلاياي طبيعي، خطر غرق شدن در سيل و دريا و هجوم سونامي و طوفان هاي سهمگين به ساحل و در هم کوبيدن مناطق ساحلي وقوع سيلاب و باران هاي شديد است؛ اما در تفسير و تحليل قرآني، بخش بزرگي از اين حوادث و رخدادها به سبب تأثير و رفتار انساني بر عوامل مادي و طبيعي است که آن ها را به عنوان لشکريان خدا به واکنش وا مي دارد و خشم الهي را نشان مي دهد تا تنبيه و مجازات متخلفان و تجاوزگران و فسادکنندگان و درس عبرتي براي ديگران باشد.

از آياتي که درباره بلاياي به ظاهر طبيعي چون سيل گرفتگي، خشکسالي، زلزله و مانند آن وارد شده است مي توان دريافت که انسان نمي بايست به عوامل غيرطبيعي که برخاسته از رفتارهاي خود اوست، بي توجه باشد؛ زيرا اين عوامل گاه تاثير مستقيم و شديدتري نسبت به عوامل مادي و طبيعي دارد. بنابراين هوشياري و تذکر نسبت به خدا و آموزه هاي آن و در پيش گرفتن تقوا و عدالت و مانند آن مي تواند به عنوان عامل تعيين کننده مورد توجه قرار گيرد. هر گونه غفلت به معناي افتادن در دام مکر الهي است که به شکل بلاياي طبيعي ظهور و بروز مي کند و آدمي گمان مي کند که اين عوامل طبيعي بوده است که وي را گرفتار کرده نه اعمال و رفتارهاي زشت و فسادانگيزش، در حالي که در واقع آنچه موثر بوده همان رفتارهاي فسادانگيز بشر بوده که به شکل بلاياي طبيعي به خود او بازگشته است.

بي گمان تدبر و قرائت بيشتر آيات قرآن و بهره گيري از آنها مي تواند ما را در شناخت درست حقايق هستي و عوامل موثر در رخدادهاي ريز و درشتي که در زندگي و جهان و جامعه مي افتد، ياري رساند و مسير درست زندگي و آسايش و آرامش را به ما نشان دهد.

   

              روزنامه كيهان، شماره 21120 به تاريخ 11/5/94، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.

پر بازدیدترین ها

پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت در نهج البلاغه

ان شئتَ ثنّيتُ بموسى كليم الله حيث يقول: (ربّ انى لِما أنزلت إلىّ من خير فقير)؛ و اللهِ ما سأله الّا خبزا يأكله، لانه كان ياكل بقلة الارض. اگر بخواهى پيامبر دیگرى را به عنوان الگو نام ببرم او موسى عليه السلام است، آن گاه كه فرمود: (پروردگارا! من به آنچه از خير و نيكى برايم نازل کنى نيازمندم) به خدا سوگند، حضرت موسى عليه السلام به جز نانى كه بخورد از خدا نخواست، زيرا او گياهان زمين مى خورد.
Powered by TayaCMS