دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بیع سلف یا سلم

No image
بیع سلف یا سلم

بيع، سلف، سلم

نویسنده : محمدحسين امين

بیع در لغت به معنای داد و ستد[1]و در اصطلاح حقوقی به معنای خرید و فروش است.[2] سلم در لغت به معنای پیش‌پرداخت، قبول کردن، اطاعت نمودن آمده است.[3] بیع سلم که مترادف بیع سلف است[4] بیعی است که در آن ثمن[5] نقداً و در هنگام انعقاد بیع پرداخت می‌شود و مبیع آن مؤجل و کلی‌فی‌الذمه است. در عرف به این نوع بیع پیش خرید یا پیش فروش می‌گویند[6] مانند این‌که کارخانه‌ای پول صد دستگاه ماشین را بگیرد و تعهد کند ماشین‌ها را سه ماه دیگر تحویل دهد.[7] باید توجه داشت که در بیع سلم انتقال مالکیت مبیع در زمان تسلیم آن صورت می‌گیرد نه در زمان انعقاد بیع.[8] ماده‌ی 363ق.م در این‌باره مقرر می‌دارد:

«در عقد بیع ... وجود اجلی برای تسلیم مبیع ... مانع انتقال نمی شود ...»

ارکان بیع سلم

بیع سلم دارای سه رکن است: [9]

رکن اول) طرفین معامله

مسلمُ‌الیه (بایع) و مسلم (خریدار) دو طرف بیع سلم هستند.

رکن دوم) توافق طرفین (ایجاب و قبول)

طرفین باید با یکدیگر برای انعقاد بیع سلم توافق نمایند.

رکن سوم) مورد معامله

در این بیع مبیع (مسلمُ‌فیه) باید کلی‌فی‌الذمه باشد نه عین معین.[10] کلی‌فی‌الذمه مالی است که صادق بر افراد عدیده باشد (ماده‌ی 351ق.م) مثل گندم و جو که هر یک دارای مصادیق بسیاری در خارج هستند.[11]

شروط بیع سلم

در بیع سلم شروطی باید رعایت شود که در زیر به آن‌ها اشاره می‌شود.

1- در عقد بیع سلم شرط است که ثمن معلوم باشد و در هنگام انعقاد معامله نقداً پرداخت شود. اما در قانون مدنی به لزوم دادن ثمن در هنگام انعقاد بیع اشاره‌ای نشده است. بنابراین دادن ثمن در هنگام عقد شرط صحت این بیع نیست.[12]

2- مبیع (مسلمُ‌فیه) نیز باید معلوم باشد. یعنی جنس، نوع، وصف و اندازه‌ی آن معلوم باشد. هم‌چنین مکانی که قرار است مسلم‌فیه در آن‌جا پرداخت شود باید معین شده باشد.

عناصر بیع سلم

عناصر بیع سلم از قرار ذیل است:

1) عقد بیع

2) مبیع کلی در ذمه باشد. ثمن ممکن است کلی یا عین شخصی باشد.

3) مبیع مؤجل باشد.

4) اجل معلوم باشد. درصورتی که فروشنده در تسلیم مبیع تأخیر نماید، خریدار اختیار فسخ بیع را دارد. (خیار تعذر تسلیم)

5) مقدار و وصف مبیع قابل تعیین باشد.

6) فروشنده و خریدار بدانند که مبیع در موعد مقرر وجود خواهد داشت. البته دانستن به این معنی است که طرفین علم عادی که اطمینان است به وجود مبیع داشته باشند.

7) مبیع در سررسید کمیاب نباشد بلکه به‌طور معمولی موجود باشد.

8) ثمن در هنگام انعقاد بیع به بایع (مسلمُ‌الیه) داده شود. درصورتی که تنها بخشی از ثمن داده شود بیع سلم فقط نسبت به همان بخش صحیح است و نسبت به بخشی که ثمن آن پرداخت نگردیده باطل خواهد بود. [13]

شرایط مبیع (مسلمُ‌فیه)

مسلمُ‌فیه در بیع سلم باید دارای شرایطی باشد تا بتواند در این بیع به عنوان مبیع قرار گیرد. این شرایط عبارتند از:

1) جنس مسلمُ‌فیه باید مشخص باشد یعنی باید معلوم باشد که جنس مبیع چیست. مثلاً گندم، برنج، جو و ....

2) درصورتی که مسلمُ‌فیه داری انواعی است؛ نوع آن نیز باید معلوم باشد. مثلاً برنج داری انواعی مانند صدری، هاشمی، طارم و .... است.

3) وصف مبیع نیز باید معلوم باشد. یعنی مشخص شود که مسلمُ‌فیه از نوع عالی یا متوسط یا ضعیف است.

4) میزان مسلمُ‌فیه باید مشخص باشد. پس مقدار مبیع با توجه به این‌که وزن‌کردنی، شمردنی یا پیمانه‌ای باشد؛ با وزن، تعداد یا پیمانه معلوم می‌شود.

5) مسلمُ‌فیه نباید بگونه‌ای باشد که موجب ربا گردد. یعنی اگر جنس مبیع و ثمن در بیع سلم یکسان و میزان آن متفاوت باشد چنین بیعی متضمن ربا و درنتیجه باطل خواهد بود.

6) مسلمُ‌فیه باید قابل تعیین باشد. مانند میوه‌های یک باغ که پس از رسیدن معین هستند. بنابراین وجه نقد نمی‌تواند مبیع قرار گیرد.

7) مسلمُ‌فیه باید مؤجل باشد و درصورتی که تسلیم مسلمُ‌فیه مدت‌دار نباشد بیع سلم منعقد نمی‌گردد.

8) مسلمُ‌فیه باید در زمان سررسید در بازار موجود باشد. درغیر این‌صورت مبیع مبهم خواهد بود، مگر در مواردی که مردم نسبت به کمیابی مبیع آگاهی داشته باشند.

9) مکان و زمان پرداخت مسلمُ‌فیه باید معلوم باشد.

ثمن

گفته شد که در بیع سلم پرداخت ثمن به صورت نقد صورت می‌گیرد.[14] چنان‌چه ثمن در بیع سلم، دینی باشد که خریدار، پیش از عقد بیع از فروشنده داشته است؛ بیع سلم صحیح می‌باشد و به محض انعقاد این بیع، دین فروشنده ساقط می‌گردد.[15] پس پرداخت ثمن به صورت اعتباری نیز صحیح است مثلاً در صورتی‌که شخصی از دیگری صد میلیون تومان طلبکار باشد و از او سه تن گندم به ارزش صد میلیون تومان بخرد به این صورت که گندم‌ها چهار ماه دیگر داده شود لازم نیست که خریدار (طلبکار) صد میلیون تومان را در هنگام عقد به فروشنده (بدهکار) بپردازد زیرا خریدار می‌تواند طلبی که از بدهکار دارد را به عنوان ثمن این معامله قرار دهد و بنابراین پرداخت اعتباری ثمن صورت می‌گیرد.

باید افزود که مطابق قانون مدنی بیع سلف یا سلم بدون این‌که پرداخت ثمن در هنگام انعقاد بیع لازم باشد، صحیح است زیرا ماده‌ی 341 ق.م[16] به طرفین اجازه می‌دهد که برای تسلیم مبیع یا پرداخت ثمن موعدی تعیین نمایند. هم‌چنین در این بیع، ثمن ممکن است عین خارجی باشد (مانند مبلغی پول و یا مال معین دیگری) و یا مال کلی باشد. (مانند ده تن برنج) [17]

مقاله

نویسنده محمدحسين امين
جایگاه در درختواره حقوق خصوصی - آیین دادرسی مدنی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.

پر بازدیدترین ها

پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

از آنجا که نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اسوه حسنه و الگوی مناسب برای همه انسانها در همه اعصار است، باید در پی شناخت آن شخصیت عالی مقام و سیره آن فرستاده الهی باشیم. با توجه به اینکه نزدیک ترین انسانها به نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و آگاه ترین انسانها به شخصیت آن پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، امام علی(علیه السلام) است، بهترین راه برای شناخت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) مراجعه به سخنان گهربار امام علی(علیه السلام) می باشد.
نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
Powered by TayaCMS