دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تابعیت Nationality

No image
تابعیت Nationality

تابعيت، دولت، اتباع، بيگانگان، تعارض قوانين، مليت

نویسنده : امير جهانبازي

تابعیت (nationality) در لغت به معنای تعلق یک شیء به شیء دیگر می‌باشد.[1] و در اصطلاح حقوقی عبارت است از یک رابطۀ سیاسی، حقوقی و معنوی که فردی را به دولتی (state) معین مرتبط می‌سازد.

تابعیت یک رابطه سیاسی است، زیرا از حاکمیت دولت ناشی می‌شود و این دولت است که تعیین می‌کند چه افرادی تبعه او هستند و یا برای داشتن تابعیت آن دولت، چه شرایطی باید موجود باشد. به همین علت است که در بعضی از کشورها مقررات راجع به تابعیت را در قوانین اساسی ذکر می‌کنند.

در واقع تابعیت وضع سیاسی فرد را با التزام وفاداری وی به داشتن اعتقاد خالصانه و اطاعت از قوانین دولت برقرار می‌کند، این وفاداری و اطاعت در مقابل حمایتی است که دولت از فرد می‌کند. تابعیت یک رابطه حقوقی است زیرا دارای اثرات حقوقی، در نظام بین المللی و نظام داخلی می‌باشد، در نظام بین المللی اتباع یک کشور از حمایت سیاسی دولت خود در خارج و نیز از حمایت بلکه قواعد پذیرفته نشده ما بین دولت خود و دول دیگر (مثل عهدنامه‌ها) برخوردارند.

در نظام داخلی نیز تبعه از طرفی دارای حقوق سیاسی، مثل حق رأی می‌باشد و از طرفی دیگر از کلیۀ حقوقی که توسط قوانین مدنی و تجاری وضع شده برخوردار است.

و همچنین تابعیت یک رابطه معنوی است زیرا اتباع کشور را از نظر هدف‌ها و عادات و رسوم مشترکی که دارند به یک دولت پیوند می‌دهد و ارتباطی به مکان و زمان مشخص ندارد، هرگاه کسی تبعه دولتی محسوب شود به به هر کشور دیگری برود باز هم تبعه همان دولت می‌باشد و نفس تغییر مکان یا اقامتگاه، تغییری در رابطه معنوی او با دولت متبوع خودش ایجاد نمی‌نماید.[2]

اهمیت تابعیت از آنجا ناشی می‌شود که چون فرد، جایگاه مسلّم و بی چون و چرایی در حقوق بین الملل ندارد، دولت ابزار فراهم ساختن این جایگاه برای اوست پس حمایتی که دولت می‌تواند به فرد بدهد از آثار و نقش‌های رابطۀ تابعیت است. همچنین تابعیت و قواعد مربوط به آن از مسائل بسیار مهم حقوق بین الملل خصوصی به شمار می‌رود، زیرا حقوق بین الملل خصوصی از روابط و مناسبات حقوقی بین اشخاص که دارای تابعیت مختلف هستند بحث می‌کند و اختلاف قوانین از اختلاف تابعیت ناشی می‌گردد و این تابعیت است که به عنوان بارزترین مظهر تقسیم جغرافیایی اشخاص تجلی می‌نماید چنانکه افراد یک دولت را از افراد سایر دول جدا می‌سازد.[3]

خصوصیات تابعیت

أ‌. مقررات کامل

برخلاف تعارض قوانین و وضع بیگانگان، قوانین بالنسبه مفصل و کاملی به وسیله قانونگذار درباره تابعیت وضع گردیده است. در ایران این موضوع ملی مواد 976 تا 991 پیش بینی گردیده است.

ب‌. قواعد یکجانبه

قواعد مربطو به تابعیت یک جانبه (unilateral) می‌باشند، زیرا تابعیت با حاکمیت دولت‌ها تماس دارد و حاکمیت دولت اقتضا می‌کند که قاضی همیشه قواعد تابعیت کشور متبوع خود را اجرا نماید. اجرای قواعد تابعیت کشور دیگر برخلاف اصل حاکمیت دولت است و دخالت در حاکمیت کشور دیگر تلقی می‌شود و از اینرو غیرقابل قبول است.

ج. تابعیت جزو به حقوق عمومی

سابقاً تابعیت را یک امر قراردادی و ناشی از یک نوع قرارداد بین فرد و دولت می‌دانستند و در این صورت ممکن بود آن را جزء حقوق خصوصی دانست ولی امروزه معتقدند که تابعیت عنوانی است که دولت به طور یکجانبه با توجه به مصالح و منافع خود به کسی اعطا می‌نماید.[4]

عناصر تابعیت

أ‌. وجود دولت اعطا کنندۀ تابعیت

دولتی می‌تواند دهندۀ تابعیت باشد که بر آن تعریف دولت، بدان‌گونه که در حقوق بین الملل عمومی از آن تعریف می‌گردد، صادق باشد یعنی دارای ارکان سه گانه جمعیت، قدرت سیاسی (حاکمیت) و سرزمین باشد و در جامعۀ بین المللی به عنوان دولت شناخته شده باشد.[5]

دولت‌ها در چارچوب قوانین، مقررات، بخش‌نامه‌ها و آیین‌ نامه‌ها خود را در خصوص قواعد تابعیت، مقید می‌نمایند و در مورد شرایط پذیرش، ترک و سلب تابعیت تصمیم گیری می‌کنند.[6]

ب‌. وجود شخص حقیقی یا حقوقی

به شخصی که دارای تابعیت کشور معینی باشد تبعه گفته می‌شود. به لحاظ آنکه هر کس چه در حقوق داخلی و چه در حقوق بین الملل از حق تمتع بهره‌مند است، هرکس در هر سنی و وضعیتی این شایستگی را دارا می‌باشد که دارای تابعیتی باشد.[7] تابعیت برای اشخاص حقیقی وضع شده است زیرا تنها آنها هستند که دولت‌ها را تشکیل می‌دهند و در مورد اشخاص حقوقی و اشیاء، تابعیت به معنای واقعی وجود ندارد.[8] بنابراین معمولاً هر شخصی دارای تابعیتی است مگر اینکه در موارد استثنایی شخصی بدون تابعیت (Apatride) یافت شود.[9]

ج. رابطه تبعیت

بین دولت و شخص باید رابطه‌ای باشد که آنها را به طور واقعی به هم نسبت دهد که به آن تابعیت موثر می‌گویند.[10]

4- اصول حاکم بر تابعیت:

سه اصل بر تابعیت حاکم است

أ‌. هر فرد الزاماً باید دارای تابعیت باشد.

ب‌. هیچ فردی الزاماً نباید پیش از یک تابعیت داشته باشد.

ج. تابعیت امری زوال ناپذیر، دایمی و همیشگی نیست.[11]

5- فواید تابعیت

أ‌. عاملی برای هویت ملی اشخاص است

ب‌. موجب تمتع از حقوق شهروندی می شود

ج. موجب برخورداری از حقوق سیاسی، حق اشتغال و مناصب سیاسی می‌شود

د. باعث حمایت حقوقی و سیاسی دولت‌ها از مصالح اتباع می شود

ه. مبتنی بر تعهدات و وظایف افراد در برابر دولت‌های متبوع خود در رابطه با خدمت نظام وظیفه، مالیات و دفاع از کشور می‌باشد.

6- انوع تابعیت

أ‌. تابعیت ارضی

عبارت است از طریقی که تابعیت اشخاص از محل تولد آنان معین می‌شود و اصطلاحاً به آن تابعیت محل تولد و سیستم خاک، اطلاق می‌شود.

ب‌. تابعیت اصلی

به تابعیتی که قانون به یک نفر بر اساس تولد اعطا می‌کند تابعیت اصلی اطلاق می‌شود. این تابعیت می‌تواند بر اساس سیستم خون یا نسب طفل به والدین باشد یا به سیستم خاک مرتبط گردد.

ج. تابعیت اکتسابی (مشتق)

تابعیتی است که از پذیرش تابعیت کشور دیگر به دست می‌آید.

د. تابعیت اشتقاقی

تابعیتی است که بعد از تاریخ تولد تا وقتی که شخص زنده است در اثر اعمال حقوقی شخص یا نمایندۀ قانونی او ممکن است تحصیل شود مانند کسب تابعیت در اثر ازدواج

ه. تابعیت تبعی

به تابعیتی که به مناسبت ازدواج به زوجه داده می‌شود و برای فرزند بودن به فرزند صغیر تحمیل می‌شود گویند.[12]

رابطه تابعیت با دیگر موضوعات حقوق بین الملل خصوصی

أ‌. تابعیت و ملیت

لفظ تابعیت که در حقوق ایران در یکی دو قرن اخیر رایج نشده است، معادل لفظ فرانسوی ناسیونالیسته (Nationalite) است که آن را به ملیت نیز علاوه بر تابعیت ترجمه کرده آند ولی باید گفت متفاوت می‌باشند زیرا به رابطه فرد با ملت در مفهوم سیاسی آن، تابعیت اطلاق می‌گردد ولی برای تعلق فرد به ملت در مفهوم جامعه شناسی آن، اصطلاح ملیت به کار برده می‌شود که نوعی تفکر نژادی در بطن خود دارد.[13]

ب‌. تابعیت و حقوق خصوصی

تابعیت با اینکه یک رابطه حقوق عمومی است یکی از عناصر شخصیت به شمار می‌آید و بدین جهت با احوال شخصیه و سایر اوصاف مربوط به شخصیت ارتباط دارد و حتی می‌‌توان گفت جزء احوال شخصیه است مثلاً نسب که جزء احوال شخصیه و مربوط به حقوق خصوصی است یکی از طرق اعطای تابعیت اصلی است.[14]

ج. تابعیت و اقامتگاه

اینها دو عامل تقسیم جغرافیایی اشخاص در جامعه بین المللی میان دولت‌ها می‌باشند. در دوران‌های گذشته مرز میان اقامتگاه و تابعیت مشخص نبوده است و این دو مفهوم از یکدیگر تمییز داده نمی‌شده‌اند ولی در آغاز قرن نوزدهم در اثر تعریفی جداگانه که حقوق داخلی کشورها برای هر یک ارائه دادند، از هم جدا نشدند با این حال دو مفهوم، هر یک نشان دهندۀ ارتباط شخص با دولتی معین می‌باشند، در تابعیت به لحاظ آنکه جمعیت تأسیس کنندۀ دولت را اتباع تشکیل می‌دهند ودر اقامتگاه به لحاظ آنکه جا و مکان شخص در سرزمین متعلق به دولت، واقع می‌باشد. با جدا بودن این دو مفهوم از یکدیگر اینک ممکن است اقامتگاه شخص در خارج از قلمرو و دولت متبوع او واقع شده باشد، در این حالت این موقعیت برای وی پیش می‌آید که او از حیث تابعیت به یک دولت و از حیث اقامتگاه به دولتی دیگر وابسته باشد بدون اینکه این وابستگی دو جانبه در اعتبار تابعیت یا اقامتگاه او خللی وارد سازد.[15]

د. تابعیت و بیگانگان: برای تعیین وضع حقوقی فرد در روابط بین المللی باید نخست تابعیت او را تشخیص داد و بر حسب اینکه فرد تابعیت کشور محل، اقامت یا کشور دیگری را داشته باشد، عملاً از حقوق بیشتر یا کمتری برخوردار خواهد بود. تابعیت و وضع بیگانگان هر دو تحت تأثیر مسأله جمعیت واقع می‌شوند به این صورت که هرگاه کشوری سیاست مهاجر پذیری پیش گرفته باشد، باید حقوق وسیعی به بیگانگان اعطا نماید تا الحاق ایشان را به اتباع خود تسهیل کند، پس تمایل بیشتری به اجرای اصل خاک نشان می‌دهد؛ در حالی که یک کشور مهاجر فرست ممکن است فقط اصل نسب یا اصل خون را در تابعیت بپذیرد که در آن برای بیگانگان حقوقی قائل نباشد.[16]

ه. تابعیت و تعارض قوانین: در کشورهایی که احوال شخصیه را تابع قانون ملی می‌دانند (ایران) حل تعارض در این مورد بالاجبار مربوط به امر تابعیت خواهد بود. برای اینکه اول باید تابعیت افراد را شناخت آنگاه قانون دولت متبوع ایشان را در مورد احوالات شخصیه، اجرا کرد. حتی در کشورهائی که احوال شخصیه را تابع قانون اقامتگاه می‌دانند (انگلستان) تابعیت در این باب بی اثر نیست برای اینکه اقامتگاه اتباع کشور، بیگانگان به موجب قواعد واحدی تعیین نمی‌شود و از اینرو برای تعیین اقامتگاه افراد، تابعیت، آنان مورد توجه قرار می‌گیرد.[17]

8- دعاوی مربوط به تابعیت: اگر در خصوص تابعیت دعواهایی رخ دهد رسیدگی به آن دعواها در صلاحیت دادگاه‌های دادگستری

می‌باشد نه محاکم اداری.[18]

مقاله

نویسنده امير جهانبازي
جایگاه در درختواره حقوق بین الملل خصوصی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.

پر بازدیدترین ها

پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
No image

نبوت در نهج البلاغه

ان شئتَ ثنّيتُ بموسى كليم الله حيث يقول: (ربّ انى لِما أنزلت إلىّ من خير فقير)؛ و اللهِ ما سأله الّا خبزا يأكله، لانه كان ياكل بقلة الارض. اگر بخواهى پيامبر دیگرى را به عنوان الگو نام ببرم او موسى عليه السلام است، آن گاه كه فرمود: (پروردگارا! من به آنچه از خير و نيكى برايم نازل کنى نيازمندم) به خدا سوگند، حضرت موسى عليه السلام به جز نانى كه بخورد از خدا نخواست، زيرا او گياهان زمين مى خورد.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

از آنجا که نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اسوه حسنه و الگوی مناسب برای همه انسانها در همه اعصار است، باید در پی شناخت آن شخصیت عالی مقام و سیره آن فرستاده الهی باشیم. با توجه به اینکه نزدیک ترین انسانها به نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و آگاه ترین انسانها به شخصیت آن پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، امام علی(علیه السلام) است، بهترین راه برای شناخت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) مراجعه به سخنان گهربار امام علی(علیه السلام) می باشد.
Powered by TayaCMS