دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تحقیق خوب و محقّق موفّق

No image
تحقیق خوب و محقّق موفّق تحقیق خوب و محقّق موفّق

استاد محقّق آقاى على اکبر غفّارى درباره تحقیق خوب و محقّق موفّق چنین اظهار نظر مى کند:

شرایط و صفات یک تحقیق خوب و محقّق موفّق را به گونه مطلق، من نمى توانم بیان کنم. چرا که تجربه هاى من در زمینه کارهایى است که کرده ام. در زمینه کار خودم ـ که اصل موضوع، تحقیق کتب مذهبى و متون دینى است ـ مسائل بسیار حساس و خطیرى در آن است. چرا که صحبت از دیانت و اعتقادات مردم است. محقّق در این زمینه جداى از تمام شرایط تحقیق، باید از یک صداقت و خلوص نیّتى برخوردار باشد که بتواند از عهده کار برآید. عدم صداقت و کمبود اخلاص، مى تواند مشکلات زیادى را فراروى او بگذارد.

در یک تحقیق خوب، محقّق باید موضوع مورد تحقیق را خوب بشناسد و بر آن مسلّط باشد.

همچنین تمام آنچه را دیگران در زمینه مورد تحقیق دارند، مورد ملاحظه قرار دهد. این، جدا از دیدن مصادر موضوع و کتاب مورد تحقیق است. لزوم ملاحظه کامل مصادر موضوع تحقیق، جاى خود را دارد. علاوه بر این، اگر دانشمندانى قبل از این محقّق راجع به اثر مورد نظر او سخنى داشتند، حتماً باید مورد توجّه قرار بگیرد.

البتّه این غیر از قدرت و توان خود محقّق است که هیچ جاى گفتگو ندارد. او باید به اندازه اى از توان و دانش برخوردار باشد که آن گاه که چندین نسخه را از متن مورد نظر در مقابل خود قرار مى دهدبتواند صحیح ترین آن را براى متن بودن انتخاب کند. چرا که فراهم آوردن نسخه هاى متعدّد از متن منظور براى تصحیح و تحقیق، نخستین گام تحقیق است. باید با کارشناسهاى مختلف و کتابخانه هاى گوناگون تماس گرفت و تا حدّ ممکن نسخه هاى متعدّد را فراهم آورد. با فراهم شدن نسخه ها، محقّق باید قدرت انتخاب داشته باشد و صحیح ترین را برگزیند.

بعد از گردهم آورى نسخه ها و انتخاب صحیح ترین نسخه، گردآورى مصادر و اطّلاع از آراء دیگران در دستور کار قرار مى گیرد. مثلا چگونه مى شود بدون تسلّط کامل بر علم تفسیر، گردآورى نسخه هاى متعدد، فراهم آوردن مصادر گوناگون و اطّلاع از آراء و نظریّات عالمان دیگر، به تصحیح و تنقیح تفسیر تبیان پرداخت. مگر بیگانه با تفسیر، نا آگاه از نسخه هاى موجود، بى اطّلاع از آنچه مرحوم شیخ در نقل اخبار، شأن نزول، معنى لغات و اشعار آورده، و بى اعتنا به نظریات دیگر محقّقین، مى تواند انتظار توفیق داشته باشد؟

آن گاه که تحقیق آغاز مى شودمحقّق باید بداند که باب نیازمندى او به ارباب علوم دیگر باز شده است. او باید از دیگران کمک بگیرد. چرا که هیچ گاه تمام معلومات در اختیار یک فرد نیست، و علوم مختلفى در حل مشکلات یک تحقیق خوب مؤثّر مى افتد. گاهى تا اطّلاعات تاریخى، رجالى، جغرافیایى، لغوى، و... در اختیار محقّق نباشد، شرایط توفیق براى او فراهم نمى گردد. اینجا باید از ارباب این علوم و دیگر مسائلى که احساس نیاز مى شود، کمک گرفته شود. به عنوان مثال ما آن گاه که از «بلاذرى» نقل قولى داریم، طبیعتاً مى خواهیم بدانیم به چه مناسبت نام ایشان بلاذرى است. تصور اولیه این است که بلاذر، نام مکانى بوده است و به لحاظ نسبت ایشان با آن مکان، نام بلاذرى براى ایشان عَلَم شده است. در کتابهاى جغرافیا هیچ مکانى را به نام بلاذر نمى یابیم. امّا در کتابهاى لغت مى یابیم که بلاذر نام یک دارو است. با کمى تحقیق بیشتر مشخص مى شود که این فرد در طول حیاتش، نام دیگرى داشته است امّا به لحاظ افراط در مصرف این دارو که به فوت او انجامیده پس از وفات به بلاذرى معروف گشته است.

همچنین گاهى در روایتى، نام یکى از کوههاى مکّه آمده است ولى راوى اشتباه کرده و یا مساله دیگرى پیش آمده که در روایت گفته شده این کوه در مدینه است در حالى که در روایات دیگر تصریح شده که این کوه در مکّه است و اطّلاعات جغرافیایى نیز آن را تأیید مى کند.

یا در روایاتى به لحاظ اشتباهاتى آمده است که پیامبر اکرم، هنگام بعثت در کوه صفا خطبه اى خواند و در آن، ضمن خطاب به بنى عبدالمطلب و دیگران، به فاطمه هم خطاب کرد. در حالى که هنوز حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در این تاریخ متولّد نشده است. امّا با اندکى تحقیق معلوم مى شود که زمان خطبه، حجّة الوداع بوده است و نه بعثت.

این اطّلاعات و کمک خواستن از ارباب علوم و فنون، بعد از آن توان اوّلیّه خود محقّق در زمینه کار است. یک محقّق کتب مذهبى باید قدرت تشخیص بعضى از امور را که در طول تاریخ بر این گونه متون عارض شده است، داشته باشد.

جداى از این مسائل، محقّق موفّق کسى است که مى داند در متن نباید تصرّف کند. اگر چیزى را متوجّه نشد، یا نظر مشکوکى داشت، نباید متن را تغییر بدهد.بلکه نظر خود را در پاورقى ذکر کند.

همچنین او نباید هیچ گاه در نقل قولها، حتّى آن گاه که مى خواهد آیه اى از قرآن را به عنوان نمونه و شاهد برگزیند، به حافظه خود اکتفا کند. باید به قرآن مراجعه کند و آیه را بیابد و با ضبط صحیح، آیه را بنویسد. چرا که از این رهگذر، یعنى اکتفا به حافظه ها، آیات زیادى به گونه ناقص در کتابهایى نقل شده([33]) که در خود قرآن وجود ندارد و سالیان زیادى بدون توجّه به این نقص، مورد استدلال واقع شده است.»([34])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.

پر بازدیدترین ها

پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت در نهج البلاغه

ان شئتَ ثنّيتُ بموسى كليم الله حيث يقول: (ربّ انى لِما أنزلت إلىّ من خير فقير)؛ و اللهِ ما سأله الّا خبزا يأكله، لانه كان ياكل بقلة الارض. اگر بخواهى پيامبر دیگرى را به عنوان الگو نام ببرم او موسى عليه السلام است، آن گاه كه فرمود: (پروردگارا! من به آنچه از خير و نيكى برايم نازل کنى نيازمندم) به خدا سوگند، حضرت موسى عليه السلام به جز نانى كه بخورد از خدا نخواست، زيرا او گياهان زمين مى خورد.
Powered by TayaCMS