دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تزکیه نفس

No image
تزکیه نفس

كلمات كليدي : تزكيه، خودسازي، تهذيب، جهاد با نفس

نویسنده : سيده فاطمه جوادي زاويه

تزکیه در اصل از ماده “زکو” و به معنای تطهیر نفس و مال، صلاح، تقوا، زمین پاک، مدح و ستایش و تنزیه خویش می‌باشد.[1] در اصطلاح اخلاق و عرفان، عبارت است از تطهیر و پاک‌سازی نفس از اخلاق ناپسند و آلودگی‌های اخلاقی، به منظور گام برداشتن درجهت فضائل اخلاقی که در نهایت موجب کمال و سعادت واقعی در دنیا و آخرت می‌شود.[2]

تزکیه در قرآن:

از جمله مباحث مهمی که بسیار مورد تأکید قرآن قرار گرفته است، تزکیه و تهذیب نفس می‌باشد. از دیدگاه قرآن، نفس انسانی در ابتدا مانند لوحی سفید و خالی است که هم قابلیت تزکیه و دریافت کمالات و هم قابلیت آلوده گشتن به تیرگی‌ها را دارد که هر دو با اختیار و انتخاب خود انسان صورت می‌گیرد.

در اهمیت تزکیه نفس، همین بس که قرآن پس از یازده مرتبه قسم در سوره شمس، تزکیه نفس را تنها عامل رستگاری و وصول به سعادت فردی معرفی می‌نماید و فساد اخلاقی را منشأ بدبختی و مایه زیان می‌شناسد[3] و از همین جهت است که خداوند بواسطه رحمتش، انبیاء(ع) را مبعوث فرموده تا مردم را از اعمال بد و عواقب سوء آن آگاه کنند.[4]

تزکیه در روایات:

در روایات، آلودگی و طهارت نفس به عنوان مانعی برای انسان در راه رسیدن به کمال و جلب برکات الهی و معنوی و مادی ذکر شده است و از طرفی دیگر تزکیه و طهارت نفس، شرط ورود و جلب نظر و رحمت و قرار گرفتن در عرش الهی دانسته شده است.[5]

امام سجاد(ع) در حدیثی فرمودند: «حضرت موسی(ع) از خداوند پرسید: آن‌ها که در قیامت در سایه عرش تو به سر می‌برند چه کسانی‌اند؟ فرمود: پاکدلان در سایه عرش من به سرمی‌برند. آنان که غیر حق را نمی‌نگرند و نمی‌خواهند و از هیچ اطاعتی دریغ نمی‌ورزند.»[6]

آثار تزکیه نفس:

از جمله آثار و فوایدی که بر تزکیه نفس مترتب است می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

الف: آثار فردی:

1. فلاح و رستگاری: از نتایج تهذیب نفس، رسیدن به خیر و سعادت ابدی است و باید دانست سعادت مطلق برای انسان‌ها حاصل نمی‌شود مگر اینکه نفس خود را از تمام صفات رذیله مبرا کند و به تمام اوصاف و اعمال نیکو مزین نماید.[7]

2. اصلاح دنیا و آخرت: حضرت علی(ع) ضمن حدیثی بیان فرمودند: «کسی که میان خود و خدا را اصلاح کند، خداوند میان او و مردم را اصلاح خواهد کرد و کسی که امور آخرت را اصلاح نماید، خداوند امور دنیای او را اصلاح خواهد کرد و کسی که از درون جان واعظی دارد، خدا را بر او حافظی است.»[8]

3. نیکو شدن ظاهر و باطن: یکی از ثمرات دیگر تزکیه، آشکار کردن ظاهر و باطن است. چنانچه امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند: «کسی که نهان خود را اصلاح کند، خدا آشکار او را نیکو گرداند و کسی که برای دین خدا کار کند، خدا دنیای او را کفایت می‌کند.»[9]

4. رسیدن به قرب الهی: یکی دیگر از فواید تزکیه نفس، تقرب و نزدیک شدن به خداوند می‌باشد. در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است که «از جمله نجواهای خداوند با موسی این بود که: ای موسی! تقرب جویان به من، به چیزی مانند پرهیز از حرام‌های من به من نزدیک نشوند. من بهشت‌های ماندگار خود را به آنان می‌بخشم و هیچ کس را شریکشان قرار نمی‌دهم.[10]

ب. آثار اجتماعی: نقش و کارکرد تزکیه را نمی‌توان در حوزه فردی خلاصه کرد، بلکه آثار اجتماعی تزکیه که به اشکال مختلف و متنوع بروز و ظهور می‌کند نشان می‌دهد که تزکیه دارای چه اهمیت و ارزشی در حوزه مسایل اجتماعی جوامع بشری دارد. در آیه ۱۵۱ سوره بقره و نیز آیه ۱۶۴ سوره آل عمران به جایگاه رفیع و ارزشمند تزکیه در مسایل اجتماعی جامعه توجه داده شده است و بیان می‌شود که چگونه خداوند بر امت اسلام منت نهاده و آنان را به کمک پیامبر اسلام(ص) تزکیه نموده و از ناپاکی‌ها، رهایی بخشیده و امتی سالم و مسلم ایجاد کرده است، به بیانی دیگر، از آن جایی که بعثت و هدف‌های آن (تعلیم و تزکیه) از ضروریات بنیادی برای تشکیل امت مسلمان است می‌توان گفت که مایه رسیدن امت‌ها به مقام تسلیم در برابر خداوند، تزکیه و تطهیر از آلودگی هاست. [11]

موانع تزکیه نفس:

پیمودن راه کمال و رسیدن به مقامات عالی، کار آسانی نیست، بلکه به علت وجود موانع در این راه، کار دشوار شده و بر انسان مؤمن لازم است که برای برطرف ساختن آن‌ها به تزکیه و جهاد با نفس خویش بپردازد. موارد ذیل را می‌توان به عنوان مانع برشمرد:

1: عدم پذیرش نفس:[12]بزرگترین مانع سیر و سلوک، عدم آمادگی نفس مؤمن است. دلی که در اثر گناه، آلوده و تاریک شده است، دیگر نمی‌تواند مرکز تابش انوار الهی گردد. زیرا که چنین قلبی جایگاه شیطانی می‌باشد که قرآن آن را به عنوان دشمن سعادت انسان مطرح کرده است.[13]امام باقر(ع) در حدیثی می‌فرمایند: «وقتی انسان مرتکب گناه شد، یک نقطه سیاه در قلبش پیدا می‌شود، اگر از گناه توبه کرد، این نقطه محو می‌شود و اگر همچنان به معصیت ادامه داد، نقطه سیاه تدریجا بزرگ‌تر می‌شود تا اینکه بر مجموع قلب غلبه نماید و در این صورت هرگز به رستگاری نمی‌رسد.»[14]بنابراین بر انسان واجب است در آغاز تزکیه، از گناهان دوری کند.

2. تعلقات دنیوی: هر چه که ما را از خدا دور و به غیر حق مشغول کند، دنیاست.[15] علاقه افراطی و خارج از چارچوب به مال و ثروت و جاه و مقام و ریاست، انسان را از حرکت و سلوک به سوی سعادت حقیقی که همان قرب حق است باز می دارد.[16] زیرا قلبی که به این امور فانی انس گرفته، چگونه می‌تواند به سمت سعادت رود؟

3. پیروی از هوای نفس: تمایلات نفسانی قلب را تیره و تار ساخته و آن را به این طرف و آن طرف می‌کشاند و فرصت خلوت با خدا و انس با او را به قلب نمی دهند، بدین جهت چنین دلی لایق تابش انوار پاک معنوی نمی باشد.[17]

4. ضعف اراده: سستی اراده وعدم قدرت بر تصمیم گیری از موانعی است که انسان را از شروع در عمل باز می دارد. زیرا که شیطان همواره در قلب انسان نفوذ کرده و گاهی آنچنان موضوع را سخت جلوه می‌دهد که سبب پیدایش یأس در انسان می‌گردد. بنابراین انسان باید جلوی وسوسه‌های شیطانی را گرفته و با مراجعه به آیات و احادیث و کتب اخلاق، به ارزش و ضرورت سیر و سلوک واقف گردد و زمانی که سعادت ابدی خود را در این سیر و سلوک ببیند، به طور جدی وارد عمل شده و ناامیدی را از خود دور می‌کند. [18]

راههای تزکیه نفس:

پیشگیری و ترک گناه بهترین راه تهذیب نفس است. شخصی که اصلا به گناه آلوده نشود و با همان صفا و پاکی ذاتی باقی بماند یقینا از گناهکاری که بعدا توبه کند برتر است.

1. توبه: اگر انسان به گناه آلوده شد نباید از رحمت خدا مأیوس گردد؛ زیرا راه سیرو سلوک و اصلاح نفس هیچ‌گاه مسدود نمی‌باشد، بلکه خداوند راه توبه را برای بندگانش باز گذاشته است.

«ای بندگان من که بر خود ستم و اسراف کرده‌اید از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می‌آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.»[19]

باید توجه داشت که توبه، صرفا بیان کلماتی که بیانگر پشیمانی باشد نیست، بلکه روح توبه و حقیقت آن، عمل و اقدام جدی برای بازگشت به سوی خدا می‌باشد.

2. تقوا: تقوا در قرآن[20] و احادیث به عنوان یک ارزش اصیل و بهترین داروی شفابخش بیماری‌های قلبی و بزرگ‌ترین وسیله تزکیه نفس معرفی شده است.

انسان مؤمن به وسیله تقوا، می‌تواند راه خودسازی را بپیماید؛ زیرا تقوا نیرویی درونی و تعهد انسان به اطاعت از قوانین و دستورات شرع است که او را در برابر گناه کنترل می‌کند. چنانچه حضرت علی(ع) می‌فرمایند: «ای بندگان خدا بدانید تقوا دری است مستحکم و غیر قابل نفوذ.»[21]

3. مراقبت: یکی از عوامل مهم خودسازی، مراقبت و توجه به نفس است. انسانی که به سعادت خود می‌اندیشد نمی‌تواند از اخلاق رذیله و بیماری‌های نفسانی خویش، غافل بماند. بلکه همواره باید مراقب و مواظب نفس خود باشد و اخلاق و کردار و حتی افکارش را تحت کنترل و نظارت کامل بگیرد و تمام توجهش به خدا شود. در مراقبه، انسان باید دادگاهی در درون خویش ایجاد کند و همواره نفس خود را به حساب کشد، به‌گونه‌ای که اگر کار نیکی از او سر زد، خدا را سپاس گوید و آن را توفیقی از جانب او بداند و اگر خطایی را مرتکب شد، بلافاصله توبه کند. در حدیثی قدسی آمده است: «در بهشت عَدن، کسانی ساکن می‌شوند که چون قصد معصیتی کردند، عظمت مرا یاد آورند و متوجه من باشند و به این جهت آن را ترک کنند.»[22]

4. تخلیه، تحلیه، تجلیه: علمای اخلاق و عرفا تقسیم بندی دیگری را برای اصلاح نفس بیان کرده‌اند:

تخلیه: تخلیه یعنی تهذیب و پاک سازی باطن و خالی کردن آن از ملکات و صفات زشت و پرهیز از آنچه سبب اشتغال به دنیا و مانع توجه به عالم غیب می‌گردد. به عبارتی رساتر، تخلیه عبارت است از حفظ کردن نفس از زیان‌های اجتماعی و انفرادی و خود را از مفاسد دنیوی و اخروی بر حذر داشتن.

تحلیه: نفس پس از رسیدن به مقام تخلیه، باید به اخلاق نیکو و صفات پسندیده‌ای که در نظام اجتماعی و رشد فردی و تکاملش مؤثر است، مزین شود. بنابراین تحلیه نوعی طهارت معنوی است و تا زمانی که بدست نیاید، انسان پاک و طاهر نشده است، اگرچه به طهارت ظاهری متصف باشد. از باب مثال می‌توان اتصاف نفس به مرتبه تحلیه را، به تقویت مریض با غذاهای مقوی بعد از بیماری تشبیه کرد. از جمله مواردی که انسان می‌تواند به واسطه آن نفس خود را پرورش دهد، اموری مانند: مداومت بر ذکر، نماز شب، دعا، تقوا، توکل، روزه و ... است.

تجلیه: تجلیه به معنای تهذیب ظاهر و جلا دادن آن از طریق عمل به دستورات دین است. یعنی نفس انسان، قوا و اعضایش را با مراقبت کامل، مطیع احکام شرع نموده و پیرو دستورات دین گردد. اوامر دین را انجام دهد و از نواهی آن پرهیز کند، تا آثار طهارت در او ظاهر شود.[23]

مقاله

نویسنده سيده فاطمه جوادي زاويه
جایگاه در درختواره فضائل اخلاقی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.

پر بازدیدترین ها

پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

از آنجا که نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اسوه حسنه و الگوی مناسب برای همه انسانها در همه اعصار است، باید در پی شناخت آن شخصیت عالی مقام و سیره آن فرستاده الهی باشیم. با توجه به اینکه نزدیک ترین انسانها به نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و آگاه ترین انسانها به شخصیت آن پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، امام علی(علیه السلام) است، بهترین راه برای شناخت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) مراجعه به سخنان گهربار امام علی(علیه السلام) می باشد.
نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
Powered by TayaCMS