دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

توصيه‌ای برای استفاده بيشتر از ماه رجب

No image
توصيه‌ای برای استفاده بيشتر از ماه رجب

بزرگان و اهل معنا و اهل سلوك، ماه رجب را مقدمه‌ ماه رمضان دانسته‌اند. ماه رجب، ماه شعبان، يك آمادگي است براى اينكه انسان در ماه مبارك رمضان - كه ماه ضيافت الهى است - بتواند با آمادگى وارد شود.

 آمادگى به چيست؟

در درجه‌ اول، آمادگى به توجه و حضور قلب است؛ خود را در محضر علم الهى دانستن، در محضر خدا دانستن - «سبحان من احصى كلّ شى‌ء علمه» (الكافي، ثقة الاسلام كليني، ج ‌۳، ص ۴۶۷؛ كليات مفاتيح الجنان، شيخ عباس قمي، ص 46) - همه‌ حالات خود را، حركات خود را، نيات خود را، خطورات قلبى خود را در معرض و محضر علم الهى دانستن؛ در درجه‌ اول، اين مهم است؛ و اگر اين حاصل شد، آن وقت توجه ما به كارهايمان، به حرف‌هايمان، به رفت ‌و آمدهايمان، به سكوتمان، به گفتنمان، بيشتر خواهد شد؛ توجه مي‌كنيم كه چه مي‌گوئيم، كجا مي‌رويم، چه اقدامى مي‌كنيم، عليه چه‌ كسى حرف مي‌زنيم، به نفع چه ‌كسى حرف مي‌زنيم. وقتى انسان خود را در محضر الهى دانست، بيشتر متوجه كارها و حركات و رفتار خود مي‌شود. عمده‌ اشكالات ما به خاطر غفلتى است كه از رفتار و اعمالِ خودمان مي‌كنيم. وقتى انسان از حال غفلت خارج شود، توجه كند كه دارد ديده مي‌شود، محاسبه مي‌شود «إِنّا كُنّا نستنسِخُ ما كُنتُم تعملون» (جاثيه، 29) - همه‌ حركات او، كارهاى او در محضر پروردگار است، طبعاً مراعات مي‌كند.  با اين حالت، با يك طهارتى، با يك نزاهت و پاكيزگى‌اى، انسان وارد ماه رمضان شود؛ شست‌شو كرده وارد ماه رمضان شود - آن وقت در محضر ضيافت الهى حداكثر بهره را خواهد برد. ماه رجب را با اين چشم نگاه كنيد. در واقع خود را در محضر خدا ديدن در واقع همان ياد خدا بودن در هر حال است. ياد خدا باعث مي‌شود انسان هميشه در حال ذكر الهي باشد و آن وقت اين انساني كه تمام زندگي‌اش حول خدا ترسي، خدا ناظري، ايمان الهي، تقواي الهي، آخرت بيني الهي، خود را در محضر خدا ديدن الهي و ذكر الهي است، زندگي او رنگ خدا مي‌گيرد.  تمام انديشه‌اش، رفتارش زير كلمه‌الله قرار دارد. بندگي خدا چون اينچنين است، خدا را در كنار خود مي‌ بيند. ألا بِذِكْرِ‌الله تطْمئِنُّ الْقُلُوبُ. (28، رعد) ديگر هيچ نگراني ندارد ولو زير تيغ دشمنان در كربلا باشد، مي‌گويد الهي رضا برضائك. اينچنين مي‌شود. لباس تقوا، همان محضر خدا بودن است. يادمان باشد كه همه اين حرف‌ها را مي‌توان در يك كلمه خلاصه كرد و آن همان تقواست. لباس تقوا براي ما با ارزش‌تر و ارزنده‌تر از هر چيز ديگري است. تقوا در يك كلام، خود را در محضر خدا و اهل بيت (عليهم‌السلام) ديدن است.

 تأثيرات ماه رجب را دست‌كم نگيريم

ماه رمضان براي عامّه مردم انفع است و نفع بيشتري دارد ولي ماه رجب خصوصا براي سالكان الي‌الله نفعش از ماه رمضان بيشتر است و تاثيراتي كه در ماه رجب بر نفس وارد مي‌شود آن تاثيرات، تاثيرات عميق‌ تري‌است، تاثيرات زير بنايي تري‌است از آن چه در ساير ايام‌الله كه شعبان و رمضان يا فرض بكنيد كه در آن ذي‌القعده بويژه دهه اوّل ذي‌الحجّه كه بسيار آن جلوات و جذبات خاصّي دارد. اين ماه رجب از همه آنها مهم‌تر است. ماه رجب ماه الهي است، در ماه خدا، غير خدا را نبايد انسان داخل كند، مراقبه‌اش را در اين ماه بايد بيشتر كند، كلامش را در اين ماه بايد منضبط‌تر قرار بدهد، هر حرفي را نزند، هر مطلبي را نگويد، حتّي مسائل عادي، حرف‌هاي عادي، اينها در اين ماه مضرترند.  هر چه در اين ماه حالت سكوت و حالت سكون و آرامش بيشتر باشد، واردات بيشتر خواهد بود.  ملائكه در جايي كه تشويش و اضطراب است نمي‌آيند، ملائكه در جاي سكون و آرامش مي‌‌آيند، ملائكه در جايي كه دائماً محلّ جولان فكر و تخيلات و خيالات است نمي‌آيند...؛ اين آن را گفت، آن را گفت، اين به من اين حرف را زد، چرا آن نسبت به من اين فكر را كرد؟ اينها به درد ماه رجب نمي‌‌خورد. اگر شخصي با اين تصوّرات و تخيلات داخل ماه رجب بشود نصيبي نخواهد داشت. شرط اوّلي را كه بزرگان مي‌فرمايند: اين است كه انسان قلب خود را از هر چه كه تا به حال با او بوده پاك كند و بدون اين فايده ندارد، هيچ فايده‌اي ندارد. هر چه ذكر بگويد فايده ندارد، هر چه توجّه كند فايده ندارد، چرا؟ چون اين توجّه و ذكر توجّه صوريست، توجّه عُمقي نيست، عُمق خراب است، عُمق در او تشويش است، عُمق در او هوا و هوس است. بنابراين نخستين كاري كه سالك بايد انجام بدهد اين است كه تصوّر كند در ماه رجب متولّد شده. بچّه‌اي كه تازه از مادر متولّد مي‌شود دشمن دارد؟ هنوز كاري نكرده توي اين دنيا، دشمن ندارد. آيا بچّه‌اي كه از مادر متولّد مي‌شود كسي راجع به او حرف زده؟ كسي غيبتش را كرده؟ نه، تازه متولّد شده و نه دوستي پيدا كرده، نه دشمني پيدا كرده، نه كسي را زده، نه به كسي بي‌‌احترامي كرده، نه شخصي نسبت به او بي‌‌احترامي كرده، هيچ گونه ارتباطي نداشته. ديگر نه كينه‌اي در بچّه است، نه بُغضي در بچّه هست، نه حسدي در بچّه، نه حسابي هيچ چيزي نيست. در اين ماه بايد اينگونه بود و مي‌توان نسخه اصلي را در همين ديد كه بدانيم در محضر خداوند هستيم.

مقاله

جمع آوری و تدوین رسول غفارپور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.

پر بازدیدترین ها

پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت در نهج البلاغه

ان شئتَ ثنّيتُ بموسى كليم الله حيث يقول: (ربّ انى لِما أنزلت إلىّ من خير فقير)؛ و اللهِ ما سأله الّا خبزا يأكله، لانه كان ياكل بقلة الارض. اگر بخواهى پيامبر دیگرى را به عنوان الگو نام ببرم او موسى عليه السلام است، آن گاه كه فرمود: (پروردگارا! من به آنچه از خير و نيكى برايم نازل کنى نيازمندم) به خدا سوگند، حضرت موسى عليه السلام به جز نانى كه بخورد از خدا نخواست، زيرا او گياهان زمين مى خورد.
Powered by TayaCMS