دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جلوه‌هاى جاودانه

علامه طباطبایى این عالم سترک و تابناک، چهره‌اى الهى بود که با دوبال قرآن و عترت پرواز کرد. به بلنداى جاودانگى و ابدیت رسید و براى همیشه اسطوره‌اى شکوهمند گردید. در این فرصت بر آنیم تا گوشه‌هایى از زندگى سراسر روشن او را یادآور شویم: آئینه اخلاص...
No image
جلوه‌هاى جاودانه
جلوه‌هاى جاودانه حجت‌الاسلام محسن عرفاتی علامه طباطبایى این عالم سترک و تابناک، چهره‌اى الهى بود که با دوبال قرآن و عترت پرواز کرد. به بلنداى جاودانگى و ابدیت رسید و براى همیشه اسطوره‌اى شکوهمند گردید. در این فرصت بر آنیم تا گوشه‌هایى از زندگى سراسر روشن او را یادآور شویم: آئینه اخلاص استاد جعفر سبحانى روحیات علامه را چنین توصیف مى‌کند: “ما با اینکه با ایشان انس بیشترى داشتیم یک بار هم به خاطر نداریم که مطالبى را به‌عنوان تظاهر به علم یادآور شود یا سخن را سوال نشده از پیش خود مطرح کند.” هنگامى که یکى از علماى حوزه علمیه قم از تفسیر عظیم المیزان در حضور ایشان تعریف مى‌کند، علامه با نیم‌نگاهى به او مى‌فرماید:‌ “تعریف نکن که خوشم مى‌آید و ممکن است خلوص و قصد قربتم از بین برود.” و آنگاه که یکى از اساتید اندیشمند حوزه رساله امامت خود را براى نظراتى خدمت علامه مى‌دهد، ایشان پس از مطالعه مى‌فرماید: “چرا دعاى شخصى کردید؟ (بارالها توفیق فهم آیات الهى را به اینجانب مرحمت بفرما) چرا در کناره سفره الهى دیگران را شرکت ندادی... تا آنجایى که خودم را شناختم، دعاى شخصى در حق خودم نکردم.” اخلاق علامه در منزل دختر استاد چگونگى برخورد پدر خود را با اطرافیان این‌گونه بیان مى‌کند: “اخلاق و رفتار ایشان در منزل محمدى بود هرگز عصبانى نمى‌شدند و هیچ وقت صداى بلند ایشان را در حرف زدن نشنیدیم. در عین ملایمت، بسیار قاطع و استوار بودند و مقید به نماز اول وقت،‌بیدارى شب‌هاى ماه رمضان، قرائت قرآن با صداى بلند و نظم در کارها بودند. دست رد به سینه کسى نمى‌زدند و این به سبب عاطفه شدید و رقت قلب بسیار ایشان بود. ... بسیار کم حرف بودند، پرحرفى را موجب کمى حافظه مى‌دانستند. بسیار ساده صحبت مى‌کردند به طورى که گاهى آدم گمان مى‌کرد ایشان یک فرد عادى و عامى است... مى‌گفتند شخصیت را باید خدا بدهد و با چیزهاى دنیوى هرگز انسان شخصیت کسب نمى‌کند... آرام و صبوربا مسائل برخورد مى‌کردند. با اینکه فرصت زیادى نداشتند ولى طورى برنامه‌ریزى مى‌کردند که روزى یک ساعت بعدازظهرها در کنار اعضاى خانواده باشند... رفتارشان با مادرم بسیار احترام‌آمیز و دوستانه بود همیشه طورى رفتار مى‌کردند که گویى مشتاق دیدار مادرم هستند. ما هرگز بگو مگو و اختلافى بین آن دو ندیدیم... آن دو واقعا مانند دو دوست با هم بودند. در خانه اصلا مایل نبودند کارهاى شخصى‌شان را کس دیگرى انجام دهد... ایشان براى بچه‌ها مخصوصا دخترها ارزش بسیارى قائل بودند. دخترها را نعمت خدا و تحفه‌هاى ارزنده‌اى مى‌دانستند. همیشه بچه‌ها را به راستگویى و آرامش دعوت مى‌کردند. دوست داشتند آواى صوت قرآن در گوش بچه‌ها باشد. براى همین منظور قرآن را با صداى بلند مى‌خواندند و به مودب بودن بچه‌ها اهمیت مى‌دادند و رفتار پدر و مادر را بر بچه‌ها موثر مى‌دانستند. درباره مادرم مى‌فرمود:‌همسرم بود که مرا به اینجا رساند، او شریک من بوده است و هرچه کتاب نوشته‌ام نصفش مال این خانم است.” شناخت مقتضیات زمان و مکان “توجه به جهان اطراف” و بررسى “وضعیت حال و آینده” از نشانه‌هاى بارز استاد والامقام، مرحوم علامه طباطبایى است. ایشان در سالهاى دهه 20 و 30 نقشى حساس در هدایت جامعه داشت. با هجوم شبهات، سلاح قدم به دست گرفته و با اندیشه‌هاى الحادى به مقابله پرداخت. فلسفه مادى و افکار مادى‌گرایانه را پوچ و بى‌مقدار جلوه داد. پس از رحلت آیت‌الله العظمى بروجردی(ره) حکومت اسلامى موضوع درس وى گردید و مقالاتى در این زمینه نگاشت و در آنها توانایى حکومت اسلامى را در اداره جامعه و قدرت ولایت فقیه را اثبات کرد. همراه با امام(ره)، همگام با انقلاب ارادت و علاقه وافرى بین علامه و امام خمینی(ره) به چشم مى‌خورده است. چون هر دو از هوا و هوس به‌دور بودند نسبت به یکدیگر احترام مى‌گذاشتند. “رابطه دوستانه آن دو بزرگوار از قدیم برقرار و علامه نسبت به حضرت امام احترام قائل بود. نسبت به انقلاب اسلامى نظر مساعد داشت و از مسائل سیاسى بااطلاع بود. وى نسبت به اوضاع جامعه بسیار ناراضى و از شاه و رژیم او منزجر بود. یک بار به ایشان گفته شد که شاه تصمیم گرفته است دکتراى فلسفه به شما بدهند. ایشان خیلى ناراحت شدند و اعلام کردند به هیچ وجه تن به قبول چنین چیزى نخواهند داد... بعد از اصرار زیاد رئیس دانشکده الهیات آن زمان، گفتند: “من از شاه هیچ ترسى ندارم وحاضر به قبول دکترا نیستم.” سرانجام پس از 81 سال و 18 روز عمر با برکت و زندگى پرتلاش، روح پاک و الهى آن حیکم عارف و مفسر وارسته در 18 محرم 1402 قمرى مطابق با 24 آبان 1360 شمسى به دیار قدسى و ملکوتى رهسپار شد.
روزنامه جام جم

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.

پر بازدیدترین ها

سیمای رسول خدا از منظر نهج البلاغه

سیمای رسول خدا از منظر نهج البلاغه

در زمین دو امان و وسیله نجات از عذاب الهی بود که یکی از آنها برداشته شد، دومی را دریابید و به آن چنگ زنید. اما امانی که برداشته شد رسول خدا (ص) بود و امانی که باقی مانده استغفار است. خداوند تعالی می فرماید: خداوند آنها را عذاب نمی کند تا تو در میان آنها هستی و خداوند آنها را عذاب نمی کند در حالی که استغفار می کنند.
شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

از آنجا که نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اسوه حسنه و الگوی مناسب برای همه انسانها در همه اعصار است، باید در پی شناخت آن شخصیت عالی مقام و سیره آن فرستاده الهی باشیم. با توجه به اینکه نزدیک ترین انسانها به نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و آگاه ترین انسانها به شخصیت آن پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، امام علی(علیه السلام) است، بهترین راه برای شناخت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) مراجعه به سخنان گهربار امام علی(علیه السلام) می باشد.
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
No image

نبوت در نهج البلاغه

ان شئتَ ثنّيتُ بموسى كليم الله حيث يقول: (ربّ انى لِما أنزلت إلىّ من خير فقير)؛ و اللهِ ما سأله الّا خبزا يأكله، لانه كان ياكل بقلة الارض. اگر بخواهى پيامبر دیگرى را به عنوان الگو نام ببرم او موسى عليه السلام است، آن گاه كه فرمود: (پروردگارا! من به آنچه از خير و نيكى برايم نازل کنى نيازمندم) به خدا سوگند، حضرت موسى عليه السلام به جز نانى كه بخورد از خدا نخواست، زيرا او گياهان زمين مى خورد.
Powered by TayaCMS