دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حدیث قلم و دوات

No image
حدیث قلم و دوات

كلمات كليدي : تاريخ، پيامبر(ص)، قلم و دوات، قرطاس، يوم الخميس، ابن عباس، عمر، ولايت، ثقلين

نویسنده : فاطمه پهلوان پور

پیامبر اسلام(ص) در سال یازدهم هجرت، چهار روز پیش از ارتحال خویش تصمیم گرفت، سندی زنده در باب موضوع خلافت و تثبیت موقعیت و جانشینی امیرالمؤمنین علی(ع)، به یادگار گذارد، چرا که از توطئه‌هایی که به دور از چشم ایشان برای غصب مقام خلافت حضرت صورت می‌گرفت، به خوبی آگاه بود. به همین دلیل روزی که سران صحابه برای عیادت ایشان آمده بودند، خطاب به جمع حاضران فرمود: «کاغذ و دواتی برای من بیاورید تا برای شما چیزی بنویسم که پس از آن گمراه نشوید»؛ ولی بعضی از صحابه به مخالفت برخاستند و مانع نوشتن این نامه شدند. لذا این واقعه در تاریخ به حدیث «قلم و دوات» مشهور شد.

حدیث قلم و دوات یا حدیث قرطاس:

حدیث قلم و دوات به نام دیگری نیز مشهود شده که حدیث «قرطاس» می‌باشد. قرطاس مفرد قراطیس و به معنای کاغذ است. هر دو لفظ (قرطاس و قراطیس) در قرآن مجید به کار رفته‌اند.

«لو نزلنا علیک کتاب فی قرطاس قلمسوه بایدیهم لقال الذین کفرو ان هذا الّا سحر مبین»[1]

«اگر ما کتابی بفرستیم در کاغذی که ان را بدست خود لمس کنند باز کافران گویند این نیست مگر سحری آشکار»

«و ما قدرو الله حق قدره اذ قالو ما انزل الله علی بشر من شی قل من انزل الکتب الذی جاء به موسی نوراً و هدی للناس تجعلونه قراطیس تبدونها و تخفونها کثیراً»[2]

«آن کسانی که گفتند، خدا بر هیچ بشری کتابی نفرستاده، خدا نشناختند، ای پیامبر بگو به آنها کتابی را که موسی آورد و در آن نور هدایت برای مردم بود، آن را چه کسی فرستاد که شما آیاتش را در اوراق نگاشتید، بعضی را آشکار نمودید و بسیاری را پنهان نمودید»

بنابراین حدیث قرطاس، همان حدیث دوات و قلم است که روز پنج‌شنبه‌ای از اواخر عمر پیامبر(ص) روی داد. البته این نام بیشتر در میان اهل سنت رواج پیدا کرده است.[3]

هدف پیامبر از نوشتن نامه

روشن است هدف پیامبر(ص) چیزی جز تحکیم و تثبیت خلافت امیرالمؤمنین علی(ع) و لزوم پیروی از اهل بیت خود نبود و این مطلب با توجه به حدیث «ثقلین» که مورد اتفاق جمیع محدثان از اهل تسنن و تشیع است، مشخص می‌شود.

روایت شده که "عمر" در دیدار با "ابن‌عباس" گفته که «پیامبر(ص) در هنگام بیماری، سر آن داشت تا به اسم علی(ع) تصریح کند؛ اما من به خاطر اسلام از این کار ممانعت کردم .»[4]

«إنّی تارک الثلقین ما إن تمسکتم بهما لن تضلو: کتاب الله و عترتی اهل البیتی»[5]

«من در میان شما، دو چیز گرانبها می گذارم، تا از آن دو پیروی می نمائید، هرگز گمراه نمی شوید، این دو چیز گرانبها عبارتند از: کتاب خدا (قرآن) و عترت و اهل بیت من»

از سعید بن جبیر روایت شده که ابن عباس گفته است: «پنج شنبه و چه روز پنج شنبه سختی بود!» آنگاه ابن‌عباس گریست و سیل اشک او را دیدم که همچون رشته مروارید بر گونه‌هایش جاری شد. سپس ادامه داد: رسول خدا فرمود: «برای من کاغذ و قلمی بیاورید تا برای شما نوشته‌ای بنگارم که پس از آن هرگز گمراه نشوید ...»[6]

مشاهده گردید که پیامبر(ص) عین این جمله را در حدیث ثقلین نیز نقل کرده و علت پیروی از کتاب و اهل بیت خود را این دانسته که هرگز گمراه نشوند.

در روایتی که "عبیدالله بن عبدالله" از ابن عباس نقل می‌کند، پس از بیان ماجرای جلوگیری از ممانعت نوشتن نامه، آمده است: «ابن عباس همواره می‌گفت: مصیبت و خسارت سنگین و حقیقتاً خسات تام، آن است که آنان به سبب اختلاف، هیاهو و کشمکش مانع شدند که رسول خدا(ص) آن نامه را بنویسد»[7]

بنابراین پیامبر(ص) پس از بیانات گوناگون در جهت معرفی علی(ع) به ولایت امت و بویژه پس از ماجرای غدیر، در پی تثبیت امر امامت و خلافت آن حضرت بود. بر اساس سخنی از امیرالمومنین هدف از اعزام سپاه اسامه که در زمان بیماری پیامبر(ص) رخ داد دور کردن مخالفان آن حضرت و تثبیت ولایت ایشان بوده است.[8]

عکس العمل حاضران و نزاع و درگیری در محضر پیامبر (ص)

پس از درخواست رسول خدا(ص) برای مهیا ساختن قلم و دوات، برخی گفتند: قلم و دوات را حاضر کنید و برخی گفتند: نیازی نیست. در پاره‌ای از روایات نام آنان که مخالفت کرده‌اند، نیامده است؛[9] ولی در پاره‌ای از روایات تصریح شده است که "عمر" به مخالفت برخاست و گفت:

«إنّ النبی غلب علیه الوجع و عندکم القرآن، حسبنا کتاب الله»

«بیماری بر پیامبر(ص) چیره شده است (که چنین سخنانی می‌گوید)، قرآن نزد شماست و کتاب خدا ما را کافی است.»[10]

ابن خلدون می‌گوید پیامبر(ص) در حالت بیماری گفت مرکب و کاغذی بدهید تا برایتان نامه‌ای بنویسیم که پس از گمراه نشوید، بعضی از اصحاب گفتند: پیامبر(ص) سخنش نامفهوم است.[11]

این ماجرا را بخاری شش بار[12] و مسلم سه بار[13] در کتاب خود آورده‌اند و از این احادیث متوجه می‌شویم که بعد از مخالفت عمر، بعضی به حمایت از او و جمعی به مخالفت با او برخاستند؛ البته بسیاری از دانشمندان اهل سنت نیز در کتاب‌های خود به این ماجرا پرداخته‌اند.[14]

در یکجا آمده است:

«فقالو، أهجر رسول الله»[15]

(هجر به معنای هذیان گویی است) (یعنی رسول خدا (ص) به هذیان گویی افتاده است).

چگونه می‌توان درباره پیامبر(ص) که فرستاده خدا و رابط میان خدا و خلق شمرده می‌شود، این کلمات و سخنان را بر زبان جاری کرد؟! در حالیکه قرآن در شأن او می‌گوید:

«و ماینطق عن الهوی»[16]

«او هرگز از روی هوای نفس سخن نمی‌گوید»

علاوه بر این سخنان ناروا، بعضی از صحابه در محضر رسول خدا(ص) به نزاع و کشمکش پرداختند، جمعی با عمر همراهی کردند و گروهی به مخالفت با او برخاستند و می‌گفتند: «بگذارید رسول خدا(ص) وصیت نامه‌اش را بنویسد»

بنابراین حضار با هم به درگیری و خصومت پرداختند، برخی از آنها می‌گفتند: «قلم و دوات را حاضر کنید تا برای شما نامه‌ای بنویسد که پس از آن هرگز گمراه نشوید و برخی نیز سخن عمر (که بیماری بر پیامبر غلبه کرده) را می‌گفتند.»[17]

عکس‌العمل پیامبر(ص)

عکس‌العملی که رسول خدا(ص) در برابر برخوردهای ناروای جمعی از صحابه و نزاع و درگیری آنان از خود نشان داد، نیز قابل توجه است. مطابق روایات تاریخی، دو نوع عکس‌العمل از ان حضرت نقل شده است:

1- فرمود:

«قوموا عنّی و لاینبعی عندی التنازع»

«از نزد من برخیزید (و دور شوید) که در محضر من نزاع و کشمکش سزاوار نیست»[18]

این روایت مشخص می‌نماید که رسول خدا(ص) تا چه اندازه از اختلاف و سخنان جسارت‌آمیز آنان ناراحت شده است.

2- هنگامی که نزاع و کشمکش پیش آمد و حرف‌های زشتی به آن حضرت زده شد، فرمود:

«ذرونی فالذّی أنا فیه خیر ممّا تدعونی إلیه»

«مرا به حال خودم واگذارید! چراکه این حالتی که من در آن هستم، بهتر از چیزی است که مرا بدان فرا می‌خوانید.»[19]

مقاله

نویسنده فاطمه پهلوان پور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.

پر بازدیدترین ها

سیمای رسول خدا از منظر نهج البلاغه

سیمای رسول خدا از منظر نهج البلاغه

در زمین دو امان و وسیله نجات از عذاب الهی بود که یکی از آنها برداشته شد، دومی را دریابید و به آن چنگ زنید. اما امانی که برداشته شد رسول خدا (ص) بود و امانی که باقی مانده استغفار است. خداوند تعالی می فرماید: خداوند آنها را عذاب نمی کند تا تو در میان آنها هستی و خداوند آنها را عذاب نمی کند در حالی که استغفار می کنند.
شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

از آنجا که نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اسوه حسنه و الگوی مناسب برای همه انسانها در همه اعصار است، باید در پی شناخت آن شخصیت عالی مقام و سیره آن فرستاده الهی باشیم. با توجه به اینکه نزدیک ترین انسانها به نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و آگاه ترین انسانها به شخصیت آن پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، امام علی(علیه السلام) است، بهترین راه برای شناخت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) مراجعه به سخنان گهربار امام علی(علیه السلام) می باشد.
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
Powered by TayaCMS