دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حروفیه

No image
حروفیه

نویسنده : علي محمد سرلك

كلمات كليدي : حروفيه، بكتاشيه، غلاة، مدعي مهدويت، صوفيه

این فرقه به پیروان فضل­الله نعیمی استرآبادی، و جنبشی سیاسی- اجتماعی، با عناصری از تصوف، اباحیگری، آموزشهای اسماعیلیان و غالیان در اواخر سده هشتم گفته می­شود. چون فضل­الله برای حروف ویژگیهای اسرار آمیز قائل بود، به فضل­الله حروفی مشهور شد و پیروانش به حروفیه شهرت یافتند. این مکتب در ایران و عثمانی و مصر پیروانی یافت اما در خلال قرنها، پیروانش به اتهام داشتن عقاید بدعت آمیز، در این ممالک سرکوب و قتل عام شدند.[1]

بنیان گذار

فضل­الله بن عبدالرحمن حسینی[2] متخلص به نعیمی (فضل در شعر تخلص نعیمی داشته و اشعارش از نظر فنی بی­نقص است، اما در شاعری در حدی نیست که با بزرگانی چون حافظ و سعدی سنجیده شود)[3] در شروان (در قفقاز) یا استرآباد (گرگان)[4] در سال 740 هـ ق، در یک خانواده (شیعی دوازده امامی)[5] صوفی مشرب متولد شد، پدر و جدش هر دو صوفی بودند.[6] مدت درازی در شروان سپری کرد و استرآباد وطن معنوی اوست که کتابهای نثر خود را به لهجه آن نگاشته و آن شهر را مقصود خدا از بلد امین در قرآن شمرده­است.[7] سیر زندگی فضل­الله و مراحلی را که وی طی آنها به طرح ادعاهایش پرداخت، می­توان اینگونه برشمرد:

1- تعبیر خواب؛ فضل­الله در 15 سالگی شروع به تعبیر خواب و تأویل رویاها کرد، و بگونه­ای در میان مردم زندگی می­کرد که به تقوا و پرهیزکاری شهرت یافت و مردم او را سید فضل­الله حلال خور می­نامیدند. در این مرحله از زندگی توانست شیفتگان و مریدانی به دور خود جمع کند.[8]

2- در آمیختن اندیشه مهدی­گری با قطبیت صوفیان.[9]

3- ادعای مهدویت در 786 هـ­ق و اخذ بیعت نهانی برای قیام مسلحانه. دعوت او در این دوره بر این پایه استوار بود که او همچون آدم و عیسی و محمد (ص) خلیفه خداست و تمام آرمانهای صوفیانه و شیعیانه درباره نجات عالم بوسیله خون (قیام بالسیف)، در او جمع است و در عین حال مهدی و ختم الاولیاء و پیغمبر و [حتی] خداست.[10]

4- اظهار علنی دعوت؛ با سفر به شهرهای اصفهان، دامغان، بروجرد، باکو، تبریز ، حویزه و غیره ....[11]

5- تحت تعقیب قرار گرفتن از سوی حکومت؛ به دنبال آن وی به شروان گریخت و به میران شاه، فرزند تیمور که به فضل ایمان آورده بود، پناهنده شد اما میرانشاه، به دستور تیمور، او را در 804 هـ­ق، به دار آویخت و جنازه اش را آتش زد.[12]

ظاهرا فضل­الله پیش بینی کرده بود که ظرف 14 سال _که این عدد نزد حروفیان عدد مقدسی است_ خواهد توانست بر دنیا سیادت یابد و می­خواست این کرامتی برای او باشد؛ زیرا سال 800 (از نظر حساب ابجد) برابر با ارزش عددی حرف «ض» از اسم او بود و به علاوه اینگونه مجدد اسلام در رأس سده نهم هجری شمرده شود، ولی امور بر وفق نقشه­ای که او کشیده بود، جریان نیافت. پس از قتل او پیروانش همچون غالیان پیشین، او را خدا دانستند که با قدرت بر عالم حکومت می­کند و نیز معتقد به رجعت او شدند. از فضل­الله سه کتاب مقدس برای حروفیان برجا مانده، جاودان نامه (نو و قدیم)، محبت­نامه و عرش­نامه. کتب دیگری نیز از او باقی مانده که مقدس شمرده نشده­اند.[13]

آرا و عقاید

فضل­الله حروفی با استفاده از اندیشه­های بدعت آمیز همه فرقه­های کهن اسلامی و شطحیات غریب صوفیانه و همچنین افکار مسیحی و یهودی، نظریه متکامل و نوینی بر پایه حروف و اعداد بنیان نهاد [و مدعی شد] که آن نظریه برای تفسیر سمبولهای دینی و فلسفی و طبیعی مناسب و قادر به پیشگویی است.[14] پایه دعوی حروفی بر این است که شناخت خدا عبارت است از لفظ؛ زیرا خدا محسوس نیست و به همین لحاظ، ارتباط میان خالق و مخلوق جز از راه لفظ انجام نمی­پذیرد. به عقیده حروفیان تعبیر معانی با حروف و اصوات در دو قالب ریخته می­شود: یکی قالب عربی که قرآن بدان نازل شده و دارای 28 حرف است و دوم قالب فارسی که دارای 32 حرف است و همه حروف از روزگار آدم تاکنون را در بر می­گیرد. بدین گونه، لغت فارسی مفسر لغت عربی و فضل­الله تأویلگر قرآن می­باشد و محمد (ص) تنها برای بیان شریعت آمده و فضل­الله برای روشن کردن حقیقت و اوست که آمده تا اسلام را تأویل کند و آن را به صورت یک دین جدید در جهان مستقر سازد.[15] چون حروفیه فضل­الله را به عنوان ظهور ذات حق می­دانستند، در عبادات اسلامی هم تغییراتی داده بودند. در تکبیرها و شهادتها، در اذان و اقامه مثلا؛ «اشهد ان لااله الا فضل­الله» می­گفتند و نام فضل را اضافه می­کردند. در وضو پس از آنکه عضوهای وضو را می­شستند، به هنگام مسح اشعاری بفارسی می­خواندند که درباره معتقدات حروفیه، بیست و هشت حرف و سی و دو حرف بود. در نماز بعد از سوره، برای تکمیل سی و دو حرف، از کتاب عرش نامه ابیاتی می­خواندند. در رکوع و سجود ذکرشان: «سبحان ربی الفضل الاعلی و بحمده» و «سبحان ربی الفضل العظیم و بحمده» بود. در تحیت، تشهد و سلام، نام فضل و جانشیناش را می­گفتند. حج آنان در آلنجق (قلعه­ای در نخجوان) یعنی در محل قتل فضل، که به آن مقتل گاه می­گفتند برپا می­شد، در آنجا احرام بسته و هفت بار طواف می­کردند (و احتمالا قبله­شان هم آنجا بوده­است) و بر قلعه سنجریه که میرانشاه – که به آن ماران شاه می­گفتند- ساخته یا تعمیرش کرده، به نشانه رمی شیطان، سنگ می­انداختند.[16]

با توجه به آنکه فضل­الله خود را مسیح و مهدی موعود نیز معرفی می­کرد،[17] که وظیفه­اش برقراری قسط و عدل و مبارزه با ظلم و جور است، از نظر سیاسی؛ هدف اصلی حروفیه مبارزه با حکومت تیموری (به عنوان سمبل ظلم و ستم در زمان فضل الله) بود. از نظر اقتصادی – اجتماعی؛ حروفیه برابری و مساوات و رفع هرگونه ظلم و ستم را تأکید و تبلیغ می­کردند. از نظر فلسفی نیز؛ هسته مرکزی عقاید حروفیه، انسان، در گرایش و رویکرد طبیعی و عقلانی او بود. انسان معیار همه چیز بود. زندگی و هرگونه تفکر فلسفی باید بر محور انسان و بر اساس شناخت نیروهای خلاق انسان بچرخد. [18]

سرانجام

پس از قتل فضل­الله، حروفیه شدیدا تحت تعقیب قرار گرفتند. در 830 هـق یکی از حروفیان بنام احمد لر، پس از سوء قصد نافرجام به جان شاهرخ تیموری(م 850)، بلافاصله به قتل رسید و بعد از آن تعداد کثیری از حروفیه که با احمد در ارتباط بودند، دستگیر و اعدام شدند و اجسادشان به آتش کشیده شد.[19] بعد از آن، و در زمان جهانشاه قراقویونلو(م 872)، حروفیان تبریز به رهبری دختر فضل­الله، آشوبی برپا نمودند که سرکوب شد و دختر فضل بهمراه 500 حروفی دیگر پس از اعدام آتش زده شدند.[20] از این پس حروفیه که در ایران با سرکوب مواجه شدند، آناطولی [ترکیه] و روم ایلی [بالکان و آلبانی] را برای خود پناهگاهی یافتند و بدانجا مهاجرت نمودند. علی الاعلی (م 822 هـ­ق و از جانشینان فضل­الله)[21] در آناطولی، در خانقاه حاجی بکتاش ساکن شده و آیین حروفی را به بکتاشیه تلقین کرد.[22] حروفیه علاوه بر آلبانی و آناطولی دامنه فعالیتهای خود را تا اسکندریه و مصر هم گسترش دادند.[23] زبان آنها پس از هجرت به ترکیه، از قرن نهم، از فارسی به ترکی تغییر یافت.[24] حروفیان در سده­های دهم و یازدهم، علی رغم همه تهدیدها و فشارها، به نفوذ خود در جامعه عثمانی ادامه دادند. در 1240 هـ­ق، در زمان سلطان محمود عثمانی نیز بسیاری از حروفیان و بکتاشیان کشته شدند و خانقاه­های حروفی- بکتاشی ویران و اموالشان به نقشبندیان واگذار شد. از آن پس، بسیاری از مشایخ آنان، که جان سالم به در برده بودند، در سلک درویشان نقشبندیه، قادریه، رفاعیه و سعدیه در آمدند و در این خانقاه­ها با حزم و احتیاط، محرمانه به نشر عقاید خود پرداختند. حروفیان بر فرهنگ و هنر و اوضاع اجتماعی سیاسی عثمانیان تأثیر عمیقی گذاشتند و به ویژه در بین مردم سرزمینهای بالکان، که تازه مسلمان شده بودند، طرفدارانی یافتند. برخی دولتمردان و شاعران عثمانی از این نهضت تأثیر گرفتند. در ایران نیز کشتار حروفیه، این مکتب را به کلی نابود نکرد، بلکه در لرستان و غرب ایران، با تغییر شکلی در اصول و عقاید، در فرقه نقطویه و اهل­حق به حیات خود ادامه داد.[25] حروفیه علاوه بر بکتاشیه، نقطویه و اهل­حق، تأثیراتی نیز در فرق انحرافی بابیه و بهائیه برجا نهاد.[26]

مقاله

جایگاه در درختواره تاریخچه فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.

پر بازدیدترین ها

پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

از آنجا که نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اسوه حسنه و الگوی مناسب برای همه انسانها در همه اعصار است، باید در پی شناخت آن شخصیت عالی مقام و سیره آن فرستاده الهی باشیم. با توجه به اینکه نزدیک ترین انسانها به نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و آگاه ترین انسانها به شخصیت آن پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، امام علی(علیه السلام) است، بهترین راه برای شناخت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) مراجعه به سخنان گهربار امام علی(علیه السلام) می باشد.
نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
Powered by TayaCMS