دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حرکت در نفس

No image
حرکت در نفس

كلمات كليدي : حركت، حركت در نفس، نفس، نفس انساني

نویسنده : حسن رضايي

حرکت[1] در زبان فارسى به معنای جنبش و در مقابل سکون است و در نظر قدما، تعاریف گوناگون دارد.[2] مشهورترین تعریف حرکت عبارتست از نحوه وجودی که شی به واسطه آن به تدریج از قوه به سوی فعل می‌رود.[3]

نفس[4] نیز در فارسی عبارتست از جان. بیان اینکه نفس واقعا چیست، جداً مشکل است. علت امر این است که فیلسوفان از نفس تعاریف مختلف ارائه کرده‌اند. [5] تعریف مشهور فلسفی آن عبارتست از جوهرى که ذاتا مستقل و در فعل نیاز به ماده دارد و متعلق به اجساد و اجسام است‌.[6]جرجانی در کتاب تعریفات در مورد نفس چنین می‌گوید:

«نفس، جوهر لطیفی است که حامل قوة حیات و حس و حرکت ارادی می‌باشد. در فلسفه به نام روح حیوانی معروف است. این جوهر، جوهری است که در بدن وارد می‌شود و وقت خواب از ظاهر بدن جدا می‌شود ولی درباطن آن وجود دارد ولی هنگام مرگ، از ظاهر و باطن جسم جدا می‌شود و به صورت کلی از آن منقطع می‌گردد».[7]

دیدگاه ملاصدرا

نفس انسانی مجرد است. [8] ولی آیا از اول مجرد است تا حرکت و تغییر در آن راه نداشته باشد و یا در ابتدا جسمانی و مادی است و سپس به تجرد می‌رسد میان فلاسفه اختلاف نظر وجود دارد. مشهور فلاسفه تا زمان ملاصدرا معتقد بوده‌اند که نفس مجرد است و این تجردش از ابتدا بوده‌ است. بنابراین در خود نفس، حرکت راهی ندارد. ملاصدرا معتقد است که نفس در آغاز امر و ابتداى حدوث و تکون، از همین مواد و عناصر موجود در این عالم پدید مى‌گردد و در این هنگام صورتى است قائم به بدن. ولى پس از استکمال و خروج از قوه به فعل و طى مراتب کمال موجودى می‌شود روحانی، که در بقاى ذات خویش نیازى به بدن ندارد، بلکه قائم به ذات خویش است و کاردهای خود را بدون آلات و ادوات جسمانى است انجام می‌دهد.[9] دلیل بر صحت این مدعا این است که هر موجودى که مجرد از ماده است، هیچ امر غریبى عارض بر ذات او نخواهد شد. زیرا قبلا گفته شد که جهت قوه، قبول و استعداد پذیرش هر عارض غریبى است و این امر به امرى که در حد ذات خویش قوه صرف و عارى از فعلیت و متحصل به وجود صورى است که موجب قوام و فعلیت اویند، بازگشت دارد و این امر نیست مگر هیولاى اولی. در نتیجه فرض تجرد نفس از ماده قبل از رسیدن به بالاترین درجات کمال، با علم به این‌که نفس قبل از نیل به اعلى درجات کمال، محل عروض عوارض و لواحق غریب است سازگار نیست؛ زیرا مستلزم افتراق و تعلق نفس به ماده است. به این بیان که ملحق شدن عوارض بدون وجود ماده ممکن نیست. پس فرض تجرد نفس از ماده مستلزم فرض اقتران و تعلق او است به ماده و فرض اقتران نفس به ماده خلاف فرض تجرد او است. بنابراین نباید گفت که نفس در همه حال مجرد از ماده است.[10]

مراحل استکمال نفس

نفس انسانی دارای مراحلی برای بروز و رسیدن به کمال است. ملاصدرا در این زمینه می‌گوید:

نفس انسان دارای سه نشأت و عالم است. نشأت صور حسیه طبیعیه و مظهر آن حواس پنجگانه ظاهری است که بدان دنیا هم می‌گویند. نشأت دوم اشباح و صورتهایی است که از حواس او غائب است و مظهر آن حواس باطنی است. به این مرحله عالم غیب و آخرت هم گفته می‌شود. سوم نشأت عقلیه است که دار مقربین و دار عقل و معقول است و مظهر آن قوت عاقله است. نفس در نشأت اول خالى از علوم تصوریه و تصدیقیه است و اولین علم او علم بذات خودش است. در ابتداء جنینى و در مرحله طفولیت به درجه حیوانى می‌رسد و بعد از کمال و بلوغ به درجه انسانیت و کمال خود می‌رسد و این هنوز اولین نشأت ناطقه است.

بعد از مرتبه عقل هیولانى- که فاقد تمام صور و تصورات است به مرحله کمال بالملکه می‌رسد که بعضى از صور را دریافته و این مرحله اولین علم بذات خود است و بعد از طى مراحل کمال به مرتبه فعلیت و عقل بالفعل می‌رسد و بعد از آن به مرتبت عقل بالمستفاد که مرتبت کمال ممکن او است می‌رسد.[11]این همه تکامل در مراحل مختلف و قبل از رسیدن به کمال شایسته خود،[12] نشان از حرکت از قوه به سوی فعلیت استعدادهای آن می‌باشد که موجب شده تعریف حرکت بر آن صادق باشد.

به عبارت دیگر؛ انسان مرکّب از نفس و جسد است و بدن انسان بدون نفس امکان حرکت ندارد والا باید پس از مرگ و جدا شدن نفس نیز توان حرکت می‌داشت. بنابراین باید گفت که حرکت برای نفس امری ذاتی است و نفس ذاتا متحرک است. نفس دائما در حال تفکر و حرکت است و این امر در حال خواب و بیداری ادامه دارد زیرا کیان و جوهره نفس حیات آن است و موجود حی عبارتست از موجودی که در حال ادراک است. حتی وقتی که حرکت خارجی آن نیز تمام شد، حرکت داخلی نطقی و تفکری آن شروع می‌شود. ارسطاطالیس نیز به این امر اشاره کرده است و او نیز در میان حکمای یونان باستان معتقد بوده است که نفس انسانی دائما در حال حرکت است. البته در میان اقسام حرکت، فقط حرکت در کیف در مورد نفس ممکن است و این حرکت عبارتست از حرکت از سوی جهل به سوی علم و حرکت از رذائل به فضائل. اما باقی حرکت‌ها که فقط بر اجسام قابل صدق است بر نفس صادق نیست. [13]

مقاله

نویسنده حسن رضايي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.

پر بازدیدترین ها

سیمای رسول خدا از منظر نهج البلاغه

سیمای رسول خدا از منظر نهج البلاغه

در زمین دو امان و وسیله نجات از عذاب الهی بود که یکی از آنها برداشته شد، دومی را دریابید و به آن چنگ زنید. اما امانی که برداشته شد رسول خدا (ص) بود و امانی که باقی مانده استغفار است. خداوند تعالی می فرماید: خداوند آنها را عذاب نمی کند تا تو در میان آنها هستی و خداوند آنها را عذاب نمی کند در حالی که استغفار می کنند.
شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

از آنجا که نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اسوه حسنه و الگوی مناسب برای همه انسانها در همه اعصار است، باید در پی شناخت آن شخصیت عالی مقام و سیره آن فرستاده الهی باشیم. با توجه به اینکه نزدیک ترین انسانها به نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و آگاه ترین انسانها به شخصیت آن پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، امام علی(علیه السلام) است، بهترین راه برای شناخت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) مراجعه به سخنان گهربار امام علی(علیه السلام) می باشد.
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
Powered by TayaCMS