دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حسد؛ آفت دین و دنیا

No image
حسد؛ آفت دین و دنیا

امام باقر(ع) انسان‌ها را به دو گونه تقسیم می‌کند؛ دسته اول، کسانی که خود ساخته و صالح و سالم هستند، از زندگی با برکت و سالمی برخوردارند و در پرتو وجودشان دیگران نیز زندگی می‌کنند و از سلامت و برکت آنان برخوردارند. مثل اینگونه انسان‌ها مانند قطره‌های باران است که وقتی فرو می‌ریزند لطافت، نظافت، طهارت، نشاط و طراوت می‌آفرینند و گرد و غبار از چهره طبیعت می‌زدایند و لبخند را بر چهره زمین نقش می‌بندند. در برابر، کسانی هستند که نه خود می‌زیند و زندگی سالمی دارند و نه کسی از زندگی آنها بهره‌ای می‌برد، این گونه کسان مانند ملخ‌هایی هستند که به هر مزرعه و باغ و بوستانی وارد شوند غارت می‌کنند و ضربه می‌زنند و در این غارتگری و نابودی و تخریب هیچ‌گاه سیر نمی شوند، بلکه هرچه بیشتر ویرانگری و غارتگری کنند خوشحال ترند. انسان‌هایی که عبد صالح خداوندند و مظهر رحمت و شفقت او می‌باشند همواره خیر و صلاح و اثرات وجودیشان به دیگران می‌رسد، خود صالحند و مصلح. طاهرند و مطهر، ساخته شده و سازنده‌اند و در شعاع وجودشان بسیاری زندگی می‌کنند و به سعادت راه می‌یابند، اما کسانی که روزی خدا را می‌خورند ولی خانه دلشان پر از کینه و حسد نسبت به بندگان خداست، اولاً مثل خوره خودشان را می‌خورند و پیش از هر کس خود را گرفتار می‌سازند، و به فرمایش علی(ع): «الحسد یأکل الجسد؛ حسد نابود کننده جسم و جسد است.» و ثانیاً آتش درون آنها جامعه را به جهنمی سوزان تبدیل می‌کند لقمان حکیم به فرزندش چنین گفت که: «وللحاسد ثلاث علامات: یغتاب اذاغاب و یتملق اذا شهد، و یشمت بالمصیبه؛ برای شخص حسود سه نشانه است: در پشت سر غیبت می‌کند در روبه‌رو تملق و چاپلوسی می‌نماید و به هنگام مصیبت، صاحب مصیبت را سرزنش می‌کند».آری مرض حسد آفتی است که مزرعه دین و دنیای آدمی را غارت می‌کند و به آتش می‌کشد. امام صادق(ع) فرمود: «آفه الدین الحسد و العجب و الفخر؛(18) حسد و عجب و فخر (بدخواهی و خود شگفتی و به خود بالیدن) آفت دین به شمار می‌روند.» انسانی که حسادت می‌ورزد همواره مترصد است که اگر کسی ازنعمتی، مقامی، منزلتی، شهرتی و بالأخره جایگاه اجتماعی، بهره مند شد او را از آن جایگاه به‌زیر افکند، تمام هم و غم خود را به کار می‌گیرد که آن نعمت موجود در طرف مقابل را از او بگیرد و زایل سازد. از سوی دیگر از آنجا که در درون خویش این آتش را شعله ور ساخته هیچ‌گاه روی آرامش و آسایش را نمی‌بیند، بلکه همواره در حال اضطراب و نقشه کشی و براندازی و نابودسازی دیگرانی است که صاحب نعمت و موفقیت هستند. از این رو باید گفت حسودان همان لشکر ملخ هستند که جزغارتگری و تخریب و نابودسازی صاحبان نعمت اندیشه دیگری ندارند و این آفت مزرعه جان آنها و جامعه را به آتش می‌کشد و آسایش و آرامش را از جامعه انسانی می‌گیرد. بی جهت نیست که در روایات اهل بیت(ع) از حسد به عنوان سرآمد رذائل و عیوب یاد شده است، علی(ع) فرمود:«الحسد رائد السوء؛ حسد جلودار بدیهاست.» «الحسد رأس العیوب؛ حسد ریشه همه عیب هاست.»

رسیدگی به یکدیگر

انسان، موجودی اجتماعی است. حال اگر بتواند از این ویژگی در زندگی بهره بگیرد، از زندگی لذت خواهد برد و این یادگیری و بهره گیری، برای وی امری بسیار حیاتی است. از نظر جامعه شناسی، فردی را غیراجتماعی می‌خوانند که از ایجاد روابط اجتماعی با دیگران تنفر داشته باشد. فرد غیراجتماعی، به جای آنکه بکوشد هویت اجتماعی مناسب خویش را بیابد، برای برقراری ارتباط با دیگران هیچ گامی برنمی‌دارد. او در برابر هر اتفاقی که در جامعه بیفتد، بی‌اعتنا می‌ماند. در حقیقت، انسان با بهره مندی از نیروی فکر و اراده و اختیار می‌تواند به روش دلخواه خود زندگی کند. در این میان، گروهی شیوه زندگی خویش را بر اساس بی‌توجهی به دیگران برگزیده اند. انسان، موجودی اجتماعی است و به عنوان بخشی از پیکر اجتماع بشری با جامعه انسانی آمیخته شده است. پس ناگزیر باید زندگی فردی و اجتماعی، دو چهره گوناگون حیات وی را تشکیل دهد. هر انسانی باید در کنار زندگی فردی خویش، از زندگی اجتماعی نیز غافل نماند تا این بخش از حیات وی نیز شایسته و بایسته شکل گیرد. بدیهی است، دین اسلام نیز روحیه بی توجهی به جامعه و افراد آن را نمی پذیرد و آن را نوعی ضد ارزش می‌داند. در بسیاری از آموزه‌های دینی، از افراد خواسته شده که خود را در برابر سرنوشت افراد جامعه مسئول بدانند و در برطرف کردن گرفتاری و مشکلات مردم نقش مؤثری داشته باشند. از پیامبر خدا(ص)، در حدیثی معروف می‌خوانیم: هر کس در حالی شب را به صبح رساند که به امور مسلمانان اهتمام نورزد و بی توجه باشد، وی مسلمان به شمار نمی آید. از امام صادق (ع) نیز نقل است: خداوند عزوجل فرموده است: تمام مردم، خانواده من هستند و محبوب ترین آنان نزد من کسانی هستند که به مردم مهربان تر و در برطرف‌ساختن نیازهای مردم نیز کوشاتر باشند. پیامبر(ص)فرمود: مَثَلُ الْمُؤْمنینَ فی تَوادِّهِمْ وَ تَعاطُفِهِمْ وَ تَراحُمِهِمْ مَثَلُ الْجَسَدِ اِذَا اشْتَکی مِنْهُ عُضْوٌ تَداعی لَهُ سائرُ الْجَسَدِ بِالسَّهَرِ وَ الحُمّی؛ مَثَل مؤمنان در دوستی و ابراز عاطفه و رحمت به یکدیگر، مَثَل پیکر است؛ هرگاه عضوی از آن دردمند شود، دیگر اعضای پیکر با بی‌خوابی و تب، با آن عضو همدردی می‌کنند. امام صادق (ع) می‌فرماید: المُؤمنُ اَخُوا الْمُؤْمِن کَالْجَسَدِ الْواحِدِ إذا اشْتَکی شَیْئا مِنْهُ وَجَدَ اَلَمُ ذلِکَ فی سائر جَسَدِه؛ مؤمن برادر مؤمن است و مانند یک پیکرند که اگر عضوی از آن دردمند شود، درد آن در دیگر پاره‌های پیکر احساس می‌شود.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.

پر بازدیدترین ها

پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
No image

نبوت در نهج البلاغه

ان شئتَ ثنّيتُ بموسى كليم الله حيث يقول: (ربّ انى لِما أنزلت إلىّ من خير فقير)؛ و اللهِ ما سأله الّا خبزا يأكله، لانه كان ياكل بقلة الارض. اگر بخواهى پيامبر دیگرى را به عنوان الگو نام ببرم او موسى عليه السلام است، آن گاه كه فرمود: (پروردگارا! من به آنچه از خير و نيكى برايم نازل کنى نيازمندم) به خدا سوگند، حضرت موسى عليه السلام به جز نانى كه بخورد از خدا نخواست، زيرا او گياهان زمين مى خورد.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

از آنجا که نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اسوه حسنه و الگوی مناسب برای همه انسانها در همه اعصار است، باید در پی شناخت آن شخصیت عالی مقام و سیره آن فرستاده الهی باشیم. با توجه به اینکه نزدیک ترین انسانها به نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و آگاه ترین انسانها به شخصیت آن پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، امام علی(علیه السلام) است، بهترین راه برای شناخت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) مراجعه به سخنان گهربار امام علی(علیه السلام) می باشد.
Powered by TayaCMS