دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حق‌گرایی یا تکلیف‌گرایی در اخلاق

No image
حق‌گرایی یا تکلیف‌گرایی در اخلاق

حق‌گرایی یا تکلیف‌گرایی در اخلاق

اخلاق دینی تکلیف‌گرا و اخلاق مدرن حق‌گرا است. منظور از تکلیف‌گرایی و حق‌گرایی در اخلاق این است که الزامات اخلاقی بر اساس چه نگاهی شکل می‌گیرند. آیا پاس‌داشت ارزش‌های اخلاقی بدین سبب اتفاق می‌افتد یا به تعبیری باید اتفاق بیافتد که انسان به سبب داشتن تکلیف در برابر کسانی موظف به پاس‌داشت این ارزش‌هاست یا آنکه او بدین جهت که دارای حقوق خاصی است ( توجه باید کرد که تاکید بر مساله حق داشتن در مقابل تکلیف داشتن است[1] ) می‌تواند آنها را پاس بدارد؟ اهمیت این موضوع زمانی روشن می‌شود که توجه کنیم اگر مراعات اخلاق یک حق باشد می‌توان از این حق گذر کرد، اما اگر آن را یک تکلیف دانستیم گذر از آن و بر زمین گزاردن تکلیف پذیرفتنی نیست.

طبق دیدگاه مکاتب اخلاقی سکولار اساسا چیزی به نام الزام معنی ندارد؛ زیرا الزام در جایی مطرح می‌شود که حقی بر گردن شما باشد و شما در مقابل کسی مکلف باشید، در حالی که بر اساس این نظریه آدمی یک موجود محق است نه مکلف و در نتیجه ملزم نیست چیزی را به عنوان تکلیف الهی یا هر تکلیف دیگری انجام دهد. در توصیف این دیدگاه یکی از طرفدارانش در مقام مقایسه بین اخلاق دینی و اخلاق مدرن می‌گوید:

«یکی از خصوصیات مهم سکولاریسم در تمامی ابعاد آن رویکرد حق‌گرایانه وگریز از تکلیف وبی‌اعتنایی به مسئولیت است. در طرف مقابل، اخلاق ومعرفت دینی، متدینان را به خضوع در برابر خلقت دعوت می‌کنند واز او می‌خواهند به آنچه به او عطا شده است قانع باشد وشکر آن را به جا آورد ودر این جهان تصرف بیشتری نکند وتمتع بیشتری نبرد.»[2]

«انسان جدید با رویکرد سکولاریستی خود طالب بطر وطرب (نه اندوه فراق)، در یاد زندگی (نه یاد مرگ)، طالب حقوق (نه فقط تکلیف)، متوجه به بیرون (نه فقط درون)، محبّ دنیا (نه تارک دنیا)، متصرف در دنیا وواجد اخلاق در خور آن (نه فقط متمتع از دنیا)، غافل از بنده بودن ومباهی به صانع بودن وغافل از مصنوع بودن خویش است.[3] در جهان امروز ادب علم وادب توانگری، اخلاق نوینی را پی افکنده است. جامعه واخلاق وسیاست، همه مصنوع آدمی شده است وچیزی نمانده که به نحو پیش‌ساخته ودست نخورده مورد قبول آدمی واقع شود. جهان امروز، نه فقط رادیووکامپیوتر وهواپیمایش مصنوع آدمیان‌اند؛ بلکه اخلاق وسیاست وایدئولوژی‌اش هم ساخته آدمیان است».[4]

از نظر این نویسنده انسانِ گذشته یا ماقبل مدرن انسان مکلف بوده ودر مقابلْ انسان مدرن، انسان محق است.

بر اساس این دیدگاه این اختلاف حتی تا لایه‌های زبانی نیز ادامه پیدا کرده و دو نحوه سخن گفتن را پدید آورده است به نحوی که نمی‌توان با دیدن کلمات مشابه برداشت مشابهی از آنها داشت. طبق این دیدگاه زبان دین ـ بخصوص دین اسلام ـ آن‌چنانکه در روایات وقرآن متجلی شده است بیش از آنکه زبان حق باشد، زبان تکلیف است ودر این متون از موضع یک ولیّ صاحب اختیار واقتدار، به آدمیان امر ونهی می‌شود وهمواره مؤمنان وپیروان به تکلیف خود توجه داده می‌شوند. خلاصه آنکه لسان شرع، لسان تکلیف است واز نظر دین، انسان موجودی مکلف است. از نظر این گروه این اختلاف تا جایی ادامه دارد که حتی در بسیاری موارد نیز هم‌چون رساله حقوق امام سجاد (علیه‌السلام) که کلمه حق بکار رفته است، در اصل برای افاده معنای تکلیف بوده ونشانی از نگاه حق‌گرایانه در آن نیست:

در این رساله از حق همسایه به همسایه، حق خدا بر مردم و... سخن به میان رفته است که همه به معنای تکالیف است. سخن از حق من بر گردن همسایگان نیست. سخن از حق همسایگان بر گردن من است واصلاً در این رساله وامثال آن اثری از حقوق بشر به معنای مدرن آن در میان نیست. در حالی که زبان عصر جدید زبان حق وزبان طلب است. در دوران مدرن سخن از تکالیف نیست، بلکه سخن از حقوقی است که یک انسان داراست ونه تنها می‌تواند این حقوق را اختیار وانتخاب نماید بلکه طالب این حقوق است وعده‌ای مسئولیت پاسخ‌گویی به این طلب‌ها را دارند.[5]

این جابه‌جایی در حق وتکلیف تا بدان‌جا ادامه پیدا می‌کند که در جهان جدید انسان‌ها حق دارند ـ نه تکلیف ـ که دین داشته باشند. یعنی اجازه دارند متدین باشند، اما اگر نخواستند می‌توانند دیندار نباشند، در حالی که طبق نظریه تکلیف، انسان‌ها مکلفند که دین داشته باشند.[6]

بازتاب چنین دیدگاهی در عرصه اخلاق این است که انسان مدرن اخلاقیات را تا زمانی می‌پذیرد که حق او را استیفاء نمایند والا آنها را انکار وحتی ضداخلاقی تلقی می‌نماید. به عبارت دیگر چنین رویکردی موجب می‌شود در مسائل اخلاقی، آنچه برای آدمی مهم جلوه نماید همان سود دنیوی ولذت‌های عادی باشد وبه اعتراف این نویسنده سراسر وجود انسان مدرن آکنده از اشتیاق به آنهاست. هم‌چنانکه خود ایشان تصریح کرده است با این رویکرد، آدمی دیگر دنیا را به عنوان معبری برای ورود به زندگی اخروی نمی‌بیند؛ بلکه دنیا بهشت در دسترسی است که باید حداکثر تلاش را برای بهره‌مندی از لذات آن به کار بست.

بدیهی است ثمره چنین نگاهی توجیه حرص وطمع، وپول‌دوستی وجاه‌طلبی خواهد بود. انسان مدرن از اینکه برای چنین اموری چانه‌زنی کرده وبا صدای بلند به طلب آنها بپردازد هیچ احساس شرم نمی‌کند. خلاصه آنکه حق‌گرایی موجب آن می‌شود هر آنچه در اخلاق دینی هم‌چون: احسان، نیکوکاری، رحم وشفقت، ایثار، گذشت ومردم‌داری به عنوان فضایل انسانی والهی قلمداد می‌شدند؛ کنار رفته وجای خود را به قلدری، سرسختی، تنگ‌نظری، خودخواهی، پرتوقّعی، ومانند آن بدهند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.

پر بازدیدترین ها

پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
No image

نبوت در نهج البلاغه

ان شئتَ ثنّيتُ بموسى كليم الله حيث يقول: (ربّ انى لِما أنزلت إلىّ من خير فقير)؛ و اللهِ ما سأله الّا خبزا يأكله، لانه كان ياكل بقلة الارض. اگر بخواهى پيامبر دیگرى را به عنوان الگو نام ببرم او موسى عليه السلام است، آن گاه كه فرمود: (پروردگارا! من به آنچه از خير و نيكى برايم نازل کنى نيازمندم) به خدا سوگند، حضرت موسى عليه السلام به جز نانى كه بخورد از خدا نخواست، زيرا او گياهان زمين مى خورد.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

از آنجا که نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اسوه حسنه و الگوی مناسب برای همه انسانها در همه اعصار است، باید در پی شناخت آن شخصیت عالی مقام و سیره آن فرستاده الهی باشیم. با توجه به اینکه نزدیک ترین انسانها به نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و آگاه ترین انسانها به شخصیت آن پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، امام علی(علیه السلام) است، بهترین راه برای شناخت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) مراجعه به سخنان گهربار امام علی(علیه السلام) می باشد.
Powered by TayaCMS