دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حُسن خُلق در کلام امام صادق(ع)

رفتارت را ملاطفت‌آمیز و سخنت را پاکیزه کرده، با خوشرویی برادرت را ملاقات کن. (اصول کافی، جلد 2، ص103)
حُسن خُلق در کلام امام صادق(ع)
حُسن خُلق در کلام امام صادق(ع)

حُسن خُلق

قال الصادق (علیه السلام):« تُلَیِّنُ جَناحَکَ وَ تُطَیِّبُ کَلامَکَ وَ تَلْقی‌ اخاکَ بِبِشْرٍ حَسَنٍ »

احادیث گوهربار ائمه اطهار چون چراغی نورانی برای همه بشریت نورافشانی می‌کنند و با کثرت مخاطبین، این فیض الهی کم‌سو نمی‌شود، پس چه بهتر انسانیتِ انسان در محضر این بزرگواران به تعالی روحی و معنوی برسد. حدیث فوق نحوه برخورد اجتماعی متناسب با فطرت و فکرت آدمی را به تصویر می‌کشد که در عبارتی کوتاه می‌توان از آن به "حسن خلق" تعبیر نمود. خُلق به‌معنای سرشت و خوی عبارت است از چگونگی نفس و باطن در مقابل خَلق به‌معنای چگونگی جسم و ظاهر. هم‌چنان‌که جسم متصف به نیکی و زشتی می‌شود، نفس نیز چنین است، ولی تفاوت آنها در اختیاری بودن نفس، در این اتصاف است. واژه "حسن خلق" کاربردی عام و فراگیر دارد؛[1] ولی بیشتر به‌معنای خاص و محدود، یعنی نرم‌خویی و زیباگویی و خوش‌برخوردی به‌کار می‌رود. این صفت زیبا در کلام آسمانی رسول خدا به‌عنوان سنگین‌ترین عمل در ترازوی روز قیامت آمده است:

«ما یُوضَعُ فى‌ میزانِ امْرِءٍ یَوْمَ الْقِیامَۀِ افْضَلُ مِنْ حُسْنِ الْخُلْقِ»[2]

روز قیامت، در ترازوى (اعمال) شخص، چیزى برتر از خوش‌خویى قرار نمى‌گیرد.

خوش‌خویی در ابعاد مختلف فردی و اجتماعی حیات انسان را تحت‌الشعاع قرار داده، اثر خویش را به‌طور مستقیم بر زندگی فرد می‌گذارد و رنگ و بوی تازه به آن می‌بخشد. در یک عبارتی امام صادق‌(ع) می‌فرماید: زندگی بدون حسن خلق شیرین و گوارا نخواهد بود.[3]

متأسفانه بعضی به دلیل عدم شناخت و یا به تعمد، حسن خلق را با تملّق اشتباه می‌گیرند و به ناحقّ ستایش بی‌جا از نااهلان قدرت‌مدار می‌کنند و در برابر آنان کرنش کرده، ارزش والای انسانی خود را لگدمال می‌نمایند، و نام این رفتار ناشایست را حسن خلق و رفق و مدارا با مردم می‌گذارند. نشانه چنین کسانی آن است که وقتی به افراد عادی و تهیدست می‌رسند، گشاده‌رویی و نرم‌خویی را فراموش کرده، حتّی چهره‌ای عبوس و خشن به خود می‌گیرند. این صفت ناپسند نه تنها یک ارزش نیست، بلکه گناهی بزرگ است که موجب خشم خداوند می‌شود.

خوش‌خویی و هدایت بشر

حسن خلق و گشاده‌رویی از بارزترین صفات در رفتار اجتماعی است؛ که باعث نفوذ محبت در قلب‌ها شده و تأثیر سخن را فزونی دوچندان می‌بخشد؛ به‌همین جهت خدای مهربان، سفیران خود را انسان‌هایی نرم‌خو قرار داد تا بهتر بتوانند در مردم اثر گذاشته و آنان را به‌سوی خود جذب نمایند. مصداق کامل این فضیلت، وجود مقدّس رسول گرامی اسلام (ع) است. قرآن کریم، این خصلت گران‌بهای اخلاقی را عنایتی بزرگ از سوی ذات مقدس خداوند دانسته، می‌فرماید:

«فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ»[4]

در پرتو رحمت و لطف خدا با آنان مهربان و نرم‌خو شده‌ای و اگر خشن و سنگدل بودی، از گردت پراکنده می‌شدند.

مکن خواجه برخویشتن کار سخت **** که بدخوی باشد نگونسار بخت

به نرمی ز دشمن توان کند پوست **** چو با دوست سختی کنی دشمن اوست

پس بر هر عاقلی واجب است که نهایت احتراز را از آن بکند و هر کاری که می‌خواهد انجام دهد یا هر سخنی که می‌خواهد بگوید، اول در آن اندیشه کند و خود را محافظت نماید که غفلت و بدخویی از او صادر نشود و فضیلت رفق را به یاد آورد و خود را بر آن دارد تا ملکه او گردد.[5]

رایحه‌ی بهشتی از پنجره خوش‌خویی

بسیار اتفاق می‌افتاد که افراد با قصد دشمنی و به‌عنوان اهانت و اذیّت به حضور پیامبر می‌رفتند، ولی در مراجعت مشاهده می‌شد که نه تنها اهانت نکرده‌اند، بلکه با کمال صمیمیت اسلام را پذیرفته‌اند.

در تاریخ چنین آمده است: حضرت امیر(ع) از سوی پیامبر خدا(ص) مأمور شد تا با سه نفر که برای کشتن ایشان هم‌پیمان شده بودند، پیکار کند. آن حضرت، یکی از سه نفر را کشت و دو نفر دیگر را اسیر کرد و خدمت پیامبر خدا(ص) آورد. پیامبر(ص) اسلام را بر آن دو عرضه کرد و چون نپذیرفتند، فرمان اعدام آنان را به جرم توطئه‌گری صادر کرد. در این هنگام، جبرئیل بر رسول خدا(ص) نازل شد و عرض کرد: خدای متعال می‌فرماید: یکی از این دو نفر را که مردی خوش‌خلق و سخاوتمند است، عفو کن، پیامبر نیز از قتل او صرف‌نظر کرد. وقتی علّت عفو را به فرد مزبور اعلام کردند و دانست که به‌خاطر داشتن این دو صفت نیکو مورد عفو الهی واقع شده، شهادتین را گفت و اسلام آورد. رسول خدا(ص) درباره‌اش فرمود: او از کسانی است که خوش‌خویی و سخاوتش او را به‌سمت بهشت کشانید.[6]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.

پر بازدیدترین ها

سیمای رسول خدا از منظر نهج البلاغه

سیمای رسول خدا از منظر نهج البلاغه

در زمین دو امان و وسیله نجات از عذاب الهی بود که یکی از آنها برداشته شد، دومی را دریابید و به آن چنگ زنید. اما امانی که برداشته شد رسول خدا (ص) بود و امانی که باقی مانده استغفار است. خداوند تعالی می فرماید: خداوند آنها را عذاب نمی کند تا تو در میان آنها هستی و خداوند آنها را عذاب نمی کند در حالی که استغفار می کنند.
شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

از آنجا که نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اسوه حسنه و الگوی مناسب برای همه انسانها در همه اعصار است، باید در پی شناخت آن شخصیت عالی مقام و سیره آن فرستاده الهی باشیم. با توجه به اینکه نزدیک ترین انسانها به نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و آگاه ترین انسانها به شخصیت آن پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، امام علی(علیه السلام) است، بهترین راه برای شناخت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) مراجعه به سخنان گهربار امام علی(علیه السلام) می باشد.
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
Powered by TayaCMS