دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خشونت در خانواده

<خشونت> و <تنبیه> در خانواده گاهی تبلور ترس و دلهره است، زیرا فرزندانی که از کودکی فقط آموخته‌اند که به همه درخواست‌های موجود پاسخ <آری> بدهند و اگر <نه> بگویند، در معرض تنبیه قرار می‌گیرند، در بزرگسالی احتمال آنکه هرگاه <نه> می‌شنوند، از ابزار خشونت استفاده کنند، بیشتر است، همان‌طور که فرزندان خانواده‌های پدرسالار، غالباً یا خشونت گرا هستند و یا از افسردگی رنج می‌برند... ‌
No image
خشونت در خانواده
خشونت در خانواده ‌ماهرخ غلامحسین‌پور تحقیقات نشان داده است که در جوامع بدوی یا در جوامعی که قوانین عرفی آن حول محور <زور> مستقر شده و منطق در آن کاربرد کمتری دارد، تنبیه سخت‌ترین و کم هزینه‌ترین و در عین حال هم بدترین واکنش موجود است. <خشونت> و <تنبیه> در خانواده گاهی تبلور ترس و دلهره است، زیرا فرزندانی که از کودکی فقط آموخته‌اند که به همه درخواست‌های موجود پاسخ <آری> بدهند و اگر <نه> بگویند، در معرض تنبیه قرار می‌گیرند، در بزرگسالی احتمال آنکه هرگاه <نه> می‌شنوند، از ابزار خشونت استفاده کنند، بیشتر است، همان‌طور که فرزندان خانواده‌های پدرسالار، غالباً یا خشونت گرا هستند و یا از افسردگی رنج می‌برند. ‌ اگر می‌خواهیم جهانی صلح آمیز داشته باشیم، باید در قدم نخست، با روش‌های خشونت آمیز در خانواده مبارزه کنیم، زیرا امروزه متداولترین خشونت در سطح جوامع انسانی، خشونت در خانواده است. پدیده خشونت خانگی در کشور ما در قیاس با پاره‌ای از کشورها کمتر رخ می‌دهد، اما به هر حال واقعیت تلخی است که وجود دارد و عواملی نظیر بی‌پناهی اعضای آزار دیده، ترس و شرم اعضای خانواده در بیان آزار، کاستی‌های قانونی، بی‌توجهی نهادهای حمایتی و هزاران عامل دیگر در گسترش این امر دخیل است. این امر ضروری به نظر می‌رسد که با یک عزم ملی، علل گرایش به خشونت توسط کارشناسان بررسی شده و روش‌های درمانی متناسب با آن به افکار عمومی ارائه شود. در این خصوص یک فوق تخصص روانکاوی با بررسی علل روانشناختی گرایش به خشونت اظهار می‌دارد: گاهی خشونت توسط فرهنگ، تایید و یا تشویق می‌شود و حتی توسط خانواده به رسمیت شناخته شده و یک رفتار نرمال تلقی می‌شود. دکتر <تورج مرادی> می‌افزاید: روانکاوان معتقدند هنگامی که نمی‌توانیم حرف‌مان را به کرسی بنشانیم، توسط خشونت آن را اعمال می‌کنیم و این به معنای آن است که کسی که اقتدار درونی‌اش از بین رفته یا کم رنگ شده است، ناچار است توسط خشونت خواسته‌اش را محقق کند. ‌این استاد دانشگاه می‌گوید: وقتی احترام به خود را یاد نگرفته‌ایم و از کودکی با احساس تحقیر زندگی کرده‌ایم، به دیگران نیز طبعاً احترام نمی‌گذاریم و این بی‌احترامی را به فردی که از خودمان ضعیف‌تر است، مثل کودکمان اعمال می‌کنیم. این بی‌احترامی مثل یک عقده سرکوفته حل نشده در درون فرد باقی می‌ماند و هنگامی که فرد توسط عوامل بیرونی تحریک می‌شود، آن را به شکل پرخاشگری و خشونت بیرون می‌ریزد. ‌ این محقق با اشاره به این که وقتی انسان قادر نباشد برمحیط کنترل داشته باشد، این عدم کنترل را به دلیل ضعف و ناتوانی خود تلقی می‌کند، می‌گوید: در چنین شرایطی فرد بیمار فکر می‌کند که دوست داشتنی نیست و غیرقابل احترام است و در چنین حالتی حتی احساس شرم نهفته در درون آدمی افزایش می‌یابد.در چنین شرایطی است که تخلیه کردن احساس شرم به وسیله کتک زدن و تحقیر کردن کسی که ما را خشمگین کرده است، فوق‌العاده ارضا کننده و تخلیه کننده است، لذا این تجربه به کرات تکرار می‌شود. ‌مرادی می‌گوید: هنگامی که کودک کتک می‌خورد، به تنها چیزی که نمی‌اندیشد کار اشتباهی است که انجام داده است و اصلاً به دلیلی که پدر و مادر به خاطر آن وی را کتک زده‌اند، فکر نمی‌کند بلکه تنها چیزی که کودک در آن شرایط به آن می‌اندیشد، آن است که مورد توهین و تحقیر قرار گرفته است. وی خشونت اعمال شده توسط والدین را مهم‌ترین عامل از بین رفتن اعتماد و صمیمیت در خانواده عنوان کرده و اضطراب، ترس از جدایی، شب ادراری و وجود علائم روان تنی را از جمله تاثیرات کوتاه مدت خشونت نسبت به کودکان می‌داند. وی تاکید می‌کند: آن چه اهمیت بیشتری دارد، اثرات درازمدت خشونت برکودک است، اعتماد به نفس پایین و احساس شرم، از مهمترین این تاثیرات است و چنین کودکی در بزرگسالی تبدیل به یک والد مهاجم، خشن و آزار دهنده شده و کودک خود را مورد آسیب قرار می‌دهد. ‌در همین راستا <دکتر علی نجفی توانا> متخصص جرم‌شناسی می‌گوید: خشونت یک نوع پاسخ اعتراض آمیز است که فرد نسبت به فشارهای درونی و بیرونی که به وی تحمیل شده است، می‌دهد. وی می‌افزاید: فرد به وسیله اعمال خشونت، واکنش قهرآمیز خود را به عوامل ناخوشایندی که وی را تحت فشار قرار داده‌اند، ارائه می‌کند. این استاد دانشگاه معتقد است: قربانیان خشونت نیز خودشان در اعمال خشونت نقش مهمی را ایفا می‌کنند، زیرا سکوت بزه دیدگان در مقابل خشونت موجب بروز مجدد آن خواهد شد. اگر در خانواده، گفتمان منطق حاکم باشد، می‌توان بحران‌های گوناگون را مدیریت کرد، اما هر جا که ما روش‌های آموزشی، تربیتی، علمی و سازوکارهای منطقی برای مهار اختلافات خانوادگی نداشته باشیم، خشونت تنها راه چاره تلقی می‌شود.نجفی توانا در خصوص شناخت علل اعمال خشونت در خانواده‌ می‌گوید: علل اجتماعی، فرهنگی و روانی از جمله مهمترین علل ایجاد خشونت هستند، مشاهده فیلم‌های سراسر خشونت به کودکانمان می‌آموزد که می‌توان از طریق اعمال این رفتارهای خشونت آمیز به مقصود رسید. ‌ گاهی خشونت می‌تواند علل روانی داشته باشد و نشانگر ترس و دلهره فرد از یک عامل بیرونی باشد، زیرا بسیاری مواقع شخص به علت ترس و دلهره از یک عامل دیگر دست به خشونت می‌زند. ‌ این جرم شناس، استرس، دلواپسی، نگرانی و افسردگی را از نتایج اعمال خشونت عنوان کرده و می‌افزاید: هر چه درجه جامعه پذیر شدن افراد بیشتر باشد، به همان نسبت نیز نظم، قانون پذیری و خشونت گریزی بیشتر می‌شود. خشونت معمولاً وقتی میان افراد ابراز می‌شود که فرد تهدیدی را احساس می‌کند و در پاسخ به آن احساس تهدید، رفتار پرخاشگرانه از خود بروز می‌دهد. وی در پاسخ به این سوال که چه خانواده‌هایی مستعد بروز رفتار پرخاشگرانه در کودک هستند؟ می‌گوید: شیوع تعارض خانوادگی، عدم صمیمیت بین پدر و مادر، زد و خورد، خانواده از هم گسیخته، طلاق و فرزندانی که توسط تک والد نگهداری می‌شود، می‌توانند فضا را برای پرخاشگری کودکان فراهم کنند. وی همچنین وجود پدر و مادرانی که دچار بیماری بوده و یا به مصرف موادمخدر یا الکل مبتلا هستند و یا مشکلات شخصیتی دارند را از جمله عوامل ایجاد رفتار پرخاشگرانه در کودک عنوان می‌کند. ‌ نجفی توانا به این نکته اشاره می‌کند که کودک بیشترین آموزه‌های خود را نه از طریق توصیه‌های کلامی بلکه از طریق مشاهداتش به دست می‌آورد و الگو می‌گیرد. ‌ این جرم شناس می‌افزاید: کودک از والدینش می‌آموزد که چگونه رفتار کند، پدر و مادری که خودشان درگیر پرخاشگری کلامی هستند، به کودکشان این پیام را منتقل می‌کنند که <اگر کسی کاری انجام داد که خوشایند تو نبود، می‌توانی برسر او داد زده یا به او ضربه بزنی! ما معمولاً کودکمان را وقتی تنبیه می‌کنیم که کاری مخالف میل‌ما انجام داده است، ما از کار او خوشحال نیستیم و به او این پیام را می‌دهیم که اگر از کسی خوشحال نبودی، می‌توانی او را بزنی و کودک پیام ما را دریافت کرده و تقلید می‌کند.
روزنامه اطلاعات

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.

پر بازدیدترین ها

پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

از آنجا که نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اسوه حسنه و الگوی مناسب برای همه انسانها در همه اعصار است، باید در پی شناخت آن شخصیت عالی مقام و سیره آن فرستاده الهی باشیم. با توجه به اینکه نزدیک ترین انسانها به نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و آگاه ترین انسانها به شخصیت آن پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، امام علی(علیه السلام) است، بهترین راه برای شناخت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) مراجعه به سخنان گهربار امام علی(علیه السلام) می باشد.
نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
Powered by TayaCMS