دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دوری از خودبینی(عجب)

سه چیز نابود کننده است؛ بخل ورزیدن و دنبال هوس رفتن و از خود خشنود شدن. (جامع السعادات، ج1، ص309)
دوری از خودبینی(عجب)
دوری از خودبینی(عجب)

دوری از خودبینی(عجب)

قال رسول الله(ص): «ثَلاثٌ مُهْلِکاتٌ شُحٌّ مُطاعٌ وَ هَوًی مُتَّبَعٌ وَ اعْجابُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ»

عجب به این معنی است که آدمی به جهت کمالی که در خود می‌بیند، خود را بزرگ شمرد؛ خواه در واقع آن کمال را داشته باشد یا نداشته باشد.[1] فرق میان این صفت و کبر آن است که در کبر متکبر خود را بالاتر از غیر می‌ببیند و مرتبه خود را بیشتر می‌شمرد، ولی در صفت عجب پای دیگری در میان نیست.[2]

اگر انسان کار نیکى اعم از عبادت خدا یا کمک به بندگان او، تحصیل علم، کسب درجات معنوى و... انجام دهد و از رسیدن به چنین کمالاتى به خود ببالد و تصور کند بنده خوبى شده و وظیفه خود را به نحو احسن انجام داده؛ گرفتار رذیله اخلاقى «عجب» شده است، ولى اگر از توفیقى که در کسب کمالات معنوى و انجام کردار نیکو به دست آورده، خوشحال شود و به درگاه الهى سپاس گزارد و آن را لطفى از جانب خدا بداند، چنین حالتى مذموم‌ نیست، بلکه ممدوح است.[3]

حضرت امیر(ع) نیز عجب را از دام‌هاى شیطانى شمرده، به مالک اشتر مى‌نویسد:

«... ایَّاکَ وَ الْاعْجابَ بِنَفْسِکَ وَ الثِّقَةَ بِما یُعْجِبُکَ مِنْها وَ حُبَّ الْاطْراءِ فَانَّ ذلِکَ مِنْ اوْثَقِ فُرَصِ الشَّیْطانِ فى‌ نَفْسِهِ لِیَمْحَقَ ما یَکُونُ مِنْ احْسانِ الُمحْسِنینَ:

مبادا هرگز دچار خودپسندی گردی و به خوبی‌های خود اطمینان کنی و ستایش را دوست اداشته باشی که اینها همه از بهترین فرصت‌های شیطان برای هجوم آوردن به توست، و کردار نیک نیکوکاران را نابود می‌کند.[4]

زمینه‌هاى خودبینی‌

ممکن است کمالات متعدّدى زمینه پیدایش و تقویت رذیله عجب را در انسان فراهم سازد، از جمله آن:

الف- علم: دانش که کمال است اگر با تهذیب نفس همراه نباشد، سبب پیدایش عجب مى‌شود. عجب موجب مى‌شود انسان از فراگیرى دانش بیشتر باز بماند؛ زیرا وقتى انسان خود را از دیگران برتر دید، کمتر به دنبال ارتقای علمی می‌رود؛ حضرت هادى(ع) مى‌فرمایند:

«الْعُجْبُ صارِفٌ عَنْ طَلَبِ الْعِلْمِ

خودبینى، مانع طلب علم است».[5]

ب- عبادت: امام باقر(ع) می‌فرمایند: «دو مرد وارد مسجد شدند، یکى از آنها عابد و دیگرى فاسق بود، و درحالى از مسجد خارج شدند که فاسق، صدّیق و عابد، فاسق گشته بود؛ و دلیل آن، این بود که عابد در حالى وارد مسجد شد که در اثر عبادت‌هاى خویش، خود را در نزد خدا عزیز مى‌دانست و فکر او به این مسأله مشغول بود. امّا (فاسق درحالى وارد مسجد شد که) اندیشه او در پشیمانى از گذشته خویش بود و در پیشگاه خداوند از گناهان خود استغفار و توبه مى‌نمود.»[6]

ج- جمال و زیبایى

د- ثروت: خداوند در قرآن به پیامبر(ص) مى‌فرمایند: «براى مردم داستان آن دو مرد را بازگو کن که به یکى از آنها دو مزرعه زیبا و آباد دادیم با درختانى سر به فلک کشیده، زمینى حاصل‌خیز، آب فراوان و انواع میوه‌ها. آن دو مزرعه، همه انواع محصولات کشاورزى را دارا بودند، ولى صاحب یکی از آنها، شخصى کم ظرفیت بود و از این همه نعمت و فراوانى، دچار عجب و غرور شد و به دوستش فخر و تکبّر فروخت و این عجب و خودبینى او را به انکار قیامت وا داشت، و گفت گمان نمى‌کنم که قیامتى برپا شود و بر فرض که چنین شود من با شخصیت و مقامى که در این دنیا دارم، در آنجا نیز نزد پروردگارم مقام‌ والایى خواهم داشت.»[7]

اثرات خودبینی

1. نابودى اعمال؛ ‌حضرت امیر(ع) مى‌فرمایند: «الْعُجْبُ بِالْحَسَنَةِ یُحْبِطُها: خودپسندى به سبب کار نیک، آن را نابود مى‌سازد.»[8]

2. توقف رشد معنوى‌؛ چنان‌که حضرت امیر(ع) مى‌فرمایند: «الْعُجْبُ یَمْنَعُ الْازْدِیادَ: خودپسندى، مانع فراوانى [و رشد معنوى‌] مى‌گردد.»[9]

3. تسلّط شیطان‌؛ رسول اکرم(ص) درباره عجب مى‌فرماید: «روزى موسى(ع) نشسته بود. ابلیس در حالى‌ که لباس رنگارنگ به تن داشت به حضرت رسید ... موسى پرسید: این لباس رنگارنگ چیست؟ پاسخ داد: دل‌هاى بنى آدم را با آن مى‌ربایم. موسى گفت: مرا از گناهى آگاه ساز که چون انسان آن را مرتکب مى‌شود، تو بر او چیره مى‌شوى. ابلیس گفت: هرگاه از خویشتن در شگفت شود و عملش را بزرگ برشمارد و گناهش در نظرش کوچک آید.»[10]

4. هلاکت و نیستى؛ ‌چنان‌که حضرت امیر(ع) مى‌فرمایند: «الْعُجْبُ هَلاکٌ: خودپسندى، هلاکت است.»[11]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

سلسله کتب موسوعه كلمات الرسول الاعظم (ص) ⠕ جلدي)

سلسله کتب موسوعه كلمات الرسول الاعظم (ص) (15 جلدي)

پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله) روح همه انبياء اولياء و شهدا بوده و جان اين جهان است. شريعت او كامل ترين و جامع ترين شريعت ها و در بردارندة همة جنبه هاي فردي و اجتماعي آنان مي باشد، از اين رو چون خود، اعظم رسولان است شريعت او نيز اعظم شرايع است و سيره هاي رفتاري و سلوك هاي فردي و اجتماعي او آيينة تمام نماي انبياي الهي است و سخنان او پيام رسان عظيم ترين مفاهيم الهي و راهنماي كمال و سعادت براي انسان ها است؛ فهم سخنانش انسان ها را از ظلمت ها جهل به نور هدايت مي كشاند و فرموده هايش با فطرت انسان ها هموار بوده و به دل و جان آنها روح عبوديت و ذكر حق القا مي كند.

جدیدترین ها در این موضوع

نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.

پر بازدیدترین ها

سیمای رسول خدا از منظر نهج البلاغه

سیمای رسول خدا از منظر نهج البلاغه

در زمین دو امان و وسیله نجات از عذاب الهی بود که یکی از آنها برداشته شد، دومی را دریابید و به آن چنگ زنید. اما امانی که برداشته شد رسول خدا (ص) بود و امانی که باقی مانده استغفار است. خداوند تعالی می فرماید: خداوند آنها را عذاب نمی کند تا تو در میان آنها هستی و خداوند آنها را عذاب نمی کند در حالی که استغفار می کنند.
شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

از آنجا که نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اسوه حسنه و الگوی مناسب برای همه انسانها در همه اعصار است، باید در پی شناخت آن شخصیت عالی مقام و سیره آن فرستاده الهی باشیم. با توجه به اینکه نزدیک ترین انسانها به نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و آگاه ترین انسانها به شخصیت آن پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، امام علی(علیه السلام) است، بهترین راه برای شناخت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) مراجعه به سخنان گهربار امام علی(علیه السلام) می باشد.
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
Powered by TayaCMS