دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سردار جعفرقلی اسعد

No image
سردار جعفرقلی اسعد

كلمات كليدي : تاريخ، پهلوي، جعفرقلي خان، سردار اسعد، ايل بختياري، مشروطه، وزارت جنگ، وزارت پست و تلگراف

نویسنده : مرتضي حسني نسب

جعفرقلی‌خان پسر بزرگ سردار اسعد حاج علی‌قلی‌خان بختیاری بود که در سال 1258ه.ش برابر با 1297ه.ق به دنیا آمد.[1] پدرش سردار اسعد بزرگ بود که به واسطه انقلاب مشروطه و حمله به تهران و پایان دادن به استبداد صغیر محمدعلی‌شاه بسیار معروف بود و به وزارت جنگ رسید.

حضور در فتح تهران

جعفرقلی‌خان در سال 1323ه.ق ملقب به لقب سردار بهادر شد.[2] وی از جمله کسانی بود که در حمله نیروهای بختیاری به سمت تهران در سال 1327ه.ق، ریاست اردوی چهارم بختیاری را به عهده داشت.[3]

پس از پیروزی مشروطه‌خواهان و پناه بردن محمدعلی‌شاه به سفارت روس و به قدرت‌رسیدن احمد شاه کودک، جمعی از سران مشروطه مجلس عالی تشکیل دادند تا وضعیت کشور را مشخص سازند.

پس از چندی این مجلس منحل شد و اداره امور انقلاب مشروطه به هیات مدیره مشروطه اعطا شد که نام سیدحسن تقی‌زاده، حسین‌خان نواب، محمدولی خان تنکابنی، سردار بهادر جعفرقلی‌خان بختیاری، وثوق‌الدوله و حکیم‌الملک در میان هیات مدیره به چشم می‌خورد. وظایف این هیئت اداره حکومت و کشور تا برگزاری انتخابات بود.

از جمله کارهایی که این هیئت مدیره انجام داد، دستور محاکمه و قتل شیخ فضل‌الله نوری، مفاخرالملک و میرزا اسماعیل‌خان آجودان باشی بود.[4]

همراهی با یپرم‌خان ارمنی برای سرکوبی اشرار اردبیل

پس از عزل محمدعلی‌شاه و به سلطنت رسیدن فرزند خردسالش احمدشاه، در اردبیل و مناطق شمال غربی کشور شورشی از ناحیه شاهسون‌ها به وجود آمد.[5] به همین جهت، یپرم‌خان که بعدها رئیس نظمیه تهران شد، برای سرکوبی شورشیان به مناطق شرقی آذربایجان رفت و به همراه وی سردار بهادر جعفرقلی‌خان نیز همراه شد و توانستند شورشیان را سرکوب نمایند و به شهر تهران بازگشتند.[6] جعفرقلی خان در کتاب خاطرات خود این ماجرا را چنین می‌نگارد:

«در سال 1327 سلطان احمدشاه به سلطنت نشسته در این موقع ایلات شاهسون خلخال، اردبیل، قراچه‌داغ و زنجان بر علیه ملت قیام کردند. بنده و یپرم‌خان ارمنی برای تنبیه آن‌ها با پانصد بختیاری، دویست مجاهد، دویست قزاق و توپخانه حرکت کردیم. پس از نه ماه جنگ تمام روسای اشرار دستگیر و قرآنی که مهر کرده بودند بر علیه مشروطیت به دست آوردم. تمام امضاءکننده‌ها را حبس، به تهران آوردم. آن قرآن اکنون در خانه من جونقان است. یکصد و بیست نفر از روسا را حبس کردیم. نصف مهم را تهران و نصف دیگر را اردبیل حبس کردیم».[7]

سردار بهادر در این حمله ریاست اردوی سیار را به عهده داشت.[8] این پیروزی برای سردار بهادر محبوبیتی بین مردم و مشروطه‌خواهان به وجود آورد. وی همچنین در اوایل مشروطه به همراه یپرم خان ارمنی، به جنگ با ارشدالدوله در ورامین و سالارالدوله در اطراف بروجرد رفت و توانست آن دو سپاه را نیز شکست دهد.[9]

جعفرقلی پس از فوت پدرش در سال 1336ه.ق به سردار اسعد ملقب شد.

حکومت کرمان و خراسان

جعفرقلی‌خان پس از پیروزی مشروطه‌خواهان و سرکوبی شورشیان اردبیل و اهر، در سال 1338ه.ق به حکومت کرمان برگزیده شد و برای اداره آن جا به آن شهر رفت[10] و به مدت سه سال عهده‌دار حکومت آن شهر شد. جعفرقلی خان علت خروج خود را این طور شرح داده است:

«خیال دارم انشاءالله آخر بهار استعفاء داده حرکت کنم. اولا حقوق ایالت یک هزار و دویست شده است در ماهی. در صورتی‌که مخارج من کمتر از ماهی چهار هزار تومان نیست. باید مبلغی ضرر کنم. دخل خارج هم ندارم. به این جهت مجبور از استعفاء خواهم شد. قرض زیاد هم دارم که نمی‌توانم برای خدمت دولت از جیبم ضرر کنم...».[11]

وی در سال 1301ه.ش به تهران آمد و تیمورتاش به جای وی حاکم کرمان شد.

رضاخان که در آن موقع وزیر جنگ بود، برای این که وی دوباره به حکومت ایالتی برسد، بسیار کوشش کرد و از دولت وقت خواست تا وی را به استانداری خراسان بگذارند؛ ولی حکم وی کمی تاخیر داشت. وی در این‌باره نوشته است: «...امروز در ایران کار برای سه قسمت از مردم ممکن است: اول توسط خارجه که روس و انگلیس باشد. دویم پول بدهد. سیم داخل در دسته‌بندی باشد. بنده هیچ کدام از این سه نیستم... از این جهت کار من هنوز به تعویق افتاده است».[12]

به هر صورت وی در سال 1302ه.ش برابر با 1341ه.ق برای حکومت خراسان انتخاب شد.[13]

جعفرقلی خان برای استعفای از استانداری خراسان، به رضاخان پهلوی امیر جنگ تلگراف زد و از وی درخواست استعفاء نمود. در آن زمان رضاخان به واسطه رای مجلس، به نخست‌وزیری برگزیده شده بود. رضاخان به وی دستور استعفاء داد و وی نیز استعفاء نمود.[14]

وی پس از ورود به تهران به نمایندگی از طرف اهل بختیاری نماینده مجلس شد و به مجلس راه یافت.[15] در آن دوران در مجلس بین نمایندگان طرفدار رضاخان و مدرس که ریاست اقلیت مجلس را به عهده داشت، درگیری‌های فراوانی به وجود آمد.

وزارت پست و تلگراف

رضاخان پس از رسیدن به نخست‌وزیری، تمامی وزراء نخست‌وزیر قبل را تعویض نمود و اعضای جدیدی را به عنوان وزیر معرفی کرد که از آن جمله سردار اسعد بود که به وزارت پست و تلگراف منصوب شد.[16] در دوران نخست‌وزیری رضاخان، وی طرحی به مجلس داد که کلیه القاب نظامی‌ها لغو بشود؛ به همین جهت اسم جعفرقلی خان سردار اسعد بختیاری، به عنوان جعفرقلی اسعد بختیاری در شناسنامه‌اش ثبت شد.[17] یکی از اعمالی که وی در دوران وزارت خود نمود، خلع سلاح کامل بختیاری‌ها بود که وی به حکم رضاخان، مسئول این کار شد و تلگرافی به تمام خوانین مقیم تهران فرستاد؛ عموم خوانین نیز آن را پذیرفتند.[18] همچنین برای فشار بیشتر به شاه قاجار برای استعفاء از پادشاهی ایران، وی به دستور رضاخان، همراه سردار معظم از تهران خارج شد.[19] این اقدامات رضاخان موثر واقع شد و احمدشاه قاجار در سال 1304ه.ش مجبور به استعفاء گردید. سردار اسعد پس از به قدرت رسیدن پهلوی‌ها نیز در کابینه محمدعلی فروغی معروف به ذکاءالملک دوم به عنوان وزیر پست و تلگراف حضور داشت.[20]

همراهی با رضاخان

پس از کنار رفتن کابینه ذکاءالملک و روی کار آمدن مستوفی‌الممالک، جعفرقلی‌خان دیگر در کابینه جایی نداشت؛ ولی رضاخان او را از اطرافیان بسیار نزدیک خود گردانید و در بیشتر سفرها همراه وی بود.

البته قرار بود که وی به عنوان وزیر داخله در دولت مستوفی‌الممالک حضور داشته باشد که به خاطر مخالفت مدرس، نخست‌وزیر شخص دیگری را برای این کار برگزید.[21]

وزارت جنگ

پس از استعفای مستوفی‌الممالک از نخست‌وزیری، مخبرالسلطنه در سال 1306ه.ش به عنوان نخست‌وزیر مسئول تعیین کابینه شد؛ وی سردار اسعد را به عنوان وزیر جنگ معرفی نمود و به این ترتیب پس از حدود یک سال دوری از دولت، جعفرقلی خان به وزارت بازگشت.[22] در همین سال حزب جدیدی در کشور به اسم "ایران نو" در کشور به وجود آمد که ریاست آن به عهده شخص رضاشاه پهلوی بود. جعفرقلی خان نیز مانند بسیاری از وزراء و نمایندگان مجلس به این حزب پیوستند.[23] این حزب در کمتر از نیم سال منحل شد. وی در دوران وزارت خود به جهت بیماری همسر خود عزت‌السلطنه مسافرتی به آلمان نمود و پس از حدود دو ماه به ایران بازگشت.[24]

جعفرقلی سردار اسعد در کابینه فروغی نیز به عنوان وزیر جنگ حضور داشت.[25]

عاقبت سردار اسعد

در سال 1312ه.ش سردار اسعد به عنوان وزیر جنگ محمدعلی فروغی به همراه رضاشاه به شهر بابل رفت و در آنجا به اتهام توطئه علیه شاه دستگیر و به تهران آورده شد و در آنجا زندانی گشت.

پس از چند ماه که در تهران زندانی بود، در زندان موقت تهران مسموم شد و به قتل رسید.[26] در آن زمان سن وی 55 سال بود.

همچنین همزمان با دستگیری وی تلگرافی از مازندران به تهران از طرف ادیب‌السلطنه سمیعی رئیس دربار بنا به دستور رضاشاه به اداره کل نظمیه تهران، به این شرح مخابره شد:

«ریاست اداره کل تشکیلات نظمیه حسب‌الامر مطاع مبارک ملوکانه ارواحنا فداه ابلاغ می‌نماید. چون بواسطه کشف سندی که شرکت جعفرقلی خان اسعد را با تیمورتاش در قضیه نفت می‌رساند و خودتان اطلاع دارید، مشارالیه تحت توقیف آمده و اشخاص مفصله ذیل را فورا توقیف نمائید: سردار اقبال، سردار فاتح برادر سردار اسعد، امانقلی خان ممسنی، سرتیپ خان بیوراحمدی، شکرالله بیور احمدی پسران سردار ظفر و کلیه بختیاری‌هایی که در قضیه شرکت داشته‌اند. اسعد را فردا تحت‌الحفظ به وسیله نظمیه به مرکز می‌آورند. هر جا مقتضی است، او را حبس نمائید تا ترتیب محاکمه داده شود. رئیس دفتر مخصوص حسین».[27]

مخبرالسلطنه هدایت در کتاب خاطرات و خطرات خود می‌نویسد: «... کار سردار اسعد به محاکمه نکشید. گفته شد که محرمانه اسلحه به بختیاری وارد شده بوده است. بعدها در ملاقات از شاه شنیدم: (بلی می‌‌خواهند محمدحسن میرزا را بیاورند. شهوت‌رانی که از این بیشتر نمی‌شود).

بیش از این چیزی نفرمودند و معلوم بود که صحبت از اسعد است. من از سردار اسعد جز صمیمیت نسبت به پهلوی ندیدم و در نسبتی که به او دادند، تردید دارم. فرمایش شاه را تا درجه سیاست می‌دانم...».[28]

مقاله

نویسنده مرتضي حسني نسب
جایگاه در درختواره تاریخ ایران بعد از اسلام

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.

پر بازدیدترین ها

پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
No image

نبوت در نهج البلاغه

ان شئتَ ثنّيتُ بموسى كليم الله حيث يقول: (ربّ انى لِما أنزلت إلىّ من خير فقير)؛ و اللهِ ما سأله الّا خبزا يأكله، لانه كان ياكل بقلة الارض. اگر بخواهى پيامبر دیگرى را به عنوان الگو نام ببرم او موسى عليه السلام است، آن گاه كه فرمود: (پروردگارا! من به آنچه از خير و نيكى برايم نازل کنى نيازمندم) به خدا سوگند، حضرت موسى عليه السلام به جز نانى كه بخورد از خدا نخواست، زيرا او گياهان زمين مى خورد.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

از آنجا که نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اسوه حسنه و الگوی مناسب برای همه انسانها در همه اعصار است، باید در پی شناخت آن شخصیت عالی مقام و سیره آن فرستاده الهی باشیم. با توجه به اینکه نزدیک ترین انسانها به نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و آگاه ترین انسانها به شخصیت آن پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، امام علی(علیه السلام) است، بهترین راه برای شناخت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) مراجعه به سخنان گهربار امام علی(علیه السلام) می باشد.
Powered by TayaCMS