دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عقل جرقه اى از نور الهى است

در ادامه انتشار گزیده ای از مصاحبه سید حسین نصر استاد مطالعات اسلامی دانشگاه جرج واشنگتن آمریکا با فصلنامه هفت آسمان، امروز بخشی از نظرات وی در مورد سنت گرایی و عقلانیت منتشر می شود که طی آن وی تأکید دارد تفکر سنتى در عین حال که اهمیت عشق و محبت را کاملا تأیید مى کند، عقل به معنای عقل کلی را نیز مورد توجه دارد
No image
عقل جرقه اى از نور الهى است نصر در پاسخ به این پرسش که آیا مى توانیم در نگاه عرفانى سنت گرایى شاهد نوعى عقلانیت باشیم، می گوید: بله، ولی به شرطى که عقلانیت را به معناى واقعى اش درک کنیم. این یک موضوع خیلى خیلى حساسى است، چون به زبان فارسى خیلى اوقات راسیونالیسم را که به معناى اصالت قائل شدن براى عقل جزئى است به عقلانیت یا عقل گرایى ترجمه کرده اند و این امتیازى را که بین عقل جزئى و عقل کلى است از بین برده اند.
مولانا که این همه به عقل حمله مى کند و مثنوى سروده که آن را دریاى عرفان خوانده اند بارها اشاره کرده که انتقاد من به عقل کلى نیست، بلکه به عقل جزئى انتقاد دارم، یعنى عقلى که فقط قدرت تحلیلى دارد و عقل جزئى و صرفاً استدلالیست. این عقل جزئى است که گرفتارى ایجاد مى کند. یکى از ارکان تجدد که سازنده آن است راسیونالیسم است که ما آن را به خردگرایى ترجمه مى کنیم، این را نباید با عقلانیت از دید عرفانى و از دید سنت خلط کرد.
سنت گرایان کاملا متوجه اند که راه ها به سوى خدا چندگانه است و این تقسیمى را که در عرفان و تصوف ما بین مخافت، محبت و معرفت است کاملا آشکارا مى شناختند و بارها در مورد آن نوشته اند که در واقع براى رسیدن به خدا یک راه، مخافت است، یعنى آدمى عبودیت حق را از خوف و به خاطر جبروت و جلال الاهى قبول، خوب زندگى کند و شریعت را دنبال کند تا ان شاء الله به رستگارى نائل و به بهشت برود. این کار شریعت است و کار تصوف و عرفان نیست، ولى زمینه لازم براى آنها نیز هست.
کار تصوف و عرفان آن دو راه دیگر است، یعنى راه محبت و راه معرفت. اصولا در بعد درونى خود اسلام بیشتر عرفانى است و بیشتر به معرفت توجه دارد، ولى همیشه محبت هم در آنجا هست، چنانکه شکوفایى تاریخ تصوف بعد از دوره مخافت در بین النهرین دیده مى شود. در این دوره در واقع با زهد فوق العاده صوفیان بین النهرین و قبل از آنها بر پایه تعالیم حضرت على(ع) با حسن بصرى و دیگران رو به رو هستیم. سپس دوران شکوفایى محبت با اشعار عاشقانه رابعه عدویه پیش مى آید و... و بعد دوران معرفت هست که با جنید و مکتب بغداد شکوفا مى شود.
حالا اگر به تمام سنت گراها نگاه کنیم، این طور نیست که آنها فقط و فقط به عقلانیت توجه مى کنند، نه به مسئله عشق و محبت، به مسئله درست عمل کردن هم که مربوط به مخافت الاهى است خیلى توجه مى کنند، ولى پایه کار یعنى وصال، بر عشق و عرفان مبتنى است. همین طور که در اسلام اینها هیچ وقت از هم جدا نبوده اند و بیشتر سنت گران بزرگ هم به هر دو توجه کرده اند. منتها بعضى ها گاه روى یک جنبه بیشتر اصرار می ورزند و بعضى ها روى جنبه دیگر، مثلا گنون در نوشته هایش تقریباً همیشه به عرفان و عقلانیت و حکمت و متافیزیک مى پردازد و کمتر در مورد عشق صحبت مى کند.
عقلانیت به صورت عقل جزئى همان راسیونالیسم است و سنت گرایان با راسیونالیسم بسیار مخالف هستند. ولى معتقدند که خداوند در انسان جرقه اى از نور الاهى قرار داده که همان عقل است و همان است که مى تواند توحید را بشناسد و به خداوند باز گردد. این دید قرآن کریم نیز است. وقتى که قرآن در مورد افراد منکر توحید سخن مى گوید از تعابیرى همچون «و هم لایعقلون»، «و هم لایفقهون» استفاده مى کند، یعنى این منکران توحید از آن نیروى عقل استفاده نمى کنند. خیلى از متجددان و متفکران مسلمان که نه به سنت خودشان وقوف دارند و نه به سنت غربى، گفته اند که به نظر قرآن هر که عاقل باشد موحد مى شود. اى کاش اینجور بود، ولى اینجور نیست.
افرادى هستند و در فیزیک جایزه نوبل برده اند و فلاسفه خیلى معروفى هستند که گام بزرگى در منطق برداشته اند و راه عقل پیموده اند، ولى در عین حال به توحید نرسیدند. آدم نمى تواند بگوید که مثلا راسل اصلا عقل نداشته است. وى کتابهایى به این عظمت را در منطق ریاضى نوشته، ولى ملحد بوده است، در حالى که آنچه مورد نظر قرآن کریم است آن عقلى است که نه تنها وحى الاهى را تأیید مى کند، بلکه حتى مى گوید که در انسان نبوت جزئى است که همان عقل است. به هر حال تفکر سنتى در عین حال که اهمیت عشق و محبت را کاملا تأیید مى کند، به عقل به معناى عقل کلى توجه تام دارد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.

پر بازدیدترین ها

No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
No image

نبوت در نهج البلاغه

ان شئتَ ثنّيتُ بموسى كليم الله حيث يقول: (ربّ انى لِما أنزلت إلىّ من خير فقير)؛ و اللهِ ما سأله الّا خبزا يأكله، لانه كان ياكل بقلة الارض. اگر بخواهى پيامبر دیگرى را به عنوان الگو نام ببرم او موسى عليه السلام است، آن گاه كه فرمود: (پروردگارا! من به آنچه از خير و نيكى برايم نازل کنى نيازمندم) به خدا سوگند، حضرت موسى عليه السلام به جز نانى كه بخورد از خدا نخواست، زيرا او گياهان زمين مى خورد.
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

از آنجا که نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اسوه حسنه و الگوی مناسب برای همه انسانها در همه اعصار است، باید در پی شناخت آن شخصیت عالی مقام و سیره آن فرستاده الهی باشیم. با توجه به اینکه نزدیک ترین انسانها به نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و آگاه ترین انسانها به شخصیت آن پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، امام علی(علیه السلام) است، بهترین راه برای شناخت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) مراجعه به سخنان گهربار امام علی(علیه السلام) می باشد.
Powered by TayaCMS