دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فرشته خویی

هیچ گاه سه نفر باهم نجوا نمی کنند مگر این که خداوند چهارمین آنهاست ، وهیچ گاه پنج نفر با هم نجوا نمی کنند مگر این که او ششمین آنهاست ونه تعدادی کمتر ونه تعدادی بیشتر از آن هستند مگر اینکه او همراه آنهاست… (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
فرشته خویی
فرشته خویی

قال الله تعالی:

…ما یکون من نجوی ثلاثة إلا هو رابعهم ولا خمسة إلاّ هو سادسهم ولا أدنی من ذلک ولا أکثر إلّاهو معهم…

(سوره مجادله آیه 7)

ترجمه :

…هیچ گاه سه نفر باهم نجوا نمی کنند مگر این که خداوند چهارمین آنهاست ، وهیچ گاه پنج نفر با هم نجوا نمی کنند مگر این که او ششمین آنهاست ونه تعدادی کمتر ونه تعدادی بیشتر از آن هستند مگر اینکه او همراه آنهاست…

(برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)

توضیح:

فرشته خویی

اگر خداوند، فقط فضایل فرشته‌ها را ذکر می‌کرد و آن را در وصف اولیای صالح سالک نمی‌گفت، ممکن بود گفته شود که اگر فرشته، شایسته آن فضایل شده تعجّب‌آور نیست؛ زیرا او خوی درندگی ندارد، ولی مهمّ این است که همان فضایلی که برای فرشته‌ها ذکر شده برای انبیا، اولیا، صدّیقین، صُلحا، و شهدا نیز یاد شده است؛ یعنی آنان نیز به مرز فرشته‌ها رسیده‌اند؛ زیرا انسان چون بالقوّه «کَوْن جامع» است آن خصیصه را دارد که اگر میل به طبیعت کند بر اثر سرمایه فراوانی که در اختیار اوست از هر موجود طبیعی، بدتر شود و اگر میل به ملکوت کند، از هر موجود ملکوتی برتر شود.

خداوند درباره اموری که امتداد و مقاطعی دارد، حکم مقطع نهایی و ابتدایی را ذکر می‌کند تا حکم مقطع میانی نیز، مشخّص شود؛ مثلاً می‌فرماید: هر جا باشید خدا با شماست. اگر سه نفر باشید، خدا چهارمی شما و اگر چهار نفر باشید، خدا پنجمی شماست؛ آنگاه می‌فرماید: چه کمتر و چه بیشتر: ﴿ما یکون من نجوی ثلاثة إلا هو رابعهم ولا خمسة إلاّ هو سادسهم ولا أدنی من ذلک ولا أکثر إلّاهو معهم﴾[1]. درباره درجات انسانی نیز چنین است. گاهی حکم حیوانات و گاهی حکم جمادات را ذکر می‌کند و درباره انسان می‌فرماید: انسانی که طبیعت زده و فریب دنیا خورده است اگر میل حیوانی کند، از هر حیوان و اگر خوی سختی و سرسختی و جمادی را در خود احیا کند، از هر جامدی فرومایه‌تر است؛ امّا مقطع وسط را که گیاه و نبات است ذکر نمی‌کند. درباره عدّه‌ای که همه تلاش و کوشش آنان «بهیمه» شدن یا «سُبع» و درنده‌شدن است، می‌فرماید: ﴿أُولئکَ کالأنعامِ بَلْ هُمْ أضَل﴾[2]؛ اینها مانند حیوان بلکه بدترند.
اوّلین مقطع از درجات انسانی، مرحله جماد، آنگاه مرحله نبات و سپس مرحله حیوان است. خداوند مرحله جماد و حیوان را ذکر می‌کند، ولی در قرآن از مرحله نبات، سخنی نیست، مثلاً نمی‌گوید انسانِ دنیازده، از درخت، فرومایه‌تر است. چون مشخّص است. وقتی اوّل و آخر یک مسیر متّصل و ممتد مشخّص شد، حکم وسط هم معیّن می‌شود. درباره جماد می‌فرماید: ﴿فهِی کالحجارَةِ أوْ أشدُّ قَسوَة﴾[3]؛ بعضی از دلها از سنگ، سخت‌تر است؛ زیرا از درون سنگ، گاهی چشمه آبی زلال و شفّاف می‌جوشد، امّا از دلهای سخت، هیچ اثر خیری نشئت نمی‌گیرد. بنابراین، اگر انسان سرمایه کلانی را که در اختیار دارد به سمت حیوانی ببرد، از حیوان، پایینتر و اگر آن را به سمت جمادات ببرد، از هر سنگی سخت‌تر خواهد شد. حال اگر آن را به سمت فرشته شدن ببرد، از فرشته‌ها نیز مقرّبتر خواهد شد.

گرچه در قرآن کریم این سخن به میان نیامده که جبرئیل به رسول خدا (صلّی الله علیه وآله وسلّم) گفت: شما به سیرتان ادامه دهید، زیرا من توان همراهی شما را ندارم امّا در جوامع روایی نقل شده است که در معراج جبرئیل (علیه السّلام) به رسول خدا (صلّی الله علیه وآله وسلّم) عرض کرد:

من نمی‌توانم از این مقام تجاوز کنم و شما در جایی قدم گذاشته‌اید که احدی قبل از شما قدم نگذاشته و پس از شما نیز قدم نخواهد گذاشت: «فقال له امض یا محمّد، فقال له: یا جبرئیل تدعنی فی هذا الموضع؟ قال: فقال له: یا محمّد لیس لی أن أجوز هذا المقام، ولقد وطئت موضعاً ما وطئه أحد قبلک ولا یطأه أْحد بعدک»[4]پیغمبر اکرم (صلّی الله علیه وآله وسلّم) نه تنها به جایی می‌رسد که فرشته‌ها به آن مقام منیع بار نیافته‌اند، بلکه همه آنها در برابر رسول اکرم (صلّی الله علیه وآله وسلّم) خاضعند! و بسیاری از فرشتگان خدمتگزار بنده صالح سالک خدایند.

در سوره مبارکه «نحل» به صراحت ذکر شده که هنگام مرگ فرشتگان به استقبال برخی انسانها می‌آیند و سلام می‌کنند: ﴿الّذینَ تَتَوفّیهُمُ المَلائکةُ طیّبینَ یَقولونَ سلامٌ علیکُم ادخُلوا الجنَّة بِما کُنتُم تَعمَلوُن﴾[5]. روشن است که عالی، خدمتگزار دانی یا همتا، خدمتگزار همتا نیست. این دانی است که خدمتگزار عالی است. در حال مرگ، ملائکه به استقبال برخی مؤمنان می‌آیند و هیچ تلخی و سختی برای آن مؤمن در هنگام مردن نیست و او آسان جان می‌دهد، و ملائکه به آنان سلام می‌کنند؛ یعنی سلامت اهدا می‌کنند و به بهشت فرا می‌خوانند.

    منبع :
  • برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی ج11/صص 128-129
    پی نوشت:
    [1] ـ سوره مجادله، آیه 7.
    [2] ـ سوره اعراف، آیه 179
    [3] ـ سوره بقره، آیه 74.
    [4] ـ بحار، ج 18، ص 403.
    [5] ـ سوره نحل، آیه 32.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.

پر بازدیدترین ها

پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
No image

نبوت در نهج البلاغه

ان شئتَ ثنّيتُ بموسى كليم الله حيث يقول: (ربّ انى لِما أنزلت إلىّ من خير فقير)؛ و اللهِ ما سأله الّا خبزا يأكله، لانه كان ياكل بقلة الارض. اگر بخواهى پيامبر دیگرى را به عنوان الگو نام ببرم او موسى عليه السلام است، آن گاه كه فرمود: (پروردگارا! من به آنچه از خير و نيكى برايم نازل کنى نيازمندم) به خدا سوگند، حضرت موسى عليه السلام به جز نانى كه بخورد از خدا نخواست، زيرا او گياهان زمين مى خورد.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

از آنجا که نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اسوه حسنه و الگوی مناسب برای همه انسانها در همه اعصار است، باید در پی شناخت آن شخصیت عالی مقام و سیره آن فرستاده الهی باشیم. با توجه به اینکه نزدیک ترین انسانها به نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و آگاه ترین انسانها به شخصیت آن پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، امام علی(علیه السلام) است، بهترین راه برای شناخت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) مراجعه به سخنان گهربار امام علی(علیه السلام) می باشد.
Powered by TayaCMS