دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فرقه باطنیه

No image
فرقه باطنیه

نویسنده : سيد حسين ميرنور الهي

كلمات كليدي : اسماعيليه، تعليميه، سبعيه، فاطميان، باطنيه

الحاد و کفر برخی فرق و مذاهب توسط بسیاری از نویسندگان، توجه محققین را جلب می­نماید. بدون شک تحقیق در مسأله تکفیر فرق و مذاهب بدون بررسی عقائد و عملکرد فرقه ناممکن است و از سوئی سوء برداشتها و افترائاتی نیز دیده می­شود که باید با تحقیق واضح شود. از این رو در این نوشتار به بررسی فرقه باطنیه و نیز سوء برداشتهای وابسته به این عقیده پرداخته می­شود.

انشعابات درونی اسماعیلیه

با وفات اسماعیل، طرفداران او معتقد بودند که اسماعیل نمرده بلکه غیبت اختیار کرده است! و دوباره ظهور مى‌کند و همان مهدى موعود است و معتقدند که استشهاد امام صادق(ع) به مرگ او یک نوع تقیه بوده که از ترس خلیفه عباسى به عمل آورده است و عده­ای دیگر معتقد شدند که امامت، حق اسماعیل بود و با مرگ او به پسرش محمدمنتقل شد و جمعى معتقد شدند اسماعیل -با اینکه در حال حیات پدر در گذشته است- امام مى‌باشد و امامت پس از اسماعیل در محمد بن اسماعیل و نسل اوست.[1]

علت نامگذاری به باطنیه

با رواج تفکر اسماعیلی در مناطق مختلف،به نامهای مختلفی نیز خوانده می­شدند. ایشان در عراق به باطنیه و مزدکیه و قرامطه مشهور بودند و در خراسان به تعلیمیه و ملحده و در مصربه به فاطمیین شهرت داشتند.[2]لکن با این حال بعد از زمانی لقب مشهور ایشان همان باطنیه می­شود. زیرا این نام از مبنای عقاید این فرقه گرفته شده است. زیرا ایشان معتقدند هر امر شرعی باطنی دارد و ظاهری؛ مثلا باطن روزه پنهان داشتن مذهب است و باطن حج رسیدن به امام و باطن نماز را فرمانبرداری امام می­دانستند و نیز معتقدند که قرآن و أحادیث دارای معنی ظاهری و باطنی است.

موسسین وتاریخچه ای ازباطنیه

به معتقدین به امامت محمد بن اسماعیل و فرزندانش، باطنی می­گویند.[3] این تفکر که به اسماعیلی نیز مشهور است حداقل بعداز شهادت امام صادق(ع) به طور عام مطرح می­شود ولی در زمان مامون و معتصم عباسی در جامعه منتشر می­شود.[4]اعتقاد به ائمه مستور در این دوره با روش مخفی این سیستم و همچنین اعتقاد به برخی عقاید مخصوص، موجودیت باطنیه را رقم زد.[5] اما بعد از این گفته شده است که دو نفر به نام حمران قرمط و عبدالله بن میمون قداح بطور مشخص رهبری این تفکر انحرافی را به عهده داشتند.[6] میمون بن دیصان و محمد بن الحسین ملقب به ذیذان نیز از موسسین تفکر باطنی خوانده شده­اند.[7] ذیذان به نشر این تفکر اقدام نمود و ابتدا معدودی از کردهای کوهستان ناحیه بدین به او ملحق شدند. بابک خرمی که در این ناحیه حکومت می­نمود با باطنیه هم­پیمان بود و شاید او بود که با پیمانش توان باطنیه را در ایران گسترش داد.[8] این حمایت نشان­دهنده ماهیت شورشی و ساختارشکنانه باطنیه است. این روند به باطنیه دیلم نیز منجر می­شود. از سوئی میمون بن دیصان به سوی مغرب هجرت نمود. وی در این مکان خود را منتسب به نسل عقیل بن ابی طالب معرفی کرد و با اوج­گیری پیروانش خود را از نسل محمد بن اسماعیل معرفی نمود. برخی عبید الله مهدی سرسلسله فاطمین مصر را سعید بن الحسین بن احمد بن عبد الله بن میمون بن دیصان می­دانند که با تغیر اسم و نسب خود را از علویین معرفی کرد.[9]

در واقع نیمه پنهان و مستور اسماعیلیه بخصوص در اوائل حضور این تفکر در عرصه اجتماع، همان تفکر باطنیه است. این تفکر به تفکیک در ایالت بابک خرمی، دیلم، بحرین، یمن، فارس، نیشابور و مغرب استیلا یافت. قرامطه و فاطمیین که بر مناطقی از ایران و عراق و مصر به قدرت رسیدند به نوعی اقتدار و ظهور تفکر باطنی را نمایش می­دادند.

برخی عقاید باطنیه

برخی این فرقه را توبیخ می­کنند و به تکفیر هم می­رسانند و برای خود ادله­ای بیان می­کنند­. این بیانات را با عقاید و مبانی باطنیه ذکر می­کنیم:

1.مالک بن انس گفته که توبه فرقه باطنیه مقبول نباشد. چرا که توبه ایشان را هم باطنی خواهد بود.

2.عده­ای از نویسندگان معتقدند که باطنیه را عده­ای از اولاد مجوسیان وضع کردند. زیرا باطنیه حقیقتی جز دین مجوس ندارد و با همین اعتقاد به تأویل شریعت دست زدند و مبانی مجوس را ثابت نمودند. به عنوان نمونه به موارد زیر اشاره می­گردد:[10]

الف. همانطور که مجوس نور و ظلمت را خدایان خویش می­دانستند این فرقه خدا را فاعل خیرات و شیطان را فاعل شرور معرفی می­کنند که در واقع تاویل معارف دینی به مبانی مجوس می­باشد.

ب. تقدس آتش توسط مجوس باعث این شد که باطنیه در مساجد به سوزاندن عود روی بیاورد و حتی برامکه زمان هارون، مجمری بزرگ از عود را داخل کعبه گذاشتند.

ج .همانطور که مجوس ازدواج با محارم را جایز می­دانست، باطنیه نیز هر فسق و فحشایی را مباح می­دانستند.

3.معتقدند که ائمه ایشان بر روال عدد هفت محقق می­شوند ولی نقباء ایشان بر عدد دوازده می­باشند.[11]

4.هفتمین امام را به محمد بن اسماعیل تمام نموده و بعد از وی قائل به امامت ائمه مستور شده­اند. این افراد بطور مخفیانه به حفظ شخصیت خویش می­پردازند ولی افرادی به عنوان داعی بطور آشکار برای یاری و بیعت با این ائمه مستور فعالیت می­کنند. ایشان معتقدند با خفاء امام باید داعیان ظاهر باشند. بعد از اینکه با فعالیت بسیار، این پیشوایان به حکومت رسیدند دوران امامان ظاهر شروع می­شود و این در حالی است که داعیان در این زمان می­توانند مخفی و مستور شوند و می­توانند ظاهر باشند. بطور کلی معتقدند که زمین از امام زنده و قائم خالی نیست؛ چه اینکه ظاهر باشد و یا مستور.[12]

5.معتقدند که هرکس بمیرد و امام زمانش را نشناسد و یا با او بیعت نداشته باشد به مرگ جاهلی مرده است.[13]

افتراء به شیعه

عبدالله بن میمون قداح و پدرش میمون بن دیصان از اصحاب مورد اعتماد امام باقر و امام صادق علیهما السلام می­باشند.[14]نقل روایات بسیار او شاهد این مدعی است و انتساب ایشان به باطنیه بلاشک از افترائات اهل سنت است؛ همانطور که به زراره و محمد بن نعمان و سلیمان اقطع و عبدالله بن یعفور و یونس بن عبدالرحمن و هشام بن حکم افتراء زده و اقوال و فرق جعلی باطلی را به ایشان منتسب نمودند.[15]علت این افتراء فقط برای دشمنی با تشیع است و إلا این عقایدی که به باطنیه منسوب می­باشد برگرفته از تفکرات بدترین زنادقه است.[16]این افراد قبل از اسلام تابع شخصی به نام دیصان بوده­اند و مکتب خویش را دیصانیه معرفی می­کنند.[17]این فرقه از منشعبات ثنویه می­باشد و عقایدی شبیه مانویه و مزدکیه و مجوسیه و مرقیونیه دارد.[18]این ادعا از زبان نویسندگان اهل سنت نیز بیان شده و معتقدند که باطنیه را عده ای از اولاد مجوسیان وضع کردند.[19] به تصریح ابومنصور بغدادی باطنیه از فرق امت اسلام محسوب نمی­شوند بلکه از فرق مجوس می­باشد.[20]با این حال با کدام توجیه اصحاب امام باقر و امام صادق علیهما السلام را از سران باطنیه می­دانند؟[21] این انتساب جز جهل و عدم دقت یا خصومت مذهبی این نویسندگان را نمی­رساند.[22]

سوء برداشت

بطلان عقاید و مرام باطنیه بر کسی از مسلمین مخفی نیست اما عده­ای نابخردانه بااینکه می­دانند این فرقه از منشعبات اسماعیلیه است ولی با اطلاق شیعه و رافضه به آنها همه شیعیان و اسماعیلیان را کافر می­دانند در حالی­که شیعه در عقاید و عمل با باطنیه و اسماعیلیه بسیار تفاوت دارد. اما زخمی که اهل سنت از حکومت اسماعیلیه و باطنیه دیدند باعث شد تا اهل سنت بدون توجه به مبانی و معارف شیعی، باد اهانت و تکفیر را به سوی تشیع نیز بگشایند. این در حالی است که علماء شیعه به مخالفت با باطنیه اقدام نموده و با بیان علمی به نقد مبانی و معارف باطنیه می­پرداختند. أبوعبدالله الحسین بن المظفر بن علی الحمدانی از شاگردان شیخ طوسی کتاب هتک استار الباطنیه را در رد مبانی باطنیه می­نویسد[23] و علماء دیگری مانند فضل بن شاذان نیشابوری نیز رد علی الباطنیه را در مجموعه کتب علمی خویش آورده­اند.[24]علاوه بر اینکه تمام معارف تشیع که در رد کفار و زنادقه و منحرفین صادر شده، افکار و عقاید باطنیه را هم به بطلان کشانده است.

مقاله

جایگاه در درختواره تاریخچه فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.

پر بازدیدترین ها

سیمای رسول خدا از منظر نهج البلاغه

سیمای رسول خدا از منظر نهج البلاغه

در زمین دو امان و وسیله نجات از عذاب الهی بود که یکی از آنها برداشته شد، دومی را دریابید و به آن چنگ زنید. اما امانی که برداشته شد رسول خدا (ص) بود و امانی که باقی مانده استغفار است. خداوند تعالی می فرماید: خداوند آنها را عذاب نمی کند تا تو در میان آنها هستی و خداوند آنها را عذاب نمی کند در حالی که استغفار می کنند.
شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

از آنجا که نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اسوه حسنه و الگوی مناسب برای همه انسانها در همه اعصار است، باید در پی شناخت آن شخصیت عالی مقام و سیره آن فرستاده الهی باشیم. با توجه به اینکه نزدیک ترین انسانها به نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و آگاه ترین انسانها به شخصیت آن پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، امام علی(علیه السلام) است، بهترین راه برای شناخت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) مراجعه به سخنان گهربار امام علی(علیه السلام) می باشد.
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
Powered by TayaCMS