دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فرقه عجلیه (عمیریه)

No image
فرقه عجلیه (عمیریه)

نویسنده : سيد حسين ميرنور الهي

كلمات كليدي : خطابيه، عميريه، رافضه، بزيعيه، غلات

در بررسی فرقه های درون مذهبی به این نتیجه می رسیم که معمولا بعد از فرو پاشی یک فرقه که با شکست سیاسی و اجتماعی بنیانگذار آن همراه است به طرفدارانی که حامی آن فرقه بودند برخورد می کنیم که با سلیقه و اعتقاد خود، بعد از فروپاشی اندیشه اصلی به احیای آن فرهنگ دست می‌زنند و در واقع حزبی در مسیر فرقه سرکوب شده حاصل می‌شود و نمی‌توان آنها را اندیشه‌ای متباین و مستقل دانست.

با شکست فرقه خطابیه و کشته شدن ابو الخطاب و یارانش این فرقه به احزاب مختلفی تبدیل شد که از جمله آنها فرقه عجلیه با رهبری عمیر بن بیان العجلی بود که خود وامدار اندیشه های خطابی است. عجلیه حزبی خطابی بعد از شکست اصل خطابیه محسوب می‌شود. در این نوشته به توضیح مختصری در مورد این گروه می پردازیم.

در شیعه تمام احزابی که به اندیشه ابوالخطاب بر می‌گردند خطابی نامیده می شوند و به فرقه مستقلی در تسمیه خوانده نمی‌شوند زیرا در اعتقادات اصلی و مهم مشترک هستند و در جزئیاتی از عقاید باهم مخالف هستند و یا در انتخاب رهبر حزب خود با حزب دیگر مخالفت کرده اند؛ اما در نظر اهل سنت به دلیل کثرت نمائی از تشیع و غرض ورزی در این زمینه هر اندیشه حزبی را به فرقه ای مستقل نام نهاده اند که از جمله آنها فرقه عجلیه است و به این مناسبت این گروه را به نظر اهل سنت فرقه می نامیم در حالی که در نزد شیعه چیزی جز خطابیه نیست.

خطابیه فرقه ی ضاله است که به رهبری ابوالخطاب محمد بن مقلاص بنیان نهاده شد[1] و با انحراف از امامت حضرت صادق (ع) و غلو در مورد ایشان به فرقه ای از غالیان تبدیل شده[2] و به افراطی ترین اعتقادات دامن زدند و با تبلیغ و جمع آوری طرفدار به نوعی خطر برای حکومت تبدیل شده و به همین جهت حکومت مرکزی با کشتن ابوالخطاب و یارانش به فروپاشی هسته اصلی خطابیه اقدام کرد.

فرق خطابیه بعد از قتل ابوالخطاب

بعد از قتل ابوالخطاب، در میان یاران هم اندیش او در رهبری و جانشینی او اختلاف شد و به همین جهت خطابیه به احزاب گوناگون تبدیل شد که به رهبری افرادی در مسیر فکری ابوالخطاب ادامه یافتند که عبارتند از:[3]

1. معبر رهبر عمومیه (معمریه)

2. بزیع (بزیغ) بن موسی رهبر حزب بزیعیه (بزیغیه)

3. عمیر بن بیان العجلی رهبر عجلیه (عمیریه)

4. مفضل صیرفی رهبر مفضلیه

این چهار حزب خطابی به سبب شخص رهبر خود از حزب دیگر خطابی جدا می شود بدون اینکه در عقاید اختلاف شدیدی داشته باشند.

عقاید عجلیه

این گونه فرق تاثیر اعتقادی برتر و نوینی در اندیشه نداشتند و به عبارت دیگر چون درون جامعه اسلامی ظهوری غیر از خطابیه نداشته‌اند در نتیجه بحث و نقد اعتقادی مستقل از خطابیه در مورد ایشان صورت نمی گیرد اما به دلیل افتر اقاتی که از دیگر فرق خطابی داشتند مورد بحث می شوند و به هر حال عمده عقاید عجلیه را سه اندیشه شمرده‌اند:[4]

1. معتقدند که می‌میرند و عدم موت را منکر شده‌اند.

2. به استمرار بعثت پیشوایان و انبیاء از بین خود اعتقاد داشتند.

3. حضرت امام جعفر صادق (ع) را خدا می دانستند و در کناسه کوفه خیمه‌ای بر پا کردند و در آن به عبادت خداوندگارشان مشغول بودند.

عقاید اصلی عمیریه (عجلیه)

این فرقه اصلی ترین عقاید خطابی را داراست و نیز نسبت به سائر فرق خطابی در بعضی مسائل مخالف و در بعضی موافق هستند که در اینجا با بیان تأثیر و تأثر اعتقادی این فرق به برخی از این عقاید اشاره می‌شود

1. مهمترین عقاید عجلیه از معمریه گرفته شده و قائل به معتقدات آنها هستند[5]

2. مخالفت این فرقه با معمریه و بزیعیه است زیرا این دو فرقه منکر مرگ بوده و اعتقادی به مرگ نداشته در حالی که عمیریه (عجلیه) معتقد به مرگ بوده و این دو فرقه را در این اعتقاد تکذیب می‌کنند.[6]

3. به طور مشترک تمام فرق خطابی (معمریه و عمیریه و بزیعیه و مفضلیه) امام جعفر صادق (ع) را خدا می انگارند و به همین دلیل در فرق غلات داخل شده و با این اعتقاد در واقع ماهیت خارج از آیین اسلام این فرق آشکار می‌شود.

4. فرق خطابی تماما قائل به امامت، سپس به نبوت و بعد به الوهیت ابوالخطاب محمد بن مقلاص هستند جز فرقه مفضلیه که از ابی الخطاب بیزاری جستند و دلیل مفضلیه در این برائت بیزاری امام صادق (ع) از ابوالخطاب بود.[7]

5. فرق خطابیه مانند فرقی چون منصوریه و جناحیه و باضیه (اباضیه) خلفاء ثلاثه و اکثر صحابه را به دلیل بی‌اعتنایی به امامت حضرت علی (ع) تکفیر می‌نمودند.[8]

عملکرد غلو آمیز عجلیه

یکی از اعمال غلو آمیزی که این فرقه انجام داد و به دلیل این عمل خود را به کشتن دادند این بود که در محله ای از کوفه خیمه برافراشتند و در آنجا با اجتماع خود به عبادت حضرت جعفر بن محمد (ع) می پرداختند وقتی کار ایشان به این مرحله رسید یکی از عمال بنی امیه به نام یزید بن عمر بن هبیره در محله عبادت کذائی، عمیر بن بیان را به دار کشید و کشت و تعدادی از ایشان را به زندان افکند[9].

امام صادق (ع) در برابر خطابیه

گرچه از امام (ع) مستقیما درمورد این فرقه بیانی نداشته باشیم ولی در مورد عموم خطابیه و این اعمال و شخص ابوالخطاب بیزاری و نفرین وارد شده است.[10]

امام صادق (ع) در مدینه از گروهی می‌شنود که به نام ایشان لبیک میگویند. از این عمل به شدت ناراحت شده و از گفته آنان به سجده می‌افتاد و صورت مبارک را به خاک گذاشته و از کلام آنان بیزاری می‌جوید سپس به نفرین ابوالخطاب می‌پردازد.[11]

به هر حال فرقه عمیریه (عجلیه) چه به عنوان یک فرقه خطابی و یا به عنوان یکی از فرق غلو آمیز از نظر امامیه یک فرقه مردود است و با تشیع جمع شدنی نیست.

مقاله

جایگاه در درختواره فرق و مذاهب شیعی - غالیان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.

پر بازدیدترین ها

No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
No image

نبوت در نهج البلاغه

ان شئتَ ثنّيتُ بموسى كليم الله حيث يقول: (ربّ انى لِما أنزلت إلىّ من خير فقير)؛ و اللهِ ما سأله الّا خبزا يأكله، لانه كان ياكل بقلة الارض. اگر بخواهى پيامبر دیگرى را به عنوان الگو نام ببرم او موسى عليه السلام است، آن گاه كه فرمود: (پروردگارا! من به آنچه از خير و نيكى برايم نازل کنى نيازمندم) به خدا سوگند، حضرت موسى عليه السلام به جز نانى كه بخورد از خدا نخواست، زيرا او گياهان زمين مى خورد.
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

از آنجا که نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اسوه حسنه و الگوی مناسب برای همه انسانها در همه اعصار است، باید در پی شناخت آن شخصیت عالی مقام و سیره آن فرستاده الهی باشیم. با توجه به اینکه نزدیک ترین انسانها به نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و آگاه ترین انسانها به شخصیت آن پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، امام علی(علیه السلام) است، بهترین راه برای شناخت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) مراجعه به سخنان گهربار امام علی(علیه السلام) می باشد.
Powered by TayaCMS