دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فضيلت و فوايد سكوت

No image
فضيلت و فوايد سكوت

نويسنده: علی قنبريان

سکوت امري است که داراي فضيلت عظيمي بوده و در کتب معتبر حديثي، احاديث بسياري در باب فضيلت آن آمده است و اگر کسي بتواند سکوت را سرلوحه کار خود قرار بدهد، از بسياري از شرها و بدبختي‎هايي که زندگي در سر راه او قرار مي‎دهد نجات مي‎يابد. البته هر سکوتي موجب خير نيست. بلکه سکوتي مي‎تواند به انسان خير و برکت برساند که با تفکر و تعقل باشد. اگر انسان بدون انديشه و تفکر و تعقل، سکوت اختيار کند باعث مي‎شود که سرانجام، آه و حسرت بر دلش نقش ببندد و ديگر چيزي جز پشيماني و اندوه بر سر راهش باقي نماند. در باب تفکر در سکوت نيز احاديث بسياري وجود دارد. همچنين اگر انسان بر ظلمي که در مقابل چشمانش صورت مي‎گيرد سکوت کند چه بسا که در عمل شخص ظالم نيز شريک باشد چرا که همين سکوت و خاموشي او، عمل ظالم را تأييد مي‎کند و شخص ظالم بر عمل خود مصرّتر مي‎شود.

درمقاله پيش رو درباره چيستي، فوايد و فضيلت سکوت و سکوت‎هاي غيرجايز سخن گفته شده است.

***

چيستی سکوت

کلمه سکوت در کتب مختلف لغوي ذکر شده و تمامي معاني که در اين کتب براي اين کلمه استعمال شده است تقريباً يک مفهوم را مي‎رسانند و آن خاموشي و عدم اظهار عقيده درباره يک چيز است. براي مثال، حسن انوري در کتاب فرهنگ فشرده سخن آورده است که سکوت به معناي: بازگو نکردن احساسات، نظر و عقيده يا اطلاعات و ذات‎ها مي‎باشد. (حسن انوري، فرهنگ فشرده سخن، ج: 1، ص: 1313).

فوايد سکوت

سکوت داراي آثار و فوايد بسياري است و در کتب مختلف حديثي، احاديث فراواني در فايده آن آمده است. بيشتر احاديثي که در باب سکوت وارد شده از فضيلت و ثواب و فايده سکوت بحث مي‎کنند. البته در برخي موارد نيز احاديثي در باب ذم سکوت به ميان آمده که درباره آنها سخن گفته خواهد شد. در فايده سکوت همين بس که امام صادق (ع) مي‎فرمايند که حضرت لقمان (ع) به پسرش فرمودند: «يا بني إن كنت زعمت ان الكلام من فضه فإن السكوت من ذهب‌؛ پسرم! اگر تو پنداري سخن از نقره است، به راستي كه خاموشي از طلا است». (الكافي (ط - الإسلاميه)، ج‌2، ص: 114).

با توجه به اين حديث گهربار و آيات و احاديث بسيار ديگري که در اين ‎باره بيان شده است فوايد زيادي که در سکوت نهفته معلوم مي ‎شود.

برخي از اين فوايد عبارتند از:

الف. عدم انحرف انسان از راه راست

گاهي اوقات انسان براي اينکه در ميان مردم خودي نشان دهد حاضر است حتي در اموري که درباره آنها علمي ندارد و جاهل است اظهار نظر کند و اين امر موجب مي‎شود که نظرش اشتباه از آب درآيد و خلاف اصل باشد. پس براي اينکه در ميان مردم رسوا نشود و آبرويش نريزد بر خود لازم مي‎دارد که از نظرش دفاع کند و براي اينکه مردم حرفش را قبول داشته باشند به ناچار بايد که خودش هم اين عقيده را قبول داشته باشد و چه بسا که برخي از مردم نيز حرف او را قبول کنند و اين امر باعث تباهي اعمال آنها شود چرا که عقيده‎ غلط و نادرست را به خورد مردم مي‎دهد. بنابراين انسان بايد در موضوعي که علم کافي درباره آن ندارد سکوت کند تا مجبور نشود براي دفاع از حرف خود آخرتش را بسوزاند.

امام صادق (ع) در اين‎باره مي‎فرمايند: «شخصي که سکوت مي‎کند از خطا و لغزش و اشتباه محفوظ مي‌ماند». (مصباح الشّريعه / ترجمه مصطفوي، ص: 118).

ب. جزء برترين عبادات

پيامبر اکرم (ص) در اين‎باره مي‎فرمايند: «الااخبركم بايسر العباده و اهونها علي البدن؟ الصمت و حسن الخلق؛ مي‎خواهيد شما را به عبادتي كه از همه عبادتها بر بدن آسانتر است خبر دهم؟ سكوت‌ و خوش اخلاقي‌». (ابوالقاسم پاينده، نهج الفصاحه، ص: 241).

پيامبر اکرم (ص) در حديث گهربار ديگري در اين‎باره خطاب به ابوذر مي‎فرمايند: «چهار چيز است كه غير از مؤمن به آن نمي‌رسد: سكوت‌ كه اول عبادت است، فروتني براي خداي سبحان، در هر جا به ياد خداي متعال بودن و كمي ثروت‌». (مكارم الاخلاق / ترجمه ميرباقري، ج‌2، ص: 480).

اين احاديث و احاديث ديگري که با اين مضمون در کتب مختلف حديثي وجود دارد دلالت بر اين دارد که سکوت جزء برترين عبادت‎هايي است که انسان مي‎تواند با آن به پروردگار متعال نزديکتر شود.

ج. آسايش عقل

کسي که خود را مجبور به اظهار عقيده کردن درباره چيزي که علم و آگاهي درباره آن ندارد مي‎کند باعث مي‎شود که به مغز و اعصاب خود فشار بياورد تا سخني را سرهم کند و تحويل مخاطبش بدهد تا خجل نشود. امّا اگر شخص عاقل باشد، به عقل خود فشار نمي‎آورد تا چيزي را سرهم کند و هم مردم را منحرف کند و هم خود را به تکلّف بيندازد.

امام صادق (ع) مي‎فرمايند: «النوم راحه للجسد و النطق‌ راحه للروح و السكوت‌ راحه للعقل‌؛ خواب، آسايش تن و نطق، آسايش‌ روح و سكوت، آسايش عقل است». (من لايحضره الفقيه، ج‌4، ص: 402 )

د. دوري شيطان از انسان

کسي که ساکت است و از بيهوده گويي حذر مي‎کند، طبيعتاً هميشه درحال تفکر و تعقل است و به جاي سخن بيهوده گفتن و وقت خود را تلف کردن به مطالعه مي‌پردازد تا سطح آگاهي خود را بالا ببرد و به معلوماتش بيفزايد که مبادا شبهه‎اي ناچيز او را از راه به در کند. لذا اين شخص کمتر در تله‎هاي شيطان گير مي‎افتد و کمتر به راه کج منحرف مي‎شود چرا که او به راه راست آگاه است و راه راست را از غير آن تشخيص مي‎دهد.

پيامبر اکرم(ص) در اين‎باره به ابوذر مي‎فرمايند: «بر تو باد كه جز در خوبي سكوت‌ كني، كه اين كار، شيطان را از تو براند و در كارهاي دينت ياري ات دهد». (مكارم الاخلاق / ترجمه ميرباقري، ج‌2، ص: 491).

ه. مايه سلامت انسان

اگر انسان بتواند در مورد چيزي که آگاهي کافي درباره آن ندارد سکوت کند موجب مي‎شود که از سخنان بيهوده حذر کند و سخني را به زبان نياورد که مخاطبش را ناراحت سازد و ميان آنها را برهم زند و اين امر سلامتي انسان را از هرحيث تضمين مي‎کند، چه از جهت سلامتي تنش و چه از جهت سلامتي عقلش و چه از جهت سلامتي آبرويش در ميان مردم.

پيامبر اکرم (ص) در اين‎باره مي‎فرمايند: «سكوت‌ اللسان سلامه الإنسان؛ خاموشي زبان مايه سلامت انسان است». (مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج‌9، ص: 30).

و. پردهای ساتر برای شخص جاهل

همانطور که قبلاً گفته شد، وقتي که کسي در ميان جمعي درباره يک امر خود را صاحب نظر مي‎داند و در مورد آن اظهار عقيده مي‎کند اما در حقيقت علم کافي درباره آن امر ندارد باعث مي‎شود که مردم به جهل او پي ببرند. چرا که ممکن است در ميان مردم افرادي باشند که درباره آن امر اطلاعات کافي داشته باشند و به جاهل بودن آن شخص يقين کنند.

امام صادق (ع) مي‎فرمايند: «سکوت براي شخص جاهل پرده ساتر و براي عالم زينت است‌». (مصباح الشريعه / ترجمه مصطفوي، ص: 118).

فضيلت سکوت

سکوت داراي فضيلت عظيمي است و در باب آن احاديث فراوان وارد شده است. فضيلت سکوت در فوايد آن نهفته است. پس وقتي که سکوت داراي فوايد بسياري است چگونه مي‎شود که فضيلت آن اندک باشد.

پيامبر اکرم (ص) در حديثي ارزشمند مي‎فرمايند: «هر كه به خدا و آخرت مؤمن باشد مهمان را گرامي مي‎دارد و هر كه به خدا و جهان ديگر ايمان دارد، يا سخن نيكو گويد و يا سكوت‌ کند». (مكارم الاخلاق / ترجمه ميرباقري، ج‌1، ص: 254).

همچنين پيامبر اکرم (ص) در حديثي ديگر به ابوذر مي‎فرمايند: «هر كه سكوت‌ كند نجات يابد، بر تو باد به راستگويي و هرگز كلمه‌اي دروغ از دهانت بيرون نشود». (همان، ج: 2، ص:481)

تمامي اين احاديث و احاديث ديگري که در اين باب وجود دارد، دلالت بر فضيلت بالاي سکوت دارد.

سکوتهای غيرجايز

تا به حال درباره فوايد و فضيلت‎هاي سکوت مطالبي بيان شد اما سکوت در برخي موارد نه تنها فضيلتي ندارد بلکه ممکن است به سبب سکوتي که انسان در آن لحظه انجام مي‎دهد مرتکب گناهي نيز شده باشد و حتي ممکن است آن گناه آن قدر بزرگ باشد که آخرتش را به تباهي بکشاند. در اينجا سه مورد از مواري که سکوت در آنها روا نيست بيان مي‎شود:

  1. سکوت بیتفکر

انسان، اگر در هرکاري که مي‎خواهد انجام بدهد، انديشه و تفکر کند باعث مي‎شود که در آن کار موفق باشد و با شکست مواجه نشود، چرا که او به سبب انديشه و تامّلي که در آن کار به خرج داده، راه رسيدن به هدف را يافته است. سکوت نيز همين گونه است. انسان در مورد امري که قصد دارد در آن، سکوت اختيارکند، ابتدا بايد به عواقب سکوت خود فکر کند تا بعداً آه و حسرت بر دلش نقش نبندد. براي مثال، مردم کوفه در دعوت خود به سوي امام حسين (ع) تفکر نکردند و خطري که از جانب دولت يزيد متوجه آنها بود را از همان ابتدا در نظر نگرفتند و بعداً که خود را در تنگنا ديدند پشت امام را خالي کرده و در برابر جنايات ابن زياد ملعون سکوت کردند، بدون آنکه عواقب سکوت خود را بسنجند و شد آنچه که نبايد مي‎شد.

حضرت اميرالمؤمنين علي (ع)، در باب سکوت بي‎تفکر و تعقل در حديثي زيبا مي‎فرمايند: «همه نيكي‌ها در سه خصلت جمع شده است: نگريستن و سكوت‌ و سخن گفتن، پس هر نگاهي كه همراه با عبرت گرفتن نباشد، اشتباه است و هر سكوتي كه همراه با انديشيدن نباشد، غفلت است و هر سخني كه همراه با ذكر خدا نباشد، بيهوده و لغو است. خوشا به حال كسي كه نگاهش عبرت و سكوتش تفكر و كلامش ذكر باشد و بر گناهش گريه كند و مردم از شر او ايمن باشند». (الخصال شيخ صدوق/ ترجمه جعفري، ج‌1، ص: 153).

پس هرچند سکوت فضيلت دارد اما نه هر سکوتي بلکه آن سکوتي که همراه با تفکر و تدبر باشد.

  1. روزه سکوت

روزه سکوت روزه‌اي است که در کتب مختلف فقهي، به حرمت آن تصريح شده است. براي مثال در کتاب لمعه دمشقيه که يکي از کتب معتبر فقه شيعه است و در حال حاضر در حوزه‎هاي علميه تدريس مي‎شود درباره روزه سکوت چنين آمده است: «و روزه سکوت به اين صورت که نيت کند در روزه خود سخن نگويد، چنين روزه‎اي در شريعت ما حرام است، نه روزه داشتن در حال سکوت، بي‎آنکه سکوت را در نيت، صفت [و قيد] روزه قرار داده باشد» (زين الدّين العاملي، لمعه، ج 1، ص 234).

حضرت علي (ع) مي‎فرمايند: «روزه وصال (روزه را بدون افطاري و سحري به هم وصل نمودن) و روزه‌ سكوت‌، در اسلام وجود ندارد». (النوادر راوندي / ترجمه صادقي اردستاني، ص: 254).

پيامبر اکرم (ص) به حضرت علي (ع) در باب روزه‎هاي حرام مي‎فرمايند: «يا علي روزه عيد فطر و قربان حرام است و روزه وصال [متصل كردن روزها به هم بي‌افطار شب] حرام است و روزه صمت [همراه با سكوت‌] و روزه‌اي كه براي گناه نذر شده باشد و روزه تمام سال حرام است‌». (مكارم الاخلاق / ترجمه ميرباقري، ج‌2، ص: 400).

  1. سکوت بر باطل

گاهي اوقات ممکن است که انسان با صحنه‎هايي رو به رو شود و مشاهده کند که شخصي مورد ظلم قرار گرفته و افرادي به زور حقّ او را غصب مي‎کنند. اگر انسان شجاعت داشته باشد بايد بر اين امور ساکت ننشيند و به ياري مظلوم بشتابد و حقّ او را از ظالم بگيرد. اما ساکت بودن انسان در اين زمان نشانه ضعف و ترس و يا بي‎اهميّت بودن اين مسئله در نزد اوست.

قرآن کريم در اين‎باره مي‎فرمايد: «وَ إِنِ‌ اسْتَنْصَرُوكُمْ‌ فِي‌ الدِّينِ‌ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ إِلاَّ عَلي‌ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ ميثاقٌ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصير؛ اگر از شما در راه دين نصرت بخواهند شما بايد ياري شان كنيد مگر اينكه بخواهند با قومي بجنگند كه ميان شما و آن قوم پيماني باشد و خداوند به آنچه مي‌كنيد بيناست». (انفال /72).

اين آيه شريفه دليلي بر جايز نبودن سکوت در برابر ظلم و جور است.

حضرت علي (ع) در اين‎باره مي‎ فرمايند: «كلام في حق خير من سكوت علي باطل‌؛ سخن گفتن به حق، بهتر از سكوت بر باطل است‌». (من لايحضره الفقيه، ج‌4، ص: 396)

روزنامه كيهان، شماره 21519 به تاريخ 5/10/95، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.

پر بازدیدترین ها

پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
No image

نبوت در نهج البلاغه

ان شئتَ ثنّيتُ بموسى كليم الله حيث يقول: (ربّ انى لِما أنزلت إلىّ من خير فقير)؛ و اللهِ ما سأله الّا خبزا يأكله، لانه كان ياكل بقلة الارض. اگر بخواهى پيامبر دیگرى را به عنوان الگو نام ببرم او موسى عليه السلام است، آن گاه كه فرمود: (پروردگارا! من به آنچه از خير و نيكى برايم نازل کنى نيازمندم) به خدا سوگند، حضرت موسى عليه السلام به جز نانى كه بخورد از خدا نخواست، زيرا او گياهان زمين مى خورد.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

از آنجا که نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اسوه حسنه و الگوی مناسب برای همه انسانها در همه اعصار است، باید در پی شناخت آن شخصیت عالی مقام و سیره آن فرستاده الهی باشیم. با توجه به اینکه نزدیک ترین انسانها به نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و آگاه ترین انسانها به شخصیت آن پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، امام علی(علیه السلام) است، بهترین راه برای شناخت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) مراجعه به سخنان گهربار امام علی(علیه السلام) می باشد.
Powered by TayaCMS