دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

معرفت عرفانی و شناخت فیض الهی

معرفت عرفانی، نوعی شناخت است که از دل سرچشمه گرفته و ابزار آن، قلب و تزکیه درونی است.
معرفت عرفانی و شناخت فیض الهی
معرفت عرفانی و شناخت فیض الهی
نویسنده: محمد کریمی حسین آبادی

معرفت عرفانی، نوعی شناخت است که از دل سرچشمه گرفته و ابزار آن، قلب و تزکیه درونی است. حال این سئوال مطرح می‌شود که با معرفی قلب و دل به عنوان ابزار شناخت در عرفان، رویکرد عرفا نسبت به قواعد عقلی چیست؟ آیا عرفا قواعد عقلی را به طور کلی رد می‌کنند یا برای این قواعد درجه ای از احترام را قائلند؟ البته در عرفان نظری و بخصوص پیروان ابن عربی عقل جایگاه ویژه ای دارد به گونه ای که حتی برخی ابن عربی را فیلسوف می‌دانند و معتقدند وی تصوف را به نوعی فلسفه تبدیل کرده است و مثل حکمت آن را تشبه به خالق و تخلق به اخلاق الهیه خوانده است. اصولاً عرفان نظری برای بیان مکاشفات عرفا پایه گذاری شد و براین اساس عقل یکی از لوازم عارف در تبیین یافته هایی است که در مسیر سلوک شهود یا کشف نموده است. با این وجود در بررسی آثار عرفا به مواردی از اختلاف با فلاسفه بر می‌خوریم که مسئله آفرینش یکی از این موارد است.

فلاسفه در تبیین آفرینش و رابطه خالق و مخلوق قائل به علیت هستند. نگاه فیلسوفان در رابطه با خلقت جهان هستی مبتنی بر دوگانگی وجودی یا تشکیکی بین علت و معلول است. با این رویکرد قواعد عقلی همچون قاعده الواحد مطرح می‌شود که فیلسوفان آفرینش را بر اساس آن تبیین می‌کنند و معرفی عقل اول به عنوان صادر اول یکی از نتایج چنین نگاهی به جهان هستی است. در مقابل، عارفان قائل به وحدت وجودند و دوگانگی مطرح شده از سوی فلاسفه را قبول ندارند. این اختلاف بین عارف و فیلسوف ناشی از تفاوت ابزار این دو گروه در کسب معرفت است.‌

یکی از واژگانی که در بحث خلقت و آفرینش به آن پرداخته می‌شود واژه فیض است. پیشینه نظریه فیض را در نظریه بهره مندی افلاطون و آرای غنوصیان فلوترخوس و فیلون یهودی دانسته‌اند، اما بی‌گمان توفیق طرح مدون و روشن آن نصیب نوافلاطونیان و در راس آنها فلوطین و پس از او پروکلس شده است. فلوطین اصطلاح صدور یا فیض را در رابطه سه اقنوم احد، عقل و نفس مطرح کرده است. در حقیقت فلوطین این اصطلاح را در روند خلقت ارائه کرد که توصیف نوعی منشایت و فرایند پیدایش را در بر دارد که در یک طرف مشتمل بر اصل کامل و متعالی و موجودات نازل تری است که در طی روندی از او ناشی شده اند و در طرف دیگر، حاصل اشراق دفعی و غیر زمانی بین آن دو می‌باشد. این فیض و اشراق، مبدا خود را بدون هر گونه کاستی و کاهش و تغییر تحول و حرکتی در مبداء، ترک می‌نماید، در عین اینکه هنوز بدان پیوسته است و مبداء فیاض در عین حال که خارج از معلول خود و فوق آن است در درون آن نیز جای دارد. با تداوم این روند، رفته رفته پدیده‌هایی که ازحیث وجودی نازل تر و ضعیف ترند متحقق می‌شوند، اما در وهله نخست تنها یک معلول‌ ‌‌(به لحاظ بساطت و یگانگی علت) از واحد صادر می‌شود. در این زمینه تشبیهاتی نظیر ارتباط اشعه خورشید با خورشید، ارتباط آب و سر چشمه،تصویر و صاحب تصویر، نفس و صدا، بو با عطر و نور با مبداء برای تقریب به ذهن، ارائه می‌شود. ‌‌ در زمینه فیض بین عارفان و فیلسوفان و متکلمان مسلمان اختلاف است و در طول تاریخ نسبت به این نظریه برخوردهای مختلفی شده است. برخی همچون فارابی، ابن سینا، خواجه طوسی و صدر المتالهین آن را پذیرفتند و با آرای خود تکمیل و تعدیل کردند و برخی دیگر نظیر ابن رشد و اکثریت متکلمان نظیر غزالی و غالب اشاعره با آن مخالفت کردند. ‌

به طور کلی فیلسوف در این زمینه معتقد است که خداوند که همان واجب الوجود است، مصدری است که از او وجودات امکانی صادر می‌شود و جاعلی است که وجود جعل می‌کند و علتی است که وجود معلولی می‌آفریند. لذا واژه خلق در قرآن کریم را به علیت و صدور و جعل تفسیر می‌کنند. در مقابل، عارف به هیچ یک از این امور معتقد نیست او تنها به تجلی قائل است. به نظر عارف تمام موجودات مظاهر حق اند و به هیچ وجه، وجود ثانی برای حق تعالی در عرض یا طول تحقق ندارد. او هر موجودی را در جنب حق تعالی ، شریک الباری می‌داند و اعتقاد به آن را شرک می‌داند. اهل عرفان، واژه خلق را به ظهور و تجلی تفسیر می‌کنند و معتقدند در تجلی و ظهور، نوعی وحدت میان ظاهر و مظهرحکمفرماست. مظهر همان ظهور ظاهر است و حقیقت جلوه، چیزی جز خود متجلی نیست. ‌

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.

پر بازدیدترین ها

پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت در نهج البلاغه

ان شئتَ ثنّيتُ بموسى كليم الله حيث يقول: (ربّ انى لِما أنزلت إلىّ من خير فقير)؛ و اللهِ ما سأله الّا خبزا يأكله، لانه كان ياكل بقلة الارض. اگر بخواهى پيامبر دیگرى را به عنوان الگو نام ببرم او موسى عليه السلام است، آن گاه كه فرمود: (پروردگارا! من به آنچه از خير و نيكى برايم نازل کنى نيازمندم) به خدا سوگند، حضرت موسى عليه السلام به جز نانى كه بخورد از خدا نخواست، زيرا او گياهان زمين مى خورد.
Powered by TayaCMS