دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

معنای ولایت مطلقه فقیه

ولی فقیه و حق قانون گذاری وسعت اختیارات ولی فقیه و اهمیت عنصر زمان و مکان در اجتهاد یکی از حقوق مردم بر حکومت یا دولت اسلامی، احیای سنّت‌های اسلامی در جامعه و مبارزه با بدعت‌ها است.
معنای ولایت مطلقه فقیه
معنای ولایت مطلقه فقیه
نویسنده: آیت الله محمد تقی مصباح یزدی

گفتار شانزدهم1

ولی فقیه و حق قانون گذاری وسعت اختیارات ولی فقیه و اهمیت عنصر زمان و مکان در اجتهاد یکی از حقوق مردم بر حکومت یا دولت اسلامی، احیای سنّت‌های اسلامی در جامعه و مبارزه با بدعت‌ها است. در این زمینه سوالات و شبهاتی مطرح شده است که با توجه به ظرفیت محدود بحث، توضیحاتی ارائه می‌کنیم.

برخی پرسش‌ها به سبب سوء تفاهم هایی است که به وجود آمده و در مواردی نیز این گونه پرسش ها، ناشی از عمد و غرض است. به هر حال ما در این جا سعی می‌کنیم پاسخ هایی مناسب برای این سوال‌ها و اشکال‌ها بیان داریم.
امام خمینی(قدس سره) درباره وسعت اختیارات ولی فقیه یا حاکم اسلامی، تعبیرات خاصی مطرح فرموده‌اند. همین امر منشا برخی سوالات و یا حتی سوء استفاده‌ها شده است. از نظر آن بزرگوار، قدرت ولی فقیه و حوزه اختیارات حاکم اسلامی به گونه ای است که فقیه می‌تواند در صورت وجود مصلحت برای جامعه اسلامی، دستور ترک بعضی واجبات را صادر نماید. برای مثال، حج یکی از واجبات مهم اسلام است. در هر سال صدها هزار نفر از مسلمانان برای انجام فریضه حج عازم مکه می‌شوند. حضرت امام(رحمه الله) می‌فرمایند، حاکم اسلامی می‌تواند در صورت وجود مصلحت، برای یک یا چند سال حج را تعطیل نماید.2 از نظر امام خمینی(قدس سره) مجتهد باید در فتاوای خویش شرایط زمان و مکان را مدّنظر قرار داده و از عنصر زمان و مکان غافل نباشد.

برخی از این گونه سخنان حضرت امام(رحمه الله) این گونه برداشت کرده اند که مجتهد می‌تواند بر اساس مصلحت سنجی و در زمان و مکان خاص، فتوایی بر خلاف حکم خدا صادر نماید! و یا طبق مصلحت، دستور اجرای اموری را صادر نماید که صد در صد خلاف اسلام است! متاسفانه بارها این گونه مطالب را از برخی شخصیت‌های رسمی کشور شنیده‌ایم.

ولایت مطلقه، ولایت عامه و ولایت خاصه

عده‌ای معتقدند که ولایت بر سه قسم است: ولایت مطلقه، ولایت عامه و ولایت خاصه (مقیده). اگر حکومت اسلامی وجود نداشته باشد و ولی فقیه نتواند در امر حکومت کاری را انجام دهد، در این حالت، حوزه اختیارات و عملکرد مجتهد جامع الشرایط محدود بوده و نمی تواند در امور مختلف جامعه ا عمال ولایت نماید. برای مثال، در زمان حکومت پهلوی و قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، فقیه تنها می‌توانست در «امور ح سبیه» و موارد ضروری دخالت نماید. فقها دور از چشم حکومت ا عمال ولایت نموده و به برخی کارهای مردم در امور شرعی و دینی رسیدگی می‌کردند. متدینان در زمان طاغوت با این مسایل آشنا بودند. افرادی مانند آموزگاران و سایر کارمندان، برای حلال شدن حقوق خویش نزد فقها و مراجع تقلید رفته و برای اخذ حقوق از حکومت طاغوت اجازه می‌گرفتند. هم چنین مردم برای تعیین «قیم» جهت اطفال یتیم یا در شرایط خاص دیگر، از ولی فقیه یا مجتهد جامع الشرایط اجازه می‌گرفتند. این همان «ولایت مقید» است که در واقع نوعی حکومت در حکومت یا دولت در دولت است. در این حالت، دولت حاکم، دولت غاصب بوده، حق ا عمال ولایت در کارهای مردم را ندارد و فقیه دور از چشم حکومت طاغوت، دستوراتی را صادر و یا حتی تصرفاتی را اعمال می‌کند.
اما اگر فقیه قدرت و حکومت را در اختیار داشته باشد «مبسوط الید» است. در این حالت حوزه فعالیت او تنها «امور ح سبیه» و موارد اضطراری نیست، بلکه حتی در جایی که اضطرار و نیاز شدید هم نباشد می‌تواند ا عمال ولایت نماید. از این ولایت به «ولایت عامه» یا «ولایت مطلقه» تعبیر می‌شود. تعبیر اول، یعنی «ولایت عامه»، رایج تر از «ولایت مطلقه»3 است.

در این میان، تعبیر امام خمینی(قدس سره) از «ولایت مطلقه» منشا ایجاد یک شبهه یا تفسیر ناصحیح از سخن ایشان در ذهن برخی شده است. از نظر این عده، «ولایت مطلقه» نظریه ای است که مختصّ امام خمینی(قدس سره) است و پیش از ایشان هیچ فقیهی از آن سخنی به میان نیاورده است و آنچه فقهای دیگر از گذشته تا به حال از آن سخن گفته اند بحث «ولایت عامه» است که در مقابل ولایت خاصه (مقیده) قرار می‌گیرد. اینان می‌گویند: «ولایت عامه» که از سوی فقهای دیگر مطرح گشته، سرپرستی امور مختلف جامعه، مثل نصب قاضی و حاکم، در محدوده احکام اسلامی است و حوزه ولایت او هر چند وسیع و گسترده است اما نمی‌تواند بر خلاف دستورات اسلامی عمل کند؛ در حالی که «ولایت مطلقه» به این معنا است که فقیه، مقید به احکام اسلام نیست و می‌تواند هر آنچه را به صلاح جامعه تشخیص می‌دهد انجام دهد، اگرچه صد در صد ضد اسلام باشد!!

تحریف سخنان امام خمینی(قدس سره)

به اعتقاد ما این گونه برداشت ناصحیح از سخنان امام خمینی(قدس سره) یک نعل وارونه است؛ چه این که اولا، دیدگاه امام خمینی(قدس سره) را در مقابل نظر همه فقهای پیشین قرار می‌دهد؛ به این معنا که سخن ایشان را خلاف اجماع و فاقد ارزش و اعتبار علمی لازم جلوه می‌دهد. اگر فقیهی بخواهد حرفی بر خلاف اتفاق و اجماع همه فقهای دیگر بزند، فتوای او اصطلاحاً «شاذ» و بسیار آسیب پذیر خواهد بود و نقطه ضعفی برای آن محسوب می‌شود. البته گاهی این مطلب را به عنوان طرفداری از نظریه امام خمینی(قدس سره) مطرح می‌سازند، اما این کار در حقیقت سخن ایشان را در مقابل نظر همه فقها قرار می‌دهد.

ثانیاً اینان با چنین تفسیری «حکومت اسلامی» یا «ولایت مطلقه فقیه» را به گونه‌ای مطرح می‌سازند که با اساس دین در تضاد قرار می‌گیرد؛ چه این که از نظر آنان «حکومت اسلامی» در صورت وجود مصلحت، می‌تواند اموری را هر چند صد در صد مخالف اسلام، به عنوان «قانون» وضع نماید و اطاعت از این گونه قوانین بر مردم واجب خواهد بود!

بنابراین سخن این عده، یک سخن شیطانی دو منظوره است: از یک طرف نظریه امام خمینی(قدس سره) به عنوان نظریه ای غیر مطرح و نادر، و در مقابل دیدگاه سایر فقها قرار داده شده است؛ و از سوی دیگر، بابی برای بدعت گذاری و عمل بر خلاف احکام اسلام باز شده است. از همین جا است که برخی به عنوان اصلاح طلب، در مقام حذف «ولایت فقیه» و «شورای نگهبان» از قانون اساسی هستند و در روزنامه‌ها و مجلات خویش بر آن تاکید می‌ورزند؛ امری که بیگانگان نیز روی آن مانور زیادی می‌دهند. به اعتقاد ایشان، با حذف این امور از قانون اساسی، نظریه امام خمینی (قدس سره) در باب حکومت اسلامی هم چنان جایگاه خویش را خواهد داشت! چون حکومت اسلامی حق وضع و تدوین هر قانون، هر چند ضد اسلام را دارد و مردم باید به عنوان وظیفه شرعی به آن قانون ضد اسلامی عمل کنند! به عبارت دیگر، مسلمانان موظف هستند به نام تبعیت از اسلام، خلاف شرع و احکام اسلام عمل نمایند!! طرح این گونه سخنان از سوی افراد جاهل که با اصطلاحات علمی و فقهی آشنایی کافی ندارند دور از انتظار نیست، ولی طرح این مباحث از سوی برخی مقام‌های رسمی کشور در مجامع خصوصی و عمومی مایه تاسف است. به هر حال برای روشن شدن این مطلب، در این جا توضیحاتی را بیان می‌کنیم.

مقاله

نویسنده آیت الله محمد تقی مصباح یزدی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.

پر بازدیدترین ها

پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت در نهج البلاغه

ان شئتَ ثنّيتُ بموسى كليم الله حيث يقول: (ربّ انى لِما أنزلت إلىّ من خير فقير)؛ و اللهِ ما سأله الّا خبزا يأكله، لانه كان ياكل بقلة الارض. اگر بخواهى پيامبر دیگرى را به عنوان الگو نام ببرم او موسى عليه السلام است، آن گاه كه فرمود: (پروردگارا! من به آنچه از خير و نيكى برايم نازل کنى نيازمندم) به خدا سوگند، حضرت موسى عليه السلام به جز نانى كه بخورد از خدا نخواست، زيرا او گياهان زمين مى خورد.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

از آنجا که نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اسوه حسنه و الگوی مناسب برای همه انسانها در همه اعصار است، باید در پی شناخت آن شخصیت عالی مقام و سیره آن فرستاده الهی باشیم. با توجه به اینکه نزدیک ترین انسانها به نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و آگاه ترین انسانها به شخصیت آن پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، امام علی(علیه السلام) است، بهترین راه برای شناخت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) مراجعه به سخنان گهربار امام علی(علیه السلام) می باشد.
Powered by TayaCMS