دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مقامات علمى و معنوى

No image
مقامات علمى و معنوى

مقامات علمى و معنوى

شیخ هادى تهرانى (مدرّس تهرانى) از دانشوران قرن چهاردهم هجرى است که در فقه، اصول، تفسیر، حکمت، کلام، حدیث، زبان و ادبیات عرب مهارت ویژه اى داشت و در اغلب این رشته ها تألیفاتى دارد و یا مطالبى را تدریس کرده است.[23]

وى در فقه، اصول و حکمت، آرایى ویژه دارد و اصولا شجاعت علمى و ابراز عقیده و افکار مستقل یکى از مهم ترین ویژگى هاى این اندیشمند مى باشد. در باب روایات مندرج در کتب اربعه شیعه و استناد به آن ها، تأثیر اجماع در حکم مجتهد، باز بودن باب علم و ظنون خاصى که مى توان آن ها را حجت قرار داد، وجود ذهنى و اصالت وجود و ماهیت، نظرات خاصى ابراز داشت که در آثارش مندرج است. شاگردانش نیز برخى افکارش را تدوین کرده اند. از باب نمونه جواد تارا که شاگرد شیخ محسن کوه کمره اى گرگرى و شیخ على اصغر خطایى است و این دو از شاگردان و مقرّرین درس شیخ هادى به حساب مى آیند، رساله اى به نام «کلام فى الوجود الذهنى المتوهم لدى القوم و ردّه» نگاشته است که برگرفته از افکار شیخ هادى تهرانى مى باشد.[24] به گواهى شیخ آقا بزرگ تهرانى، شیخ هادى اوّلین کسى است که در بیان فرق بین حق و حکم اثرى مستقل نگاشت موضوعى که تا قبل از شیخ انصارى صرفاً به صورت اشاره در کتاب هاى فقهى شیعه درباره آن دیده مى شد و شیخ اعظم در کتاب بیع مکاسب به ذکر ویژگى هاى حقوق و فرق بین حق و ملک پرداخت و در کتاب الخیارات با توجه به ویژگى هاى حق، خیار را از مصادیق حق در مقابل حکم دانست. کمتر از هفت ماه قبل از وفات شیخ انصارى بود که شاگردش شیخ هادى دیدگاه هاى خویش را به طور مستقل و در نوشتارى با سبکى تازه درباره حق و حکم به علاقه مندان عرضه کرد.[25] وى در این رساله خاطر نشان مى کند: حق، سلطه انسان بر غیر است. چه آن غیر انسان باشد و چه اموالاما حکم به معناى اعم شامل حق هم مى گردد، چون حق حکمى وضعى است. سپس حق را به دو قسم تقسیم مى نماید، زیرا گاهى منشأ انتزاع آن علت تامه حق است، مثل حق ربوبیت نسبت به بندگان و گاهى مقتضى براى حق است. مانند حقى که مولا نسبت به برده و طلبکار نسبت به بدهکار دارد. ایشان ولایات پیامبر اکرم، ائمه هدى، فقیه، پدر و جدّ را از نوع حق اوّل مى داند. شیخ هادى براى حق ویژگى هایى را بر مى شمارد، از جمله قابلیت اسقاط، قابلیت نقل به دیگرى و قابلیت انتقال قهرى از دیگرى به وسیله اسبابى، مانند ارث. امّا این ویژگى ها را درباره حق نوع اوّل جارى نمى داندزیرا مستلزم تخلّف معلول از علت است و نسبت به نوع دوم حق اسقاط در صورتى جارى مى گردد که سلطه بر شخص دیگرى باشد. در لابلاى این مباحث، مولف با ذکر مصادیقى چون رجوع زوج در طلاق، رجوع زوجه در خلع، عزل وکیل از سوى موکّل، رجوع در هبه، شفعه، قصاص و... بحث کرده و مصداق هر کدام از آن ها را براى حق و حکم بیان کرده است. این رساله سرچشمه تألیف آثار دیگرى توسط دانشمندان شیعه درباره حق و حکم در سنوات بعد گردید.[26]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

No image

محمد هادی تهرانی

جدیدترین ها در این موضوع

نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.

پر بازدیدترین ها

پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

از آنجا که نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اسوه حسنه و الگوی مناسب برای همه انسانها در همه اعصار است، باید در پی شناخت آن شخصیت عالی مقام و سیره آن فرستاده الهی باشیم. با توجه به اینکه نزدیک ترین انسانها به نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و آگاه ترین انسانها به شخصیت آن پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، امام علی(علیه السلام) است، بهترین راه برای شناخت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) مراجعه به سخنان گهربار امام علی(علیه السلام) می باشد.
نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
Powered by TayaCMS