دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نصیحت

No image
نصیحت

كلمات كليدي : نصيحت، غش، خيرخواهي، نصيحت براي امام، نصيحت براي خدا، نصيحت براي رسول خدا، نصيحت براي قرآن، نصيحت براي مسلمانان

نویسنده : مصطفي همداني

نصیحت از برترین صفات و فضایل انسانی است[1] که نقشی بسیار مهم در ارتباط انسان با خدای متعال و مردم دارد؛ ارتباطی که صدق، صفا، وفا و اخلاص را در بر دارد و انسان اخلاق‌جو را از ریا، نفاق، تزویر و غش مبرا می‌نماید. روشن است که چنین ارتباطی می‌تواند نقش بسیار مهمی را در سعادت انسان ایفا کند.

تعریف

چنین تلقی شده است که نصیحت یعنی موعظه و امر و نهی کردن دیگران و حال آن‌که این تصور بسیار نادرست است؛ زیرا موعظه و پند دیگران تنها یکی از مصادیق نصیحت، آن هم مصداق رفتاری آن است که البته در روایات نیز گاهی نصیحت بر این معنی اطلاق شده است؛ اما نصیحت به معنی دقیق و اصلی آن در روایات ما، یک صفت قلبی و بسیار گسترده و پر دامنه و دارای مصادیق متعدد است.

برخی لغویون، جامع‌ترین ترجمه لغوی نصیحت را خیرخواهی دانسته‌اند.[2] همانطور که از نظر اصطلاحی نیز برخی علمای اخلاق معنقدند که «نصیحت» در یک کلمه یعنی خیرخواهی.[3] اما از آن‌جا که متعلق نصیحت در روایات ما گسترده‌تر از انسان‌ها است و خدای متعال و قرآن و اولیای الهی را هم شامل است، می‌توان گفت نصیحت یعنی همان وفا با خدا و دین (قرآن و رسول خدا و ائمه‌ی هدی علیهم السلام و صفا با مردم؛ به معنی اطاعت و اخلاص در دین و بی‌غش بودن نسبت به مردم. برخی علمای اخلاق، ضد حسد را نصیحت ذکر کرده‌اند[4] و «عداوت» را هم ضدّ «نصیحت» معرفی فرموده‌اند.[5] در برخی روایات نیز نصیحت در مقابل عداوت[6] و هم در برابر غش[7] به کار رفته است و البته این هر سه به یک معنی درست هستند و قدر جامع آن‌ها مفهوم غش است به معنی ناخالصی ورزیدن و خیرخواهی نکردن که در عداوت و حسادت نیز وجود دارد.

فضیلت نصیحت

رسول گرامی خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمود: ابدال امت من به خاطر نماز زیاد وارد بهشت نشدند بلکه برای سلامتی سینه‌ها و سخاوتشان وارد بهشت شدند.[8] نیز سه بار فرمود: دین، همه‌اش نصیحت است و در روایت دیگر فرمودند: هر کس ضمانت کند برای خدا، رسول خدا، کتاب خدا، ائمه‌ی مسلمین، مومنین و جامعه اسلامی نصیحت ورزد، او را ضمانت بهشت می‌کنم[9] و فرمود: باید مومن را نصیحت داشته باشی هم‌چون نصیحتی که برای خودت داری[10] نیز فرمودند: بالاترین منزلت در قیامت را کسی دارد که بیشتر از همه بر اساس نصیحت در دنیا برای مخلوقات او عمل کرده باشد.[11]

امام علی علیه‌السلام فرمود: مومن بر نصیحت سرشته شده است[12] و هرگز نصیحتی را نمی‌بیند که از آن درگذرد.[13] و نصیحت بهترین اخلاص‌ورزی و از خوی‌های انسان‌های بزرگوار است و گروهی که اهل نصیحت نباشند خیری در آنان نیست.[14]

امام صادق علیه‌السلام نیز فرمودند: بر تو باد به نصیحت‌ورزی با قصد قربت برای بندگان و مخلوقات او که عملی را برتر از این نخواهی یافت.[15]

اقسام نصیحت

رسول خدا در پاسخ کسی که پرسید برای چه کسی خیرخواهی کنیم؟ فرمودند: برای خدا، رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم، کتاب خدا، ائمه‌ی مسلمین، مومنین و جامعه اسلامی. [16] بر اساس این روایت و دیگر احادیث شریف می‌توان اقسام نصیحت را در نمای زیر ترسیم نمود:

1. نصیحت برای خدا: امام صادق علیه‌السلام فرمود: ذوالقرنین، بنده‌ای خالص بود که برای خدا نصیحت نمود و خدا هم او را خالص نمود.[17] امام علی علیه‌السلام نصیحت در ارتباط با خدا را به عبادت از روی رغبت و رهبت هر دو تفسیر فرمود.[18] شرح این گونه عبادت آن است که انسان اعتقاد درست درباره‌ی توحید او داشته باشد و برای او اخلاص عمل ورزد.[19]

2. نصیحت برای قرآن: معنی نصیحت برای کتاب خدا، اعتقاد به حقانیت آن و عمل به فرمایشات آن است.[20]

3. نصیحت برای رسول خدا و اهل بیت او:رسول گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمودند:هر کس پنج خصلت را داشته باشد تمام حقایق ایمانی را در خود پیاده کرده و همه‌ی درهای بهشت برای او باز است: یکی از آن‌ها نصیحت برای اهل بیت پیامبرش است.[21] رسول خدا فرمود:هر کس با ما غش ورزد از ما نیست.[22]در زیارت حضرت ابوالفضل علیه‌السلام سقای تشنگان دشت سوزان کربلا چنین عرضه می‌داریم: تو نصیحت خود را در حق امامت به جای آوردی.[23]

این مرتبه از نصیحت در برخی روایات به ادای اجر رسالت او که مودت خاندان او باشد تفسیر شده است[24]که این یک مصداق جامع است و مصادیقی چون تصدیق به نبوت و رسالت او و اطاعت از امر و نهی او[25] که به عنوان مصداق نصیحت برای رسول خدا ذکر شده‌اند را نیز شامل است.

4. نصیحت برای حاکم اسلامی (پیامبر و امام یا نماینده آنان): روایت است که سه چیز است که قلب انسان مؤمن هرگز در آن‌ها دغلکاری نمی‌کند: اخلاص عمل برای خدا،‌ خیرخواهی برای ولی امر، همراهی با جماعت مسلمین.[26] رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نیز به نصیحت برای ائمه مسلمین علیهم السلام توصیه داشتند[27] و می‌فرمودند: خداوند خیرخواهی برای ولی امر را دوست دارد.[28]

همچنین از موارد مهم این نصیحت، گزارش نمودن جریانات و حوادث موجود در کشور یا کیفیت عمل کارگزاران و مسئولان حکومت براى رهبر جامعه در صورت مفید بودن آن گزارش است هر چند گزارش کننده نسبت به این کار مأموریت و مسئولیت خاصى نداشته باشد.[29] اما باید با دقت و بدون گمانه‌زنی و رعایت حقوق و حرمت افراد صورت گیرد.

5. نصیحت برای جامعه اسلامی: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمود: محبوب‌ترین شما نزد خدا چند صفت دارد: از جمله اینکه ناصح‌ترین فرد برای امت پیامبر خدا است.[30] امام علی علیه‌السلام فرمود: نصیحت برای مسلمانان یکی از پایه‌های شش‌گانه‌ی دین است.[31] در واقع معنی نصیحت برای عموم مسلمانان، ارشاد آنان به سوی مصالح آنان است.[32]

6. نصیحت برای تک تک افراد جامعه اسلامی: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمودند: هر کس اهتمام برای امور مسلمانان نداشته باشد مسلمان نیست[33] و عابدترین مردم کسی است که قلبش برای همه‌ی مسلمانان از همه خالص‌تر و بی‌غش‌تر باشد[34] و کسی که سیل یا آتش سوزی را از گروهی مسلمان دور کند، بهشت بر او واجب است. [35]

7.نصیحت برای افراد تحت سرپرستی خود؛ چه در گروهی کوچک چون خانواده یا اداره و چه در کل جامعه اسلامی: روایت است که حق مردم بر حاکم نصیحت برای آنان است[36] و هر مسئولی که تلاش و خیرخواهی برای مسلمین تحت حاکمیت و مدیریت خود نکند با آنان به بهشت نمی‌رود[37] و هر کسی سرپرستی گروهی را دارا شود و نسبت به آنان غش ورزد خدا بهشت را بر او حرام کند[38] و هر حاکمی که اهل غش به رعیت باشد خدا بهشت را بر او حرام می‌کند.[39]

8. نصیحت برای مشورت کننده: که در روایات از حقوق مشورت کننده[40] و نیز شرایط صلاحیت مشورت شونده است؛ همانطور که امام حسن علیه‌السلام فرمود: با کسی مشورت کنید که نصیحت داشته باشد.[41]

9.نصیحت برای خود: امام علی علیه‌السلام انسان‌ها را به خیرخواهی برای خود با توبه و غلبه بر شهوات دعوت نموده[42] و فرمودند: ناصح‌ترین مردم کسی است که ناصح‌ترین برای خود باشد[43]و کسی که برای خود نصیحتی ندارد چگونه می‌تواند برای دیگری نصیحت ورزد؟![44]

10. نصیحت برای هر مخلوق دیگر: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمود: بالاترین منزلت در قیامت را کسی دارد که بیشتر از همه بر اساس نصیحت در دنیا برای مخلوقات او عمل کرده باشد.[45] امام صادق علیه‌السلام فرمود: بر تو باد به نصیحت‌ورزی با قصد قربت برای بندگان و مخلوقات او که عملی را برتر از این نخواهی یافت[46] و این یک اصل است مگر این که مراعات آن به ضرر جامعه اسلامی باشد و آن افراد قصد اضرار به جامعه اسلامی داشته باشند که تشخیص مصادیق آن بر عهده حاکم صالح اسلامی است.

اقسام نصیحت برای مومنین

این نوع از نصیحت دارای مصادیق بسیار گسترده‌ای است و به همین جهت مستقلاً مورد بررسی قرار می‌گیرد:

1. استغفار و دعا کردن: رسول گرامی خداصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمودند: چهار حق بر گردن امت من وجود دارد: تائب را دوست داشته باشند، نیکوکار را یاری کنند، برای گناهکار استغفار کنند و برای همه دعا کنند.[47]

2. برآوردن حاجت او به طوری که برای خود می‌خواهیم: که از بزرگترین موارد و مصداقهاى خیرخواهى (نصیحت) است.[48] رسول خدا فرمود:هر کس در حاجت برادرش تلاش کند اما نصیحت نورزد، به خدا و پیامبرش خیانت نموده است.[49] امام صادق علیه‌السلام فرمود: هر کس از برادر دینی خود کمکی بخواهد و او تمام تلاش خود را برای قضای آن به کار نبرد، به خدا و رسول و همه‌ی ائمه از اول تا آخر خیانت نموده است.[50] معیار در نصیحت و خیرخواهى این است که آنچه را براى خود مى‌خواهى براى برادر خود نیز بخواهى و آنچه را براى خود نمى خواهى و نمى پسندى براى او نیز نخواهى و نپسندى[51]و هر گونه شری که برای او نمی‌پسندیم برای خود نیز نپسندیم همانطور که در روایت آمده است: شما ایمان نمی‌آورید مگر این که هرچه برای خود می‌پسندید برای برادر دینی خود هم بپسندید[52] و هر یک از شما آینه‌ی برادر خود است و باید بدی را از رخسار او دور کند.[53]

3. موعظه: گاهى در روایات به ارشاد و راهنمائى مومن در آنچه مصلحت و خیر و سعادت او است عنوان نصیحت اطلاق شده است.[54] در روایت آمده است کسی که موعظه نمود، نصیحت نموده است[55] و هیچ نصیحتی چون برحذر داشتن نیست.[56] اما این معنی که مرادف با پند و موعظه است تنها بخشی از معنی نصیحت است. (‌ «موعظه»)

4. نهی از منکر و امر به معروف:اگر با قصد خیر رساندن و شفقت بر فرد نصیحت شونده مورد نظر باشد؛ مانند ارشاد او به مصالح دینی و دنیوی و یاری او بر آن‌ها و یاد دادن به او اگر نمی‌داند و توجه دادن به او در غفلت‌ها[57] که ابتدا با پند و اندرز انجام می‌گیرد و اگر اثر نکرد با ترساندن و بازداشتن تا آنجا که نوبت به سخنان تند و درشت برسد.[58]

5. صلح‌افکنی که در روایت آمده است از بهترین انواع نصیحت است.[59]

6. بر طرف کردن ترس و اندوه از مومن و شاد و مسرور ساختن او که از بزرگترین شاخه‌هاى خیرخواهى (نصیحت) است.[60]

7. اهتمام درباره‌ی کارها و مشکلات برادر مومن خود.[61]

8. شاد بودن در شادی برادر مومن خود و غمناکی در مشکلات او باشد.[62]

9. دفاع از او و آبرویش در صورتی که ضعیف باشد و احترام او در کودکی و بزرگسالی.[63]

10. عدم حسادت و غش نورزیدن نسبت به او.[64]

آثار نصیحت

این صفت قلبی دارای آثار قابل توجهی در تهذیب قلب و اصلاح دنیا و آخرت زندگی فردی و اجتماعی دارد:

1. تشرف به فضیلت برترین عمل: امام صادق علیه‌السلام فرمود: بر تو باد به نصیحت‌ورزی با قصد قربت برای بندگان و مخلوقات او که عملی را برتر از این نخواهی یافت.[65]

2. امداد الهی در رسیدن به مراتب والای اخلاص: زیرا مراتب بالای اخلاص از امور موهوب یعنی عطایای الهی است که با تلاش بشر حاصل نمی‌شود و انسان تنها باید مقدمات آن را فراهم کند و نصیحت ورزی، این اثر را در تدارک مقدمات لازم برای دریافت آن فیوضات دارد. همانطور که امام صادقعلیه‌السلام فرمود: ذوالقرنین، بنده‌ای خالص بود که برای خدا نصیحت نمود و خدا هم او را خالص نمود.[66]

3. رفع عذاب از جامعه اسلامی: همانطور که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمودند: ای ابن مسعود، با مردم منصف باش، خیرخواه همه باش و بر آنان ترحم کن که اگر چنین کردی و خدا خواست عذابی بر شهری بفرستد و تو در آنان باشی، آن عذاب را از آنان دور می‌کند.[67]

4. به دست آوردن ایمان از راه ملازمت حق و نصیحت برای خلق است.[68]

5. ایجاد مودت: که طبق روایت[69] می‌تواند شامل مودت فردی و اجتماعی شود.

6. بهره‌مندی از خیر و خوبى؛ زیرا هر کس طالب خیر و خوبى براى مسلمانان باشد، در هر خیرى که به ایشان برسد شریک است؛ یعنى ثواب او مثل ثواب کسى است که آن خیر را رسانیده است.[70]

آسیب‌شناسی‌ بحث نصیحت

بحث نصیحت دارای یک آسیب مفهومی رایج است که خلط آن با موعظه به عنوان یکی از مصادیق آن است که در آغاز این نوشتار به آن اشاره شد.

آسیب دیگر این فضیلت، تقلبی بودن نصیحت ارائه شده و غش بودن آن در حقیقت است. مومن و رهبر جامعه اسلامی باید زیرک باشند و دست‌های ابلیسی افرادی که در ظاهر خیرخواهی نسبت به او و جامعه اسلامی غش می‌ورزند را همواره بشناسد. از جمله‌ی این افراد که نقدشان همواره یا غالباً مغشوش است، گروه‌های زیر هستند:

1. حسودان:‌ همانطور که امام صادقعلیه‌السلام فرمود: نصیحت از حسود محال است.[71]

2. دشمن: زیرا امام علی فرمود: نادان است کسی که از دشمنش طلب نصیحت کند. [72]

3. افراد پست: همانطور که امام علی علیه‌السلام فرمود: نصیحت از ویژگی‌های افراد بزرگوار است و خیرخواهی افراد پست به خاطر سود یا زیان خودشان است.[73]

مقاله

نویسنده مصطفي همداني
جایگاه در درختواره فضائل اخلاقی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.

پر بازدیدترین ها

پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

از آنجا که نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اسوه حسنه و الگوی مناسب برای همه انسانها در همه اعصار است، باید در پی شناخت آن شخصیت عالی مقام و سیره آن فرستاده الهی باشیم. با توجه به اینکه نزدیک ترین انسانها به نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و آگاه ترین انسانها به شخصیت آن پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، امام علی(علیه السلام) است، بهترین راه برای شناخت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) مراجعه به سخنان گهربار امام علی(علیه السلام) می باشد.
نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
Powered by TayaCMS