دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آشفتگی Chaos

No image
آشفتگی Chaos

كلمات كليدي: آشفتگي، آنومي، وجدان جمعي، متفاوت سازي، فشار ساختي، نابرابري

نویسنده: فاطمه عمو عبداللهي

آشفتگی اجتماعی با تعابیر مختلفی مثل بی‌نظمی اجتماعی، ناهنجاری اجتماعی، اختلال اجتماعی و آنومی یا بی‌سازمانی اجتماعی، بیان می‌شود؛ که ابتدا توضیحی درباره آن‌ها ارائه می‌شود.

اصطلاح بی‌سازمانی اجتماعی به تزلزل نظام هنجارها، قواعد و قوانینی دلالت دارد، که می‌بایست ثبات و نظم جامعه را تأمین کنند؛ اما قادر به انجام آن نیستند.[1]

جامعه سازمان‌یافته، جامعه دارای ثبات است و مردم نقش‌های خود را بدون فشار و یا تقابل، به‌سادگی انجام می‌دهند و رفتار اجتماعی از هنجارها و قواعد اجتماعی تأثیر می‌پذیرند. وقتی سازمان اجتماعی در مقابل تغییرات اجتماعی مانند جنگ، بحران‌های اقتصادی و ...، قرار گیرد و امکان انطباق پیدا نکند، دچار بی‌سازمانی می‌شود.[2] پدیده تأخر فرهنگی نیز باعث به‌وجود آمدن آشفتگی اجتماعی می‌شود؛ زیرا در مواردی صنعت و تکنولوژی با سرعت بیشتری نسبت به عناصر فرهنگی مرتبط تغییر می‌کند و تناسب بین آن‌ها از بین می‌رود. مثلا با پیشرفت صنعت و تولید اتومبیل، لازم است که عناصر مادی و غیرمادی دیگری؛ مانند وضعیّت کوچه‌ها و خیابان‌ها، قوانین و مقررات برای ایجاد نظم، دادگستری و پلیس نیز تغییر کنند؛ اما بدیهی است که این تغییرات نمی‌توانند با سرعتی یکسان روی دهند. در نتیجه نظم هیئت فرهنگی جامعه متزلزل و جامعه به‌سوی ناسازگاری و در نهایت بی‌سازمانی (و به تعبیر دیگر بحران اجتماعی (Social Crisis) یا آشفتگی اجتماعی (Social Chaos)، پیش می‌رود.[3]

به‌تعبیر ویلیام توماس (1947-1863 :William Isaac Thomas) و فلورین زنانیکی (Florian Witold Znaniecki: 1882-1985)، "بی‌سازمانی اجتماعی"؛ کاهش اثر قواعد موجود اجتماعی بر رفتار افراد است.[4]

هنگامی که قوانین و مقررات جامعه نتواند، افراد را درست تحت بازرسی قرار دهد، افراد آن جامعه دست‌خوش یأس و اختلال می‌گردند، هنگامی که این اختلال بسط یافت، تمام سازمان اجتماعی مبتلا می‌گردد و نهادها و تأسیسات مختلف رو به تجزیه و انحطاط می‌نهند و این اختلال سازمان اجتماعی، به‌صورت افزایش فساد و جنایات ظاهر می‌شود.[5]

اختلال و بی‌نظمی اجتماعی یک کیفیت انحصاری نیست؛ بلکه کم و بیش در کلیه جوامع عمومیّت دارد و همواره افرادی یافت می‌شوند که برخی از قوانین اجتماعی را پایمال می‌کنند و این قانون‌شکنی در تأسیسات اجتماعی تولید اختلال می‌کند و هرگاه از آن جلوگیری نشود، افزایش می‌یابد.[6] همچنین همیشه امکان بروز سیل، جنگ و مواردی از این دست، که باعث بی‌سازمانی در هر جامعه‌ای می‌شود، وجود دارد.

اصطلاح دیگر در این مورد، اصطلاح آنومی (Anomie) است. آنومی توسط امیل دورکیم (Emile Durkheim: 1858-1917) جامعه‌شناس فرانسوی به‌کار گرفته شده و به‌معنی بی‌هنجاری می‌باشد. دورکیم معتقد بود، انسان‌ها موجوداتی با آرزوهای نامحدود و سیری‌ناپذیرند و این سیری‌ناپذیری طبیعی آن‌ها را تنها می‌توان با نظارت‌های خارجی؛ یعنی با نظارت‌های اجتماعی، مهار کرد. چندان که هر فردی در محدوده خودش کم و بیش تشخیص می‌دهد که تا چه حدی می‌تواند به بلندپروازی‌هایش میدان دهد. بدین‌سان هدف و سرانجامی بر سوداهای فرد نهاده می‌شود. ولی هرگاه شیرازه تنظیم‌های اجتماعی از هم گسیخته شوند، نفوذ نظارت‌کننده جامعه، بر گرایش‌های فردی، دیگر کارآیی‌اش را از دست خواهد داد، افراد جامعه به حال خودشان واگذار خواهند شد و هرکس تنها هدف‌های شخصی خودش را دنبال می‌کند. دورکیم چنین وضعی را بی‌هنجاری می‌خواند. در واقع این اصطلاح به بی‌ضابطگی نسبی در کل جامعه یا در برخی از گروه‌های ترکیب‌کننده آن راجع است.[7]

نخستین کاربرد واژه آنومی در زبان انگلیسی، در اواخر قرن 16 و 17 بوده است و در مباحث الهیّاتی، مکرر به‌معنای بی‌اعتنایی به قانون -خصوصا قانون الهی- به‌کار رفته است. هم،‌ شکل املای انگلیسی Anomy و هم، املای فرانسوی آن Anomie رواج دارد.[8]

بی‌هنجاری کامل از نظر تجربی امکان‌پذیر نیست؛ اما جوامع گوناگون را می‌توان بر حسب بیش یا کمی درجات تنظیم‌های هنجاربخش‌شان از یکدیگر مشخص کرد.[9] از طرفی زندگی اجتماعی همواره در یک نزاع دائمی، میان نیروهای کنترل اجتماعی و تمایلات اجتماعی به بی‌نظمی و ناسازگاری، می‌باشد. این معرکه اجتماعی، طرف کاملا برحق یا باطل ندارد، چون نه نیروهای کنترل، همیشه بی‌زیان‌اند و نه عوامل ناسازگاری، همیشه بدخواه.[10] به‌هرحال دگرگونی اجتماعی می‌تواند در کل یا بخش‌هایی از جامعه، بی‌هنجاری ایجاد کند.

آشفتگی اجتماعی را نباید با مفاهیم اخلاقی مانند فساد یا بدی اشتباه گرفت؛ زیرا در مواردی نمی‌توان بی‌سازمانی را به‌طور قاطع مورد قضاوت قرار داد؛ مانند اعتصاب کارگران کارخانه، که شاید سازمان کارخانه را برهم زند، اما ضرورتا بد نیست.[11]

علائم و نشانه‌های آشفتگی

مایل الیوت و فرانسیس مریل در کتاب خود به‌نام "اختلال اجتماعی" خاطرنشان می‌کنند که بی‌نظمی اجتماعی را می‌توان به سه نوع تقسیم کرد:

1) اختلال فرد؛

2) اختلال خانواده؛

3) اختلال جامعه.

البته مشکل می‌توان گفت، که یک مسئله اجتماعی به‌کدام نوع تعلق دارد؛ زیرا فرد، گروه و گروه، جامعه را تشکیل می‌دهند. چنانچه مثلا شیوع بیماری‌های مقاربتی علامت اختلال روحی فرد است؛ لکن چون آدمی غالبا در روابط جنسی خارج از خانه به این بیماری‌ها دچار می‌شود، این مرض در عین حال بی‌نظمی و اختلال در زندگی خانوادگی را نیز نشان می‌دهد و بدین‌طریق شیوع این نوع بیماری‌ها نشان از عدم تسلط جامعه بر فرد است و گواه اختلال در جامعه نیز می‌باشد.[12]

الیوت و مریل از جمله علائم اختلالات انفرادی را تبه‌کاری دوران نوجوانی، انواع جنایات، جنون، فحشا و خودکشی ذکر می‌کنند.

بی‌نظمی در خانواده را با طلاق، فرار از خانه، به‌وجود آمدن فرزندان نامشروع، بیماری‌های آمیزشی نشان می‌دهند و از جمله علائم اختلال در جامعه؛ فقر، فقدان وسایل تعلیم و تربیت، بی‌کاری، فساد سیاسی و جنایت می‌باشد. البته آنان تصور نمی‌کردند بین این سه نوع حد فاصل مشخصی باشد زیرا هر سه به‌هم بستگی دارند و غالبا به‌هم آمیخته‌اند. بنابراین به‌عقیده الیوت و مریل، نباید این علائم را به‌منزله نشانه‌های قطعی اختلال دانست. مثلا طلاق زیاد جامعه به‌منزله یک نشانه اختلال در آرامش خانواده به‌شمار می‌آید؛ حال آنکه ممکن است در جوامع شرقی، این افزایش، ناشی از علم بهتر به قوانین طلاق و تعدیل سخت‌گیری‌های پیشین در مورد آن و یا عوامل دیگر باشد.[13]

عوامل آشفتگی

1) اندازه جمعیت؛ از جمله عواملی که نظم جامعه را مورد تهدید قرار می‌دهد، اندازه جمعیت است. سازمان‌دهی جمعیت‌های بزرگ مشکل‌تر از جمعیت‌های کوچک است؛ زیرا با افزایش تعداد مردم، کیفیّت کنش متقابل (شدت هیجان، عاطفه و اعتماد متقابل) کاهش می‌یابد؛ که خود باعث تضعیف همبستگی میان آن‌ها می‌شود. در نتیجه، یک عامل نیرومند کنترل اجتماعی تضعیف می‌شود. از طرف دیگر در جمعیت‌های بزرگ، خرده‌گروه‌هایی تشکیل می‌شوند، که فرهنگ و سبک زندگی خاص خود و متفاوت از دیگران را به‌وجود می‌آورند؛ که این خود، کشمکش و یا لااقل افزایش اختلاف را در جامعه باعث می‌شود. همچنین این جمعیت‌های بزرگ در مورد منابع و هماهنگی فعالیت‌ها، مشکلات زیادی دارند.[14]

2) متفاوت‌سازی اجتماعی؛ متفاوت‌سازی عبارت است از ایجاد تفاوت در فرهنگ، نقش‌های شغلی، درآمد، ساخت خانواده، نوع ترتیبات اقتصادی و همه اموری که مردم، گروه‌ها و سازمان‌ها انجام می‌دهند. هرچه این تفاوت‌ها بیشتر باشد، جمعیت از تمایز بیشتری برخوردار خواهد بود. همان‌گونه که در بالا اشاره شد، متفاوت‌سازی از افزایش جمعیّت ناشی می‌شود و با رشد جمعیت نیز افزایش می‌یابد. این تفاوت‌ها همواره برای کنترل اجتماعی ایجاد مشکل می‌کنند.[15]

3) نابرابری؛ دو عامل ذکرشده در بالا به عامل سوم؛ یعنی نابرابری مرتبط‌اند؛ که مشکل حفظ نظم در جوامع را تشدید می‌کنند. با رشد جمعیت و متفاوت‌سازی، لاجرم برخی از مردم، بیش از دیگران پول، قدرت و حیثیّت به‌دست می‌آورند. نابرابری‌ها با اینکه در مواقعی، انقلاب‌های فراگیر در کل جامعه را پدید می‌آورند؛ ولی غالبا نزاع‌های محدودی را میان کسانی که از منابع خاصی برخوردارند و کسانی که از آن محروم‌اند، ایجاد می‌کنند.[16]

نظریات آشفتگی

دیدگاه بی‌سازمانی، پس از جنگ جهانی اول مطرح شد و از عمده‌ترین مشخصه‌های نظرات آن، تأکید بر نظم و تعادل جامعه است؛ که تخریب اجتماعی را به اهداف نهادی و درونی‌نشده نسبت می‌دهند.[17]

1)نظریه بی‌هنجاری(آنومی)؛ این نظریه توسط دورکیم بیان شده است. دورکیم مفهوم آنومی را با اشاره به این نکته ابداع کرده، که در جوامع امروزی، در سطح جامعه یا گروه‌های تشکیل‌دهنده آن، معیارها و هنجارهای سنتی، وضعیّتی در حال تضعیف دارد؛ بی‌آنکه هنجارهای جدیدی جایگزین آن گردد. بر این اساس، از نظر او، بی‌هنجاری در شرایطی به‌وجود می‌آید، که در حوزه‌های معیّنی از زندگی اجتماعی، معیارهایی روشن، برای راهنمایی رفتار وجود نداشته باشد. البته او معتقد است، پیامدهایی را در شکل نوعی نابسامانی روانی و فردی و در قالب تعارض شخصیّت فردی و خودخواه انسان، با شخصیّت اجتماعی و دیگرخواه او به‌وجود می‌آورد. در نتیجه با تضعیف نیروی کنترل فشارهای وجدان جمعی، فرد به حال خود رها شده و در اثر فشارهایی که بر فرد وارد می‌شود، رفتارهایی مانند خودکشی و کج‌روی از او سر می‌زند.[18]

2)نظریه بی‌سازمانی اجتماعی؛ در مقابل آراء دورکیم، دیدگاه جامعه‌شناسان ساختی متأخر قرار دارد؛ که بر آنند جامعه، خود این نیازهای متعارض را با ایجاد ناهم‌خوانی میان اهداف مورد نظر و وسائل دست‌یابی به آن‌ها، به‌وجود می‌آورد.[19]

مرتون (Robert King Merton: 1910-2003)، از جامعه‌شناسان کارکردگرا-ساختاری، در بحث خود، تحت عنوان "نابسامانی و ساخت اجتماعی"، نابسامانی را با بی‌ثباتی یکی می‌داند و نیز در ارتباط با این امر، از فروریختن نظم اخلاقی و فروپاشیده شدن نهادها، سخن می‌گوید.[20] نظریه‌ی او درباره فشار ساختی، غالبا نظریه ناهنجاری نامیده می‌شود. استدلال مرتون از این قرار بود که در هر جامعه‌ای، اهداف موفقیت، که به‌لحاظ فرهنگی تعریف‌شده هستند و ابزارهای مشروع گوناگونی که دست‌یابی به این اهداف را ممکن می‌سازند، وجود دارند. وقتی راه‌های مشروع دست‌یابی به این اهداف، محدود باشند و این محدودیّت برای کسانی که به وسایل مشروع دسترسی ندارند، فشاری ساختی میان وسایل و اهداف را به‌وجود می‌آورد؛[21] که باعث به‌وجود آمدن حالت مبهمی بین فرد و جامعه می‌شود و افراد رهنمودهای رفتاری و خطوط اخلاقی روشنی را برای خویش نمی‌یابند.[22] او معتقد است که تغییرات ناشی از صنعتی‌شدن و شهرنشینی و مهاجرت، موجب ناتوانی در درونی‌کردن هنجارها و سختی در یادگیری و به‌کارگیری آن‌ها می‌شود.[23]

 

مقاله

نویسنده فاطمه عمو عبداللهي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

نمایش فیلم تگزاس در روزهای اخیر نشان می دهد که مسعود اطیابی تغییر بزرگی در رویه فیلمسازی خود داده است. او که پیش از این با فیلمی درباره حوادث هشتاد و هشت نشان داده بود که در فکر پرداختن به مسائل جدی و حرکت در راستای سینمای اجتماعی است، حالا با تگزاس به جریان فیلم های پرفروشی پیوسته که اتفاقا بر خلاف فیلم قبلی اش دچار موانع ممیزی و عدم مجوز اکران نشده و با توجه به فضای سینمای ایران، سود قابل توجه‌ی را به جیب تهیه کننده واریز می کند.
مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

هنوز و بعد از گذشت حدود سه ماه از جشنواره فیلم فجر(سی و ششم) و دیدن فیلم سینمایی مصادره ، طعم تلخ تماشای آن هم زمان با اکران های نوروزی و فروش بالای این فیلم ذایقه ام را می آزارد. مصادره را شاید بتوان اروتیک ترین فیلم سینمای ایران پس از انقلاب برشمرد. این فیلم به شدت بیمار است و گویا به جز شوخی های سخیف جنسی حتی با دستمایه کردن یک کودک یا نوجوان راهی برای خندان و شادکردن مخاطبانش ندارد.
گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

خجالت نکش، یک فیلم مفرح است. فرحبخشی این فیلم نه از شوخی ها و تکه کلام ها، بلکه به جهت دنیای درونی فیلم است. دنیایی که در آن کودکی متولد می شود و پیری و گذر سن، مانعی برای زایش نیست. در روستای کوچک و کم جمعیت مهمت اباد، 231 نفر زندگی می کنند و این فیلم به ما می گوید که این جمعیت چگونه به اندازه یک نفر بیشتر می شود.
خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

اگر تلاش فیلم خوک در این است که یک کمدی متفاوت در سینمای ایران باشد، باید گفت که در این کار موفق شده است. این فیلم توجهی به شوخی ها کلامی و متدوال در سینمای طنز ندارد. تا حد زیادی می کوشد که از مزیت های واقعیت استفاده کند و در مناسبات انسانی و روابط فردی آدم ها دخل و تصرفی نکند و همزمان از سوی دیگر پیروزمندانه از میدان واقعیت بیرون بیاید بدون آنکه هیچ باج و امتیازی به آنچه که ما واقعیت صدایش می کنیم داده باشد؛ خوک خود را در واقعیت محدود نمی کند.
فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

صحبت از انیمیشنی سینمایی است که در فرم، تکنیک و ارائه مفاهیم به استاندارهای جهانی نزدیک شده و سعی دارد به‌دور از شعار و کلیشه به یک مقطع تاریخی با رگه‌های دینی بپردازد و آغازکننده راهی جریان‌ساز برای صنعت سینمایی انیمیشن در ایران باشد.

پر بازدیدترین ها

بازنمایی زنان چادری در سینما ; نگاهی به فیلم چهارشنبه 19 اردیبهشت

بازنمایی زنان چادری در سینما ; نگاهی به فیلم چهارشنبه 19 اردیبهشت

کارکرد اساسی رسانه ها از جمله سینما عبارت است از بازنمایی واقعیت های جهان خارج برای مخاطبان واغلب دانش و شناخت مخاطبان از جهان به وسیله رسانه ها ایجاد می شودودرک آن ها از واقعیت به واسطه میانجی گری همین رسانه ها شکل می گیرد.رسانه ها جهان را برای ما تصویر می کنند واین هدف را با انتخاب و تفسیر خود در کسوت دروازبانی و به وسیله عواملی انجام می دهند که از ایدیولژی اشباع هستند.
داستان تکراری قالب تکراری | نگاهی به سریال «زمانه»

داستان تکراری قالب تکراری | نگاهی به سریال «زمانه»

این مجموعه، مانند بسیاری از کارهای تلوزیون ضعف ها و نقطه قوت هایی دارد. می توان گفت مسئله عشق و ازدواج پنهانی مهمترین ایده این سریال است. اینکه ما دغدغه ها و مشکلات مردم و جامعه را به صورت عامه پسند و در رسانه ملی مطرح کنیم...
سیاهی آزاد شد، سفیدی در بند ماند | دربارهٔ کوئنتین تارانتینو و فیلمِ «جانگو آزاد شده»

سیاهی آزاد شد، سفیدی در بند ماند | دربارهٔ کوئنتین تارانتینو و فیلمِ «جانگو آزاد شده»

فیلم اخیر تارنتینو را می‌توان در راستای تمایلات سیاسی او به جمهوری خواهان ارزیابی کرد. با شروع دور دوم ریاست جمهوری اوباما و نیاز جمهوری‌خواهان به پشتوانه‌های رسانه‌ای جهت کنترل افکار عمومی، باعث تولید دو فیلم شاخص شد. جِنگوی آزاد شده و لینکلن...
No image

ماجرای طنز و کمدی

طنز، هنری است که انسان در تلاش برای دگرگون ساختن جهان به‌دست می‌آورد و همیشه به‌شکل کنش و واکنش و در نتیجه نگاه وی به محیط و واقعیت (به‌طور خاص)نمود پیدا می‌کند.طنز راستین که از حوادث واقعی زندگی نشأت گرفته و مبتنی‌بر واقعیت‌های زندگی بوده..
No image

این همه خنده برای چیست؟

ارسطو در مقایسه تراژدی و کمدی به نگرش متفاوت این دو به انسان اشاره می‌کند و می‌گوید «این یکی (کمدی) مردم را فروتر از آنچه هستند نشان می‌دهد و آن یکی (تراژدی) برتر و بالاتر بنابراین می‌توان چنین نتیجه گرفت که در کمدی تماشاگران همواره در موقعیتی فراتر از برتر از اشخاص نمایش قرار می‌گیرند و بالعکس...
Powered by TayaCMS