دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اتابکان

No image
اتابکان

كلمات كليدي : تاريخ، اتابك، اتابكان، اتابكان دمشق، اتابكان موصل و حلب، اتابكان آذربايجان، اتابكان فارس

نویسنده : سعيده سلطاني مقدم

«اتابک» واژه‌ای است ترکی و به معنای «امیر» می‌باشد. اتابکان غلامان ترک نژادی بودند که عموماً از بلاد «قبچاق» در شمال دریای سیاه توسط دولت سلاجقه به خدمت گرفته شدند.[1]

چون اقوام سلاجقه بسیار جنگجو و ممالک بسیاری را نیز به همین سبب گشوده بودند از جنگجویی، شجاعت و از جان گذشتگی ترکان در این امر بهره می‌بردند و فرماندهی لشگریان خود را به کسانی دیگر غیر از غلامان ترک وانمی‌گذاشتند. با گسترش ممالک مفتوحه در «ارّان و گرجستان» نیز بکارگیری این غلامان افزایش یافت.

با نشان دادن لیاقت و کفایت از مرتبه غلامی ارتقاء یافته و در دریار و سپاه به مقاماتی رسیدند و نیز سلاجقه طبق عادت، شاهزادگان خردسال خود را برای تربیت، خصوصاً در امور سیاسی و جنگی به دست این غلامان می‌سپردند و در موقع فرستادن شاهزادگان به حکومت ولایات، سرپرستی آنها را بدست غلامان ترک می‌سپردند تا کارها در صورت لزوم با مشورت و صلاح دید اتابکان انجام شود.[2]

"قلقشندی" در تاریخش یاد می‌کند که «اتابک» در اصل به معنای پدر امیر است و اولین کسی که این لقب را گرفت «نظام الملک» وزیر معروف سلطان "ملکشاه سلجوقی" بود که اتابک "الب ارسلان" بوده است. ملکشاه به وزیر خود اختیار تام داده و او را «واله» خواند. و القابی همچون «اتابک» و اقطاعاتی بیش از آنچه در گذشته داشت به او اعطا کرد.

«اقطاع» زمین‌هایی بوده است که پادشاهان به پاداش لیاقت و کار آزمودگی فرماندهان نظامی به آنها می‌دادند تا شاید در قلمرو تحت اختیارشان وظایفشان را بهتر انجام دهند.

در اواخر دوره سلجوقی پادشاهان و شاهزادگان سلجوقی درگیر جنگهای داخلی و رقابت با یکدیگر شدند. قدرتشان از دست رفته و یا گاهاً درگیر و دار جنگ در جوانی در می‌گذشتند.

در این حین اتابکان فرصت را غنیمت شمرده از ضعف شاهان و از اختیارات خود استفاده کرده و هر کدام در ناحیه‌ای از ممالک سلاجقه و یا زمین‌ها و اقطاعات خود استقلال بدست می‌آوردند و حکومتی را تشکیل می‌دادند و برای فرزندان خود نیز حکومت را به ارث می‌گذاشتند مثل: اتابکان دمشق، موصل، آذربایجان، فارس، حلب، یزد و لرستان که ما به چند مورد از مهمترین آنها اشاره می‌کنیم.

اتابکان دمشق (497- 549 ه.ق.)

"طغتکین" که تربیت پسر خردسال "تتش" سلجوقی را به عهده داشت پس از مرگ پسر سلطان حکومت دمشق را در دست گرفت و «اتابکان دمشق» را پی‌ریزی کرد که به «بوریون» یا خاندان «بوری» نیز معروف است. حکومت اتابکان دمشق زیر نفوذ خاندان طغتکین ادامه یافت تا در سال 549 ه.ق. به دست خاندان زنگی افتاد.

اتابکان موصل و حلب(533-541 ه.ق.)

اتابکان «نبی زنگی» یا اتابکان موصل(جزیره و حلب)، نسب‌شان به پسر "آقسنقر" یکی از بردگان ملکشاه سلجوقی یعنی "عماد الدین زنگی" بود که "عمادالدین" تحت تربیت و نگهداری "برکیارق" فرزند ملکشاه سلجوقی قرار گرفت سلطان محمود سلجوقی دو پسر خود "آلب ارسلان" و "فرخ شاه" را به عمادالدین زنگی سپرد و از این زمان زنگی لقب «اتابک» گرفت.

عمادالدین با نشان دادن لیاقت خود و حلب توجه پادشاهان سلجوقی به حکومت بصره رسید و بارها کوشید تا دمشق را زیر نفوذ خود درآورد اما به دلیل همکاری صلیبی‌ها با اتابکان این شهر موفق به این کار نشد و سرانجام نیز بدست غلامان خود در سال 341 ه.ق.کشته شد و به "اتابک شهید" معروف شد.

"نورالدین محمود" فرزند "عماد الدین" حکومت حلب را به دست آورد و سیاست پدرش را در جهاد علیه صلیبی‌ها در پیش گرفت.

محمود شهر «رها» شهر مهم صلیبی‌ها را از دست آنها خارج کرد و آنها را وادار کرد به فکر جنگ صلیبی‌ دوم علیه شام بیفتند که البته در این جنگ شکست خوردند.[3]

"صلاح الدین ایوبی" که پیش از این گفتیم اقطاعات عمادالدین زنگی را گرفته بود در زمان نورالدین محمود نیابت او در دمشق را عهده دارد بود و از طرفی وزارت خلیفه شیعی مقر نیز با او بود و او مجبور بود هم به نام محمود سنی و هم خلیفه شیعه خطبه بخواند که همین باعث تعارضات و درگیری‌های صلاح‌الدین و محمود بود تا زمان وفات نورالدین محمود که تمام سرزمینهای تحت حکومت او بدست صلاح‌الدین افتاد و او مظهر بزرگترین حاکم اسلامی خاورمیانه شد.[4]

اتابکان آذربایجان(541-622 ه.ق.)

مؤسس سلسله اتابکان آذربایجان "ایلدگز" اصلاً از غلامان قبچاقی بود که در دستگاه "سلطان مسعود" سلجوقی اهمیت و اعتباری حاصل کرد. "مسعود"، زن برادر خود، طغرل را بعد از مرگش به او داد و اتابکی پسر طغرل بعنی "ارسلان شاه" را نیز به او سپرد.

مسعود با دیدن کیاست و تدبیر او حکومت آذربایجان و اران را به اقطاعی به او داد و چنین شد که روز به روز به اقتدار ایلدگز افزوده شد.

او خود به جهاد با عیسویان گرجستان همت گماشت و به گفته مورخان خود در یکی از همین حملات رنجور شد و وبایی عظیم در لشکرش رخ داد که ناگزیر به بازگشت شد و در «نخجوان» درگذشت.

بعد از ایلدگز، پسر بزرگش، "نصرالدین محمد" با کفایت و درایت بلاد وسیع تحت امر پدرش را اداره کرد و ارسلان پسر طغرل را به جای پدرش نشاند.

از او چهار پسر ماند که دو پسر او "نصرت‌الدین ابوبکر" و "اوزبک" که از کنیزکی بودند به امیری رسیدند. که هر دو امیرانی عیاش و خوش گذران بوده و از تدبیر امور مملکتی غافل که در زمان "اوزبک" اتفاق مهمی جز استیلای گرجستان، مشکین و اردبیل و استیلای مغول در سال 617 ه.ق. نیفتاد و سلسله اتابکان آذربایجان بعد از 85 سال امیری پایان یافت.[5]

اتابکان فارس(543 – 693 ه.ق.)

"سلغر" رئیس یکی از قبایل ترکمان بود که پس از استیلای دولت سلجوق به خدمت آنها رفت و در دربار طغرل سلجوقی به منصب حاجبی رسید.

یکی از جانشینان سلغر به نام "سنقر بن مودود" بر ملکشاه پسر سلطان محمد شورید و بر منطقه فارس تسلط یافته و دولتی تاسیس کرد. بنام «اتابکان فارس» که یک قرن و نیم دوام داشت، او نفوذش را تا کرمان ادامه داده و شیراز را به پایتختی برگزید و سرانجام پس از 13 سال حکومت درگذشت.

پس از سنقر برادرش "اتابک مظفر زنگی" به جای او نشست و او نیز 14 سال حکومت کرد.

اتابک، "مظفرالدین تکله،" پسر زنگی بعد از پدر وارث تاج و تخت او شد و وزیر با کفایت و سیاست‌اش "خواجه امین‌الدین کازرونی" بود.

از پادشاهان هنرمند و هنرپرور اتابکان فارس مظفرالدین طغرل پسر اتابک سنقر بود که توسط اتابک تکله چشمان‌اش به میل کشیده و سپس کشته شد.

اتابک مظفرالدین "ابوشجاع سعد بن زنگی،" پادشاهی کریم و شجاع بود که توسط حافظ شیراز نیز مورد ستایش و تقدیر قرار گرفته است.

او بعد از اینکه به خدمت و اطاعت سلطان "محمد خوارزمشاه" درآمد در سال 632 ه.ق. درگذشت. بعد از "سعد بن زنگی"، پسرش "ابوبکر زنگی" جانشین او شد و قلمرو خود را تا بحرین و تمام جزایر خلیج‌ فارس گسترش داد و بعد از کشور گشائی‌های چنگیز عاقلانه تر، آن دید که در مقابل او ایستادگی نکند. چنگیز نیز قلمرو او را مورد تاخت و تاز خود قرار نداد.

سپس بعد از مرگ او پسر خردسالش اتابک محمد به تخت نشست و مادرش "ترکان خاتون" که زنی قدرتمند و حیله‌گر بود وزیر "خواجه نظام الدین ابوبکر" را با هدایایی نزد "هولاکو" فرستاد و اظهار اطاعت کرد و اتابکان فارس تا آخرین آنها، سلجوقشاه پسر سلغرشاه در رکاب و ملازم هولاکو بودند.[6]

مقاله

نویسنده سعيده سلطاني مقدم
جایگاه در درختواره تاریخ ایران بعد از اسلام - حمله مغول تا صفویه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

نمایش فیلم تگزاس در روزهای اخیر نشان می دهد که مسعود اطیابی تغییر بزرگی در رویه فیلمسازی خود داده است. او که پیش از این با فیلمی درباره حوادث هشتاد و هشت نشان داده بود که در فکر پرداختن به مسائل جدی و حرکت در راستای سینمای اجتماعی است، حالا با تگزاس به جریان فیلم های پرفروشی پیوسته که اتفاقا بر خلاف فیلم قبلی اش دچار موانع ممیزی و عدم مجوز اکران نشده و با توجه به فضای سینمای ایران، سود قابل توجه‌ی را به جیب تهیه کننده واریز می کند.
مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

هنوز و بعد از گذشت حدود سه ماه از جشنواره فیلم فجر(سی و ششم) و دیدن فیلم سینمایی مصادره ، طعم تلخ تماشای آن هم زمان با اکران های نوروزی و فروش بالای این فیلم ذایقه ام را می آزارد. مصادره را شاید بتوان اروتیک ترین فیلم سینمای ایران پس از انقلاب برشمرد. این فیلم به شدت بیمار است و گویا به جز شوخی های سخیف جنسی حتی با دستمایه کردن یک کودک یا نوجوان راهی برای خندان و شادکردن مخاطبانش ندارد.
گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

خجالت نکش، یک فیلم مفرح است. فرحبخشی این فیلم نه از شوخی ها و تکه کلام ها، بلکه به جهت دنیای درونی فیلم است. دنیایی که در آن کودکی متولد می شود و پیری و گذر سن، مانعی برای زایش نیست. در روستای کوچک و کم جمعیت مهمت اباد، 231 نفر زندگی می کنند و این فیلم به ما می گوید که این جمعیت چگونه به اندازه یک نفر بیشتر می شود.
خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

اگر تلاش فیلم خوک در این است که یک کمدی متفاوت در سینمای ایران باشد، باید گفت که در این کار موفق شده است. این فیلم توجهی به شوخی ها کلامی و متدوال در سینمای طنز ندارد. تا حد زیادی می کوشد که از مزیت های واقعیت استفاده کند و در مناسبات انسانی و روابط فردی آدم ها دخل و تصرفی نکند و همزمان از سوی دیگر پیروزمندانه از میدان واقعیت بیرون بیاید بدون آنکه هیچ باج و امتیازی به آنچه که ما واقعیت صدایش می کنیم داده باشد؛ خوک خود را در واقعیت محدود نمی کند.
فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

صحبت از انیمیشنی سینمایی است که در فرم، تکنیک و ارائه مفاهیم به استاندارهای جهانی نزدیک شده و سعی دارد به‌دور از شعار و کلیشه به یک مقطع تاریخی با رگه‌های دینی بپردازد و آغازکننده راهی جریان‌ساز برای صنعت سینمایی انیمیشن در ایران باشد.

پر بازدیدترین ها

داستان تکراری قالب تکراری | نگاهی به سریال «زمانه»

داستان تکراری قالب تکراری | نگاهی به سریال «زمانه»

این مجموعه، مانند بسیاری از کارهای تلوزیون ضعف ها و نقطه قوت هایی دارد. می توان گفت مسئله عشق و ازدواج پنهانی مهمترین ایده این سریال است. اینکه ما دغدغه ها و مشکلات مردم و جامعه را به صورت عامه پسند و در رسانه ملی مطرح کنیم...
بازنمایی زنان چادری در سینما ; نگاهی به فیلم چهارشنبه 19 اردیبهشت

بازنمایی زنان چادری در سینما ; نگاهی به فیلم چهارشنبه 19 اردیبهشت

کارکرد اساسی رسانه ها از جمله سینما عبارت است از بازنمایی واقعیت های جهان خارج برای مخاطبان واغلب دانش و شناخت مخاطبان از جهان به وسیله رسانه ها ایجاد می شودودرک آن ها از واقعیت به واسطه میانجی گری همین رسانه ها شکل می گیرد.رسانه ها جهان را برای ما تصویر می کنند واین هدف را با انتخاب و تفسیر خود در کسوت دروازبانی و به وسیله عواملی انجام می دهند که از ایدیولژی اشباع هستند.
سیاهی آزاد شد، سفیدی در بند ماند | دربارهٔ کوئنتین تارانتینو و فیلمِ «جانگو آزاد شده»

سیاهی آزاد شد، سفیدی در بند ماند | دربارهٔ کوئنتین تارانتینو و فیلمِ «جانگو آزاد شده»

فیلم اخیر تارنتینو را می‌توان در راستای تمایلات سیاسی او به جمهوری خواهان ارزیابی کرد. با شروع دور دوم ریاست جمهوری اوباما و نیاز جمهوری‌خواهان به پشتوانه‌های رسانه‌ای جهت کنترل افکار عمومی، باعث تولید دو فیلم شاخص شد. جِنگوی آزاد شده و لینکلن...
No image

ماجرای طنز و کمدی

طنز، هنری است که انسان در تلاش برای دگرگون ساختن جهان به‌دست می‌آورد و همیشه به‌شکل کنش و واکنش و در نتیجه نگاه وی به محیط و واقعیت (به‌طور خاص)نمود پیدا می‌کند.طنز راستین که از حوادث واقعی زندگی نشأت گرفته و مبتنی‌بر واقعیت‌های زندگی بوده..
No image

این همه خنده برای چیست؟

ارسطو در مقایسه تراژدی و کمدی به نگرش متفاوت این دو به انسان اشاره می‌کند و می‌گوید «این یکی (کمدی) مردم را فروتر از آنچه هستند نشان می‌دهد و آن یکی (تراژدی) برتر و بالاتر بنابراین می‌توان چنین نتیجه گرفت که در کمدی تماشاگران همواره در موقعیتی فراتر از برتر از اشخاص نمایش قرار می‌گیرند و بالعکس...
Powered by TayaCMS