دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

باورکن تا بدانی

طیف گسترده‌ای از مطالعات انسان‌شناختی میدانی و نظری در مورد دین موجودند که به‌ویژه طرح بعضی از آن‌ها برای خواننده وطنی خالی از جذابیت نیست. در این میان شاید طرح آرای کلیفورد گیرتز به دلیل تأثیر گسترده وی بر انسان شناسی معاصر خالی از فایده نباشد. هر چند کارهای گیرتز اختصاصاً درباره دین نیست، اما بخش قابل توجهی از آثار او درباره دین است. از میان آثار او درباره دین مقاله مفصل و مشهورش با عنوان «دین به مثابه نظامی فرهنگی» اهمیت ویژه‌ای دارد. اهمیت این مقاله از این جهت است که گیرتز در آن با زبانی نظری به طور کامل به ارائه رویکردش به...
No image
باورکن تا بدانی
باورکن تا بدانی دین- دکتر مهرداد عربستانی: با وجود غنای ادبیات انسان‌شناختی در مورد دین، در کشور ما عموماً آشنایی اندکی با آن وجود دارد. طیف گسترده‌ای از مطالعات انسان‌شناختی میدانی و نظری در مورد دین موجودند که به‌ویژه طرح بعضی از آن‌ها برای خواننده وطنی خالی از جذابیت نیست. در این میان شاید طرح آرای کلیفورد گیرتز به دلیل تأثیر گسترده وی بر انسان شناسی معاصر خالی از فایده نباشد. هر چند کارهای گیرتز اختصاصاً درباره دین نیست، اما بخش قابل توجهی از آثار او درباره دین است. از میان آثار او درباره دین مقاله مفصل و مشهورش با عنوان «دین به مثابه نظامی فرهنگی» اهمیت ویژه‌ای دارد. اهمیت این مقاله از این جهت است که گیرتز در آن با زبانی نظری به طور کامل به ارائه رویکردش به دین می‌پردازد و رأی خود را در این‌باره به شیوه‌ای نظام‌مند مطرح می‌کند. در این مقاله او ابتدا تعریف معروفش از دین را- که بارها نقل قول شده است- ارائه می‌دهد و تفصیل این تعریف در واقع تفصیل نظرش درباره دین است. گیرتز در یک چشم‌انداز کلی بر آن است که نمادهای مقدس سر مشق (Ethos : پی‌رنگ، خصیصه و کیفیت زندگی، و شیوه و مشرب معنوی و زیبایی‌شناختی) مردم را با جهان‌بینی آنها هماهنگ نشان دهد. دین طریقی از زندگی را ارائه می‌دهد که به خوبی با وضعیت امور آن‌گونه که جهان‌بینی آن‌ها را توصیف می‌کند در هماهنگی است؛ و به این ترتیب سرمشق به لحاظ فکری معقول جلوه داده می‌شود. از دیگر سو، جهان‌بینی به عنوان تصویری از حالت واقعی امور چنان نمایانده می‌شود که به‌ویژه در انطباق با سرمشق قرار داشته باشد و به این نحو جهان‌بینی به لحاظ عاطفی قانع‌کننده می‌نماید. به عبارت دیگر جهان‌بینی توجیهی عقلانی برای سرمشق مهیا می‌کند و سرمشق هم متقابلاً توجیهی عاطفی برای جهان‌بینی تدارک می‌بیند و به این نحو در دین یک متافیزیک ویژه (که غالباً تلویحی است) با یک شیوه زندگی ویژه به گونه‌ای در توافق قرار می‌گیرد که هر یک با اقتداری که از دیگری وام می‌گیرند تقویت می‌شوند.نظریه گیرتز درباره دین، شرح و بسط این دیدگاه کلی و تنقیح نظری آن است. او برای این کار تعریفی از دین ارائه می‌دهد که در حقیقت چکیده نظریه او درباره دین است: دین نظامی از نمادهاست، که کارش استقرار حالات روحی (Mood) و انگیزش‌های قدرتمند، فراگیر و دیرپا در انسان‌هاست؛ به مدد فرمول‌بندی مفاهیمی از نظم کلی هستی و پوشاندن این مفاهیم با چنان هاله‌ای از واقعیت بودگی (Factuality) که این حالات روحی و انگیزش‌ها به طور بی‌مانندی واقعیت‌گرایانه بنمایند. در درجه اول گیرتز دین را نظامی نمادین می‌داند، یعنی منظومه‌ای از نمادها که با هم ارتباط متقابل و اندام‌وار دارند. ترکیب نمادها الگوهای فرهنگی را می‌سازد که منابعی خارجی هستند، به این معنا که در بیرون از افراد و به طور عینی در فضایی بین الاذهانی وجود دارند. این الگوهای فرهنگی «مدلی» هستند از ارتباط بین موجودات، اشیاء و فرآیندها، اما در این جا تمایز بین «مدل از» و «مدل برای» به لحاظ تحلیلی حایز اهمیت است. در «مدل از» برای بهتر فهمیدن واقعیت، ساختاری نمادین شبیه به واقعیت ساخته می‌شود(مثل تهیه یک نقش از یک ساختمان موجود)؛ اما در «مدل برای » نظام غیرنمادین براساس روابط نمادین دستکاری می‌شود (مثل تهیه یک نقشه برای ساختن یک ساختمان). آنچه الگوهای فرهنگی را از دیگر الگوهای غیر نمادین(مثل ژن‌ها) جدا می‌کند این است که مدل‌های فرهنگی برخلاف الگوهای غیر نمادین که فقط «مدل‌برای» هستند، خصیصه‌ای دوگانه دارند، به این صورت که با شکل دادن به واقعیت اجتماعی و روان شناختی و در عین حال پذیرفتن شکل آن‌ها، به این واقعیات معنا می‌دهند. این تعامل و جابه‌جایی بین «مدل برای» و «مدل از» که از طریق آن فرمول بندی نمادین ممکن می‌شود شاخصه ذهن انسان است. مثلا در طی مناسک محرم، هم مدلی از آن چه رخ داده ارائه می‌شود و هم مدلی برای آن چه که باید به عنوان یک کار درست(توسط یک مومن) رخ بدهد. حال سؤال این است که نمادهای دینی چگونه و با چه سازوکاری این کار را انجام می‌دهند؟ و کارکرد نمادهای دینی چگونه اعمال می‌شود؟ نمادهای دینی این کار را با ایجاد کردن یک سری طبایع(Disposition) در دین ورز به انجام می‌رساند، طبایعی که باعث می‌شود یک فرد دین‌دار محسوب شود. به طور مشخص دو دسته طبایع توسط نمادهای دینی ایجاد می‌شوند؛ یکی حالات روحی و دیگر انگیزش‌ها. حالات روحی بر افراد عارض می‌شوند، مثل شادی، وحشت، خشم، وجد و... و هنگامی که عارض می‌شوند فراگیر هستند و تمام وجود فرد را می‌پوشانند. مثلا کسی نمی‌تواند در آن واحد هم شاد باشد و هم وحشت‌زده، بلکه در هر زمان فقط می‌تواند یکی از این‌ها باشد. وقتی یک حالت روحی وجود دارد بر تمام وجود حاکم است، ولی دسته دیگر از طبایع شامل انگیزش‌ها هستند که می‌توان آن‌ها را مثل صفاتی دانست که فردی‌داراست. به این ترتیب همان طور که می‌توان صفات مختلفی را در آن واحد دارا بود، می‌توان انگیزش‌های متفاوتی را هم در عین حال دارا بود؛ مثلا هم شجاع بود و هم امیدوار یا مستقل. مهمترین تفاوتی که می‌توان بین حالات روحی و انگیزش‌ها قائل شد این است که انگیزش‌ها با نتایجی که از آن‌ها منتج می‌شود معنا می‌یابند ولی حالات با ارجاع به شرایطی که فرض می‌شود از آن شرایط منتج شده‌اند معنا می‌یابند. به سخن دیگر انگیزش‌ها با مقاصدشان و حالات روحی با منبع و منشأ‌شان تفسیر می‌شوند. به عنوان مثال شجاعت زمانی به عنوان یک انگیزش دینی تلقی می‌شود که فرضاً ناشی از غیرت دینی دانسته شود وگرنه یک انگیزش دینی قلمداد نمی‌شود، ولی اندوه به عنوان یک حالت روحی زمانی دین تلقی می‌شود که ناشی از مثلا یک تعزیه دینی باشد. اما دلیل این‌که نمادهای دینی می‌توانند طبایع دینی بسازند این است که این طبایع را در شاکله‌ای از نظم کلی هستی قرار می‌دهند. در غیر این صورت این طبایع تفاوتی با طبایع غیردینی نداشتند. دین نظمی کلی و استعلالی از هستی را- هرچند به طور مبهم وغیر نظام‌مند- ارائه می‌دهد که به کل نمادهایش معنایی دینی و قدسی می‌دهد. این نظم کلی هستی در واقع حاصل کند و کاوی عقلانی برای تفسیر و قابل فهم کردن دنیاست. تجربه‌های آشفتگی ذهنی، رنج و پارادوکس اخلاقی که به ترتیب باعث پدید آمدن مسئله جهل،‌درد، و بی‌عدالتی می‌شوند، چالش‌هایی‌اند که قابل فهم کردن دنیا را مخدوش می‌کنند، لذا هم چون سائق‌هایی هستند که این کندوکاو عقلانی برای قابل فهم کردن دنیا را تحریک می‌کنند تا نشان دهند که این امور نامعقول خصیصه کلی جهان نیستند. کیهان‌شناسی‌های دینی و آخرت‌شناسی‌ها در حقیقت پاسخ‌های دینی به این چالش هستند. باور به وجود جهانی در ورای جهان دنیوی که به نوعی ادامه و تکمیل کننده آن محسوب می‌شود، کمکی است به تبیین عقلانی این جهانی که در غیر این صورت ناکامل و نامعقول جلوه می‌کرد. کیهان شناسی دینی به و سیله نمادها قلمرو هستی انسان را به قلمرو وسیع‌تری پیوند می‌زنند و به این ترتیب با ترسیم قلمروی که خارج از دسترس معمول قرار دارد و با ارجاع حل مسائل جهان انسانی، رنج و احساس بی‌عدالتی بنیادین به این قلمرو، احساس بی‌معنایی را تسکین می‌دهند. اما چه چیز باعث می‌شود که انسان این دیدگاه دینی و شاکله عقلانی‌ای را که برای جهان تدارک دیده بپذیرد؟ به عبارت دیگر دین چگونه به باور در می‌آید؟ چشم‌انداز دینی چشم‌انداز ویژه‌ای است که می‌توان آن را در کنار چشم‌اندازهای دیگری مثل چشم‌انداز «فهم عامه» چشم‌انداز زیبایی شناختی و چشم‌انداز علمی قرار داد. گیرتز برآن است که این چشم‌اندازها هر یک به گونه‌ای مستقل و خودمختارند و هریک قواعد درونی خود را دارند و در این میان قاعده زیر بنایی چشم‌انداز دینی این است که «آن که می‌خواهد بداند باید ابتدا باور کند» آن گونه که رودولف اتو بیان می‌کند؛ تجربه دینی را تنها می‌توان القا کرد؛ یعنی امری آموختنی نیست فقط می‌تواند در فرد برانگیخته و بیدار شود اما آیا خصوصیت القائی و باور متقدم، تنها خصیصه چشم‌انداز دینی است؟ و آیا برای اتخاذ چشم‌اندازهای دیگر نوعی القاء و باور متقدم نیاز نیست؟ دیدن هر چشم‌انداز به عنوان یک بازی زبانی- آن گونه که ویتگنشتاین در نظر دارد آن را همچون منظومه مستقلی مطرح می‌کند که اصالتا غیر از کارکرد عملی هر بازی، دلیلی برای اتخاذ آن موجود نیست. به این ترتیب، دیگر چشم‌اندازها هم قبل از هر چیز برای پذیرفته شدن به نوعی القاء نیاز دارند. با این رویکرد چشم‌انداز دینی هم دارای کارکردی است که همان تبیین و توجیه تجربه انسان از جهل،‌رنج و پارادوکس اخلاقی(مسئله عدل) است، اما برای این‌که چشم‌انداز دینی بتواند این کارکرد را به صورتی قانع کننده به انجام برساند به یک پشتیبانی عاطفی لازم است تا این چشم‌انداز را منطبق با واقع بنماید. دین ورز باید در مورد صدق مفاهیم دین و اعتبار مسیر آن متقاعد شود و این «معجزه»‌ای است که در مناسک رخ می‌دهد. در مناسک، طبایع(حالات روحی و انگیزش‌ها) و نیز مفاهیم کلی از نظم هستی با هم تلفیق می‌شوند و متقابلا یکدیگر را تقویت می‌کنند. می‌توان گفت که دین تقریبا به تمامی در مناسک گنجانده شده است؛ و در زمان واحد هم «مدل از» آن چه دین ورزان باور دارند را به نمایش می‌گذارد و هم «مدل برای» باور را عرضه می‌کند. در طی نمایش منسکی انسان در حالی که به ایمانش می‌رسد، آن را تصویر می‌کند. انسان‌ها همیشه در جهان نمادهای دینی زندگی نمی‌کنند و معمولا واقعیت بزرگ‌تر زندگی مردم- حتی در زندگی قدیسین- در جهان فهم عامه و امور عملی جریان دارد. دین برای دین ورزان و معتقدان امری واقع گرایانه است، به این معنا که در ارتباط با امور عملی و زندگی روزمره معتقدان قرار دارد. انسان بین شیوه‌های متفاوت از دین دنیا در حرکت و نوسان است. شیوه‌هایی که بین آن‌ها شکاف‌های فرهنگی وجود دارد. جنبه «مدل‌از» دین یا به طور دقیق‌تر نمادهای دینی مرجعی برای تصویر از خود، جهان و ارتباط بین این دو است. در حالی که جنبه «مدل برای» دین، منبعی از طبایع (حالات روحی و انگیزش‌ها) را تدارک دیده و جای‌گیر می‌سازد که به واسطه آن‌ها دین در واقعیت عمل می‌کند. مثلا در دکترین «گناه نخستین» در مسیحیت، هم نگرشی به انسان و دنیا و ارتباط این دو وجود دارد و هم حالات روحی عود شونده و نیز انگیزش‌های ماندگاری توصیه می‌شوند که خود از طریق دین ورز بر واقعیت اجتماعی تاثیر می‌گذارد. پس در نهایت مطالعه دین در انسان‌شناسی عملی دو مرحله‌ای است: اول تحلیلی از نظام معنایی دین، که در نمادهای دینی جای‌گیر شده است؛ و دوم بررسی ارتباط این نظام معنایی به ساختاری اجتماعی و فرآیندهای روانی.
روزنامه همشهری

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

نمایش فیلم تگزاس در روزهای اخیر نشان می دهد که مسعود اطیابی تغییر بزرگی در رویه فیلمسازی خود داده است. او که پیش از این با فیلمی درباره حوادث هشتاد و هشت نشان داده بود که در فکر پرداختن به مسائل جدی و حرکت در راستای سینمای اجتماعی است، حالا با تگزاس به جریان فیلم های پرفروشی پیوسته که اتفاقا بر خلاف فیلم قبلی اش دچار موانع ممیزی و عدم مجوز اکران نشده و با توجه به فضای سینمای ایران، سود قابل توجه‌ی را به جیب تهیه کننده واریز می کند.
مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

هنوز و بعد از گذشت حدود سه ماه از جشنواره فیلم فجر(سی و ششم) و دیدن فیلم سینمایی مصادره ، طعم تلخ تماشای آن هم زمان با اکران های نوروزی و فروش بالای این فیلم ذایقه ام را می آزارد. مصادره را شاید بتوان اروتیک ترین فیلم سینمای ایران پس از انقلاب برشمرد. این فیلم به شدت بیمار است و گویا به جز شوخی های سخیف جنسی حتی با دستمایه کردن یک کودک یا نوجوان راهی برای خندان و شادکردن مخاطبانش ندارد.
گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

خجالت نکش، یک فیلم مفرح است. فرحبخشی این فیلم نه از شوخی ها و تکه کلام ها، بلکه به جهت دنیای درونی فیلم است. دنیایی که در آن کودکی متولد می شود و پیری و گذر سن، مانعی برای زایش نیست. در روستای کوچک و کم جمعیت مهمت اباد، 231 نفر زندگی می کنند و این فیلم به ما می گوید که این جمعیت چگونه به اندازه یک نفر بیشتر می شود.
خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

اگر تلاش فیلم خوک در این است که یک کمدی متفاوت در سینمای ایران باشد، باید گفت که در این کار موفق شده است. این فیلم توجهی به شوخی ها کلامی و متدوال در سینمای طنز ندارد. تا حد زیادی می کوشد که از مزیت های واقعیت استفاده کند و در مناسبات انسانی و روابط فردی آدم ها دخل و تصرفی نکند و همزمان از سوی دیگر پیروزمندانه از میدان واقعیت بیرون بیاید بدون آنکه هیچ باج و امتیازی به آنچه که ما واقعیت صدایش می کنیم داده باشد؛ خوک خود را در واقعیت محدود نمی کند.
فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

صحبت از انیمیشنی سینمایی است که در فرم، تکنیک و ارائه مفاهیم به استاندارهای جهانی نزدیک شده و سعی دارد به‌دور از شعار و کلیشه به یک مقطع تاریخی با رگه‌های دینی بپردازد و آغازکننده راهی جریان‌ساز برای صنعت سینمایی انیمیشن در ایران باشد.

پر بازدیدترین ها

داستان تکراری قالب تکراری | نگاهی به سریال «زمانه»

داستان تکراری قالب تکراری | نگاهی به سریال «زمانه»

این مجموعه، مانند بسیاری از کارهای تلوزیون ضعف ها و نقطه قوت هایی دارد. می توان گفت مسئله عشق و ازدواج پنهانی مهمترین ایده این سریال است. اینکه ما دغدغه ها و مشکلات مردم و جامعه را به صورت عامه پسند و در رسانه ملی مطرح کنیم...
بازنمایی زنان چادری در سینما ; نگاهی به فیلم چهارشنبه 19 اردیبهشت

بازنمایی زنان چادری در سینما ; نگاهی به فیلم چهارشنبه 19 اردیبهشت

کارکرد اساسی رسانه ها از جمله سینما عبارت است از بازنمایی واقعیت های جهان خارج برای مخاطبان واغلب دانش و شناخت مخاطبان از جهان به وسیله رسانه ها ایجاد می شودودرک آن ها از واقعیت به واسطه میانجی گری همین رسانه ها شکل می گیرد.رسانه ها جهان را برای ما تصویر می کنند واین هدف را با انتخاب و تفسیر خود در کسوت دروازبانی و به وسیله عواملی انجام می دهند که از ایدیولژی اشباع هستند.
سیاهی آزاد شد، سفیدی در بند ماند | دربارهٔ کوئنتین تارانتینو و فیلمِ «جانگو آزاد شده»

سیاهی آزاد شد، سفیدی در بند ماند | دربارهٔ کوئنتین تارانتینو و فیلمِ «جانگو آزاد شده»

فیلم اخیر تارنتینو را می‌توان در راستای تمایلات سیاسی او به جمهوری خواهان ارزیابی کرد. با شروع دور دوم ریاست جمهوری اوباما و نیاز جمهوری‌خواهان به پشتوانه‌های رسانه‌ای جهت کنترل افکار عمومی، باعث تولید دو فیلم شاخص شد. جِنگوی آزاد شده و لینکلن...
No image

ماجرای طنز و کمدی

طنز، هنری است که انسان در تلاش برای دگرگون ساختن جهان به‌دست می‌آورد و همیشه به‌شکل کنش و واکنش و در نتیجه نگاه وی به محیط و واقعیت (به‌طور خاص)نمود پیدا می‌کند.طنز راستین که از حوادث واقعی زندگی نشأت گرفته و مبتنی‌بر واقعیت‌های زندگی بوده..
No image

این همه خنده برای چیست؟

ارسطو در مقایسه تراژدی و کمدی به نگرش متفاوت این دو به انسان اشاره می‌کند و می‌گوید «این یکی (کمدی) مردم را فروتر از آنچه هستند نشان می‌دهد و آن یکی (تراژدی) برتر و بالاتر بنابراین می‌توان چنین نتیجه گرفت که در کمدی تماشاگران همواره در موقعیتی فراتر از برتر از اشخاص نمایش قرار می‌گیرند و بالعکس...
Powered by TayaCMS